- توضیحات
- بازدید: 1970
مقدمه نوشتار
کلمات در قرآن اعجاز آن است تفکر در جملات کوتاه آیات مربوطه راز مهمی را برملا میکند. چرا خداوند این کلمات کلیدی را در آیات بیان میکند به این دلیل است که علم که خودش خالق آن است موضوع را روشن میکند. وسع ربي كل شيء علماً خداوند علمش بر هر چیز احاطه دارد. منظور علم هم دانستن کلیه اطلاعات ساختاری و سرگذشت حال، گذشته وآینده و به تعبیر امروزی علوم طبیعی که بیان گر این موضوعات است. تحولات درون جنین و کلمات علقه و مضغه و غیره هیچ ارتباطی با جنین و رحم ماده و زن ندارد. خداوند از خلق اولیه آنها در زمین و شروع به تکامل برای ما انسان ها می فرماید و ما همه این ها را به حال و در رحم تفسیر کرده ایم. از آنجائی که بحث نطفه و تفسیر آن به آب مرد و خلقت انسان پایه بحث است اذهان به درون رحم و جنین کشانده شده و این ذهنیات بر تمامی تصورات ما در آیات خلقت انسان تاثیر گذاشته است. مثلا ظلمات ثلاثه را لایه های تاریک سه گانه جدار رحم تصور کرده ایم و بطون امهات را هم رحم مادران به تصویر ذهن سپرده ایم و از اصل آیات فاصله باور نکردنی ساخته و پرداخته ایم و اعتبار آیات متشابه را از علمیت انداخته ایم. هر کدام از این کلمات را در مقالاتی بیان داشته ام. مطلب مهم که مفسرین محترم نتوانسته اند مفهوم آنها را درک کنند موضوع نفخ روح خدا در بدن انسان است و زمان این رخ داد را از زمین اولیه به درون رحم منتقل کرده اند.
یعنی در هر مرتبه که جنین دارد شکل می گیرد و در مرحله خاصی روح در آن قرار می گیرد. موضوع روح را همه ما از آیات قرآن در یافته ایم که در بدن انسان وجود دارد و از امر و فرمان خدا است و در آیات خلقت کیهان در شش روز هم اشاره به خلق و امر دو مقوله منفک از هم و با ماهیت جداگانه بیان شده، خلق ماده است و امر از جنس انرژی فرمان الهی است که هدایت میکند و ملائکه هم انواع قوانین جاریه طبیعت است که ساختار ماده را به هم وصل میکند. روح هم از سنخ امر است ولی امری که در سنگ وجود دارد با امری که در موجود زنده وجود دارد فرق میکند. وقتی نطفه اولیه حیات که تک سلولی هسته دار با غشاء هسته ای و با ژن کامل را خداوند نفس واحده می نامد و روح را در آن قرار میدهد .این روح مامور انتقال اطلاعات ساختاری موجود زنده به نسل بعد است و از آنجائی که این نفس واحده سرمنشاء کلیه موجودات زنده است جانوران، گیاهان، موجودات دریایی و همه جانداران میکروسکوپی همه از این نفس واحده پا گرفته اند و روح در تمام آنها وجود دارد
روح ماهیت آن و انتقال کوانتومی اطلاعات انسان در قرآن
روح فرمان را با ژن کامل به نسل بعد منتقل و فرماندهی میکند و اطلاعات را مرتبا به کتاب مبین مرکز داده ها منتقل میکند و یک سیستم مرتب و منظم و برنامه ریزی شده و احیانا تحت فرماندهی یک مدیریت واحد یا روح القدس قرار دارند. این مقدمه ای بود برای تشحیذ ذهن و آمادگی برای درک مطالبی که قرار است مطرح کنم.
زمان رخ داد نفخ من روحه
ابتدا از روی آیات مربوط زمان وقوع این رخ داد را بیرون می آوریم. تفکر و تعقل در آیات را فراموش نکنیم که امری واجب در قرآن است .ابتدا آیه لقد خلقنا الانسان من صلصال من حما مسنون می پردازیم. اگر آیه را درست ترجمه کنیم و اسیر نظر گذشتگان در تفسیر این آیه نشویم که مینویسند: و همانا ما انسان را از گل و لای کهنه متغیر بیافریدیم که ترجمه درست آن این است. در حقیقت ما انسان را در سنگ رس پخته و از رسوب سیاه و نرم آفریدیم –به مقاله حیات در زمین از آب و خاک ایجاد نشده است نظر علم و قرآن مراجعه فرمایید. یقینا همه میدانیم که این آیه اشاره دارد به خلق انسان از توده سیاه نرم و چسبنده که در بین لایه های سنگ رس ایجاد شده است. یعنی خلقت انسان در زمین اولیه و صلصال، تشبیه خاک رس است که بصورت سنگ رس پخته مانند آجر یا سفال و در پوسته جامد گداخته تازه سرد شده است بوده است. صلصال كالفخار و مفهوم علمی ان در خلقت انسان، بنابراین خلقت انسان در سنگ رس یا طین(همان خاک رس است که در زمین اولیه صلصال و صلصالی که کالفخار بوده است یعنی گل و لای و خاک نبوده سفت مانند سفال که از کوره در می آید سنگ رسی که تازه از پوسته جامد زمین که دارد سرد میشود تشکیل شده و تا تبدیل به خاک رس شود نیاز به زمانی چند میلیارد ساله دارد تا فرسایش و نرم شود) و اشاره قرآن به طین نوع سنگ رس است که انواع مختلفی دارد ماسه هم یکی از انواع سنگ رس یا سیلیکات ها است ولی سنگ رسی که انسان در درون آن آغاز به خلق شدن کرد همان نوع است که در کوزه گری و آجر سازی استفاده میشود و خاک کشاورزی هم از آن نوع است. اعجاز قرآن را بنگرید. این را علم تازه کشف کرده است و به آن می گویند نوعی ازسیلیکات یا به انگلیسی کلای و به آلمانی تن سه لایه. حال به این آیه اعجاز انگیز شروع خلقت حیات در زمین اولیه که به تکامل انسان منجر شد نگاهی داشته باشیم.- آیه 7 سوره سجده
الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَبَدَأَ خَلْقَ الإِنسَانِ مِن طِينٍ -خداوند است که تمامی چیز های مورد نیاز خلقت انسان را بطور احسن خلق کرد و خلقت انسان را در سنگ رس آغاز کرد. کلمه بداء من طین این معنی را میدهد که شروع خلقت انسان با شروع حیات آغاز شده و برای ایجاد حیات باید پروسه های مختلفی انجام شود. هنگامی که سنگ رس در زمین مذاب از ترکیب سیلیسیوم، اکسیژن، آلومینیوم ایجاد شد در کنار آن ترکیبات آلی که پایه حیات است مانند آمونیاک، متان یا کربوهیدرات ها تا نوکلئوتیدها قند ها هم زمان شروع به ایجاد کردند که در قرآن به اقوات یا غذای بیولوژیکی نامبرده شده و در همان صلصال کالفخار به عنوان کاتالیزاتور رخ داده است. تا اینجا باور کنید که صحبتی از رحم و آب مرد نیست. حال ادامه آیات اول سوره سجده را پی می گیریم- ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِن سُلالَةٍ مِّن مَّاء مَّهِينٍ-سپس (یعنی بعد از بداء خلق من طین) نسلی که ایجاد می شود اینجا نسل ترکیبات بعدی است نه نسل انسان در میلیاردها سال بعد. درسایر آیات خلقت انسان در صلصال و حما مسنون اولین نطفه حیات ایجاد می شود و این نطفه اولیه در رسوبی که در آب کم قرار داده شد راه تکامل خود را ادامه میدهد. حال چرا در آب کم باید توجه داشت که این آب کم که مفسرین و مترجمین به گمان اینکه آب مرد است آن را کم توصیف نمیکنند پست وبی ارزش نام گذارده اند. ولی قرآن می خواهد مطلب بسیار مهم علمی را برای ما بازگو کند. دانشمندان تصور کرده اند که این پروسه خلقت انسان یا نطفه اولیه حیات در اقیانوس ها شکل گرفت و یا در دریا و برکه ها قرآن می فرماید خیر این پروسه در بخار آب کم که در درون لایه سنگ رس بود، املاح پایه حیات را در خود حل میکند و درون لایه سنگ رس ترکیبات شیمیایی زنجیره ای ماکرو مر از ترکیبات تکی یا مونومر ها تشکیل شدند و فقط در بخار آب بود و سنگ هم داغ و سنگ رس به عنوان کاتالیزاتور عمل میکند و آبی که از ترکیبات مونومر ها به پلیمرها از واکنش بیرون آمد سریع محیط را ترک میکند تا زنجیره حیات که همان زنجیره RNA است بتواند درست شود توده سیاه رسوب شده در سنگ رس که نرم است همان حما مسنون است که رسوب میکند.
برای فهم حما مسنون مقدار یک قطره چکان از محلول مخلوط مواد آلی مانند پروتئین ها نوکلئوتیدی ها کربو ئیدرات ها در آب را بر روی یک سنگ داغ بچکانیم آب آن بخار می شود و یک توده سیاه چسبنده بر روی سنگ باقی میماند. تشبیه بسیار زیبائی در قرآن. کلمه توده سیاه در علم زمین شناسی و پیدایش حیات یک کلمه کلیدی شده و بحث درباره آن داغ است و حتی در شهاب سنگ ها هم این توده سیاه را کشف کرده اند و راز آن را دقیقا نمی دانند و اگر این آیات قرآن را میخواندند کمک بزرگی به علم زمین شناسی میتواند باشد. حیف که دانشمندان علوم طبیعی مسلمان هنوز نتوانسته اند از بند تفکرات کهن خود را رها سازند؟
آب ایجاد شده در اثر واکنش شیمیایی تبدیل مولکول های مونومر به پلیمر نمی توانستند در اقیانوس ها و دریا ها شرایط محیط واکنش را فراهم کنند و این مانعی بزرگ بر سر راه پیدایش مولکول حیات بود لذا دانشمندان به نظریه قرآن نزدیک شدند و دارند قبول می کنند که این رخ داد می بایستی در خارج از آب فراوان و در سنگ رس یا پیریت داغ صورت گرفته باشد و معنی ماء مهین هم همین مفهوم را دارد یعنی نطفه اولیه حیات در آب کم بوده است. تا اینجا ما هنوز در زمین اولیه هستیم بر روی پوسته داغ جامد روی زمین که میگویند لایه خارجی زمین که بیشترین مقدار سنگ رس را دارا بوده است. حال مولکول پایه حیات که همان RNA است ایجاد شده است. زمین دارد سرد میشود و زمان به سرعت سپری میشود. این مولکول اولیه حیات که پایه یا سنگ بنای اصلی و یا پیش نطفه ژن DNA است در سه دوره تاریکی جو زمین که قرآن آن را ظلمات ثلاثه میگوید و هیچ ارتباطی با رحم و جداره آن ندارد و سه نوع باکتری های پروکاریوت ها که اولی باکتری غیر هوازی بدون هسته مرکزی و غشاء هسته ای که پانصد میلیون سال در زمین حکمفرمائی کرده و جای خود را با اندکی تغییرات تکاملی به دومین باکتری غیر هوازی تکی سلولی بدون هسته وغشاء هسته ای می دهد که خاصیت فتوسنتزی به آن اضافه میشود و پانصد میلیون سال دیگر حکومت میکند تا نوبت باکتری تکامل یافته تر تک سلولی بدون هسته و غشاء هسته ای ولی هوازی که به سیانو باکتری ها معروف هستند. هر سه دوره دوره تاریکی های سه گانه در زمین اولیه که دودی و تاریک بوده است و جو هفت طبقه هم هنوز درست نشده که لازمه ایجاد حیات بوده است.
شرایط حیات برای تک سلولی هوازی هسته دار با غشاء هسته ای کامل
سیانو باکتری ها اجداد اولیه ما انسان ها توانستند در مدت پانصد میلیون سال اکسیژن زمین را تامین کنند تا جو اکسیژن دار برای ظهور تک سلولی نفس واحده یا علقه که روح خدا را و ژن کامل را میگیرد آماده شود. جو هنوز اکسیژن لازم برای تنفس نفس واحده اجداد ما در اختیار ندارد. قرار است جانداران که همه در آب زندگی میکردند کم کم به خشکی انتقال یابند. تا کنون نیای بشر در آب قرار داشت سیانو باکتری ها –پانصد میلیون سال دیگر به تولید اکسیژن پرداختند تا جو کامل شد و به هفت طبقه تبدیل شده و حال کم کم به اصل مقاله نزدیک می شویم. پرمفهوم ترین قسمت آیه ما را به هدفمان نزدیک میکند.-
ثُمَّ سَوَّاهُ وَنَفَخَ فِيهِ مِن رُّوحِهِ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالأَبْصَارَ وَالأَفْئِدَةَ قَلِيلا مَّا تَشْكُرُونَ- ثم سواه چه چیزی را خداوند میخواهد سواه یا سر و سامان بدهد RNA را بهDNA پیش نطفه را به نطفه سر و سامان بدهد ثم سواه و نفخ فیه من روحیه نکته مهی است خداوند میخواهد بیان کند موضوع نفخ فیه من روحی در کجا رخ داده است. برای اثبات این موضوع نکته ظریف علمی هم بیان می فرماید. و آن جعل لکم السمع و البصار والافئده قلیلا ما تشکرون. اول نفخ من روحه در آن که سوی شده است (تک سلولی یوکاریوت ها) قرار و سپس اعضاء بدن در آن شکل میگیرد. بداء خلق الانسان من طین در زمین اولیه و در سنگ رس است ثم جعل نسله یعنی نسل بعدی که از سنگ رس بیرون آمد. مفسرین محترم نسل را نسل کنونی انسان دانسته اند و مِن سُلالَةٍ مِّن مَّاء مَّهِينٍ را هم آب مرد به دو نمونه از تفسیررایج این آیه توجه فرمایید. پس (بقاء) نسل او را از عصارهاى از آب پست و بىمقدار مقدر فرمود. - آن گاه خلقت نژاد نوع او را از چکیدهای از آب بی قدر (و نطفه بیحس) مقرر گردانید. سلاله را عصاره از آب گرفته اند آیا آب عصاره دارد؟ عصاره پرتقال میشود آب پرتقال یا عصاره ماست میشود پنیر. حال خود آب عصاره اش کجا است. اگر ماء مهین آب مرد باشد عصاره آب مرد چیست. در آیات خداوند تفکر و تعقل کنیم و چشم بسته نظر گذشتگان را قبول نکنیم.
آیا با منطق علمی ساز و گار است. بعلاوه ماء مهین چرا بی قدر و بی ارزش است و پست. این ها از تصورات هزار سال قبل که اطلاع علمی از رخ داد های علمی نداشتند چنین تفسیر کرده اند و ما هم آنها را بدون تفکر و تعقل در آن همچنان بکار میبریم. سلاله در آب یعنی آنچه که محلول در آب است مثلا رسوب ترکیبات شیمیایی محلول در آب. اینطور هم میتوانیم معنی کنیم از رسوب در آب کم و با توجه به آیه ولقد خلقنا الانسان من صلصال من حما مسنون در حقیقت ما انسان را در سنگ رس که همان خاک رس خالص که بصورت سفال در آمده و تشبیهی است از سنگ رس پوسته جامد تازه از حالت گداخته در آمده و هنوز داغ است.ثم جعل نسله این نسل می تواند به انسان بر گردد و یا نسلی که بعد از این پروسه بداء خلق الانسان من طین ایجاد شده. کدام واقعیت دارد. پس سلاله همان حما مسنون است رسوب سیاه باقی مانده در سنگ رس و آب کم هم بیان علمی رخ داد در زمین اولیه که هنوز آب در دریا ها و اقیانوس ایجاد نشده بود و در پوسته جامد زمین بصورت تنها بخار بوده و آبی ناچیز و به مقدار کم و در بین لایه های زمین. حال اگر نسل اشاره به انسان دارد دیگر انسان تکامل یافته نیازی به سویته ندارد. انسان سویته شده است. بنابراین نسلی که از درون سنگ رس و رسوب ته نشین شده در آب کم همان ترکیبات شیمیایی پایه اولیه مولکول های حیات است. خلق الانسان من نطفه هم همان چیزی است که از صلصال و حما مسنون بیرون آمده ابتدا تک سلولی غیر هوازی بدون هسته و غشاء هسته ای با ژن ناقص یا مرحله ابتدائی ژن کامل –ابتدا RNA ایجاد میشود که نیاز به سرو سامان دادن دارد یعنی باید سویته شود و تبدیل به ژن کامل شود به DNA این ها مطابق آخرین نظریه ابراز شده علمی در پیدایش حیات است و آیات قرآن با آنها مطابقت دارد.
وقتی آیات قرآن موضوع علمی را این چنین بیان میکند و اعجاز قرآن برای نسل تحصیل کرده است چرا با تعصب و تحجر نظر گذشتگان را بر قرآن ترجیح می دهیم. به بقیه آیه هم توجه فرمایید. این آیات به بحث علمی روز در موضوع خلقت انسان نزدیک تر است.
پروسه قرار گرفتن روح در جسم
ثُمَّ سَوَّاهُ وَنَفَخَ فِيهِ مِن رُّوحِهِ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالأَبْصَارَ وَالأَفْئِدَةَ قَلِيلا مَّا تَشْكُرُونَ-سپس آن نطفه اولیه را سویته کرد و روح خود را در آن نفخ کرد یعنی دمید و یا بهتر بگوئیم در ساختارتشکیلاتی آن سلول اولیه قرار داد تا روح با ابزار ژن فرماندهی حیات را به سوی مقصد مورد نظر باریتعالی هدایت کند. خلق و فسوی، خداوند خلق میکند و سپس سرو سامان می دهد. قدر فهدی، خداوند برنامه ریزی میکند و به مقصود هدایت میکند. حال پذیرنده روح در شرایطی است که هنوز اعضاء بدن در آن قرار داده نشده و جعل لکم سمع و ابصار و قلب این بیان گر این است که پذیرنده روح جنین نیست چرا؟ کمی در آیات تعقل کنیم و تفکر و نگاهی هم به این جنین که از آن شناختی نداریم بیاندازیم. بلکه دارای دل هایی شویم که با آن تعقل کنیم. قبل از شرح حال جنین در هفته های اول به این آیه نیز توجه فرمایید وَاللَّهُ أَخْرَجَكُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لَا تَعْلَمُونَ شَيْئًا وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ- خداوند زمانی که شما را از شکم امهات (نیای مادری در دوران میلیارد ها سال قبل) بیرون میآورد (بصورت خلق بعد از خلق) چیزی نمی دانستید و زمانی که از شکم امهات بیرون آمدید بعد از آن برای شما گوش و چشم و قلب قرارداد نحل- 16 این آیه تکمیل کننده آیات قبل است. شما به صورت باکتری های سه گانه و سیانو باکتری بودید و بعد علقه که تک سلولی تکامل یافته با ژن کامل و روح خدا در آن این ها همه امهات کهن ما انسان بودند و نسلی که از شک آنها بیرون می آمد نه دست داشت ونه پا و گوش وچشم و قلب به مرور زمن تکامل صورت گرفت و انسان اطوارکم شد تا عضو گرفت.
جنین در شکم مادر(همین جنین فعلی) دارای هوش ،حواس و حرکت است و وقتی از شکم بیرون می آید احساسات دارد می داند گرسنه شود گریه می کند بنابراین لا تعلمون شیئا مشمول این جنین که در تفاسیر عنوان می کنند نمی شود. جنین که از شکم مادر متولد می شود اعضاء بدن دارد ولی این آیه می فرماید بعد از متولد شدن دارای گوش و چشم و قلب می شود. در این باره تاکنون تفکر کرده ایم یا پرده تحجر و ناآکاهی جلوی چشمان ما را گرفته که باعث شده فکر ما کار نکند و به واقعیت های آیات توجه نکنیم. نطفه از تلقیح ژن نر و ماده شکل می گیرد و می شود نطفه. یک سلول مانند زرده تخم مرغ که یک سلول تلقیح شده از ژن نر و ماده است غذای مورد نیاز آن تا جوجه شود هم کنارش گذاشته شده که همان سفیده آن است دیگر نیازی ندارد که به آن چیزی اضافه شود همه درون پوسته تخم مرغ قرار داده شده و به مادرش هم وصل نیست دست و پا و چشم و گوش قلب از کجا آمد. ژن اطلاعات همه چیز را دارد و روح به آن فرمان میدهد و اعضاء هم از قبل در آن قرار داده شده فقط وقتی در شرایط مقدر شده الهی قرار گرفت جوجه از تخم بیرون می آید. در آیه فوق می فرماید وقتی از شکم مادرانتان در آمدید هیچ نداشتید و اعضاء هم بعدا به شما داده شد. نطفه در جنین نیز همانند آن است شروع به رشد میکند و همان تبدیل شدن به دو سلول و بیشتر پایه تمامی اعضاء بدن را دارد. در سه هفتگی قلب کامل است و چشم شکل می گیرد .اصطلاحات خون بسته وعلقه چسبیده و معلق درون رحم واقعیت ندارند و ساخته و پرداخته ذهن گذشتگان بوده در قرآن به رشد جنین در رحم زن هیچ اشاره ای نشده این را باور کنیم و در دیدگاه خود تجدید نظر کنیم و آیات خداوند را به بهای اندک نفروشیم و بگذاریم حقایق علمی قرآن بر ملاء شود. در تصویر زیر وضعیت جنین در سه و چهار و پنج هفتگی را نشان میدهد.
در تصویر فوق سمت چپ اندازه طبیعی جنین در سه و چهار و پنج هفته نشان میدهد. در سه هفته اول جنین دارای تمامی اعضاء است که رشد میکند و قلب در سه هفته اول شکل می گیرد و صحبت از خون بسته و علقه که به رحم آویزان است تصورات ذهنی بوده است برای توجیه این آیات . نظرات گذشتگان باید به روز رسانی شود. به قرآن اهمیت بدهیم تا خدا از ما راضی باشد.
نقش ملائکه هنگام دمیدن روح در ساختار مادی بشر
مطلب مهم دیگر: میدانیم که ملائکه قوانین طبیعت هستند و از جنس نیرو و دارای طیف وسیعی است . حتما روایت معروف منتسب به حضرت امام زین العابدین را شنیده اید که ملائکه مشایعت کنندگان قطرات باران هستند و رانندگان ابر و.. تشبیه بسیار زیبائی است که نشان میدهد ملک سبب و قوانین جاریه طبیعی است مثلا نیروی جاذبه زمین هر قطره باران را به سوی خود میکشاند. از آیات بیشمار این مفهوم استنباط میشود. آیه وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلآئِكَةِ إِنِّى خَالِقٌ بَشَراً مِّن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ فَإِذَا سَوَّيْتُه وَنَفَخْتُ فِيه مِن رُّوحِى فَقَعُواْ لَه سَاجِدِينَ حجر 28 این آیه هم تکمیل کننده آیه بالا است. می فرماید من خلق کننده بشری خواهم بود از حما مسنون و در سنگ رس وقتی آن را ساختم (نطفه اولیه از درون سنگ رس و از توده سیاه و نرم حما مسنون بیرون آمد)و سر و سامان یافت (سواه شد) و روح خودم را در آن قرار دادم (علقه شد و علقه به یک سری قوانین و اساب نیاز دارد مانند آنزیم ها، کروموزم ها، سوخت و ساز) به او سجده کنید (به صورت این اسباب در ساختار مادی نطفه قرار گیرید). به او سجده کنید بیان گر این موضوع است که خداوند به ملائکه خطاب میکند میخواهم بشر را از حما مسنون و در صلصال خلق کنم وقتی آن را سویته کردم و روح خودم را در آن قرار دادم در اختیار این موجود که ساختار اولیه بشراست قرار گیرید. ماهیت ملائکه در قرآن و تصورات ذهنی این بدین مفهوم است که تک سلولی اولیه حیات که سویته شد به سلول تکامل یافته تری تبدیل شد که میتوانست قابلیت دریافت روح را داشته باشد و آن ایجاد ژن کامل DNA در درون تک سلولی تکامل یافته حیات یا یوکاریوت ها که قرآن به آن علقه می نامد. علقه برای ادامه تکامل خود به یک سری قوانین خاص نیاز دارد.
واکنش های شیمیایی فراوان که قوانین شیمیایی خاص در بدن است که ملائکه در اختیار ساختار بشر در حال شدن قرار میدهد. مثلا یکی از موارد مهم در بدن موجودات زنده سوخت و ساز یا متابولیسم که انرژی لازم را در اختیار می گذارد که آن جن است و جن هم نوعی ملائکه است. بیاد داشته باشیم که خداوند وقتی ملائکه را مجددا و پس از میلیون ها سال خطاب می فرماید که به آدم که او را جانشین قرار داده ام سجده کنید، همه سجده کردند مگر ابلیس که از نوع جن بود -وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ-پس همه این ها ملائکه و از جنس نیرو هستند.
قوانین طبیعت، سوخت و ساز، پیوند مولکولی همه نیرو هستند که ساختار مادی بشر بدون آنها وجود ندارد. شیطان و ابلیس هم نیرو هستند وسوسه نفسانی از جنس نیرو است به مقاله سجده ملائکه به بشر و آدم در دو زمان متفاوت مراجعه فرمایید. فعلا در زمین اولیه هستیم از زمان پیدایش علقه تا ظهور آدم حدود یک و نیم میلیارد سال فاصله داریم. به مقاله خلقت انسان در قرآن با نگاهی جدید و مطابق علم روز-و خلقت انسان پیش نطفه و علقه در فهرست مطالب قدیمی تر مراجعه فرمایید. این مقالات نتیجه تفحص و تحقیقات چندین ساله من است که برای اولین بار در اسلام مطرح میشود و به نظر اینجانب به واقعیت های قرآنی نزدیک تر است با استناد به آیات قرآن و علوم طبیعی مربوطه. خداوند مباحث علمی پیدایش حیات و انسان را در قالب آیات متشابه و مطالب تشبیهی بیان می فرماید و برای ما قصه نمی فرماید.
نتیجه نوشتار
اگر ما تمامی آیاتی که کلمه وَ نَفَخْتُ فِيه مِن رُّوحِى در آن ذکر شده را در کنار هم قرار دهیم به یک زمان مشخص بر می گردد که پذیرنده روح سلولی است که هنوز اعضای بدن جانداران در آن جاعل نشده و جالب است که برای اولین بار جنسیت نر و مادینگی که همان ژن کامل DNA و قابلیت تکثیر پذیری از طریق جنسیت در آن نهاده میشود که همان علق است- ایَحْسَبُ الْإِنسَانُ أَن یُتْرَکَ سُدًى أَلَمْ یَکُ نُطْفَةً مِّن مَّنِیٍّ یُمْنَى ثُمَّ کَانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّى فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَیْنِ الذَّکَرَ وَالْأُنثَى-آیا انسان گمان میکند بی هدف رها میشود، آیا او نطفه تقدیری نبود که مقدر میشود (نطفه برنامه ریزی نبود که به بار مینشیند) و سپس به صورت علقه خلق می شود و سپس جنسیت نر و مادینگی در آن قرار داده می شود. ژن مرکز داده های یک موجود زنده را در خود نگه میدارد ولی به یک نرم افزار نیاز دارد که فرمان اجرای این داده ها را صادر و بر آن نظارت کند و آن روح است که امر خداوند است در حیات است.
همه پدیده های طبیعت از یک الگوی واحد تبعیت میکند. شما یک نرم افزار را براساس اصول صفر و یک برنامه ریزی میکنید و داده های مورد نیاز آن را پیشبینی و در آن می گذارید ولی برای اجرا یک نفر باید فرمان بدهد و کار مورد نظر را هدایت کند. الگو ها یکسان است. علم ژنتیک ساختار و وظایف هر مولکول را کشف کرده ولی فرمان را نتوانسته کشف کند. حیات از دو موضوع تشکیل شده اول ساختار مادی موجود زنده و دوم امر و فرمان در آن. دانشمندان می توانند مولکول ها را در آزمایشگاه بسازند ولی این مولکول های بی جان را چطور زنده یا جاندار کنند. گره کار آنها است و این همان روح خداوند است که حیات را آفریده است. هر آنچه ما در حیات زمین شاهد آن هستیم بازآفرینی خلقت اولیه است. خلق الانسان من نطفه انسان از نطفه خلق شد در زمان خودش و در زمین اولیه و اکنون نطفه در رحم بازآفرینی آن خلق است. خلق ایجاد یک پدیده برای اولین بار است و ما دیگر خلقی نداریم بلکه باز آفرینی خلق است. اللَّهُ يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ خداوند خلقت را شروع میکند و آن را باز آفرینی میکند. ترجمه رایج را نگاه کنیم- خداست که خلق را نخست (از عدم) پدید آرد و باز (پس از مرگ و فنا) بازگرداند و همه به حضرت او باز گردانیده میشوید. ترجمه درست آیه با استناد به بداء خلق انسان من طین که خداوند خلقت حیات و انسان را در طین آغاز می کند-ترجمه آیه می شود. خداوند خلقت را شروع می کند و سپس آن را بازآفرینی میکند و سپس همه بسوی او باز می گردند. بداء ویبداء آغاز کردن از عدم نیست سخن از حیات است و نه کیهان، و یعیده هم از کلمه عید بازگشت مکرر به یک رویداد است و در آخر به قیامت باز میگردیم. خداوند انشاءالله نعمت درک مفاهیم عالیه آیات متشابه قرآن را به ما عنایت فرماید.سید محمد تقوی اهرمی 19 دی ماه 1398 ویرایش جدید تیرماه 1399
{jcomments on}
Write comment (0 Comments)- توضیحات
- بازدید: 1841
امروزه ما در دوران شکوفائی علم هستیم و دارد کم کم بیت سعدی که رسد آدمی به جائی که بجز خدا نبیند جنبه واقعیت به خود می گیرد. انسان در اوج شکوفائی علم زندگی می کند و از اسماء اهدائی خداوند بهره برد و نشان داد که الحق جانشین انتخاب شده از نسل قبل در زمین است. خلاقیت، عقلانیت، تفکر و نوشتن و بیان داشتن همه از اسمائی است که خداوند در جهش تکاملی او به آدم اولین انسان تکامل یافته با جهش فکری عطا فرمود و او را از جایگاه موجودات زنده هم سنخ جدا کرد که در تمثیل های فراوان بیان داشته است.
وقتی در قرآن و در تمثیلی بیان می فرماید که آدم متوجه شد شرم گاهش لخت است و اندشید و فکر کرد و موقتا از برگ های پهن خود را پوشاند. متوجه شدن به این موضوع نتیجه جهش تکاملی فکری است. حال این تکامل فکری که با یک جهش تکاملی آدم را از هم نوعان خود در زمین جدا کرد هم چنان ادامه یافت و خداوند با راهنمایی پیامبران این تکامل فکری را جهت داد و ما امروز شاهد هستیم که انسان به اوج پیشرفت علمی خود رسیده است و عطای خداوند نتیجه و ثمربخش بود. قرآن برای این انسان موضوعات فراوان دارد و آیات فراوانی خطاب به او و هشدار می دهد حال با تفکر و اندیشیدن حقانیت خدا را درک کن، نشانه های او را در طبیعت که آیات خدا است را نگاه کن و خود را از بند تصورات کهن تخیلی و غلط و منسوخ شده در آیات متشابه رها کن واقعیت های علمی قرآن را ببین.
وَفِي الْأَرْضِ آيَاتٌ لِّلْمُوقِنِينَ- وَفِي أَنفُسِكُمْ أَفَلَا تُبْصِرُونَ- وَفِي السَّمَاء رِزْقُكُمْ وَمَا تُوعَدُونَ
در زمین برای اهل یقین آیاتی است و در خودتان نگاه کنید که چه عجایب پیچیده ای نهفته است در جو زمین و رزقی که با باران می فرستیم و هر چه به شما وعده داده شده آیا نمی بینید؟ بنابراین درعصر شکوفائی علم با کلمات خود معجزه می آفریند اگر متحجرین بگذارند با ابزار علم روز موضوعات علمی را بیان کنیم تا نسل جوان و تحصیلکرده بدانند در قرآن مسائل نو و حتی فراتر از علم وجود دارد که میتواند ایمان او را به خداوند افزایش دهد.
در زیر به آیات 30 الی 33 سوره انبیاء نگاهی کنیم
أَوَلَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ كَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاء كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ أَفَلَا يُؤْمِنُونَ-30 آیا نمی بینید که زمین و جو آن یکپارچه بودند و ما آن ها از هم باز کردیم و هر موجود را در آب حیات دادیم. این آیه دنباله دارد که معمولا بیان نمی شود تا بتوانند آیه قبل را به مه بانگ بچسبانند. اگر دانشمندان فیزیک ما که انسان های شایسته در رشته خود هستند. هنوز اطلاعی از مه بانگ ندارند و این آیه را به آنجا می چسبانند و توجه هم نمی کنند که آیه فرموده بعد از باز کردن زمین و جو زمین آب را در زمین مایه حیات جانداران قرار دادیم-و دلیل محکمی است بر اینکه جو زمین و زمین یک توده مذاب پلاسماء بودند که کم کم گاز ها و بخار آب با سرد شدن توده مذاب زمین به بیرون از آن نفوذ و به دور زمین جو اولیه را ایجاد کردند و بدین طریق زمین از جو آن یا هوای اطراف جدا شد. آیه بعد در دنباله آیه قبل است. در تصویر زیر کره زمین در حال سرد شدن است زمین و جو آن یک پارچه است که به مرور زمان گازها. بخار اب به بیرون رخنه و جو اولیه شکل می گیرد و سپس از هم جدا می شوند.
وَجَعَلْنَا فِي الْأَرْضِ رَوَاسِيَ أَن تَمِيدَ بِهِمْ وَجَعَلْنَا فِيهَا فِجَاجًا سُبُلًا لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ
دقت فرمائید بعد از جدا شدن زمین و جو آن که سماوات و الارض ( اینجا با توجه به آیات بعد جو زمین است ). پوسته جامد را روی زمین و بالای آن قرار دادیم. تا تعادل زمین را حفظ کند. زمین با سرعت 1667 کیلومتر در ساعت به دور محور خود می چرخد و چه عاملی باعث شده که ما این حرکت را حس نکنیم. زیر پوسته جامد زمین لایه هایی قرار دارند که مذاب و گداخته هستند و این لایه ای درونی گداخته و مذاب درون خود با حرکت زمین حرکت های چرخشی متفاوتی بروز می دهند که حرکت سریع زمین به دور خود را خنثی می کند یعنی ضربه گیر است.
بعلاوه زمین با سرعتی حیرت انگیز و سریع 106000 کیلومتر در ساعت به دور خورشید و همه منظومه شمسی هم با حرکتی 220 کیلومتر بر ثانیه به دور کهکشان راه شیری می چرخند. این سه حرکت هم نیروی گریز از مرکز و هم نیروی گرانش وارده بر زمین هم را به حال تعادل در می اورد. همه این حرکات حساب شده و برنامه ریزی مدون در کار بوده است. حال در ادامه دو آیه قبل برای جوی که آن را فتقناهما فرمود سقف محفوظ قرارداده شد تا حیاتی که باید در زمین ایجاد شود در برابر عوامل تخریب کننده و تهدید کننده آن محافظت شود. در همان زمان برای ایجاد حیات در زمین خورشید و ماه، شب و روز را خلق فرمود.
وَجَعَلْنَا السَّمَاء سَقْفًا مَّحْفُوظًا وَهُمْ عَنْ آيَاتِهَا مُعْرِضُونَ- وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ. قرارداد سقفی برای جو زمین تا آن را محفوظ دارد و آنان از آیات روی گردانند. به مفهوم این آیات که در دید ما قرار دارد و علم هم آن را ثابت کرده توجهی نمی کنند و خداوند است که شب و روز و خورشید و ماه را خلق فرمود که همه در حرکتی تکراری هستند. این آیات 30 الی 33 سوره انبیاء بطور واضح و روشن مطلب را بیان می کند چرا فیزیکدان ما و افراد متخصص در علم اختر شناسی و فیزیک این چند آیه را نمی توانند تجزیه و تحلیل کند. استاد معروف فیزیک این آیه را به مه بانگ وصل میکند و من افسوس می خورم که تحجر تا کجا رسوخ کرده که استاد فیزیک ما هنوز مه بانگ را هم نشناخته. کیهان از احدیت و صمدیت ایجاد شد
همه این آیات دارند به یک موضوع یعنی پیدایش زمین می پردازند.آیه 30 را بیرون می آورند و به سلیقه خود آن را به مه بانگ می چسبانند. مه بانگ لحظه ایجاد جهان مادی است و در دوره پلانگ ماده ای وجود نداشت که از هم جدا شوند. بعلاوه بعد از انبساط کیهان ماده شروع به خلق شدن می کند و در هفت آیه خداوند اشاره به خلق کیهان در شش دوره می کند و بعد از خلق کیهان در شش دوره تا 700000 سال بعد باز هم کیهان از اتم های هلیوم و هیدروژن تشکیل شده بود. سموات والارض به دو معنی در قرآن ذکر شده کیهان و هفت طبقه جو زمین.
فتقنا از هم جدا کردن و تفکیک شدن معنی می دهد و فطرهن از هم باز کردن. رب السموات والارض الذی فطرهن خداوند صاحب کیهان و او کسی است که او را باز کرد، منبسط کرد. فاطر السموات والارض جاعل الملائکه رسل خداوند باز کننده و به زبان علمی امروز خداوند منبسط کننده کیهان که به محض باز کردن آن قوانین در آن جاعل کرد.
در قرآن همه کلمات معنی خاص خود دارد .ای کاش می توانستیم قرآن را بشناسیم و مفاهیم آن را درک کنیم و پسندیده نیست دیگران در هزار سال قبل آیات علمی قرآن را شرح بدهند و ما چشم بسته و بدون مراجعه به آیات هم سو در قرآن و علم روز آن را بر باور خود بنشانیم. اینکه خداوند متعال می فرماید ذکر فراون کنید و قرآن را بخوانید و در آن تعقل و تدبر و تفکر کنید این معنی را میدهد که قرآن را نازل فرموده که ما شخصا بخوانیم و در آن فکر کنیم.
وَالسَّمَاء ذَاتِ الْحُبُكِ- إِنَّكُمْ لَفِي قَوْلٍ مُّخْتَلِفٍ- يُؤْفَكُ عَنْهُ مَنْ أُفِكَ- قُتِلَ الْخَرَّاصُونَ- الَّذِينَ هُمْ فِي غَمْرَةٍ سَاهُونَ -قسم به فضا که ذاتش بر شبکه شبکه ( ریسمان های کوانتومی)قرار داده شده که آنان درباره یک موضوع، سخن گوناگونی می گویند- از حق منحرف می شود آنکه از خیر و سعادت قرآن منحرف شود-مرگ بر بافندگان تصورات ذهنی دروغ که با غفلت و نا خواسته در جهل و نا آگاهی هستند. سید محمد تقوی اهرمی دهم دیماه 1398 ویرایش جدید تیر ماه 1399ویرایش جدید10/4/1403
{jcomments on}
Write comment (0 Comments)- توضیحات
- بازدید: 2382
مقدمه نوشتار
قرآن یک دیدگاه خاص دارد که ما باید ابتدا این دیدگاه را درک کنیم و سپس به معانی و مفاهیم کلمات کلیدی در یک موضوع خاص بپردازیم. مسئله مهم اینکه قرآن تنها برای مردم زمان نزول قرآن فرستاده نشده و متعلق به تمامی زمان ها است. اصول قرآن بر محکمات قرآن بنا شده و آیات متشابه یا متشابهات در ارتباط مستقیم با علوم طبیعی است برای ایجاد یقین در محکمات قرآن است و رسیدن به حقانیت خداوند متعال. خداوند انسان را آفرید و عنصر اختیار و علم و خلاقیت که از اسماء خداوند است در نهاد او گذارد و او را هدایت میکند و ناظر بر اعمال و رفتار او است. دنیا همین حیات کره زمین، محل فعالیت و اعمال انسان است و محل آزمایش او است چرا خداوند کیهان با این عظمت را آفرید؟ برای اینکه در کره زمین حیات را از آب خلق کند و از درون آن انسان را در یک پروسه برنامه ریزی از درون تکامل موجودات بیرون آورد.
برنامه ذات باری تعالی
أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا وَأَنَّكُمْ إِلَيْنَا لَا تُرْجَعُونَ- آیا چنین می پندارید که ما شما را بیهوده و بدون برنامه ریزی هدفمند آفریده ایم و بسوی او باز نمی گردید. بنابراین حیات روی زمین و انسان هدف بوده است و از نظر ذات باری تعالی حیات زمین که هفت جو زمین و زمین است از اهمیت خاصی برخوردار است. خداوند همه مثل ها را از مشهودات حیات در زمین و از چگونگی خلقت کیهان به عنوان پایه و اساس بنای حیات که از مشهودات قابل رویت و در معرض دید ما قرار دارد میزند.
وَهُوَ الَّذِي يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ وَهُوَ أَهْوَنُ عَلَيْهِ وَلَهُ الْمَثَلُ الْأَعْلَى فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ-2 روم –و او است که خلقت را آغاز میکند و آن را باز آفرینی میکند(در حیات زمین که محل بازآفرینی مکرراست) و این کار برای او آسان است برای او این یک مثال والا است در جو زمین و زمین که او عزیز و حکیم است. متاسفانه برای تفسیر و ترجمه نظرات گذشتگان در صدر اسلام را معیار قرار داده ایم و هر چه آنها با استناد با علم روز و تصورات ذهنی آن موقع بیان کرده اند پایه تفکرات ما درباره آیات متشابه قرار گرفته است.
باید قبول کنیم که نظر آنها بر مبنای علم روز نیست و تخیلات ذهنی و مخلوط شده با خرافات است. البته نظر گذشتگان تنها درباره تاویل آیات متشابه با علم روز آن زمان بوده است و نه نظرات دیگر که اساس و پایه رشد و گسترش اسلام بر تلاش آنها بوده و احادیث و روایت درباره محکمات جای خود را دارند باید در نظر علمی گذشتگان بازنگری شود. مثلا سماء الدنیا را تمامی کیهان مشهود می دانسته اند و بالای آنها هم شش سماوات دیگر در عالم خیال درست کرده و بالاترین سماوات را ملکوت اعلا تصور شده که جایگاه ملائکه و روح و خداوند است و از آنجا سماوات والارض را مدیریت میکند. افرایتم را آیا نمی اندیشید معنی می کنیم تا موضوع از حوزه دیدن خارج شود وبه دیدگاه گذشتگان نزدیک شود. نمونه فراوان است.
عوالم خیالی ساخته و پرداخته غلط ذهن ما
چقدر فاصله این آیات را با علم روز زیاد کرده و شبهات فراوان خلق کرده ایم و معانی کلمات خداوند را عملا جعل می کنیم. این همه آیات واضح در قرآن وجود دارد که سبع السموات را هفت جو زمین دانسته را فدای تصورات غلط گذشتگان می کنیم. در اینصورت ملکوت السموات والارض ، ملائ الاعلی و مثل الاعلی را به عالم دیگر ارتباط می دهیم و به مفاهیم قرآن توجه نمی کنیم. تا توانسته ایم عالم درست کرده ایم. عالم برزخ، عالم ملکوت، عالم ذر، عالم برهوت در صورتیکه در قرآن ما دو عالم بیشتر نداریم.
عالم غیب و عالم شهادت. عالم غیب هم دو نوع است رمز و رموز پنهان سماوات و الارض که جهان مادی است که در قرآن به آن عالم غیب سماوات و الارض اشاره دارد که علوم تجربی به این عالم که قوانین ماده و ساختار آن است میتواند دست یابد دیگری عالم غیب است که ارتباط با ماوراء ماده دارد و که تنها مختص خداوند است و انسان به آن دسترسی ندارد. دو نوع بودن عالم غیب را از این آیه استنباط کرده ام وَعِنْدَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لَا يَعْلَمُهَا إِلَّا هُوَ ۚ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ ۚ وَمَا تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُهَا وَلَا حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ وَلَا رَطْبٍ وَلَا يَابِسٍ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ-کلید غیب نزد خداوند است که هیچ کس جز او نمیداند- علاوه بر آن هر چه در خشکی و دریا است میداند و برگ درختی نمی افتد مگر آن را میداند (مکانیسم علمی افتادن برگ درخت را او ساخته است) و هیچ دانه ای در دل تاریکی زمین نیست مگر به آن واقف است و هیچ تر و خشکی نیست (تر موجودات زنده و خشک جمادات است ) همه این ها در نرم افزار خلقت است در سخت افزار کتاب مبین قرار دارد. غیب نخست که تنها خدا میداند اشاره نمی شود ولی غیب سماوات و الارض مثال میزند و خواست خداوند بر آن قرار گرفته که از علم این غیب به دانشمندان عطا کند. یعلم ما بین ایدیهم و من خلفهم ولا یحیطون به من علمه الا بما شاء. بحث غیب و شهاده نیاز به مقاله جداگانه ای دارد به موضوع این مقاله ملک و ملکوت السموات والارض می پردازیم.
ملک خداوند در جهان مادی
در بسیاری از آیات خداوند مالکیت خود بر سموات والارض به عنوان کیهان و هفت جو زمین اعلام میکند وَلِلّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاللّهُ عَلَىَ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ سماوات والارض ملک خداوند است. سموات والارض بر اساس سیاق آیه و قرارگرفتن در بین آیات قبل و بعد مفهوم آن به عنوان کیهان و یا هفت جو زمین و زمین یا سبع سماوات مشخص میشود. در نمونه آیات زیرسموات و الارض سبع السموات یا جو زمین است. آیات 5 الی 8 آل عمران
إِنَّ اللّهَ لاَ يَخْفَىَ عَلَيْهِ شَيْءٌ فِي الأَرْضِ وَلاَ فِي السَّمَاء-
هُوَ الَّذِي يُصَوِّرُكُمْ فِي الأَرْحَامِ كَيْفَ يَشَاءُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ-
وَلِلّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاللّهُ عَلَىَ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ-
إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلاَفِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لآيَاتٍ لِّأُوْلِي الألْبَابِ
هیچ چیزی در جو زمین و زمین از خداوند پنهان نیست و او است شما را در رحم ها بر اساس خواست و برنامه خود صورت دهی میکند ( خواست خدا قانون تدوین شده به عنوان نرم افزار برنامه ریزی صورت دهی در رحم ها است ) هیچ معبودی جز آن توانای حکیم نیست و سموات والارض (جو هفت طبقه زمین) ملک او است و بر هر شیی قادر است بدرستی که در خلقت سماوات والارض ( سبع السموات) و اختلاف شب و روز (در آن) آیاتی برای خردمندان است
در برخی آیات هم سموات والارض به عنوان کیهان به ملک خود اشاره میکند آیه 6 سوره انعام
وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ ۖ وَيَوْمَ يَقُولُ كُنْ فَيَكُونُ ۚ قَوْلُهُ الْحَقُّ ۚ وَلَهُ الْمُلْكُ يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ ۚ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ ۚ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ-خداوند کیهان را به حق آفرید و روزی که گفته شد باش و شد، به حق فرمان داده شد روزی که در صور دمیده می شود نیز ملک او است دانای غیب و شهاده ( دانای نهان و آشکار) او است. روزی که در نفخ فی الصور دمیده میشود میتواند اشاره به ایجاد و انبساط کیهان باشد که تشبیه شکل گرفتن آن مانند شکل شیپور است که آن لحظه که کیهان ابداع میشود هم ملک خدا بوده است. یقول آینده در گذشته است ودر اینجا ربطی به قیامت ندارد.به قواعد عربی مراجعه فرمایید. جواب دانشمندان فیزیک که میگویند ایجاد کیهان از هیچ بوده و صاحبی نداشته است این چنین داده میشود .آن لحظه که کیهان از هیچ ابداع شد ملک خداوند است.
در اینجا ملک به معنی مالکیت کیهان و جو زمین است که سیطره قدرت او است. حال برخی فرمانروائی معنی میکند که باز میگردد به همان ملک و مالکیت که این مفهوم را دارد که خداوند خالق محدوده سیطره خود است. اینجا به مادی بودن ملک اشاره دارد. از آنجائی که حیات در زمین و انسان درون آن برای خداوند و برنامه ریزی او اهمیت زیادی دارد این مالکیت بیشتر مالکیت در حیات زمین است. در سیطره مالکیت او به ماوراء طبیعت اشاره نشده . سماوات الاعلی، مثل الاعلی، ملاء الاعلی همه به نظر اینجانب تمثیل های عینی جهان مادی است.
در قدیم دانش انسان نسبت به جهان مادی بسیار اندک بود و علم روز آن زمان اعتقاد به زمین به عنوان مرکز عالم داشت و اطراف زمین را طبقاتی فرض می کردند که زمین را احاطه کرده بود و از آنجائی که کلمه هفت آسمان جزء فرهنگ و باور مردم قرار گرفته بود و هر آنچه از مشهودات عالم بالای زمین قرار داشت را آسمان اول می دانستند و هفت آسمان بالا را هر کدام تصورات ذهنی خاصی برایش ساخته بودند و آسمان هفتم هم جایگاه خدا و ملائکه (فرشته گان ) می پنداشتند. مفسرین صدر اسلام هم با تکیه بر این تصورات آیات متشابه قرآن را در باره سماوات و آسمان بالا (منظور بالای زمین ساکن) و هم سایر آیات متشابه را با همان تصورات علم کهن تفسیر نمودند و بر باور ما نشست تا جائی که با وجود منسوخ شدن هفت طبقه بطلمیوسی همچنان مفسرین نمی توانند این تفکرات کهن را با علم جدید عوض کنند. مثلا زینا السماء الدنیا به زینت الکواکب را سماء همان طبقه اول تفکرات بطلمیوسی میدانند. به تفسیر این آیه در تفاسیر از جمله دانشنامه اسلامی مراجعه فرمایید. همه کلمات متشابه همان تعاریف بیان شده کهن است. چند مثال می زنم تا به کلمه ملکوت برسیم.
مفهوم مثل الاعلی
وَهُوَ الَّذِي يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ وَهُوَ أَهْوَنُ عَلَيْهِ ۚ وَلَهُ الْمَثَلُ الْأَعْلَىٰ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۚ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم- و اوست که خلقت را آغاز می کند و سپس آن را باز آفرینی می کند( تمامی پدیده های حیات دارند بر اساس الگوی اولیه آغاز خلقت بازآفرینی میشوند) و برای او این کار آسان است و نمونه بارز آن یا مثل الاعلی در جو زمین و زمین (که حیات و انسان را درون آن آفرید قابل مشاهده است)است و او عزیز و حکیم است. این کلمه را مفسرین به طرق مختلف تفسیر کرده اند و اگر بررسی فرمایید همه نظر گذشتگان است و نه در آیه تفکر و تعقل کردن است- یعیده را برگشت به قیامت تفسیر میکنند.
مفهوم سموات الاعلی
تنزيلاً ممن خلقالارض والسمواتالعلي- الرحمن عليالعرشاستوي- له ما فيالسّموات وما فيالارض و ما بينهما وما تحتالثري-طه 4-6
این قرآن از طرف خداوندی نازل گردید که زمین و جو هفت طبقه رفیع و بالا برده شده را آفرید خداوند رحمان که به مدیریت آن پرداخت، هر آنچه در سماوات (جو زمین) و در زمین و بین آنها و زیر خاک ( همه موجودات زنده و جمادات و ابرها که از محدوده جو زمین تا زیر خاک قرار دارند همه ملک اوست. یعنی هر چه در حیات زمین است. حیات زمین در کجا قرار دارد ؟ هفت طبقه جو زمین و سماء باران زا و گیاهان و جانوران در هوا مانند پرندگان و بند پایان و گونه های فراوان دیگر از بند پایان که در خاک فعالیت می کنند و بقاء حیات در زمین مدیون فعالیت آنها است. در این آیه سماوات الاعلی را طبق تعاریف هزار سال قبل و تصورات ذهنی همان آسمان بالا تعریف می کنند. محل فرشتگان. به آیات دیگر قرآن توجه نمی شود که خداوند فرموده هر طرف که شما نگاه کنید محل خدا است و در وجود شما از رگ گردن به شما نزدیک تر است. ملائکه در کیهان مستقر هستند محلی در ماوراء کیهان ندارند مگر اینکه روح و الملائکه پس از پایان کیهان به خدا رجوع کنند.
تَعْرُجُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ -به مقاله یومٍ كانَ مِقْدارُهُ خَمْسِینَ أَلْفَ سَنَه روزهای قیامت مراجعه فرمایید-بنابراین سماوات الاعلی در همین جو زمین است. چند ملک هستند که هر کدام مسئولیت خاصی در جهان مادی دارند و فرمان را از افق الاعلی می گیرند و ما نمی توانیم تجسم کنیم که آنها به چه شکلی هستند ولی نیرو و از جنس نور می توانند باشند که به خواست خداوند میتوانند برای انجام ماموریت در جسم مادی حلول کنند یعنی فرمان یا امر خداوند یک جسم مادی را انتخاب و امر به اجرا در می اید .این مطالب از آیات خداوند استنباط میشود. کلمه افق الاعلی در باره جبرئیل که مامور رساندن وحی به رسول اکرم (ص) بود آمده است. فیزیک و شیوه نزول وحی در قرآن
مفهوم ملائ الاعلی
رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَرَبُّ الْمَشَارِقِ- إِنَّا زَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِزِينَةٍ الْكَوَاكِبِ- وَحِفْظًا مِّن كُلِّ شَيْطَانٍ مَّارِدٍ- لَا يَسَّمَّعُونَ إِلَى الْمَلَإِ الْأَعْلَى وَيُقْذَفُونَ مِن كُلِّ جَانِبٍ- دُحُورًا وَلَهُمْ عَذَابٌ وَاصِبٌ- إِلَّا مَنْ خَطِفَ الْخَطْفَةَ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ ثَاقِبٌ- 5 الی 10 سوره صافات خداوند صاحب هفت جو زمین و زمین(جو زمین) و هر چه که بین این دو است و خداوند مشارق بدرستی که ما جو زمین را به زینت ستارگان مزین کردیم و آن را از هر نیروی سرکشی محافظت میکنیم ( جو زمین حفاظ دارد)مگر نیروی هجوم آورنده که محدوده بالای جو زمین نفوذ کند که متلاشی و بهر سوی پرتاب می شود (چنانچه) از مسیر مقدر شده خارج شود نابود می شود مگر اینکه بعد از برخورد از آن رانده شود(از نقطه کوری رد شود) که بصورت شهابی تعقیب می شود. این آیه تمثیلی است که برخورد خرده سنگ ها به جو زمین و سوختن در جا و پرتاب شدن بصورت شهاب سنگ را با تشبیه بیان می فرماید. یستمعون نفوذ کردن میتواند معنی دهد. به آیه 38 سوره طور زیر توجه فرمایید.
أَمْ لَهُمْ سُلَّمٌ یَسْتَمِعُونَ فِیهِ فَلْیَأْتِ مُسْتَمِعُهُم بِسُلْطَانٍ مُّبِینٍ. مگر نردبانی دارند که با آن میشنوند؟ پس هر که شنیده است، دلیل بیاورد. مفهوم آیه یستمعون نفوذ به سماء معنی میدهد که با نردبان تمثیلی بالا رفتن به سماء را بیان فرموده است
دزدکی گوش دادن با نفوذ صورت می گیرد و تشبیهی است برای رخ دادی که در حفاظ جو زمین به وقوع می پیوندد.
ملائ الاعلی همان محل رخ داد است یعنی سماوات الاعلی است. اگر ملاء الاعلی آسمان معنوی باشد شهاب سنگ ها که مادی هستند آنجا چکار میکنند. شهاب سنگ ها بر اساس علم اختر شناسی در اطراف زمین هستند که برخی راه خود را کج میکنند و دزدکی وارد ملاء الاعلی بالای جو زمین میشوند. توجه داشته باشیم این آیه از جمله آیات متشابه است و ظاهر آیه مقصود آن را بیان نمی کند ما متاسفانه ظاهر آیه را چسبیده ایم و به باطن آیه توجه نداریم. در سوره نباء هم ملائ الاعلی تکرار شده که معنی همین بالای جو زمین منظوراست. نباء عظیم قبل از قیامت به وقوع می پیوندد در سوره نباء در چهار آیه اول به این نباء عظیم می پردازد.عم يَتَسَاءلُونَ،عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ ،الَّذِي هُمْ فِيهِ مُخْتَلِفُونَ، كَلَّا سَيَعْلَمُونَ خبر عظیمی است همه در باره آن سوال میکنند وبه زودی میدانید(قیامت به زودی میرسد) در آیات بعدی به خلق زمین و حیات میپردازد و مجددا در آیات 18 به بعد به قیامت اشاره میفرماید: يَوْمَ يُنفَخُ فِي الصُّورِ فَتَأْتُونَ أَفْوَاجًا،وَفُتِحَتِ السَّمَاء فَكَانَتْ أَبْوَابًا،وَسُيِّرَتِ الْجِبَالُ فَكَانَتْ سَرَابًا. قبل از قیامت جو زمین برداشته می شود و دیگر حفاظی ندارد و همه درب می شوند که منظور سقف محفوظ ندارد و کوه ها ذوب و روان میشوند. حال این آیات را با آیات 67 سوره ص در زیر مقایسه کنیم.
رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا الْعَزِيزُ الْغَفَّارُ- قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِيمٌ - أَنْتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ - مَا كَانَ لِيَ مِنْ عِلْمٍ بِالْمَلَإِ الْأَعْلَى إِذْ يَخْتَصِمُونَ –إِنْ يُوحَى إِلَيَّ إِلَّا أَنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ مُبِينٌ - پروردگار جو زمین و زمین و هر آنچه بین آنها است ،بگو آن خبری بزرگ است (حادثه عظیمی همان وقعت الواقعه که در باره آن با هم جر و بحث می کردند) که شما از آن روی برمی گردانید (قبول ندارید)بگو من درباره ملاء الاعلی که مجادله می کردند هیچ دانشی ندارم و وحی که به من می شود چیزی نیست مگر هشدار دهنده ای آشکار هستم. قبل از این آیات توصیف جهنم است و آوردن سموات والارض موید این است که نباء عظیم همان حوادث قبل از قیامت و برداشته شدن جو زمین که در آیه ملاء اعلی به آن اشاره شده و هر دو یک معنی را میرسانند. درباره ملا الاعلی که جر و بحث میکنید من دانشی ندارم من فقط وحی را ابلاغ میکنم. از آنجائیکه تصورات ذهنی اسرائیلیات و سموات بالا به عنوان جائی درعالم بالا در ذهن ما نقش بسته کوشش نکرده ایم در باره مفاهیم کلمات يَسَّمَّعُونَ و الْمَلَإِ الْأَعْلَى تحقیق و بررسی کنیم و در بست معانی قدیم را عینا ترجمه می کنیم و فکرنمی کنیم که این آیات متشابه هستند و باید مفهوم اصلی را بیرون آوریم.
مفهوم ملکوت السموات والارض
ملکوت میتوان چنین معنی کرد که جایی است که اسباب طبیعت دست اندر کار ساماندهی و مدیریت آن محدوده مثلا سماوات والارض است. ملک محدوده مالکیت است ولی در آن مالکیت باید اسبابی باشند که آن مالکیت را حفظ کنند. حال بر گردیم به معنی ملکوت کلمه ملک یعنی سبب که ملائکه جمع آن است و ملائکه قوانین جاریه خلقت است و ملکوت محدوده جاری شدن آن قوانین است. حال به آیات 75 الی 79 سوره انعام که خداوند اشاره دارد که ملکوت سماوات الارض را به حضرت ابراهیم نشان دادیم. آیات را بررسی کنیم شیوه نشان دادن ملکوت چگونه بوده است.
وَكَذَلِكَ نُرِي إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ- فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأَى كَوْكَبًا قَالَ هَذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لا أُحِبُّ الآفِلِينَ- فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بَازِغًا قَالَ هَذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِن لَّمْ يَهْدِنِي رَبِّي لأكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ- فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بَازِغَةً قَالَ هَذَا رَبِّي هَذَآ أَكْبَرُ فَلَمَّا أَفَلَتْ قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ- إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ حَنِيفًا وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ
واین چنین به ابراهیم ملکوت سماوات و الارض را نشان دادیم که از جمله یقین کننده گان باشد.( آیه دارد این ملکوت را شرح میدهد ) پس چون شب بر او پرده افکند ستاره ای دید گفت این باید خدای من باش و وقتی ستاره غروب کرد گفت افول کننده را دوست ندارم (نمی تواند خدا باشد) و چون ماه طلوع کرد گفت این باید خدای من باشد و چون ماه ناپدید شد گفت اگر خدای من مرا هدایت نمیکرد قطعا از زمره گمراه شوندگان بودم. چون خورشید بر آمد گفت این که بزرگتر است باید خدای من باشد و هنگامی که خورشید غروب کرد گفت ای قوم من از آنچه برای خدا شریک می سازید بیزارم و نتیجه گرفت و گفت من از روی اخلاص روی خود را به کسی میکنم که سموات والارض را (کیهان را) منبسط کرد و من از مشرکان نیستم. حضرت ابراهیم این چنین درک کرد که کیهان که خداوند آنرا منبسط کرد همان ملک خداوند است و همه این ها صاحب دارد و من به صاحب آنها ایمان می آورم.اصلا سفری در کار نبوده که معراج باشد و حضرت ابراهیم ملکوت سموات و الارض را به او نشان داده شود.
از مضمون آیه چنین بر می آید که حضرت ابراهیم از اول خدا پرست بود. خداوند از زبان حضرت ابراهیم حقایقی را بیان میکند که ستاره و ماه و خورشید نمی توانند خدا باشند. در پایان سخنی می گوید که سخن خدا است نه سخن حضرت ابراهیم می گوید خدایی که سموات والارض (کیهان ) را منبسط کرد خدای من است. مگر حضرت ابراهیم می دانست که مه بانکی بوده و انبساط کیهانی. همان ماه و خورشید و ستاره محدوده ملکوت سماوات و الارض است که با اسباب و قوانین خاص که امر خدا هستند پا برجایند. از متون آیات چنان چیزی استنباط نمی شود که خداوند حضرت ابراهیم را به آسمان ها برد و تمامی کیهان و بالای کیهان که ملک خدا است را به او نشان میدهد و یا بقول برخی مفسرین خدا چنان چشمی به حضرت ابراهیم عطا کرد که تا فیها خالدون کیهان را دید. دو آیه دیگر که ملکوت در آن آمده هم بررسی میکنیم. خداوند مطالب علمی را از قول پیامبران و در قالب گفتگو و یا داستان برای ما نقل میکند ما هنوز به روش قرآن آشنا نیستیم.
قُلْ مَن بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَ هُوَ يُجِيرُ وَ لَا يُجَارُ عَلَيْهِ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ -مومنون ۸۸-بگو ملکوت هر شیی در ید قدرت او است او پناه میدهد ولی پناه نمی گیرد.ملکوت کل شیی در ید قدرت او است همان معنی جایگاه و محدوده که سبب و ملائکه کار خودشان را برای بر پائی آن محدوده انجام میدهند.
فَسُبْحَانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ-این آیه بسیار واضح بیان می کند پس حمد و ثنا از آن خدائی است که ملکوت هر شیی در ید قدرت او است و این ملکوت به خدا باز میگردد. به خدا باز گشتند یعنی ملکوت از بین میرود و به خدا باز می گردد که در آیات بسیاری اشاره شده که کیهان قبل از قیامت برچیده و به جائی که اولین بار ایجاد شدند بر می گردند.
أَوَلَمْ يَنظُرُوا فِي مَلَكُوتِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ مَا خَلَقَ اللَّـهُ مِن شَيْءٍ وَ أَنْ عَسَىٰ أَن يَكُونَ قَدِ اقْتَرَبَ أَجَلُهُمْ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ-آیا در ملکوت سموات و الارض نمی نگرید که خداوند چگونه چیز ها را خلق کرده است و شاید مرگ آنها نزدیک باشد بعد از قرآن کدام سخن را باور دارید. نمی نگرید را نمی اندیشید معنی میکنند تا به تصورات ذهنی خود در ملکوت برسند. این کلمه بیان گر این است که سموات الارض هفت جو زمین و زمین است. بنابراین ملکوت عام ماوراء ماده نیست و این تفکرات از باقیمانده تفکرات اسرائیلیات و نظریه منسوخ شده هفت طبقه آسمان بطلمیوسی است. خداوند ملکوت خورشید و ماه و ستاره که از روی جو زمین دیده می شدند.(که با اسباب طبیعت مدیریت میشدند مثلا طلوع و غروب) ملکوت جدا از عالم مشهودات نیست. دلیل دیگر سموات الارض از تعینات ماده است و مشهودات است وقتی می گوییم ملکوت السموات و الارض یعنی جایی که سماوات و الارض هم به دنبالش آمده یعنی مکوت به سماوات و الارض وابسته است و ملکوت الاعلی می تواند تا اندازه ای بیان گر عالم غیب باشد چرا که مادیات به آن وصل نیست. نتیجه اینکه مثل الاعلی، سماوات الاعلی و ملکوت سماوات و الارض و ملاء الاعلی همه در این جهان مادی است. سید محمد تقوی اهرمی 23 آذر 1398 ویرایش جدید تیر ماه 1399
{jcomments on}
Write comment (0 Comments)- توضیحات
- بازدید: 1282
قرآن بسیاری از موضوعات مهم و علمی مانند سماوات و الارض، خلقت انسان، پیدایش زمین و هفت آسمان و سایر موارد را از زبان پیامبران و در قالب تمثیل برای ما بازگو میکند. درقیامت که هنوز نیامده مصاحبه های جالب علمی مطرح میکند که در آن موضوعات علمی بسیار مهم و جالب گنجانده شده است. نباید چنین تصور کرد که قرآن مثلا هفت آسمان و یا انبساط کیهان را از فرهنگ زمان خاصی گرفته است و از آن موقع باب شد و بسیاری این طور تصور می کنند که هفت آسمان از حضرت نوح گرفته شده است. قرآن شیوه و روش خاصی در بیان جهان بینی خود دارد و لابلای گفتگوی پیامبران مطلب خود را می گنجاند. حضرت نوح از کجا می دانست که بالای سر ما جو هفت طبقه وجود دارد و یا حضرت ابراهیم از کجا می دانست که خلقت انسان از آغاز خلق ماده یعنی از انبساط کیهان که ماده خلق می شود شروع شده که می فرماید- قالَ بَل رَّبُّكُمْ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ الَّذِي فَطَرَهُنَّ وَأَنَا عَلَى ذَلِكُم مِّنَ الشَّاهِدِينَ- او (حضرت ابراهیم) گفت پروردگار من صاحب کیهان است و او کسی است که آن را (کیهان) را منبسط کرد. من از آن واقعه جزء گواهی دهندگان هستم. حضرت ابراهیم اولین کسی در جهان است که اشاره به انبساط کیهان کرده است و بر آن شهادت می دهد. چرا کلمات کلیدی و مهم از نظر علمی با پیدایش انسان در فرهنگ انسان و همراه آدم اولین انسان تکامل یافته نشر یافت. مسلما برنامه ریزی خداوند بر این قرار گرفته بود. سموات والارض و سبع السموات و ساسر کلمات کلیدی حیات را مثال می زنیم . خداوند کلمات و مطالب خود را برای فرهنگ سازی انسان و تکامل فکری او در وحی به پیامبران مرتب گوشزد می کرد و پیامبران که از واقعیت مطالب نا آگاه بودند آن کلمات را با تصورات ذهنی خود می آمیختند و خداوند کلمات خود را از گزند تصورات ذهنی و برداشت های غلط و القائات شیطانی محفوظ نگه می داشت. اینجا شیطان هوی نفسانی هر انسان است که به آرزو تشبیه شده و منی هم معنی آرزو، برنامه، چهارچوب فکری، تقدیر معنی می دهد. سموات و الارض در ذهن یک تصور را ایجاد می کند و این تصور برداشت ذهنی از موضوع است. همه پیامبران با این مشکل روبرو بودند زیرا به علم موضوع آشنا نبودند و کلام خدا را در ذهن برایش یک تمنی درست می کردند و خدا این ها که از نفسانیات انسان است آیات خود را پاک میکرد.
وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ وَلَا نَبِيٍّ إِلَّا إِذَا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطَانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنسَخُ اللَّهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آيَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ
ما پیش از تو هیچ رسول یا نبیی را نفرستادیم مگر آنکه چون به خواندن آیات مشغول می شدند و آیات را با آرزوهای ذهنی خود مطابقت می دادند شیطان در آن ارزوها دخالت میکرد (تصورات ذهنی خود را در آیات دخالت می دادند) و خدا آنچه را که شیطان افکنده بود نسخ میکرد ( و به نسل های آینه منتقل می کرد)، سپس آیات خویش را استوار می بخشید و خدا دانا و حکیم است 52-حج. خداوند به تمامی پیامبران کلمات خود را وحی می فرمود همین طور در قالب داستان ها و گفتگو با پیامبران و در فرهنگ مردم می نشست .کلمه هفت آسمان و خلقت انسان از نطفه و در آب و نفس واحده و داستان سلیمان همه در قالب تمثیل تکرار می شد تا زمانی که دانش بشر به فن آوردی ضبط توسط نوشتن رسید و همان اصطلاحات کتب قدیمی به قرآن منتقل شد و در قرآن همان کلمات شدند اعجاز قرآن. مثلا خلقت کیهان در شش روز و زمین در دو روز و خلقت انسان در سنگ رس و از توده سیاه و امثالهم. اوج تکامل فکری و علمی انسان در دوران کنونی به وقوع پیوسته و دانشمندان با ادله علمی به موضوعات نگاه می کنند و تمامی آیات متشابه خداوند در قرآن، در خلقت انسان را ملاحظه کنید و ببینید چقدر تصورات ذهنی کهن با دانش امروزی تفاوت دارد و تحجر افراد نمی گذارد به واقعیت های علمی آیات برسیم.
در صورتیکه مقایسه با علم روز به آیات نزدیک تر است. تا یکی دو قرن اخیر همه به دانش کهن اعتقاد داشتند و اختلافی هم در اذهان مانند امروز وجود نداشت و همه تصور می کردند که نظر دانشمندان قدیم حجت است. اما همینکه علوم طبیعی بسیاری از بینات و آیات خداوند در طبیعت را بیان کرد که با ذهنیات کهن همخوانی نداشت اختلافات شروع شد و شبهات زائیده شدند و بازار معاندین و مخالفین گرم شد و متحجرین با دفاع غلط از تصورات کهن این بازار را گرم نگه داشته و میدارند. مثلا در آیه الم یک نطفه من منی یمنی را اینطور در گذشته دور معنی می کردند. آیا او منی یا آب مرد نبود که در( رحم) ریخته می شد. این از منظر علم اشکالات فراوان دارد. اول آب مرد نطفه نیست و نطفه از لقاح ژن نر و ژن ماده ایجاد می شود. قدما فکر می کردند که آب مرد دلیل باردار شدن زن می شود و زن فقط ظرفی است برای ریختن آب مرد. البته دانش گذشتگان بیش از این چیزی دستگیرشان نمی کرد. اختلاف از زمانی آغاز شد که دو گروه ایجاد شدند گروهی که میخواهند آیات متشابه را با علم روز مقایسه کنند و گروه دیگر که همچنان با تصورات کهن وابسته هستند.
حتی چند نفر از بزرگان عنوان کرده اند که علم در دین کاربردی ندارد. البته درست می فرمایند برای آنها کاربردی ندارد زیرا تصورات غلط ذهنی در تفکر و تعقل آنها پرده افکنده و قابل تغییر نیست .ولی جوانان تحصیلکرده علم و منطق را میخواهند. زمین مرکزی و آسمان های پوست پیازی نظریه منسوخ شده بطلمیوسی 1500 سال حاکمیت تصورات ذهنی را در قبضه خود داشت و یکی دو قرن اخیر میدانیم که کیهان چه شکلی است. هنوز آثار این تفکرات در تفاسیر دیده می شود مثلا آیه زینا السماء الدنیا ، سمائ کره زمین که محل اعمال و زندگی ما انسان است را طبقه اول بطلمیوسی می دانند یعنی سماء دنیا همه کیهان مشهود است، به تفاسیر مراجعه فرمایید.
برخی اعتقاد دارند، از آنجائیکه علم دائما در تغییر است به زعم آنها نباید به علم اعتماد نمود (تغییر در نظرات را ناپایداری علمی می دانند و نه تحولات علمی کسانی به این امر اعتقاد دارند که خود تحصیلکرده هستند ولی تصورات غلط بر باور آنها ریشه دوانده و از بهم خوردن بافت تصورات ذهنی خود نگران هستند و به این موضوع اعتقاد ندارند که خداوند خود علم را آفریده و نقصان در فکر و باور ما است نه در قرآن). این افراد با خود فکر نکرده اند که تصورات کهن هزار سال قبل هم برداشت گذشتگان از علم روز بوده است .چرا آنها بتوانند موضوعات را با علم روز مقایسه و بر باور ما بنشانند ولی ما اگر آیات متشابه را با علم روز مقایسه کنیم می شویم از طایفه لغویون معاصر که جایز نیست. ولی خداوند متعال این رخ داد را پیش بینی کرده است.
كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ وَأَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ ۚ وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلَّا الَّذِينَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ ۖ فَهَدَى اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ ۗ وَاللَّهُ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَىٰ صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ. سوره البقرة -213 : مردم امت واحده بودند که برای آنها پیامبران و رسولان و بشارت دهند گانی برایشان برانگیخیم و با آنها کتب هائی با مبنای حق فرستادیم تا بین مردم به آن قضاوت کنند. ولی در آن نوشته ها اختلاف کردند و این اختلاف از زمانی که علم بینات و دلایل ما را روشن کرد پدید آمد، ولی اختلافات میان مردم ناشی از جهل و نادانی آنها است. پس خداوند افراد مومن را را به حقیقت آنچه می خواست هدایت کرد.
إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ ۗ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلَّا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ ۗ وَمَنْ يَكْفُرْ بِآيَاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ-بدرستیکه که دین نزد خداوند اسلام (تسلیم در برابر فرامین خداوند) است و کسانی که کتاب آسمانی دریافت کردند بعد از آنکه علم برایشان آمد از روی ناآگاهی راه اختلاف را برگزیدند کسانی که به آیات خداوند کافر می شوند پس خداوند برای آنها سریع الحساب است.
شَرَعَ لَكُم مِّنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَ مُوسَى وَ عِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَ لَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَن يَشَاءُ وَ يَهْدِي إِلَيْهِ مَن يُنِيبُ -13 شوری-
از شرع دين آنچه را كه به نوح در باره آن سفارش كردیم و آنچه را به تو وحى كرديم و آنچه را كه در باره آن به ابراهيم و موسى و عيسى سفارش نموديم كه دين را برپا داريد و در آن تفرقه اندازى مكنيد بر مشركان آنچه كه ايشان را به سوى آن فرا میخوانى گران مىآيد خدا هر كه را بخواهد به سوى خود برمى گزيند و هر كه را كه از در توبه درآيد به سوى خود راه مىنمايد- ادامه آیه
وَمَا تَفَرَّقُوا إِلَّا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ ۚ وَلَوْلَا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ إِلَىٰ أَجَلٍ مُسَمًّى لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ ۚ وَإِنَّ الَّذِينَ أُورِثُوا الْكِتَابَ مِنْ بَعْدِهِمْ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ مُرِيبٍ- سوره الشورى -14
و فقط پس از آنكه علم برايشان آمد راه تفرقه پيمودند (آن هم) به دلیل- بغیا بینهم-ناآگاهی و نادانی (طبری جامع البیان جلد 2 صفحه 196 )و اگر سخنى -داير بر تاخير عذاب- از جانب پروردگارت تا زمانى معين پيشى نگرفته بود قطعا ميان آنها داورى شده بود و كسانى كه بعد از آنان كتاب (قرآن) را ميراث يافتند واقعا در باره او در ترديدى سخت دچار هستند. اورثوا الکتاب را در برخی ترجمه ها و تفاسیر تورات معنی میکنند که با توجه به آیه قبلی منظور قرآن است. کسانی که بعد از عیسی و موسی کتاب را به ارث میبرند.
وَآتَيْنَاهُمْ بَيِّنَاتٍ مِنَ الْأَمْرِ ۖ فَمَا اخْتَلَفُوا إِلَّا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ ۚ إِنَّ رَبَّكَ يَقْضِي بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ- سوره الجاثية -17-
و به آنان دلايل روشنى نسبت به بینات من الامر خود داديم، پس اختلاف نكردند مگر پس از آنكه علم حقيقت آن را آشکار کرد (و اين اختلاف) از روى حسادت و برترىجويى بود كه ميان آنان وجود داشت. همانا خداوند در قيامت درباره آنچه پيوسته اختلاف مىكنند، ميان آنها داورى خواهد كرد. اشاره قرآن به امر یا فرمان و قوانینی که در طبیعت با ماده پدیده ای را استوار نگه میدارد مانند این آیه هنگامی که خداوند هفت جو زمین را قضاهن کرد و در هر طبقه امر خود را وحی کرد. فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَ أَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاء أَمْرَهَا- هر آیات و نشانه های خدا در طبیعت یک بینات من الامر هستند که علم واقعیت آن را آشکار می سازد ولی بسیاری که به تفکرات قدیم پایبند هستند و از روی بغیا بینهم حاضر به قبول آن نیستند با نپذیرفتن آن شبهات می تراشند که خداوند وعده عذاب و قضاوت بین آنها را در قیامت می دهد.سید محمد تقوی اهرمی5 دیماه 1398ویرایش جدید تیرماه 1399
{jcomments on}
Write comment (0 Comments)