- توضیحات
- بازدید: 6430
مقدمه نوشتار
داستان این درخت در روایات و ترجمه ها به نظرات گذشتگان دور بر می گردد که علم نا شناختنی ها را کشف نکرده بود و مترجمین محترم سعی نکرده اند آیات جهنم را سر و سامان دهند و از درون آن یک واقعیتی را به طور تشبیه بیان شده را بیرون آورند. با اینکه خداوند متعال در قرآن تاکید فرموده آیات متشابه دو چهره دارد ظاهر و باطن و منظور خداوند مفهوم پنهانی آن است و فرموده این نوع آیات تفسیر ندارد و تاویل دارد و تاویل آن را هم فقط خداوند متعال می داند و متخصص در علوم مربوطه. یعنی اگر آیه ای در باره خلقت کیهان سخنی بیان می فرماید با دید الهیات و فلسفی تفسیر نکنید تا گذشت زمان راز آن را بر ملاء سازد هنوز چند لحطه ای از نزول آیات متشابه نگذشته بود که ابن عباس تفسیر برای این آیات بیان کرده و پایه تفاسیر این قبیل آیات هم بر نظر آن جناب استوار شده و در مدت هزار و اندی سال تفکرات و بینش علمی روز انسان عوض شد ولی تفکرات ما همچنان در قرن اول نزول آیات پرواز می کند.
قران در این بین مهجور واقع شده است و گناهش بر گردن آن هایی است که تلاش نکردند در باره آیات تفکر کنند و با دید علم روز به آیات نگاه کنند. از ظاهر آیات این معنی استنباط می شود- زَقّوم نام درختی است که به گفتهٔ قرآن در قعر آتش جهنم رشد میکند. بر این درخت میوهای میروید که غذای جهنمیان است. همه مفسرین و مترجمین محترم همین جملات پایه تصورات ذهنی خود قرار داده اند و بر روی کلمات کلیدی این آیه تفکر و تعقل نکرده اند و برخی هم برای توجیه این درخت می گویند خداوند متعال قادر است درختی از نوع آتش درست کند که میوه برای اهالی جهنم بدهد. در صورتی که زیبا ترین و پر مفهوم ترین رخداد علمی و آن هم علم فیزیک را بیان می فرماید چرا؟ دلیل آن را بیان می کنم.
مطالعه بیشتر: شجره زقوم و راز پشت پرده آن
Write comment (0 Comments)- توضیحات
- بازدید: 12645
مقدمه نوشتار
در اصل روح چیست و چه زمانی در بدن انسان نفخه می شود و چه کاری انجام می دهد. نمی توانیم بگوئیم وظیفه اش چیست که روح من امر ربی است و امر خدا وظیفه ای بر گردن ندارد. ما در قرآن با روح و ملائکه سر و کار داریم فرق این دو چیست و چه وظائفی در جهان مادی بر عهده دارند. ملائکه ماموریت انجام کار به او محول شده گاهی در درون اتم نیروی هسته ای ضعیف و یا قوی است و گاهی پیام رسان (پیام رسولان به بندگان خدا و برطرف کننده بلا ها با نیرو و دیده نمی شوند و فرشته هم نیستند. جنسیت هم ندارند که ما آن ها به غلط فرشته بنامیم. برخی موارد با اذن خدا در جلد بشر ظاهر می شوند و غذا نمی خورند زیرا نیرو هستند در غیر این صورت ما در تخیلات خود برایشان داستان سرائی کنیم و چیزی از آن بیرون می آوریم که با آیات قرآن مطابقت ندارد.
در این کار ها تبحر خاصی داریم و هزاران سال است که در باره آیات متشابه قرآن خیال پردازی کرده ایم. فلاسفه کارشان توجیه یک پدیده است که در زمان خود هیچ منبع علمی ندارد ولی وجود دارد. مانند هفت آسمان که خداوند آدم را که در زمین خلیفه (جانشین) نسل قبل از او قرار داد به او یاد داد که هفت آسمان داریم و توی آدم در این هفت آسمان از نطفه خلق کرده ایم و تو را سامان دادیم و روح خودم را در تو که تک سلولی یوکاریوت (نفس واحده) بودی نهادم. کلمه هفت آسمان این چنین در فرهنگ بشریت وارد شد ولی علم و آگاهی علمی چندان پیشرفت نکرده بود که بدانند هفت آسمان چیست و فیلسوف برجسته دوران جناب بطلمیوس کشف بزرگی کرد و دنیائی که ما در اطراف آسمان خودمان می بینم را آسمان اول خواند و آسمان های بعدی را یکی پس از دیگری برایش داستان سرائید و زمین را مرکز عالم دانست.
سالیان دراز مردم هفت آسمان را طبق نظریه بطلمیوس می شناختند تا علم مدرن آن را منسوخ کرد. امروز انسان همان آدم هوشمند اولیه است که از نظر فکری پیشرفت نکرده بود به جایی می رسد که تمام تخیلات خود را به صورت علمی کشف می کند و ما هم نشسته ایم و در تخیلات خود ساخته فرو رفته و آن ها را تماشا می کنیم چه خوش گفت سعدی رحمه الله "رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند" .تلسکوپ کاملا مدرن را به فضا می فرستند و دور خورشید می چرخد و می بینند زمین در درون فضا معلق است و دیگر نظریه بطلمیوس خریداری ندارد. البته کسانی هستند که هنوز به ایشان ارادت خاصی دارند و سماء الدنیا را همان آسمان اول بطلمیوس می دانند و می گویند علم در دین کار بردی ندارد. بر تحجر خود پافشاری می کنند و بر نظر هزار و چهار صد سال قبل وفا دارند ولی به قرآن بی وفایی می کنند علم را رها کنیم به راه خودش برود و دین هم به راه خودش مهم افکاری که به آن عادت کرده ایم قاطی نشود که گرفتاری ایجاد می کند. روح هم همین سرنوشت را دارد. بنابراین تا ما ندانیم روح چیست نمی توانیم بگوئیم روح بعد از مرگ کجا می رود.
مطالعه بیشتر: روح بعد از مرگ کجا می رود
Write comment (0 Comments)- توضیحات
- بازدید: 1958
مقدمه نوشتار
از سیاق و مفهوم کلمه یتلقی المتلقیان در آیه چنین اسنتباط می شود که این کلمه جزء ساختار بدن ما انسان است و هیچ ارتباطی با ملائکه که به غلط و بر خلاف قرآن در همه جا فرشته ترجمه می شود ندارد مفسرین و مترجمین محترم با دید کهن به آیات علمی و متشابه قرآن می نگرند و با علم روز بیگانه هستند و سعی نمی کنند از پوسته کهن تنیده در افکار خود در ارتباط با آیات متشابه بیرون آیند. ابتدا اشاره کنم به غلط بودن ترجمه ملاءکه به فرشته و سپس ادامه بحث. به آیات زیر توجه فرمایند.
أَمْ خَلَقْنَا الْمَلَائِكَةَ إِنَاثًا وَهُمْ شَاهِدُونَ- أَلَا إِنَّهُم مِّنْ إِفْكِهِمْ لَيَقُولُونَ- وَلَدَ اللَّهُ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ- أَصْطَفَى الْبَنَاتِ عَلَى الْبَنِينَ- مَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ- أَفَلَا تَذَكَّرُونَ- أَمْ لَكُمْ سُلْطَانٌ مُّبِينٌ-
آن ها شاهد بودند که ما ملائکه را زن آفریدیم-آنها با دروغ پردازی خود قطعا خواهند گفت که خدا فرزند دارد و یا برای خود دختران را بر پسران برگزیده- شما را چه شده آیا سر پند گرفتن ندارید و یا دلیلی روشن دارید.
إِنَّ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ لَيُسَمُّونَ الْمَلَائِكَةَ تَسْمِيَةَ الْأُنثَى- وَمَا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنَّ الظَّنَّ لَا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا
کسانی که به آخرت ایمان ندارند- فرشتگان را زن نامگذاری می کنند. لَيُسَمُّونَ الْمَلَائِكَةَ تَسْمِيَةَ الْأُنثَى نامی برای ملائکه در نظر گرفته اند که مفهوم زن را در اذهان تداعی می کند- اینها علم موضوع را ندارند و از تصورات ذهنی خود تبعیت می کنند (تصوری که از ملائکه دارند مطابق نظر قرآن نسیت فقط ذهنیات است). در حقیقت تصورات ذهنی برای رسیدن به حقیقت هیچ سودی ندارد (یا راه به جائی نمی برد) وَإِنَّ الظَّنَّ لَا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا. در آیات 17 و 18 یتلقی معنی تلاقی کردن می دهد. این کلام خدا است تا کنون روی آن تفکر کرده ایم؟
مطالعه بیشتر: یتلقی المتلقیان اشاره به دو رشته ژنوم انسان است
Write comment (0 Comments)- توضیحات
- بازدید: 1343
مقدمه نوشتار
کلمات در قرآن اعجاز آن است. روش قرآن درج مطالب علمی که در تاریخ علم برجسته می شود در قالب تشبیه و تمثل در درون داستان ها سرگذشت انسان ، قیامت، جهنم بیان می شود. باید به مفهوم باطنی آن رسید. شناخت روش قرآن برای درک مفاهیم آیات متشابه مهم است. اگر ما روش قرآن را ندانیم تصورات غلط گذشتگان که با علم روز آن زمان بیان شده و امروزه علم آن رامنسوخ کرده است بر افکار ما غالب می شود و حقایق قرآن فدای تصورات ذهنی ما می گردد. آیه 13 سوره اسراء را در این مقاله مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهیم.
کلَّ إِنْسَانٍ أَلْزَمْنَاهُ طَائِرَهُ فِي عُنُقِهِ وَنُخْرِجُ لَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ كِتَابًا يَلْقَاهُ مَنْشُورًا – هر انسانی پرواز کننده ای را طوق گردنش نهاده ایم که از آن در قیامت برایش نوشته ای ضبط شده آشکار می سازیم. این نوشته چیست. و چرا قرآن از کلمه مکتوب استفاده کرده است. سخن را برای ضبط کردن باید مکتوب کنند. به مفهوم امروزی باید اطلاعات ساختاری و معنوی یک شخص ضبط شود. اما نه به صورت کتاب یا نوشته بلکه به طریق خاصی باید از شخص گرفته و تبدیل به داده های قابل ضبط در فایل مخصوص فرد ضبط یا سیو شود. با نگاه علم روز می خواهیم به این آیه نگاه کنیم.
مطالعه بیشتر: کل انسان الزمناه طاءره فی عنقه و راز علمی نهفته در آن
Write comment (0 Comments)