ویژگی ها

علقه همان نفس واحده در قرآن است

 

مقدمه نوشتار


معنی نفس در بین مترجمین و مفسرین روایت بسیاری دارد. نفس را برخی جاها روح معنی میکنند که با تعاریف روح در قرآن تناقص آشکار دارد. روح من امر ربی و امر خدا فرمان و قوانین طبیعت هستند که نظام جهان مادی بر آن استوار است. هرجسمی دارای یک هویت واحد است. اتم آهن هویتی خاص خود دارد. وقتی خورشید و ستارگان برچیده و محو میشوند و هویت ها مانند زمان ابداع کیهان که همه هویت ها در هم ادغام شده بودند ذرات بنیادی، ماده و ضد ماده ،الکترون و پوزیترون یا ضد الکترون همه دارای یک هویت واحد بودند و در هم تنیده که با پائین آمدن حرارت از هم تفکیک و هر کدام هویت خاص خود را یافتند. بعد از برچیده شدن کیهان خداوند میفرماید واذالنفوس زوجت ونفس ها زمانی که کیهان برچیده میشود وبه حالت آغازین ایجاد کیهان میرسند تمامی نفوس با هم ادغام و زوج میشوند. نفس ها بهم میپیوندند. بنابراین در اینجا ما دو مطلب مهم نفس و واحده را میتوانیم معنی کنیم. نفس میشود یک هویت و نفس واحده هم هویتی است تکی که منشائ پیدایش هویت های دیگری است که قبل از آن وجود نداشته اند. انفسکم یعنی خودتان یا هویت خودتان ونفس دارای معانی متفاوتی در قرآن است که به مقاله مفصلی نیاز دارد.

نفس واحده موجود زنده ای بوده که سر منشائ کل جانوران گیاهان روی خشکی و دریا است. نفس واحده برای گذراندن تکامل تا رسیدن به خلقت انسان تکامل یافته باید دوره انشائ را بگذراند. انشائ در قرآن معنی تکامل میدهد و با کلمه فسوی ارتباط مستقیمی دارد. تمامی تفاسیرو ترجمه ها بر داشت های کهن دانشمندان صدر اسلام مانند جناب ابن عباس و دانشمندان دو الی سه قرن بعد از ظهور اسلام را مبنی تفاسیر و ترجمه های خود قرار داده اند. مسلما آنها با مقایسه با علم روز آن زمان بر داشت های خود را بیان داشته اند. مائ دافق آب مرد نیست، قرار مکین رحم زن نیست خلق الانسان من نطفه نطفه آب مرد نیست. صلب و ترائب پشت مرد و سینه زن نیست. ما سیزده قرن آیات متشابه در باره خلقت انسان را اشتباه و بدون تجسس و تحقیق و تفکر و تعقل و مقایسه با علم روز بر باور خود نشانده ونسل اندر نسل عین آن را منتقل کرده ایم. قرآن به تمامی زمان ها تعلق دارد. گذشتگان ما با برداشت علم روز زمان خود آنها را بیان کردند و تصورات ذهنی غلطی است که به جای مانده وما هم اجازه میخواهیم بروش گذشتگان آیات را با علم روز مقایسه کنیم و به دانشمندان و دانشجویان ارائه دهیم و در تفکرات کهن بروز رسانی و خانه تکانی علمی انجام دهیم و باور کنید بیشماری از شبهات بر طرف میشود و قرآن را از مهجوریت علمی رها میسازیم.


نظر علم بر اساس آخرین یافته های علمی در باره خلقت حیات و درون آن انسان


زمین از توده ابر خورشیدی جدا شد وغبار کیهانی را به خود جلب کرد و فشرده شدند ، داغ و سپس مذاب و تشکیل پلاسمای مذاب دادند. پوسته جامد زمین روی زمین قرار گرفت و بر روی پوسته مذاب و سپس گداخته و سرد شده که حرارت آن بین صد الی 200 درجه قرار داشت تحولات پیدایش اولین ملکول های پایه و ساده حیات از بخار آب، متان، آمونیاک، ازت و سایرعناصرایجاد شدند. در پروسه ای که علم هنوز نمیداند به ملکول های زنجیره ای حیات تبدیل و سپس ملکول های زنجیره ای اولین نطفه حیات RNA در بین سنگ سیلیکات یا پیریت به عنوان کاتالیزاتور پا به عرصه وجود گذاشتند. این نطفه در حقیقت پیش نطفه حیات بود .چرا؟ زیرا ژن کامل نداشت و متابولیسم هم در آن به تکامل نرسیده بود. بعلاوه بدون هسته بود و غشائ پیچیده هسته ای هم نداشت و دارای یک رشته RNA بیشترنبود.

دانشمندان مردد هستند که این نطفه را جزئ موجودات زنده ردیف بندی کنند یا خیر ولی از آنجائیکه خاصیت تکثیر پذیری خود به خودی داشت و با تاژک های خود غذای ساده و آماده را که دراختیار داشت به درون خود میکشید و در پروتئین سنتزی نقش ایفائ میکرد آنرا پیش نطفه نامیدند که همان اولین باکتری های تک سلولی بدون هسته غیر هوازی بدون غشائ هسته ای بودند که مدت پانصد میلیون سال بر زمین و درون آب حاکمیت زمین را در اختیار داشت و پس از آن تک سلولی غیر هوازی فتو سنتز بدون هسته و غشائ هسته ای. این نوع باکتری از نوع قبلی دارای تکامل پیشرفته تری بود. میتوانست عمل فتو سنتز را انجام دهد. این هم پانصد میلیون سال حاکمیت زمین را در اختیار داشت و سپس حاکمیت را به سیا ن باکتری های هوازی ولی همچنان بدون هسته و غشائ هسته ای با ژن ناقص سپردند.

این باکتری ها هم پانصد میلیون سال فعالیت داشتند و به تولید اکسیژن پرداختند. تا کنون 2/6 میلیارد سال از عمر زمین گذشته و جو زمین یک طبقه کم قطر و تیره و متشکل از گاز ئیدروژن فراوان بخارآب، متان، آمونیاک و سایر گازها بود که کم کم اکسیژن که توسط سیان باکتری ها تولید و در جو زمین رها میشد درصد آن را نسبت به سایر گاز ها افزایش می یافت. درحقیقت سه دوره باکتری های اولیه و هر دوره پانصد میلیون سال سرنوشت خلقت حیات را در تاریکی حفاظت و برنامه ریزی شده رقم زدند. جو زمین باید مدت طولانی مملو از گاز و غبار آتشفشان های فعال، ابر های ضخیم و پر حجم و برخورد شهاب سنگ ها و خورده سیارات تیره میبود تا مانع از اثرات مخرب اشعه ماورائ خورشید گردد. بنابراین جو تیره وتار بود و جو اکسیژن دار برای این نطفه های حیات سم و خطرناک بودند( قرآن این سه دوره را ظلمات ثلاثه مینامد. هر سه نوع باکتری ها از نوع کاریوت ها بودند. سیان باکتری ها با آرامش گرفتن جو زمین و کاهش فعالیت آتش فشانها و برخورد شهاب سنگ ها پانصد میلیون سال دیگربه تولیداکسیژن پرداختند و دراین بین زمین برای ایجاد هفت طبقه جو زمین آماده میشد. آسمان زمین در دو دوره بازی (وجود ئیدروژن) و (اسیدی اکسیژن) به هفت طبقه تبدیل شد. به تصویر زیر توجه فرمائید

تصویرزیر روند تکامل اولین یک سلولی حیات که به ایوکاریوت ها ختم میشوند و سپس ایوکاریوت سر منشائ کلیه موجودات زنده در زمین است


ازابتدای تشکیل زمین تا این لحظه سه میلیارد و یکصد سال میگذرد.همه این جریانات در آب تکامل خود را میگذراندند هنوز بر روی خشکی اتفاق خاصی نیاقته بود سیان باکتری ها همچنان به تکامل خود ادامه دادند ضمن تامین اکسیژن کم کم دارای هسته و غشائ هسته ای که ژنها یا نطفه ها را محافظت میکرد( قرآن آنرا قرارمکین مینامد) RNAبه DNAتبدیل گردید از زمان تثبیت جو هفت طبقه تا خلق ایوکاریوت ها که اولین تک سلولی هسته دار با غشائ و ژن تکامل یافته است DNA پانصد سال دیگر سپری شد.

ایوکاریوت ها همچنان در آب بسر میبردند و راه تکامل خود را میپیمودند و به پر سلولی ها تبدیل شدند. از آنها تمامی موجودات زنده اعم از جانوری دریائی و خشکی و گیاهی منشعب شدند. این خلاصه سرنوشت حیات از نظر علم زمین شناسی و زیست شناسی مدرن است. مطالب فوق را از تاریخ تکامل موجودات زنده از ارنست مایر نقل کرده ام. با تجسس های علمی و پیدایش فسیل هائی از باکتری ها تاریخ زمین کمی جابجا شده است .بخصوص اینکه علم در پیدایش زمین هنوز تئوری قابل قبولی ارائه نداده است. به مقالات چگونگی روند پیدایش حیات در زمین اولیه از نظر قران و مقاله زمین از نظر علوم طبیعی و قرآن

نظریه قرآن در پیدایش حیات


تمامی تفاسیر و ترجمه ها ی آیات متشابه در خلقت حیات و انسان و هفت جو زمین بر اساس نظر دانشمندان اسلامی در هزار سال قبل که بر اساس علم روز آن زمان ارائه داده اند نگاشته شده و هیچ سعی وکوششی در بروز رسانی این نظرات مشاهده نمیشود. گویا آن نظرات وحی مطلق است و باید آیات قرآن را با آنها تطبیق داد. در مقالات متعدد در سایت خودم سعی کرده ام بر اساس علم روز آیات را تفسیر نمایم و بسیاری از شبهات و نا رسائی های پیش آمده بر طرف میشود. موضوع این نوشتارعلقه و نفس واحده در قرآن است. آیات متشابه در این زمینه بسیار واضح و روشن بیان میکند که نفس واحده علقه است همان تک سلولی ایوکاریوت که تمای موجودات زنده در حیات زمین از آن ایجاد شدند. اقرا بسم ربک الذی خلق، خلق الانسان من علق وعلق یاعلقه نطفه است و نه جزئی از نطفه یا آب مرد. به آیات زیر توجه فرمائید. باید تصورات ذهنی خودمان را با علم روز مطابقت دهیم و آیات را با استناد به مفاهیم کلیدی در آنها تفسیر کنیم.


ابتدا با خلقت اولیه انسان از حما مسنون و در صلصال شروع میکنیم - وَلَقَدْ خَلَقْنَا الإِنسَانَ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ-در حقیقت ما انسان را در صلصال و از توده سیاه حما مسنون آفریدیم. چرا خداوند کلمه صلصال و توده سیاه را انتخاب کرده. صلصال معنی سفال پخته شده میدهد و مبین این است که سنگی که حما مسنون را دردل خود جای داده چه نوع سنگی بوده است. خاک کشاورزی نوعی سنگ رس فرسایش شده است. که با خالص آن آجر و کوزه درست میکنند. در آیات دیگر آن را طین نامیده است. خاک رس نوعی سنگ رس است که از ترکیبات سیلیکات ها است ولی همه سیلیکات ها خاصیت طین یا خاک کشاورزی را ندارند. ماسه هم نوعی سیلیکات است میکا هم همینطور و سنگ های رس دو لایه داریم و سه لایه داریم. لایه ها طوری موازی با هم قرار گرفته اند که فضای خالی را بین لایه ها ایجاد میکنند.
سنگ رس سه لایه نوعی خاصی از سنگ رس است که آب را در بین لایه های خود جذب میکند و مدتی آنرا نگه میدارد، این آب میتواند در اندازه های میکرو همراه با املاح مانند آمونیاک، قندها، چربیها، و املاح فسفات و گوگرد را در خود حل و درون لایه ها ی داغ بالاتر از نقطه جوش آب از خاصیت کاتالیزاتوری سنگ رس بهره مند شود آب در اثر حرارت بخار میشود و توده سیاهرنگ و رسوب را بر روی لایه های درونی رس باقی میگذارد که همان حما مسنون است.


سنگ رس دو طبقه از لایه های محکم بین طبقات برخودار نیست زیرا همیشه یون ها ی اکسیژن با پیوند همگون بالای کریستال چهار گوشه ای در برابر هم قرارگرفته اند .به عبارتی در سنگ رس دو لایه کریستال های چها رگوشSi3+ توسط Al3+ جایگرین میشود و بار منفی طبقه کریستال چهار گوش با کاتیون ها پر میشوند و خاصیت جذب آب درون خود لایه طبقات خود را ندارد و استفاده از نقش کاتالیزاتوری رس از دست میرود. خاک کشاورزی از نوع سه لایه است که 80 درصد پوسته جامد زمین را تشکیل میدهد. تراب، طین همان خاک کشاورزی است.

در زمین اولیه پوسته جامد از سنگ سخت درست شده بود و میلیارد ها سال طول کشید تا در اثر فرسایش خاک نرم کشاورزی درست شود. بنابراین سنگ رس تازه تشکیل شده در پوسته جامد اولیه زمین که همه بصورت مذاب و سپس گداخته بودند که در حال سرد شدن صلصال را تشکیل میدادند و اشاره قرآن به خلق انسان در درون لایه صلصال ما را به زمین اولیه میبرد. آیات متشابه قرآن در باره یک موضوع خاص در چند آیه مفهوم آن را بیان میکند. باید به روش قرآن اشنا شد.

الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَبَدَأَ خَلْقَ الإِنسَانِ مِن طِينٍ .خداوند تمامی شرایط لازم برای خلقت انسان را در زمین خلق کرد و سپس خلقت انسان را از صلصال یا طین آغاز کرد. چه چیزی باید ابتدا خلق شود تا حیات بتواند ایجاد شود. ابتدا روند شکل گرفتن زمین و دوم خلق عناصر لازم برای ایجاد اولین نطفه حیات. سنگ رس و آب پایه تشکیل عناصر شیمیائی در زمین اولیه است. فقط اشاره ای به چرا یی آب داشته باشیم. بحث بسیار مفصل علمی است، هر کلام خداوند دریچه ای است به جهان علم و کلمات با هدف انتخاب شده اند. اگر به علم طبیعی مربوطه آشنا باشیم راحت میتوانیم به عمق مفهوم آیات متشابه نفوذ کنیم. ملکول های آلی حیات و خود سنگ رس ترکیباتی هستند اکسیژن دار، ولی وجود اکسیژن آزاد در زمین اولیه که مملو از گاز های سوختنی مانند متان، ئیدروژن، انواع ئیدروکربور ها بودند بسیار خطرناک و از ایجاد ملکول های آلی پایه حیات جلو گیری میکرد. ئیدروژن مدیریت جمع آوری اکسیژن و تبدیل آن به آب را بر عهده داشت. پس اکسیژن در ترکیبات اسید های آمینه، قند ها،سلیکات ها از کجا و به چه روشی تامین میشود. آب از دو عامل OHو H تشکیل شده است و عامل ئیدروکسیل تامین کننده اکسیژن این ترکیبات است. سلاله من مائ مهین میتواند اشاره به این مطلب باشد.

سلاله آب عوامل تشکیل دهنده آن است و میتواند رسوب ترکیبات حل شده در آن هم باشد که حما مسنون است و مائ مهین آب کم است نه آب جاری در دریا و رودخانه و آب در زمین اولیه و درون لایه های آن بصورت بخار وجود داشته است. دانشمندان تصور میکنند که اولین نطفه حیات در درون دریا و اقیانوس به وجود آمده و موضوع سوپ اولیه حیات را شنیده اید بستر ایجاد نطفه در دریای مملو از غذا بوده است و خداوند بیان میفرماید خیر نطفه اولیه حیات در آب کم بوده است به آیه زیر که جهان بینی خلقت انسان در 4 آیه بیان شده است توجه فرمائید.

الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَبَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسَانِ مِنْ طِينٍ - ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلَالَةٍ مِنْ مَاءٍ مَهِينٍ - ثُمَّ سَوَّاهُ وَنَفَخَ فِيهِ مِنْ رُوحِهِ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ قَلِيلًا مَا تَشْكُرُونَ –خداوند است که تمامی چیزهای مورد نیاز خلقت انسان را خلق فرمود و خلقت انسان را در طین ( در آیه دیگر در صلصال و از حما مسنون) آغاز کرد و نسل بعد از آنرا ( نسلی که از طین بیرون آمد که همان ترکیبات اولیه پایه حیات است) در سلاله آب کم قرار داد (نطفه اولیه حیات یا نطفه امشاج) و سپس آن را سر و سامان داد ( در پروسه تکامل قرار داد) و نطفه سوی شده را از روح خود در آن دمید و سپس اعضائ بدن گوش و چشم و قلب را در آن قرار داد ولی اندکی این موضوع را درک میکنند و سپاس گذارند. این ایه را با تحولات درون زمین اولیه بر اساس علم که بیان شد مقایسه کنید.نطفه سوی شده که روح خدا را گرفت فاقد هیچگونه اعضای بدن بوده است ولی در پروسه تکامل و در روند زمان بر آن را دریافت میکند .حال آیه بعد را مرور کنیم


وَاللَّهُ أَخْرَجَكُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لَا تَعْلَمُونَ شَيْئًا وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ- خداوند زمانی که شما را از شکم امهات (نیای مادری در دوران میلیارد ها سال قبل) بیرون میآورد (بصورت خلق بعد از خلق) چیزی نمی دانستید و زمانی که از شکم امهات بیرون آمدید بعد از آن برای شما گوش و چشم و قلب قرارداد نحل- 16این آیه تکمیل کننده آیات قبل است. دو مطلب مهم در آیه است اول زمانی که شما از شکم نیای خود خارج میشدید فاقد علم و آگاهی بودید و هیچ نمی دانستید. چرا که هنوز اعضای بدن نداشتید. وقتی جنین در رحم مادران رشد میکنند و به عنوان نوزاد بیرون می آیند آگاهی دارند و گرسنگی و تشنگی را میدانند و با گریه کردن خواست خود را بیان میکنند احساسات دارند، صدای مادر را تشخیص میدهند بعلاوه گوش و چشم و قلب دارند. بنابراین هیچ ارتباطی با جنین در شکم مادران فعلی نیست این آیه زمانی را میفرماید که بصورت نطفه اولیه یعنی باکتری های سه گانه بودید جمله وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ در این آیه را با قسمت اول آیه الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَبَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسَانِ مِنْ طِينٍ - ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلَالَةٍ مِنْ مَاءٍ مَهِينٍ - ثُمَّ سَوَّاهُ وَنَفَخَ فِيهِ مِنْ رُوحِهِ مقایسه کنیم متوجه میشویم که والله اخرجکم من بطون امهاتکم همان دوران نطفه اولیه حیات است.به آیه زیر توجه فرمائید.


هَلْ أَتَى عَلَى الْإِنسَانِ حِينٌ مِّنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُن شَيْئًا مَّذْكُورًا- إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَّبْتَلِيهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعًا بَصِيرًا- إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا- آیا برانسان دوره ای نگذشت که چیز قابل ذکری نبود (همان سه دوره باکتری های اولیه که جزئ سرنوشت خلقتی انسان بوده ولی قابل ذکر نبوده است)- ما انسان را از نطفه اولیه حیات نطفه امشاج خلق کردیم و آن را در پروسه آزمایش قرار دادیم یا مبتلا کردیم سپس شنوائی و بینائی را در آن قرار دادیم و راهش را (راه تکاملی آن را) هموار کردیم
أَلَمْ نَخْلُقكُّم مِّن مَّاء مَّهِينٍ- فَجَعَلْنَاهُ فِي قَرَارٍ مَّكِينٍ- إِلَى قَدَرٍ مَّعْلُومٍ- فَقَدَرْنَا فَنِعْمَ الْقَادِرُونَ- ایا شما را از نطفه تقدیری که مقدر میشود نیافریدم و آن نطفه را در جایگاه استوار قرار ندادیم تا زمان معینی پس برنامه ریزی کردیم وچه برنامه ریزی توانایی انجام دادیم

آیه وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلآئِكَةِ إِنِّى خَالِقٌ بَشَراً مِّن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ فَإِذَا سَوَّيْتُه وَنَفَخْتُ فِيه مِن رُّوحِى فَقَعُواْ لَه سَاجِدِينَ حجر 28 این آیه هم تکمیل کننده آیه بالا است. میفرماید من خلق کننده بشری خواهم بود از حمامسنون و در سنگ رس وقتی آنرا ساختم و سر و سامان و روح خودم را در آن قرار دادم به او سجده کنید. جمله. الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَبَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسَانِ مِنْ طِينٍ - ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلَالَةٍ مِنْ مَاءٍ مَهِينٍ همان خلق بشر در صلصال و از حما مسنون است. آیات همه با هم ارتباط تگاتنگی با هم دارند.در آیات فوق میفرماید نطفه اولیه که در صلصال و از حما مسنون خلق شد را سر و سامان دادم و به نطفه کاملی که شرایط اعضای نفخ من روحی داشت تبدیل کردم. این نطفه چیزی داشته که خداوند روح خود را در آن نفخه کرد. در تحولات زمین اولیه اشاره کردیم که نطفه اولیه حیات از ژن ناقص و یک رشته ای یعنیRNA تشکیل شده بود که در سه دوره تاریکی زمین به ایوکایوت ها تبدیل شدند.

ایوکایوت ها دارای هسته و غشائ پیچیده دور آن برخودار شدند و به علاوه دارای ژن کامل DNA شدند.ژن برنامه ریزی حیات موجود زنده است ولی فرمان آن را باید امر خداوند در دست داشته باشد و امر خداوند روح آن است و خداوند با روح خود در موجودات آنها را بسوی تکامل برتر رهنمود میکند. آیه زیر اصل مطلب این نوشتار را بیان میکند


ایحسب الْإِنسَانُ أَن یُتْرَکَ سُدًى أَلَمْ یَکُ نُطْفَةً مِّن مَّنِیٍّ یُمْنَى ثُمَّ کَانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّى فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَیْنِ الذَّکَرَ وَالْأُنثَى آیا انسان میپندارد که به حال خود رها میشود. آیا او نطفه ای در تقدیر نبود که مقدر میشود ( دوران طولانی سه دوره تکامل نطفه اولیه حیات نطفه امشاج) و سپس علقه بود که خلق میشود و سر و سامان می یابد و جنسیت نر و مادینگی در آن قرار داده میشود. جنسیت یعنی دارای ژن کامل میشود و از زمانی که ژن کامل در آن نهادینه میشود تکثیر بصورت جنسیت است. و علقه ژن کامل و روح خدا را میگیرد و نفس واحده میشود و تمامی موجودات زنده از آن منشائ میشوند. چرا ملائکه به فرمان خداوند در علقه قرارداده میشود. ملاکه امر و دستور و قوانین طبیعت هستند. علقه برای ادامه تکامل خود به آنزیم ها نیاز دارند و قوانین فیزیکی و شیمیائی فراوانی باید در آن قرار گیرند و ملائکه همان قوانین هستند که به فرمان خداوند در علقه قرار میگیرد.بنابراین تک سلولی تکامل یافته هسته دار با ژن کامل میتوتند همان علقه باشد که تمامی جانداران در حیات زمین از آن منشعب شدند. علقه نفس واحده است

سید محمد تقوی اهرمی مصادف با شب اول ماه رجب  6 اسفند 1398

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

لیست آخرین مقاله های اضافه شده

امارگیر سایت