- توضیحات
- بازدید: 13
مقدمه نوشتار
آیات ابتدای سوره نجم شیوه ارسال وحی از ماوراء جهان مادی است تا نزدیکی رسول اکرم ص که به دل او نشست چرا تا نزدیکی به پیامبر ص را به اندازه دو سر یک کمان تشبیه شده است قاب قوسین او ادنی، دوسر یک کمان و کمی کمتر بحث طولانی دارد و آیه کلمات متشابه علمی دارد که در صدر اسلام نتوانسته اند آن را درک کنند . آیه را بر عکس کردند و به معراج ربط دادند و پیامبر را به دو قدمی خداوند رساند ند و توجه نکردند که خدا لا مکان است و خدا نزدیک ما است و نیاز نداشته او را ببرند ماوراء جهان مادی؟ دلیل اینکه مفسرین در آیات قرآن تفکر نمی کنند و هر چه ابن عباس و مفسرین صدر اسلام در تصورات خود گنجاندند را نقل قول می کنند جستجو و فکر کردن در سیاق آیات است. آیه درخواست حضرت موسی ع از خداوند که خدایا می خواهم تو را ببینم و خداوند می فرماید تو نمی توانی من را ببینی به کوه مقابل نگاه کن جلوه ای از نور خدا بر کوه متجلی شد و کوه بر اساس شدید القوی بودن نور خدا خرد و از هم گسست. اگر این آیه را مفسرین می خواندند و روی آن فکر می کردند چنین تصورات ذهنی گمراه کننده را در تفسیر این آیات بیان نمی کردند. هیچ ارتباطی این آیات با معراج ندارد و در آیه از عروج اشاره ای ندارد و نزول است آمد همین طور آمد تا به نزدیکی پیامبر اسلام ص رسید و وحی را بر دل حضرت نشاند. واقعا جای تاسف است که این چنین معنی آیات قرآن را عوض می کنند. بنابراین معراج رفتن حضرت و شیوه ابلاغ وحی را درست درک نکرده اند. بعلاوه ذات خداوند تبارک تعالی را هم نشناخته اند که حضرت را در اندازه دو سر یک کمان حدود دو ذرع است نزد خدا بردند. می نویسند این ملاقات با خدا معنوی است مگر نمی دانند که خدا همین جا در بدن ما از رگ گردن به ما نزدیک تر است- یتلقی المتلقیان- قاب قوسین دو سر یک کمان تا نزدیک به آن. با هم قاب قوسین را از نو بشتاسم و عذاب قیامت را از خودمان دور کنیم. برخی از مفسران عقیده دارند که این آیه مربوط به معراج پیامبر (ص) بوده و شاهدی بر نزدیکی معنوی پیامبر (ص) به خداوند است. یعنی زمانی که پیامبر (ص) به سفر معراج رفت فاصله او از ساحت مقدس پروردگار به اندازه دو قوس یا کمتر بوده است. حال به واقعیت آیات که به وحی اشاره دارد را بررسی می کنیم
مطالعه بیشتر: قاب قوسین او ادنی و نقد دیدگاه مفسرین
Write comment (0 Comments)- توضیحات
- بازدید: 9
مقدمه نوشتار
آیات ابتدای سوره نجم شیوه ارسال وحی از ماوراء جهان مادی است تا نزدیکی رسول اکرم ص که به دل او نشست چرا تا نزدیکی به پیامبر ص را به اندازه دو سر یک کمان تشبیه شده است قاب قوسین او ادنی، دوسر یک کمان و کمی کمتر بحث طولانی دارد و آیه کلمات متشابه علمی دارد که در صدر اسلام نتوانسته اند آن را درک کنند . آیه را بر عکس کردند و به معراج ربط دادند و پیامبر را به دو قدمی خداوند رساند ند و توجه نکردند که خدا لا مکان است و خدا نزدیک ما است و نیاز نداشته او را ببرند ماوراء جهان مادی؟ دلیل اینکه مفسرین در آیات قرآن تفکر نمی کنند و هر چه ابن عباس و مفسرین صدر اسلام در تصورات خود گنجاندند را نقل قول می کنند جستجو و فکر کردن در سیاق آیات است. آیه درخواست حضرت موسی ع از خداوند که خدایا می خواهم تو را ببینم و خداوند می فرماید تو نمی توانی من را ببینی به کوه مقابل نگاه کن جلوه ای از نور خدا بر کوه متجلی شد و کوه بر اساس شدید القوی بودن نور خدا خرد و از هم گسست. اگر این آیه را مفسرین می خواندند و روی آن فکر می کردند چنین تصورات ذهنی گمراه کننده را در تفسیر این آیات بیان نمی کردند. هیچ ارتباطی این آیات با معراج ندارد و در آیه از عروج اشاره ای ندارد و نزول است آمد همین طور آمد تا به نزدیکی پیامبر اسلام ص رسید و وحی را بر دل حضرت نشاند. واقعا جای تاسف است که این چنین معنی آیات قرآن را عوض می کنند. بنابراین معراج رفتن حضرت و شیوه ابلاغ وحی را درست درک نکرده اند. بعلاوه ذات خداوند تبارک تعالی را هم نشناخته اند که حضرت را در اندازه دو سر یک کمان حدود دو ذرع است نزد خدا بردند. می نویسند این ملاقات با خدا معنوی است مگر نمی دانند که خدا همین جا در بدن ما از رگ گردن به ما نزدیک تر است- یتلقی المتلقیان- قاب قوسین دو سر یک کمان تا نزدیک به آن. با هم قاب قوسین را از نو بشتاسم و عذاب قیامت را از خودمان دور کنیم. برخی از مفسران عقیده دارند که این آیه مربوط به معراج پیامبر (ص) بوده و شاهدی بر نزدیکی معنوی پیامبر (ص) به خداوند است. یعنی زمانی که پیامبر (ص) به سفر معراج رفت فاصله او از ساحت مقدس پروردگار به اندازه دو قوس یا کمتر بوده است. حال به واقعیت آیات که به وحی اشاره دارد را بررسی می کنیم
مطالعه بیشتر: قاب قوسین او ادنی و نقد دیدگاه مفسرین
Write comment (0 Comments)- توضیحات
- بازدید: 146
مقدمه نوشتار
کلمات قاصرات، لم یطمثهن، جان و جن، حورالعین، فراش و سایر، از جمله بحث برانگیز ترین کلمات در قرآن است که سوژه جالبی شده برای به چالش کشیدن آیات متشابه قرآن. این آیات از جمله آیات متشابه ای هستند که خداوند در تمثیل و برای رساندن مفهومی خاص آن را مطرح فرموده و ما اصل مفهوم آن را ول کرده و به ظاهر آیات چسبیده ایم. دانشمندان بزرگ اسلامی راغب اصفهانی، ابن عربی و طبرسی و سایرین تلاش کرده اند معانی و ریشه کلمات از جمله کلمات مورد بحث ما را بیان کنند و بسیار موفق بوده اند ولی همه آن ها در نهایت به معانی و تاویل رایج آن که توسط ابن عباس و ابن کثیر مطرح شده بودند برای تفسیر نهائی متوسل شده اند.
آیه معروف - فِيهِنَّ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَلَا جَانٌّ اساس بحث ما را تشکیل می دهد. تفکر در آیات و سوالات زیادی که پیش می آید و به جهان بینی قرآن نمی خورد دلیل اصلی تجسس در آیات و مفاهیم کلمات، توصیف زن در تفاسیر این آیه که گمراه کننده است می باشد. تمامی مفسرین و مترجمین آیات 52 الی 58 و همچنین 66 الی 76 سوره الرحمن را همان مطالب ابن عباس را تکرار کرده اند. که جای سوال دارد.
ابن عباس اولین کسی است که در صدر اسلام معانی لغات قرآنی را بر اساس برداشت های شخصی از روی اشعار دوره جاهلیت عرب قبل از اسلام استخراج و در جلسات تدریس قرآن بیان می کرد که در زمان خود کار بسیار با ارزشی تلقی می شد و تمامی لغوین بعد از او کار های او را مبنای لغت نامه خود قرار دادند. توضیحات بیشتر در ظرفیت این نوشتار نیست. با توسعه و علم و دانش بشری بسیاری از مفاهیم لغات دچار تغییر و تحول شده اند در حقیقت فرهنگ لغات بسط و توسعه یافته اند ولی در فرهنگ لغات اسلامی این اتفاق رخ نداده و مقاومت معتقدین به لغوین قدیم عامل اساسی آن است اینکه ما تنها نظر گذشتگان را مبنا قرار دهیم بدین معنی است که ما فقط واسطه انتقال نظرات کهن شده ایم و از خود تحرک نوینی در معانی بروز نداده ایم منظور آیات متشابه قرآن است که با علوم طبیعی سر و کار دارند. مثال فراوان است.
مطالعه بیشتر: قاصرات الطرف لم یطمثهن انس و لاجان و مفهوم واقعی آن در قرآن
Write comment (0 Comments)- توضیحات
- بازدید: 169
مقدمه نوشتار
اینکه چرا علم القرآن قبل از خلق انسان آمده مفسرین دلیل آن را نتوانسته ارائه دهند آیات فوق را این طور ترجمه و تفسیر می کنند که خداوند ابتدا و قبل از خلق انسان قرآن را یاد داد که نمی تواند درست باشد قرآن وحی خداوند است و یاد دادنی به انسان نیست. قرآن به پیامبر اسلام وحی شد و ایشان قرآن را می خواند و مردم آن را نوشته و حفظ می کردند. معنی آیه خواندن را به انسان یاد داد و خلق الانسان هم خلق آخر و پایان تکامل است و نه ابتدای خلق انسان در سنگ رس. خداوند قواعد نحو، طرز کنار قرار گرفتن کلمات برای تشکیل عبارات و جملات را جزء خلق اخلاقیات در ژنوم انسان قرار داد و انسان بعد از بیرون آمدن از پروسه تکامل شروع به یاد گرفتن خواندن و بیان آن به صورت زبان که در ذات انسان گذاشته شده بود کرد و این را دانشمندان اخیرا کشف کردند که به آن اشاره می کنم. خنداندن و گریه کردن هم خداوند به انسان یاد داد- وَأَنَّهُ هُوَ أَضْحَكَ وَ أَبْكَى و مفهوم علمی نهفته در آن. در آیات 14 تا سوره قیامت 19 قرآن به دو معنی آمده قرآن کتاب آسمانی و قرآن به معنی خواندن.
بَلِ الْإِنسَانُ عَلَى نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ- وَلَوْ أَلْقَى مَعَاذِيرَهُ- لَا تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ- إِنَّ عَلَيْنَا جَمْعَهُ وَقُرْآنَهُ- فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ- ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا بَيَانَهُ- وَلَوْ أَلْقَى مَعَاذِيرَهُ- لَا تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ- إِنَّ عَلَيْنَا جَمْعَهُ وَقُرْآنَهُ- فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ- بلكه انسان خودش از وضع خود آگاه است- هر چند در ظاهر براى خود عذرهايى بتراشد- زبانت را بخاطر عجله براى خواندن آن (قرآن) حركت مده- چرا كه جمع كردن و خواندن آن بر عهده ماست- پس هر گاه آن را خوانديم از خواندن آن پيروى كن- سپس بيان و توضيح آن نيز برعهده ماست. بنابراین علم القرآن می توان یاد دادن خواندن باشد که جزء ساختار معنوی و روحیات انسان است که در سوره طارق و شمس به آن اشاره شده است- خُلق و خَلق و فرق آن ها و نقش ماء دافق در هر دو- خداوند پایه اخلاقیات را هم زمان با خلق ساختار مادی انسان از نطفه امشاج نبتلیه در سنگ رس آغاز نمود
مطالعه بیشتر: علم القرآن خلق الانسان علمه البیان و چرائی ترتیب کلمات
Write comment (0 Comments)