- توضیحات
- بازدید: 1279
مقدمه نوشتار
برانگیخته شدن مرده ها که در قرآن به قیامت نام برده شده یک اصل بسیار مهم و هدف آفرینش هم بر این اصل استوار است. این اصل پیوند ناگسستنی با اصل توحید دارد. نبوت ابزار رساندن انسان های تکامل یافته که از نسل آدم هستند به قیامت است. دنیا و آخرت جدا از هم نیستند، بلکه قیامت ادامه این دنیا است. بین این دو دنیا یک لحظه کوتاه از نظر زمان و مکان قرار دارد. بر این لحظه کوتاه زمان و مکان راهی ندارد، برای فرد مرده بسیار کوتاه است به اندازه یک چشم به هم زدن، این لحظه کوتاه برزخ نام دارد. این برزخ چیست با بررسی دیگر مرگ همان برزخ یا حائلی بین ونیا و قیامت است.آیات عالم نیست و هیچ جایگاهی برای فرد مرده ندارد چرا؟ مرده ای وجود ندارد، تنها اطلاعات او نزد خدا است و در کتاب مبین مرکز ضبط و ثبت داده های جهان آفرینش و در فایل انسان ها احصیناه فی کتاب مبین ردیف بندی شده، در هارد دیسک عظیم آفرینش. در محدوده احدیت زمان و مکان جایی ندارند. یک فلش داده های ذخیره شده را نگاه کنید، اطلاعات شما در آن ضبط است و مکان و زمان بر آن تاثیری ندارد فلش را ببرید هزاران کیلومتر آن طرف تر تاثیری بر داده های ثبت شما ندارد زمان هم تغییری در آن ایجاد نمی کند مگر خود شما آن ها را به روز رسانی کنید. پیشرفت علوم طبیعی واقعیت های کلام خدا را جلوی چشم ما عیان و آشکار ساخته است. اندکی تفکر و تعقل و رها نمودن ذهن از تصورات گذشتگان راه رسیدن به حقایق قرآن را آسان می کند
مطالعه بیشتر: علی ان نبدل امثالکم و شیوه زنده شدن مرده ها در قیامت
Write comment (0 Comments)- توضیحات
- بازدید: 1332
مقدمه نوشتار
آیات متشابه قرآن ظاهر دارد و باطن و ما همیشه فکر خودمان را در ظاهر این آیات متمرکز می کنیم و به مفهوم باطن آن توجه ای نداریم. دلیل آن ارتباط ندادن آیات متشابه که ریشه در علوم طبیعی دارند به علم مربوط به آن است. قرآن به طبیعت مادی که برای خلق حیات شاهکار خلقت خود را به کار برده اهمیت ویژه ای قائل است، دلیل اینکه خداوند در ماهیت این نوع آیات فرموده تفسیر ندارند ولی تاویل دارند و تاویل آن هم خدا می داند و دانشمندانی که علم مربوط به موضوع را کشف می کنند. در حقیقت راز حیات و طبیعت در عالم غیب مشهودات است. مشهودات را ما با چشم مادی می بینیم ولی از درون آن بی خبر هستیم. سنگ را نگاه کنیم تنها ظاهر آن توجه ما را به خود جلب می کند. از سرنوشت ایجاد شدن آن و ساختار درون و اینکه چه چیزی سنگ را قائم به ذات خود پا برجا نگه داشته است آگاهی نداریم. این آگاهی را باید علم در اختیار ما قرار دهد. گشودن رمز ماهیت وجودی سنگ همان تاویل آن است. این سنگ از خدا نشات گرفته و به خدا باز می گردد و دریائی از رمز و راز در دل خود دارد. چرا خداوند می فرماید. ای مومنین خود و خانواده خود را از آتشی که هیزم آن مردم و سنگ هستند حفظ کنید.
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْلِيكُمْ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ عَلَيْها مَلائِكَةٌ غِلاظٌ شِدادٌ لا يَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ -6 تحریم. ای کسانی که ایمان آورده اید خود و خانواده خود را از آتشی که هیزم آن مردم و سنگ است محافظت کنید. بر آن آتش اسباب سخت و فشرده ای حاکم است که از فرمان خدا سرپیچی نمی کنند و دستور محوله را به خوبی انجام میدهند. سنگ و مردم منشاء و ساختار مشترکی دارند و هر دو از ذرات بنیادی درون محدوده احدیت قبل از انبساط کیهان نشات گرفتند قوانین و اساب بسیار سخت و فشرده هستند که تشبیه به فشردی و حرارت بالای آن محدوده است و امر خداوند را اجراء می کنند. این مقدمه ما را به تاویل آیه عنوان نوشتار نزدیک می کند.
مطالعه بیشتر: هل ینظرون الا ان یاتیهم الله فی ظلل و بیان اعجاز علمی قرآن
Write comment (0 Comments)- توضیحات
- بازدید: 3515
مقدمه نوشتار
صلب و ترائب و ماء دافق که در 1300 سال قبل تفسیر شد و اکنون هم همان تفسیر در اذهان می چرخد و محققین بی شماری به کشف های جدیدی می رسند و استخوان مرد و زن را پائین و بالا می کنند تا به منبع پیدایش ماء دافق برسند و به شبهات ایجاد شده پاسخ دهند ولی نتیجه بررسی ها همان نظر جناب ابن عباس در صدر اسلام است و تحولات عظیم و پیشرفت شگفت انگیز علوم طبیعی کوچکترین اثری بر مفسرین و مترجمین محترم نگذاشنه است و عقیده دارند که علوم طبیعی در دین کاربرد ندارد.
درست می فرمایند علوم طبیعی در فقه اسلامی کاربرد ندارد ولی در آیات متشابه علمی فراوان که خداوند در قالب تشبیه و تمثیل بیان فرموده تا انسان های نسل شکوفایی علم به حقانیت وجود خداوند متعال پی ببرند که پرده تحجر و تعصب بر نظر گذشتگان آن را از معنی اصلی منحرف نموده است کاربرد دارد. صلب و ترائب و ماء دافق در اوائل سوره طارق را از آیات نخست سوره جدا می کنند و کلمه طارق و سماء که کلید واژه گشایش مفهوم صلب و ترائب است را از قلم می اندازند. دلیل اینکه خداوند به جو زمین و تاریکی مستولی بر آن را که مانند تاریکی شب است و تشبیه نور ستاره درخشان ثاقب در آن تاریکی و اینکه خداوند برای هر نفسی در حیات زمین حفاظی قرار داده هیچگونه تاثیری بر آیات بعدی که ماء دافق است نگذاشته و نظر مفسرین و مترجمین محترم را جلب نکرده. چرا خداوند به طارق قسم می خورد و موضوع قسم هم هر نفس در حیات زمین محافظت می شود است. کلید رمز یک موضوع در آیات به قسم هایی که خداوند در باره آن موضوع بیان میفرماید ارتباط تنگاتنگی دارد که اصلا مورد توجه قرار نمی گیرد.
مطالعه بیشتر: خُلق و خَلق و فرق آن ها و نقش ماء دافق در هر دو
Write comment (0 Comments)- توضیحات
- بازدید: 2622
مقدمه نوشتار
هیچ احدی مانند احد خداوند نیست. اگر ما احد را شخص بگیریم و به معنی هو الله احد و الله الصمد توجه نکنیم برای خدا شرک قائل شده ایم. این آیه می فرماید هیچ احدی مانند احد خدا نیست و نیست برای او مانندی از جنس احد. خداوند خود را با احدی مقایسه می فرماید که وجود دارد ولی مانند احد خداوند نیست. این احد از جنس همان احدی است که خداوند خود را احد نامیده و احد به معنی صفت ذاتی خداوند که فقط یک بار در قرآن نازل شده است. حال این احد چیست. چرا احد و صمد با هم آمده است. قل هوالله احد الله الصمد. خداوند احد و صمد است. ماده ای که کیهان را ساخته مرکب است از اجزاء متفاوتی تشکیل شده و قابل تجزیه به واحد های کوچکتر است یعنی می زاید و خودش هم از چیزی ساخته شده ولی خدواند لم یلد و لم یولد است یعنی بر خلاف ماده این خصوصیات را ندارد، بسیط مطلق است. ماده مختصات دیگری هم دارد تو خالی بودن ولی خدا بر خلاف ماده که تو خالی است تو پر است و چگال این معنی صمد است صمد و احد هر دو صفت ذاتی خداوند است که در پیدایش کیهان از خداوند متجلی شدند. یکی از معانی صمد تو خالی نبودن و یا تو پر بودن است. در مقاله کیهان از احدیت و صمدیت خلق شد دو روایت از حضرت امام حسین ع و امام سجاد ع در باره این سوره نقل کرده ام و دلیل چگال بودن مفهوم صمد را بیان کرده ام . هدف این نوشتار پرداختن به آن احدی است که خداوند اشاره فرموده هیچ احدی احد خداوند نیست. این احد را باید پیدا کنیم.
مطالعه بیشتر: و لم یکن له کفوا احد و مفهوم واقعی آن
Write comment (0 Comments)