قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ يُنْشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلى‌ كُلِّ شَيْ‌ءٍ قَدِيرٌ

در زمین گردش کنید و بنگرید خداوند چگونه حیات را آفرید. بر اساس آخرین یافته های علم زیست شناسی پایه و اساس حیات از حما مسنون آغاز شد، توده نرم سیاه چسبنده بر روی سفال داغ و پخته ،ماکرو مولکول های آلی زنجیره ای حامل کد های ژنتیکی . زیبا ترین و پر مفهوم ترین کلمه از مشهودات حیات و این نقطه آغاز تکامل حیات است. هدف این سایت آشنائی بیشتر با قرآن مجید و نگاه به آن با دید و عینک علوم طبیعی و فیزیک است و شفاف کردن موضوعات خلقت کیهان در شش روز ، زمین در دو روز و مفهوم هفت آسمان و خلقت آن در دو روز و اقوات در چهار روز از دیدگاه قرآن و مقایسه آنها با آخرین نظریه های علمی است. موضوع مرگ و حیات، قیامت از دید علم فیزیک و قرآن مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد. مقالاتی در این زمینه تقدیم باز دید کنند گان سایت می گردد به علاوه بر اساس کیف بدأ الخلق شما را با بند پایان و حشرات ایران و عجایب خلقت آن اشنا می کنیم و سایت حشرات ایران تنها سایت حشره شناسی با متنوع ترین انواع گونه های راسته بند پایان در خاور میانه با حدود 20000 عکس دست اول و تصویر برداری شده توسط اینجانب که همه آیاتی از خداوند متعال در حیات زمین هستند. آدرس سایت حشرات ایران .insectsofiran.com

CopyRight © سید محمد تقوی اهرمی. کپی مقالات با ذکر نام نویسنده بلامانع است. 

برای آشنائی با رزومه اینجانب اینجا کلیک کنید.

اینستاگرام     hammanmasnun@

s.m.taghaviahrami94[@]gmail.com

 

 

مقدمه نوشتار

ما معمولا برای درک مفاهیم یک آیه به جستجو در روایات و نظر گذشتان می پردازیم که دیگران چه گفته اند و هنر ما بدست آوردن نتیجه تجسس از درون نظر گذشتگان است و نظر خود را بر آن مبنا اعلام می کنیم و کاری به تجسس در آیات قرآن نداریم وحتی تعصب و تحجر چنان پرده ای بر دیده گان ما انداخته که توجه به معنی کلمات  هم نمی کنیم و مفهوم عروج و نزول در آیات هم نمی فهمیم. آیا در قیامت روح و ملائکه عروج می کنند یعنی از صحنه قیامت خارج می شوند  به این مفهوم که حیات در قیامت بر چیده می شود و زمین قیامت نیاز به امر خدا که روح است و برای بقای جهان مادی قیامت لزومی ندارد.  برای همین است که چیزی که در آیه وجود ندارد را به قرآن قالب می کنیم. مثال فراوان است و ما فعلا روی همین موضوع هزار سال به بحث خودمان ادامه می دهیم. ابتدا چند آیه قبل رخداد را مرور می کنیم. آیاتی که در آن به هزار سال اشاره فرموده در دو آیه 47سوره حج و 5 سوره سجده قرار دارند، اصل آن در آیه 5 سوره سجده است.

تَنْزِيلُ الْكِتَابِ لَا رَيْبَ فِيهِ مِنْ رَبِّ الْعَالَمِينَ - أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ بَلْ هُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ لِتُنْذِرَ قَوْمًا مَا أَتَاهُمْ مِنْ نَذِيرٍ مِنْ قَبْلِكَ لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ - اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ مَا لَكُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِيٍّ وَلَا شَفِيعٍ أَفَلَا تَتَذَكَّرُونَ - يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ - ذَلِكَ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ - الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَبَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسَانِ مِنْ طِينٍ

این کتاب که در آن شکی نیست از جانب خداوند دو عالم ( دنیا و آخرت) نازل شده-آیا می گویند افترا بسته ای، خیر بلکه آن حقیقت دارد و از طرف خدای تو است تا به مردم قبل از (نزول این قرآن) که برای آن ها هشدار دهنده ای نیامده پند دهی شاید هدایت یابند-(خدای تو) الله کسی است که جهان مادی را در شش دوره خلق کرد و سپس به مدیریت آن پرداخت غیر از او(یا در کنار او) هیچ ولی و شفیعی نیست آیا متذکر و متوجه نمی شوید-او است که امر خود را از جو زمین تا زمین تدبیر می کند و سپس در دوره ای که مقدار او به سال هایی که می شمارید هزار سال است ( حال شمسی یا قمری و یا میلادی)امر به سوی او عروج می کند. این ها کار خدای مهربان و عزیز و دانای غیب و شهاده است. عالمین می تواند دو مفهوم داشته باشد عالمین با سکون میم می شود جهانیان و عالمین با فتحه میم می شود دو عالم آیات قرآن هنگام نزول فتحه ، کسره و ضمه نداشتند وبعد از فوت حضرت رسول اکرم ص ابوالاسود بر پیدایش علم نحو تلاش فراوان کرد. خط عربى علاوه بر آنکه در ابتدا از نقطه خالى بود، نشانه و علامت نیز نداشت و طبعا مُصحف نیز از هر گونه علامتى که نشان دهنده حرکت و اِعراب کلمه باشد، عارى بود. از سویی مسلمانان در صدر اسلام، قرآن را از پیامبر(ص) فرا گرفته و حفظ می کردند، لذا قرآن را به طور صحیح مى خواندند؛ اما در پایان قرن اول که مسلمانانِ غیر عربِ جامعه اسلامى فزونى یافت، نیاز مبرم به وضع علائم و نشانه هایى براى کلمات قرآن، پیدا شد. از این رو «ابوالاسود دوئلی» به وضع حرکات حروف پرداخت و پس از وی، «نصر بن عاصم» به نقطه گذاری مُصحف پرداخت کلماتی مانند کلمه عالمین،  می تواند داشته باشند که نظر من اینجا دو عالم است و شما همان جهانیان را مد نظر داشته باشید تا رشته کلام از دست نرود. خداوند امر خود را برای بقای حیات از جو زمین تا زمین که محدوده گسترش حیات است تدبیر یا مدیریت می کند و در محدوده هزار سال از سال های که ما می شماریم شمسی، قمری یا میلادی حیات در زمین برداشته می شود. سماء دو مفهوم دارد فضا و مجموعه جو هفت طبقه زمین و اینجا جو زمین است که از آن باران نازل می شود و بسیار در قرآن تکرار شده است و ادامه آن خلق حیات است. وقتی خداوند امر خود را از حیات زمین بیرون بکشد و عروج دهد حیات بر چیده می شود. بنابراین این رخ دادی است در زمین و نه در قیامت اتفاق می افتد، برای اثبات این موضوع بحث را ادامه می دهم.
زمین که حیات را در آغوش خود دارد دارای غیب و مشهودات است و خداوند دانای هر دو است. وعنده مفاتح الغیب لا یعلمها الا هو (این غیب را جز خدای رحمان کس دیگری نمی داند) و علاوه بر آن یعلم ما فی البر و البحر و ما تسقط من ورقه الا یعلمها و لاحبه فی الظلمات و الارض و لا رطب و لا یابس الا فی کتاب مبین-غیب اول مختص ذات باریتعالی است که از عالم غیب خود جهان مادی را ابداع و سپس فطرهن و بعد در شش روز خلق کرد تا حیات را در زمین خلق کند. حیات در زمین مشهودات و غیب دارد و این غیب تحولات درون جمادات و حیات است درون برگ درخت که مکانیسم افتادن آن و روئیدن آن را می داند( این جا نمی فرماید جز من کسی نمی داند می فرماید به علم آن آگاه است و مکانیسم رشد دانه در دل تاریکی خاک را می داند و هیچ تر (موجودات زنده) و خشک (جامدات) نیست (مگر به رموز و پنهان آن ها آگاه است) و همه داده های حیات در کتاب آفرینش هارد دیسک عظیم کتاب مبین ضبط است. انواع غیب و مشهودات جهان مادی، جمادات و جانوران، پنهان و آشکار آن را واقف است. خدا در درون طبیعت است و با امر خود مستقیما بر روند حیات نظارت دارد. خدا از رگ گردن ما به ما نزدیک تر است و توسط امر خود در ژنوم جانداران فرماندهی حیات را برعهده دارد یتلقی المتلقیان دو در هم تلاقی کننده مکرر در قرآن ژنوم و محل استقرار امر خدا است. برای همین است که همه اعمال ما که انجام می دهیم دقیقا می داند .از دو نفر که صحبت می کنند سومین او خدا است .حی و حاضر- الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَبَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسَانِ مِنْ طِينٍ- بنابراین خداوند متعال کسی است که همه ملزومات لازم برای خلق حیات در زمین را به نحو احسنت آفرید و سپس خلقت انسان را در سنگ رس آغاز کرد انسان ابتدا در کریستال سنگ رس با ترکیبات آلی شیمیائی شروع به خلق شدن می کند. مولکول های ساده مانند آب، متان، هیدروژن،آمونیاک، سولفید و فسفید در درون پوسته جامد زمین در چهار دوره اقوات برنامه ریزی می شوند و به هم می پیوندند و در نهایت به یک مولکول زنجیره ای ار.ان.ای تبدیل می شوند و این مولکول بی جان است یک فرمول آلی ساده که با یک فرمان کن فیکون به موجود نیمه جاندار که قابلیت ساختن پروتئین ها و تکثیر آن ها را پیدا می کند و جاندار می شود. خداوند به اولین مولکول زنجیره ای و پایه ژنوم فرمان می دهد و حیات دار می شود. بنابراین در آیات بالا خداوند کیهان را در مرحله بدیع السماوات و الارض و مرحله فاطرالسماوات و الارض( انبساط کیهان) ایجاد و سپس خلق کیهان در شش روز و پس از آن به مدیریت آن می پردازد تا الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَبَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسَانِ مِنْ طِينٍ رخ دهد تا حیات را تکامل بخشد. از ابتدای مه بانک (بدیع السماوات و الارض خداوند ابداع کننده کیهان) تا درون ژنوم جانداران امر خداوند که همان روح است روح من امر ربی است ماهیت روح از امر خداوند است و در حیات زمین از ابتدای کیهان تا خلق نخستین نطفه حیات امر کل است و در جانداران علاوه بر این امر که ساختار جهان مادی را می سازد امر دیگری در حیات زمین مستقر کرده که همین يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ است که حیات را مدیریت می فرماید و در جانداران امری که در علقه که نفس واحده است نهاده می شود. فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي و مفهوم واقعی آن در قرآن

در این آیات از ابتدا خلق جهان مادی بحث شده و حیات در سماء زمین و زمین به معنی خاک با امر خداوند پا بر جا است يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ با امر خود از سماء باران زا تا خاک که حیات در آن قرار دارد را تدبیر می کند. حال اگر امر خود را از حیات به سوی خود برگرداند دیگر حیاتی وجود نخواهد داشت. در زمین قیامت این امر ها باید تداوم داشته باشند تا حیات استمرار یابد.
حیات چگونه برچیده می شود آیه دوم هزار سال آن را بیان می فرماید -
وَیَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذَابِ وَلَن یُخْلِفَ اللَّهُ وَعْدَهُ وَإِنَّ یَوْمًا عِندَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِّمَّا تَعُدُّونَ حج-47- از تو به شتاب عذاب می طلبند و خدا هرگز وعده خود را خلاف نمی کند و آن روزی است نزد خداوند که برابر با هزار سالی است که شما محاسبه می کنید. دوره این یوم هزار سال است و اجرا آن خواست و برنامه ریزی الهی است که نزد خود تدوین شده دارد. عذاب ادنی است در همین زمین و قبل از بر چیدن حیات این عذاب رخ می دهد. در قیامت نیست در همین زمین است.
بنابراین ارتباطی با قیامت ندارد که بشود مواقف قیامت. حال سوالی که مطرح می شود امر از سماء تا زمین منظور چیست در آیه 9 تا12 سوره فصلت دقیقا آن را بیان فرموده. در آیات 9 و 10 می فرماید زمین را در دو دوره خلق کردم و روی آن پوسته جامد قرار دادم و اقوات را در چهار دوره برنامه ریزی کردم که اگر به تاریخ زمین شناسی مراجعه کنیم. زمین در 4/6 میلیارد سال قبل از توده ابر خورشیدی جدا می شود حدود پانصد میلیون سال می گذرد تا درجه حرارت آن از حدود بیست میلیون درجه به حدود 2500 درجه سرد شود که زمین به صورت گداخته در می آید و در این درجه حرارت و فشار موجود اتم های عناصر شیمیائی به هم پبوند داده می شوند و دو عنصر غالب هیدروژن است و اکسیژن که با هم ترکیب و آب که مایه حیات است ایجاد می شود و عناصر دیگر برای حیات خلق می شوند و اولین تک سلولی حیات نطفه امشاج است که پایه ژنوم موجودات زنده را در خود دارند و از تکثیر و تکامل آن انواع تک سلولی باکتری های غیر هوازی بامولکول ار.ان.ای سه دوره پانصد میلیون ساله حاکمیت زمین را در دست داشته اند و جو تاریک و دودی است و تنها یک جو یک طبقه کم ارتفاع از گازهای هیدرژن، بخار آب، آمونیاک، تا اندازهای متان و ازت و هلیوم ولی بر خلاف نظر دانشمندان جو فاقد دی اکسید کربن است زیرا هیدروژن فراوان مانع ترکیب اکسیژن با کربن می شود و اکسیژن هم برای بقاء تک سلولی ها سم بوده است. حال در آیه 11 سوره فصلت می فرماید.

ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء وَهِيَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ اِئْتِيَا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ- سپس (بعد از قرار گرفتن پوسته جامد و چهار دوره اقوات که علم نمی داند چند سال بوده است خداوند دست به کار می شود سماء زمین ( جو زمین) را سامان دهد تمام این سه دوره دودی و تاریک بود که در قرآن به ظلمات ثلاثه نامیده شده است در زمین اولیه است و نه در رحم زن. جو اولیه زمین طوری برنامه ریزی شده بود تاریک و دودی باشد تا تک سلولی های غیر هوازی و فتو سنتز و سیانو باکتری ها بتوانند دوره تکامل خود را بگذرانند و زمانی که سیانو باکتری ها به تولید اکسیژن پرداختند جو یک پارچه زمین بازی بود ( هیدروژن حاکم بود) و وقتی اکسیژن غالب شد جو اسیدی می شود دقیقا همان دو دوره ایجاد و برنامه ریزی هفت آسمان جو زمین که در آیه بعد اشاره شده است. بنابراین ثم الستوی الی سماء پرداختن به جو زمین است تا آن را به هفت طبقه تبدیل کند نظر انداختن معنی نمی دهد. این جا سماء کیهان نیست نا آکاهی از علم زمین شناسی و تبعیت از نظر گذشتگان سماء می شود کیهان و شبهه خلق می گردد. کلمه فقال لها و للارض خطاب به سماء زمین و خود زمین ( زمین و جو آن )است

فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَأَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاء أَمْرَهَا وَزَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَحِفْظًا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ-سپس سماء یک پارچه و دودی و تاریک را (که در آیه قبل بیان شد) را در دو دوره ( بازی و اسیدی) به هفت طبقه با برنامه ریزی ایجاد کرد و در هر سماء آن(سبع سماوات) امر یا قوانین خاص آنها را وحی فرمود(در آن نازل کرد) و جو شفاف شده و زمین را زینت نور ستارگان قرار داد (ناظر از روی زمین که دیگر جو آن دودی نیست شفاف شده می تواند ستارگان زیبا و نورانی مشاهده کند واین سبع السماوات یعنی هفت طبقه جو زمین که حیات را در آغوش خود دارد را از گزند عوامل تخریب کننده طوفان ها و امواج و نور ماوراء بنفش محفوظ نگه داشت و این برنامه ریزی خداوند عزیز و دانا است. بنابراین امر را در جو زمین نازل فرمود، وحی کرد حال اگر این امر را به سوی خود برگرداند یا عروج دهد عکس نزول، دیگر حیاتی وجود ندارد. بنابراین این دو آیات هزارسال هیچگونه ارتباطی با قیامت ندارند که مواقف قیامت باشند. مسلما جناب ابن عباس نمی توانست این آیه و جو زمین و هزار سال و حفاظ حیات و حیات را درک کند و مطابق نظر حاکم بر تصورات آن زمان آیات علمی قرآن را تفسیر کرد ولی ما چرا در آن باز بینی نمی کنیم ابن عباس مهم تر است یا به روز رسانی تفاسیر آیات قرآن.

فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ

کلمه پنجاه هزار سال یک مرتبه و در آیه 4 سوره معارج آمده. چرا این سوره عروج ها نام گذاری شده و عروج چه مفهومی دارد آیا من الله ذی المعارج معنی صاحب درجات می دهد. مترجمین می گویند خداوند صاحب درجات و مراتب است با خود فکر نکرده اند که ماهیت خداوند را زیر سوال برده اند. اصل توحید وحدانیت خدا است و خداوند چیزی نیست که درجات و مراتب داشته باشد. خداوند احد است و هیچ درجه و مرتبه ای که از تعینات ماده است را ندارد. خداوند با امر خود جهان مادی را مدیریت می کند. امر خدا و نقش آن در ساختار مادی کیهان- دستورات صادر و نازل می شوند و اطلاعات برای ساماندهی عروج می کنند. آیه يَسْأَلُهُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ هر آن چه در سماوات و الارض است از او درخواست دارند از اتم ها تا جانداران با خدای خود در تبادل امر و دستور هستند. شما دعا می کنید و دعا عروج دارد و رحمت خدا نزول است حال خداوند ثم الستوی علی العرش برای مدیریت جهان مادی و حیات هر لحظه در انجام کاری است. خداوند از رگ گردن به ما نزدیک تر است در بدن ما حضور فعال دارد چه چیزی حضور خداوند را در بدن ما بیان می کند امر خداوند که به صورت روح فرماندهی ژنوم موجودات را بر عهده دارد. خداوند خلق می کند و سپس آن را به مقصور هدایت می کند خلق می کند و سامان می دهد دراین کار دائما نزول و عروج داریم پس خداوند صاحب عروج ها است. ذی المعارج است.

سال سائل بعذاب واقع پرسنده ای از قیامت و عذاب آن سوال می کند، عذابی که کافران را از آن گریزی نیست از جانب خدای ذی المعارج وعده آن داده شده و آن روزی است که ملائکه و روح برای همیشه صحنه جهان مادی را ترک می کنند. وقتی حیات در هزار سال در زمین از میان بر داشته شود زمین میلیاردها سال هنوز وجود دارد ولی شرایط حیات دیگر در آن موجود نیست. امر خداوند و قوانین طبیعت هم چنان فعال هستند ملائکه قوانین و نیرو استحکام جهان مادی است تا لحظه برگشت کیهان به اول مره که همان فطرکم اول مره است، جایی که بنیان ایجاد حیات در زمین و خلقت انسان از ذرات بنیادی و از درون انبساط کیهان رقم می خورد ملائکه و امر خداوند فعال هستند وزمانی که کیهان در هم فشرده می شودو به لحظه انبساط اولیه بر می گردد، ملائکه و روح هم جهان مادی را ترک می کنند. فطرکم اول مره شما را برای نخستین بار از درون محدوده انبساط کیهان که قوانین مادی وجود نداشتند و محدوده احدیت و صمدیت بود، شروع به انشاء کردم.
و مالی لا اعبد الذی فطرنی و الیه ترجعون چرا خدایی را پرستش نکنم که من را از درون انبساط کیهان باز کرد، باز کردن شروع خلق ماده و آغاز انشاء حیات است. همراه با باز شدن رخداد مه بانک ماده خلق می شود و سنگ بنای خلقت حیات که بر آب استوار است گذارده می شود خداوند کیهان را در شش روز آفرید در حالی که مدیریت و طرح او بر آب( ایجاد آب) قرار داشت. عرشه علی الماء و پیدایش حیات هنگام برچیده شدن کیهان به همان مه بانک بر می گردیم.برگشت به سوی خدا است معاد رخ می دهد و سپس قیامت در بدل زمین فعال می شود و در دو نفخه فی الصور وبا اشرقت الارض بنور ربها مرده ها زنده می شوند.مواقفی وجو ندارد- آیه 5 تا 9 سوره معارج یکی از آیات بر گشت کیهان به گذشته یعنی معاد است.

فَاصْبِرْ صَبْرًا جَمِيلًا- إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيداً- وَ نَراهُ قَرِيباً- يَوْمَ تَكُونُ السَّماءُ كَالْمُهْلِ-» وَ تَكُونُ الْجِبالُ كَالْعِهْنِ-  پس صبر کن صبری شایسته آن ها قیامت را دور می بینند ( از نظر قوانین زمان طولانی باید سپری شود کنایه اینکه کافران آن را دور می بینند. واقعیتی است که قوانین جهان مادی باید اجرا شود تا کیهان برچیده شود ولی برای خداوند که زمان او را در بر نمی گیرد لا تاخذوه سنه لحظه ای نزدیک است. آیات بعد
يَوْمَ تَكُونُ السَّمَاءُ كَالْمُهْلِ روزی که فضا چون فلز گداخته ذوب شود (فضا در هم فشرده می شود و درجه حرارت ماده و ذرات بنیادی را به مرحله محدوده پلانک می برد) و رخداد معاد برگشت به خداوند قبل از بروز قیامت را بیان می فرماید.
تَعْرُجُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ-ملائکه و روح به سوی خداوند عروج می کنند در روزی که مقدار آن پنجاه هزار سال است . در کره زمین بر اثر گردش زمین به دور خود و خورشید سال همان است که ما می شماریم مما تعدون و خارج از منظومه شمسی سال زمین اعتبار ندارد و سال نجومی معیار اندازه گیری است و واحد آن میلیون است یوم (محدوده زمان برچیده شدن حیات)در زمین سال شمسی و در اختر شناسی یوم ( زمان برچیده شدن کیهان پنجاه هزار میلیون سال است. به مقاله یَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ خَمْسِینَ أَلْفَ سَنَه مواقف قیامت نیست مراحعه فرمایید. چرا پنجاه میلیارد سال نظر پرفسور واینبرگ دانشمند برجسته فیزیک و برنده جایزه نوبل فیزیک این عدد را با محاسبات خود نام برده است. بنابراین این رخ داد برچیده شدن جهان مادی است و یک زمان مشخص خاص خود است و به قیامت ارتباطی ندارد و مواقف قیامت نیست و ارتباط هم با هزار سال ندارد. در یک دوره هزار ساله امر خدا از حیات زمین عروج می کند و در یک دوره پنجاه هزار سال ملائکه و امر هر دو جهان مادی را ترک می کنند. سید محمد تقوی اهرمی  25/11/1404

Comments powered by CComment