- توضیحات
- بازدید: 2610
مقدمه نوشتار
همه ما با آیه بسیار مهم جَعَلْنا مِنَ الْماءِ کُلَّ شَیْءٍ حَیٍّ آشنا هستیم ولی سالیان دراز در اشتباه لغوی آیه از واقعیت قرآنی به دور بوده ایم. تبعیت کورکورانه در ترجمه و تفسیر آیات متشابه در قرآن از نظر گذشتگان و آشنا نبودن با علوم طبیعی پرده بر افکار ما انداخته است که حتی در متن آیات هم تفکر و تعقل نمی کنیم. همه ما نسل ها است که منتقل کننده نظرات کهن که بر اساس علم روز و برداشت آن زمان نگاشته شده بدون تغییر به نسل بعد بوده ایم. چرا در این زمان این همه اختلاف نظر در آیات متشابه و شبهات فراوان خلق شده و در گذشته مثلا صد الی دویست سال قبل این اختلاف ها نبوده است. زیرا همه بدون چون و چرا نظرات گذشتگان را قبول داشتند. آیه زیر دلیل آن را بیان میفرماید-آیه 14 سوره شوری
وَمَا تَفَرَّقُوا إِلَّا مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ وَلَوْلَا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِن رَّبِّكَ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى لَّقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَإِنَّ الَّذِينَ أُورِثُوا الْكِتَابَ مِن بَعْدِهِمْ لَفِي شَكٍّ مِّنْهُ مُرِيبٍ- و تنها پس از آنکه علم برایشان آمد (علم روز موضوعات را روشن کرد) راه تفرقه را پیمودند و آنهم به صرف حسد( و برتری جویی یا کبر و غرور) و اگر از جانب خداوند فرمانی (مهلت تا زمان معیین) پیشی نگرفته بود بی تردید میانشان (به نابودی و هلاکت) حکم شده بود و کسانی که کتاب آسمانی (قرآن) را به میراث یافتند نسبت به آن در تردیدی سخت هستند. آیه قبل در باره حضرت نوح، حضرت موسی و حضرت عیسی (سلام الله علیها) و اختلاف بین طرفداران آنها بحث شده. قوم بعدی که کتاب را به ارث بردند مسلمانان و کتاب قرآن است ( که در ترجمه ها برای اینکه از زیر بار گناه فرار کنند کتابی که به ارث برده شده را تورات ترجمه می کنند). با آمدن علم و روشن شدن موضوعات علمی در باره خلقت کیهان، انسان و حیات و هفت آسمان اختلاف شروع می شود گروهی علم را پایه تجسس در آیات متشابه قرار داده اند و گروه دیگر هم چنان با تعصب نظر گذشتگان را در باره خلقت انسان و حیات و هفت آسمان محکم چسبیده اند.
عده ای هم که به قرآن ایمان ندارند خود را طرفدار قرآن نشان می دهند و موضوعات خرافی را طبق نظر گذشتگان لیست می کنند و چنین القاء می کنند که این ها قرآن می فرماید تا جوانان تحصیلکرده را از قرآن دور کنند و امثال سروش هم به همین نظرات تکیه می کنند و القاء می کنند که همه این ها نظر قرآن است در حقیقت می دانند که جوانان مسلمان شخصا به قرآن مراجعه نمی کنند و مثلا به سایت دانشنامه اسلامی مراجعه می کنند که نظرات همه علماء را اعلام می کند. این مقدمه ای بود برای طرح موضوع از دیدن شبهات علمی فراوان در فضای مجازی و پافشاری متعصبین بر نظرات کهن و اینکه می بینم با علم روز آیات را بررسی کنیم بسیاری از شبهات برطرف می شود بالاجبار و نا خواسته کمی بی پرده بحث می کنم و خدای ناکرده قصد اساعه ادب ندارم. البته مجددا تاکید می کنم بحث در مورد آیات متشابه که با علوم طبیعی سر و کار دارند است
بررسی ضمیر من با کسره میم برای روشن شدن بسیاری از سوئ تفاهمات
من با کسره میم در آیات قرآن بر چهار وجه معنی شده است 1- به عنوان صله در کلام که آورده می شود و در ترجمه دخالتی ندارد 2- به معنی از که اصل بحث ما است 3- به معنی در 4- به معنی بر و با.
ما با دو وجه آن سر و کار داریم "از" و "در" ضمیر "از" احتیاج به شرح ندارد زیرا در خلقت انسان و حیات همه ضمیر من "از" معنی شده است. دو نمونه آیات که من به معنی" در" آورده شده را مرور می کنیم و سپس بحث علمی آن را پی می گیریم.
وَنَصَرْنَاهُ مِنَ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمَ سَوْءٍ فَأَغْرَقْنَاهُمْ أَجْمَعِينَ 77 انبیاء-و او را در برابر مردمی که نشانه های ما را به دورغ گرفته بودند پیروزی بخشیدیم.
قُلْ أَرَأَيْتُمْ شُرَكَاءكُمُ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ أَرُونِي مَاذَا خَلَقُوا مِنَ الْأَرْضِ أَمْ لَهُمْ شِرْكٌ فِي السَّمَاوَاتِ أَمْ آتَيْنَاهُمْ كِتَابًا فَهُمْ عَلَى بَيِّنَةٍ مِّنْهُ بَلْ إِن يَعِدُ الظَّالِمُونَ بَعْضُهُم بَعْضًا إِلَّا غُرُورًا-40 فاطر- بگو به من نشان دهید از شریکان خودتان که به جای خدا می خوانید که چه چیزی را در زمین آفریده اند. ( بسیاری از ترجمه ها چه چیزی از زمین آفریده اند را به کار برده اند که مفهومی ندارد)
رَبِّ قَدْ آتَيْتَنِي مِنَ الْمُلْكِ وَ عَلَّمْتَنِي مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحادِيثِ فاطِرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ أَنْتَ وَلِيِّي فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ تَوَفَّنِي مُسْلِماً وَ أَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ-101 یوسف خدایا در سلطنت به من یاری فرمودی و در تاویل خواب علم آن بمن یاد دادی ای منبسط کننده جهان مادی تو ولی من در دنیا و آخرت هستی من را مسلمان بمیران و از جمله صالحین قرار ده
شرح لکم من الدین ما وصی به نوحا..در دین از آنجه به نوح وحی کردیم برای شما تشریح کردیم
من اول معنی در و من دوم به عنوان صله در کلام است. آیات فراوانی در قرآن است که من به معنی در آمده است. در آیه زیر من اول معنی در و من دوم معنی از می دهد
وَلَقَدْ خَلَقْنَا الإِنسَانَ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ سوره حجر26 در حقیقت ما انسان را در سنگ رس و از حما مسنون( توده نرم سیاه) آفریدیم. ترجمه عرف این است (دانشنامه اسلامی)- همانا ما انسان را از گل و لای کهنه متغیر بیافریدیم. به آیه توجه فرمایید سنگ رس دارای ترکیبات سیلیسیوم و آلومینیوم است اگر انسان از سنگ رس خلق شده بود و یا گل و لای کهنه متغیر که همان سنگ رس با حالت دیگر که با آب مخلوط شده(که اصلا با مفهوم آیه نمی خورد ) باید در بدن انسان این ترکیبات وجود داشته باشد که اصلا وجود ندارد. در زمین اولیه سنگ رس و تمامی کانی ها سخت و سفت مانند گداخته های آتشفشان بوده اند و خاک به صورت امروزی بعد از میلیارد ها سال در اثر فرسایش درست شد، بنابراین گل و لای وجود نداشته می توانیم آیه را این طور ترجمه کنیم از- توده سیاه نرم در درون سنگ رس- دقیقا همان چیزی که آخرین و جدید ترین نظریه علمی به آن رسیده است. گل و لای کهنه از تفکر اسرائیلیات که می گویند خداوند خاک را برداشت و با آب گل درست کرد و مدتی گذاشت تا ور بیاید یا گل و لای کهنه شود و بو بگیرد. سپس با دستان خود هیکل آدم را ساخت و روح را در آن دمید. یعنی که خرافاتی که حتی پاپ رهبر کاتولیک های جهان با نفی آن و بسیاری دیگر از خرافات که در برخی تفاسیر ما به چشم می خورد از زیر بار شرمندگی مقابل علم روز خود را خلاص کرد. شجاعت او در این جهان و اجر او در آخرت. کلام خداوند را از خرافات پاک کرد.
بنابراین یکی دیگر از معانی من می تواند در باشد. آیه مهم جَعَلْنا مِنَ الْماءِ کُلَّ شَیْءٍ حَیٍّ می تواند این طور معنی شود حیات کلیه موجودات زنده را در آب قرارداد. یا هر موجود زنده ای در آب حیات یافت. بدن انسان از آب خلق نشده بلکه ترکیبات اصلی بدن ما در آب قرار دارد و آب ماشین حمل و نقل ترکیبات اصلی بدن که پروتئین ها، قندها، نوکلئوتیدها، آنزیم ها، ویتامین ها و سایر که در آب قرار داده شده اند. ژن ها و ساختار سلول ها و هسته های آن ها و واکنش های شیمیائی همه در آب انجام می شوند. آب جزء ساختار بدن انسان نیست بلکه ساختار بدن انسان در آب قرار دارد. بدون آب حیات بدن امکان پذیر نیست و این را علم می گوید و قرآن هم در 1400 سال قبل این واقعیت را فرموده تا امروزه دانشمندان به عظمت این آیه ایمان بیاورند و این آیه در خدمت محکمات قرآن قرار گیرد که چه به روز آیه در آورده ایم ؟ با یک ترجمه ناحق.
از آنجائی که من را در بسیاری از آیات خلقت انسان "از" تعریف کرده ایم مثلا ماء دافق هم آب مرد ترجمه می کنیم. انسان از نطفه تشکیل شده ولی آب مرد نطفه نیست و نیاز به لقاح با ژن ماده دارد تا به نطفه تبدیل شود. خلق الانسان من نطفه منظور اولین نطفه حیات در زمین اولیه است که هنوز نر و مادینگی خلق نشده بود و حیات از نطفه اولیه خلق شد. نطفه یعنی ژن و ژن هم ترکیبات شیمیائی RNA و DNA است و ساختار بدن انسان از اجزای این ترکیبات است و اینجا من "از" معنی میدهد. نطفه ماهیت مستقل دارد ژن نر و ژن ماده وقتی عمل لقاح انجام می شود می گویند نطفه و آب مرد نطفه نیست ، ژن نر که برای حفاظت و نقل و انتقال در آب قرار داده شده است را در قدیم آب می دانستند و اطلاعی از نطفه نداشتند و علم زیست شناسی این را برای ما روشن کرد ولی ما طبق آیه فوق آنقدر غرور و تکبر داریم که نمی خواهیم روی نظر گذشتگان حرفی زده شود قرآن فدای نظر گذشتگان؟
ما هنوز در تردید هستیم. لَفِي شَكٍّ مِّنْهُ مُرِيبٍ. اشاره قرآن به انا خلقناکم من نطفه به خلق اولیه حیات از نطفه است و در حیات زمین هم این نطفه باز آفرینی خلق اولیه است. خداوند متعال فرموده در آیات متشابه تفکر و تعقل کنید و چشم بسته این آیات را ترجمه و تفسیر نکنید. آیات 56 سوره غافر و 14 سوره شوری.
أَلَمْ نَخْلُقكُّم مِّن مَّاء مَّهِينٍ فَجَعَلْنَاهُ فِي قَرَارٍ مَّكِينٍ إِلَى قَدَرٍ مَّعْلُومٍ- فَقَدَرْنَا فَنِعْمَ الْقَادِرُونَ- آیا شما را در آب کم نیافریدم و سپس نطفه ایجاد شده را (به استناد آیات دیگر ابتدا نطفه و بعد قرار مکین است) در غشاء هسته ای استوار قرار دادیم تا زمان مشخصی پس برنامه ریزی کردیم و ما قادر به انجام آن بودیم ( آری عجب قدرتی بکار بردیم). علم زیست شناسی و بیو شیمیائی به این نتیجه رسیدند و با آزمایشات شیمیائی هم تایید شده که وجود آب فراوان مثلا در دریا و اقیانوس برای اولیه نطفه حیات مانع بزرگی بوده است برای همین هم خداوند از ماء مهین یعنی آب کم که تنها به صورت بخار آب بر روی صلصال داغ باقی نمی ماند و از محیط سریع دفع میشود ماء دافق نامیده است. ترکیبات اولیه حیات در پروسه ایجاد غذای بیولوژیکی که در قرآن اقوات نامیده شده در درون لایه سنگ رس و در بخار آب حل شده بودند و به دلیل حرارت بالای نقطه جوش آب، آب بخار و رسوب سیاه رنگ نرم در درون لایه های سنگ رس قرار می گرفتند. در تبدیل مولکول های مونومر به پلیمر که ساختار اصلی ژن اولیه بوده است باید آب از واکنش مربوطه خارج میشد که همان ماء دافق است و اگر این آب از محیط خارج نمی شد حیات شکل نمی گرفت. بنابراین آب هم در ساختار ژن اولیه شرکت داشته (ماء دافق) و در پروسه حیات هم در آب ( آب خوردنی)کم تشکیل شده است. در حقیقت آب و سلاله آن OH وH در پیدایش حیات نقش اولیه و مهم بازی کرده است، آب ترکیبات اولیه مولکول های حیات در خود حل و به درون سنگ برده و سنگ رس به عنوان کاتالیزاتور در واکنش مونومر به پلیمر عمل می کرده و آب از محیط خارج می شده و نطفه اولیه سپس در آب قرار گرفت و آب حیات را در بغل خود پرورش داد مانند نقش آن اکنون در بدن ما.
إِنَّا خَلَقْنَا الإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ أَمْشَاجٍ بتلیه–انسان از نطفه امشاج پیش نطفه یا RNAخَلَقَ شد. خلقت انسان با نگاهی جدید و مطابقت با علم روز- پیش نطفه
خلق الإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ-انسان از نطفه خلق شد از DNA- خلقت انسان با نگاهی جدید و مطابقت با علم روز- علقه
فَإِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ-پس ما شما را در خاک و سپس از نطفه آفریدیم ابتدا نطفه در خاک ایجاد میشود در سنگ رس و خاک هم همان سنگ رس است که سالیان دراز بعد از خلقت نطفه در اثر فرسایش ایجاد شده است و نطفه ایجاد شده در آب قرار داده می شود خلقت انسان از نطفه در قرآن تصورات ذهنی یا واقعیت قرآنی
هُوَ أَعْلَمُ بِكُمْ إِذْ أَنشَأَكُم مِّنَ الأَرْضِ خداوند از شما نسبت انشاء شما در خاک اعلم تر است. انشاء بار آوردن در پروسه زمان بر است. دانه گیاه از داخل خاک بیرون می آید یعنی آب خاک مواد مورد نیاز دانه را مرطوب میکند تا ریشه گیاه بتواند آن را جذب کند و مانند بدن انسان آب در رگ های گیاهان مواد را جابجا می کند.
هُوَ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن طِينٍ-طین خاک رس خالص که با آن کوزه و آجر درست میکنند است .باید بدانیم که سنگ رس انواع مختلفی دارد و تنها نوع سه لایه آن که می تواند آب را به درون لایه های خود جذب کند و آن رسی است که حیات در درون آن ایجاد شد. پیدایش حیات از نظر قرآن با استناد به علم روز و به دوراز ذهنیات کهن
وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْمَاءِ بَشَرًا فَجَعَلَهُ نَسَبًا وَصِهْرًا-و خداوند است که در آب بشری را خلق کرد و برای او نسب و سبب قرار داد.به مقاله الَّذِي خَلَقَ منَ الْمَاء بَشَرًا فَجَعَلَهُ نَسَبًا وَصِهْرًا مراجعه فرمایید
خَلَقَ الإِنسَانَ مِن صَلْصَالٍ كَالْفَخَّار-انسان در سنگ رس پخته و داغ خلقت شد. صلصال كالفخار و مفهوم علمی ان در خلقت انسان
اَلَمْ یَكُ نُطْفَهً مِنْ مَنّیٍ یُمْنی ثُمَّ كانَ عَلَقَهً فَخَلَقَ فَسَوّی آیا انسان نطفه ای در تقدیرنبود که مقدر میشود و سپس علقه بود که خلق و سر و سامان داده می شود با اصلاح "از" به" در" در آیات خلقت انسان بسیاری از گره های کور تاویل آیات حل میشود و عظمت آیات بر ملاء میشود و خداوند در آیه فوق از این اختلاف نا خشنود است و توصیه فرموده از دنده لجبازی و تکبر و حسد بیرون آییم و علم را بپذیریم. سید محمد تقوی اهرمی 25 آذر 1398 ویرایش جدید خرداد 1399 ویرایش جدید مهر ماه 1402
{jcomments on}
Write comment (0 Comments)- توضیحات
- بازدید: 3678
مقدمه نوشتار
دانستن واقعیت چگونگی پیدایش حیات، پیدایش نفت و تحولات درون پوسته جامد زمین به نظریه پیدایش زمین و باور علمی به آن بستگی دارد. آخرین نظریه ارائه شده در پیدایش زمین که اشکالات علمی فراوانی دارد حاکی از این است که توده عظیم گاز و غبار کیهانی در منطقه بسیار وسیعی در لبه کهکشان راه شیری وجود داشته است که با سرعت حدود 220 کیلومتر بر ثانیه در حال چرخیدن به دور مرکزیت این کهکشان بودند. ضمن چرخیدن به دور کهکشان در اثر انفجار نواختری در فاصله چند میلیون سال نوری با آن توده ابری و در اثر آشفتگی و گرانش توده ابر خورشیدی به دور محوری چگالیده شدند. این توده عظیم ابر خورشیدی متشکل از 99 درصد گاز(75 درصد هیدروژن و25 درصد هلیوم) و حدود کمتر از یک درصد غبار کیهانی بصورت کلوخه های میکرو از عناصر غیر از دو گاز نامبرده شده جذب مرکزیتی با گرانش قوی شدند. نیروی بسیار قوی جذب کننده گاز و غبار کیهانی در مرکزیت ابر خورشیدی به دلیل فشردگی و بالا رفتن حرارت مرکز هسته اولیه خورشید را به وجود آوردند.
در بیرون از مرکزیت کلوخه های میکرو گرد نقاطی چگالیده شدند و توسط نیروی گرانش همدیگر را جذب و بزرگتر شدند و زمین از این غبار کیهانی ایجاد شد همینطور سیارات سنگی عطارد، تیر، زمین و مریخ و بقیه سیارات گازی در فاصله زیاد تری از گازهای کیهانی که به فضا پرتاب شده بودند تشکیل شدند. زمین و سیارات سنگی با جذب کلوخه و چرخش به دور خود و بالا رفتن حرارت به دلیل فشردگی به حالت مذاب در آمدند و زمین این چنین تشکیل شد. باید توجه داشت که خورشید 99 در صد گاز و غبار کیهانی توده ابر خورشیدی را به خود جذب و کمتر از حدود یک درصد گاز و غبار کیهانی سهم سیارات سنگی و گازی شد. اساس تشکیل زمین جذب کلوخه های میکرو به یکدیگر به دلیل گرانش بین اجرام غبار کیهانی که ابتدا میکرو بودند. این تئوری به دلائل زیر غیر منطقی و غیر علمی است.
دلائل رد تئوری کنونی پیدایش زمین
آزمایش اخیر سقوط پر و گلوله آهنی در خلاء در آزمایشگاه سرن راز مهمی را برای ما بر آشکار کرد. پر و گلوله آهنی به عنوان دو جسم جرم دار در حال سقوط همدیگر را جذب نکردند چرا که جاذبه زمین از جاذبه بین این دو جسم قوی تر بود. به فیلم مقایسه سقوط پر و گلوله در خلاء نگاه کنید. این موضوع درباره جذب غبار و کلوخه در اطراف توده ابر خورشیدی هم صدق میکند. توده عظیم ابر خورشیدی در نقطه خاص (از نظر قرآن برنامه ریزی شده در اثر پیدایش یک نیروی خارق العاده قوی) شروع به جذب و چرخش به دور خود کردند. و این چنین هسته مرکزی خورشید شکل گرفت و با افزایش جذب گاز و غبار به این مرکزیت فشرده شده و حرارت آن افزایش می یابد و خورشید در حال شدن دارای گرانش قوی میگردد و تمامی غبار کیهانی جذب مرکزیت خورشید شدند و گاز های اطراف لایه بیرونی این توده ابر خورشیدی به لبه خارجی آن منتقل و سیارات گازی را به وجود آوردند.
بنابراین گرانش عظیم خورشید در حال شکل گرفتن و چرخش سریع توده به دور مرکز خورشید که در زیر محاسبه می گردد دو نیروی گرانش سنگین، یکی نیروی قوی مرکزیت کهکشان بر غبار کیهانی و دیگری گرانش فوق العاده قوی خورشید در حال تشکیل اجازه جذب ذرات غبار به همدیگر را نمی دادند. عملا غباری وجود نداشت که بهم وصل شوند و سیارات سنگی را به وجود بیاورند. همه جذب مرکز توده ابر خورشیدی شدند برای تصور واقعیت های حاکم بر روند پروسه تشکیل خورشید و زمین باید به سرعت گردش خورشید به دور کهکشان مادر و سرعت گردش زمین به دور خورشید نگاهی کوتاه داشته باشیم.
ضمنا اشاره ای هم به گردش زمین بدور خود داشته باشیم میانگین قطر کره زمین در خط استوا 40000 کیلومتر و هر 24 ساعت بدور محور خود میچرخد بنابراین محاسبه کنیم سرعت حرکت زمین به دور خود هر ساعت 1667 کیلومتر در ساعت است که نیروی دافعه قوی یا نیروی گریز از مرکز ایجاد می کند برای خنثی کردن گرانش زمین. اگر زمین این حرکت چرخشی به دور محور خود را نداشت جو زمین به زمین سقوط می کرد.
انَّ اللّهَ يُمْسِکُ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضَ أَنْ تَزُولا وَ لَئِنْ زالَتا إِنْ أَمْسَکَهُما مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ إِنَّهُ کانَ حَليمًا غَفُورًا –فاطر41
خداوند جو زمین را نگه میدارد تا سقوط نکند و اگر سقوط کند، کسي جز او نمي تواند آن را نگاه دارد، او بردبار و غفور است
بعلاوه نور خورشید در 8 دقیقه و 13 ثانیه به زمین میرسد که با در دست داشتن سرعت نور فاصله خورشید تا زمین را محاسبه کنیم میشود حدود 150 میلیون کیلومتر. این شعاع دایره ای است که زمین به دور آن میچرخد البته دانشمندان گردش زمین به دور خورشید را بیضوی میدانند و ما حدود سرعت حرکت زمین را می خواهیم بدانیم. با محاسبات ریاضی محیط این دایره را میتوان به دست آورد که حدود یک میلیارد کیلو متر برآورد کرده اند. زمین این مسافت را در یکسال طی میکند .بنابراین میانگین سرعت زمین به دور خورشید حدود 100000 کیلومتر در ساعت است. با این محاسبات ما می توانیم حدود سرعت گردش گاز و غبار کیهانی را به دور محور مرکزی توده ابر خورشیدی را حدس بزنیم. به عبارتی گاز و غبار کیهانی با حدود چنین سرعتی بدور توده ابر خورشیدی حرکت و جذب مرکز آن می شدند. نیروی گرانش مرکز توده ابر خورشیدی و این حرکت دورانی مانع از جذب غبار کیهانی به یکدیگر میشوند و اگر هم کلوخه ای ایجاد میشود جذب مرکز میگردید. بعلاوه این توده عظیم خورشیدی خود با سرعت 220 کیلومتر بر ثانیه به دور مرکزیت کهکشان راه شیری می چرخید و این سرعت نیز بر اثر گرانش مرکز کهکشان راه شیری ایجاد شده است تا نیروی گریز از مرکزی در برابر آن ایجاد و مانع از سقوط توده ابر خورشیدی به مرکزیت کهکشان شود و همه این موارد تحت برنامه ریزی دقیق خالق متعال صورت گرفته است و تصادفی نمیتواند باشد. هنگام تشکیل خورشید این اندازه ها متغیر بودند ولی حدود آن را می توانیم حدس بزنیم. عملا با مطالب عنوان شده تئوری پیدایش زمین از غبار کیهانی غیر علمی و غیر منطقی است. اینکه چرا و چگونه انفجار نواختری باعث آشفتگی و گرانش جذب به مرکز توده و پیدایش خورشید شد هم داستان دیگری است که به مقاله ما ارتباط ندارد و مقاله جداگانه دیگری می طلبد. حال به نظریه قرآن در پیدایش زمین نگاهی داشته باشیم.
نظریه قرآن در پیدایش زمین
والارض وما طحاها –قسم به زمین و چگونگی بشدت پرتاب شدن آن (ازمرکزیتی)
ا انكم لتكفرون بالذي خلق الارض في يومين وتجعلون له اندادا ذلك رب العالمين –زمین در دو دوره خلق می شود
و جعل فيها رواسي من فوقها و بارك فيها و قدر فيها اقواتها في اربعة ايام سواء للسائلين –پوسته جامد روی آن قرار میگیرد و غذای موجوداتی که باید خلق شوند در چهار دوره برنامه ریزی می شود.
قسم به زمین و چگونگی از مبدائی به بیرون پرتاب شدن آن و در آیه 9 سوره فصلت اشاره می فرماید که زمین در دو دوره خلق شد. این تئوری پیدایش زمین در قرآن است. زمین تکه ای از خورشید در حال شکل گرفتن بود و به بیرون پرتاب شد و سپس در دو دوره مستقل و منفک از هم خلق شد. والارض و ما طحاها موید این است که تمامی غبار کیهانی جذب خورشید شدند و زمین و سایر سیارات سنگی همراه با گازهای هیدروژن و هلیوم به بیرون پرتاب شدند. مسلما سیارات بیشماری از بزرگ و کوچک این چنین از خورشید جدا شدند. این سیارات حالتی پلاسمای داغ و در هر حال انجام واکنش هسته بودند که از آن جدا شدند. به دلیل پلاسما بودن و حرارت زیاد که احتمالا حدود 20 میلیون درجه بوده است با همان سرعت اشاره شده نزدیک به خورشید به ادامه پروسه تکامل خود می پردازند. سیارات کوچکتر جذب بزرگترها و با تصادف و بر خورد با آن ها در هم ادغام شدند. خرده سیارک ها از متلاشی شدن سیارات دیگر به وجود آمده اند وجود توده سیاه و مولکول های آلی بیانگر این است که سیاره خرد شده تا مرحله سرد شدن و ایجاد آب پیش رفته بودند و سپس طبق برنامه ریزی از پیش تدوین شده و برای تامین آب درون زمین و ایجاد حیات متلاشی و سپس با بر خورد با زمین آب مورد نیاز زمین را فراهم کردند. وَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً بِقَدَرٍ فَأَسْكَنَّاهُ فِي الْأَرْضِ وَإِنَّا عَلَى ذَهَابٍ بِهِ لَقَادِرُونَ- ما آب را باندازه مورد نیاز از فضا به زمین ساکن کردیم موید این نظر است.
از بین تعداد زیاد سیارک و خرده سیارک ها چهار سیاره سنگی عطارد، تیر، زمین و مریخ باقی ماندند و هر کدام در مدار اولیه خود به دور خورشید می چرخیدند و تحت بمباران شدید سیارک و خرده سیارک ها که بیشمار بودند قرار داشتند و این بر خورد ها با سرعت حرارت آنها را شدیدا افزایش میداد. باید توجه داشت که اولا خورشید در حال شکل گرفتن و اوایل تولدش دارای درخشندگی کنونی نبوده و طی میلیارد ها سال به این درخشندگی رسیده است و دوم مدار سیارات سنگی دائما در تغییر بودند و هنگام آرام شدن جو زمین و پیدایش هفت طبقه جو زمین مدار تثبیت شده خود را باز یافتند که در آیه 11 سوره فصلت بصورت تشبیهی به این مورد اشاره کرده است. فقال لها و للارض ائتيا طوعا او كرها قالتا اتينا طائعين موید این است که جو زمین و زمین تکمیل و در مدار تعیین شده تثبیت شدند.
آن ها هم جوشی هسته ای ابتدایی خود را در درون خورشید انجام دادند سوختن هیدروژن و تبدیل به هلیوم و سپس همراه توده عظیم گاز هیدروژن و مقداری هلیوم به بیرون پرتاب و ادامه پروسه هسته ای خود را بعد از جدا شدن از خورشید انجام دادند. به دلیل برخورد بیشمار سیارک ها حرارت آن ها احتمالا به درجه ای می رسد که اتم های هلیوم با پروتون ها که همان هسته هیدروژن بودند مرحله دوم همجوشی را سریع انجام دادند و طی این پروسه اتم های کربن، ازت، اکسیژن تا قبل از آهن ایجاد شدند و زمین شروع به سرد شدن می کند و میلیون ها سال می گذرد تا به درجه ای برسد که اتم ها بتوانند با یکدیگر پیوند مولکولی را ایجاد کنند. درجه حرارت به حدود 3000 درجه میرسد.
دوره نخست را تکامل اتمی و دوره دوم که با ایجاد مولکول ها شروع شد تکامل شیمیایی نامیده می شوند. گاز هیدروژن و هلیوم اضافی در درون زمین مذاب و بیرون آن را احاطه کرده بودند. تمامی سیارات سنگی همین پروسه را بطور یکسان طی کردند. این یک برنامه نرم افزاری تدوین شده توسط خالق متعال بوده است. وجود هیدروژن فراوان در درون زمین در حالت پلاسماء و مذاب لازمه ایجاد کانی های سیلیکات و آلومینیوم و سایر کانی بعلاوه آب، هیدروکربورها، آمونیاک، هیدروژن سولفید و فسفر بوده است. اکسیژن آزاد فورا توسط هیدروژن به آب و ازت به آمونیاک و کربن به هیدروکربورهای و سایر تبدیل می شدند. سیلیسیوم و اکسیژن و هیدروژن فراوان ترین عناصر ساختاری زمین را تشکیل می دهند. آب اولین مولکول ایجاد شده بوده که هیدروژن فراوان تمامی اتم های اکسیژن را به دلیل میل ترکیبی قوی تر پیوند مولکولی H-O از O-O بدست می آمد. در حقیقت هیدروژن اجازه تشکیل اکسیژن آزاد را نمی داد.
این موضوع از آیه 5 الی 6 سوره سجده استنباط می شود.
الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَبَدَأَ خَلْقَ الإِنسَانِ مِن طِينٍ - ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِن سُلاَلَةٍ مِّن مَّاء مَّهِينٍ .خداوند است که تمامی مواد لازم را (برای خلق حیات در زمین و از ابتدای انبساط کیهان) به بطور احسن خلق کرد وخلقت انسان را در سنگ رس آغاز نمود و نسل بیرون آمده از رسوب ( در سنگ رس) را در آب کم قرار داد.
تا پایان دوره دوم خلق زمین و از ابتدای ایجاد مولکول ها ( در درجه حدود 3000 درجه) و سپس خلقت انسان را از سنگ رس آغاز می کند. به محض ایجاد ملکول های آب و سیلیسیوم نقش سلاله آب کم (بصورت بخار و در درون زمین) که عامل های H و O-H بودند در پیدایش کانی ها و هیدروکربورها و سایر ترکیباتی که در آن ها اکسیژن به کار رفته بود شروع می شود. عامل O-H تامین کننده اکسیژن سیلسیوم و دیگر کانی ها بود زیرا اکسیژن آزاد نمی توانسته به وجود بیاید و در حقیقت هیدروژن مدیریت پروسه ساختار حیات را را بر عهده داشت.
ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِن سُلاَلَةٍ مِّن مَّاء مَّهِينٍ –سپس بعد از شروع خلقت انسان در سنگ رس نسل ایجاد شده بعدی که ترکیبات شیمیایی بود را از سلاله که عوامل شیمیائی آب بود قرارداد. هیدروکربور ها با پیوستن اتم های کربن با یکدیگر و با هیدروژن به وجود آمدند و عامل هیدروکسیل آب با قرار دادن اکسیژن در آن ها و آمونیاک هم با پائین آمدن حرارت زمین در مرحله بعدی ازت را در اختیار قرار داده و اسید های آمینه ها را به وجود آوردند. سیلیسیوم فراوان به عنوان کاتالیزاتور و لایه پوششی عمل می کرد. با سرد شدن زمین از حالت مذاب به گداخته پوسته زمین بر روی آن قرار گرفت. جدول مقایسه عناصر تشکیل دهنده غبار کیهانی ،خورشید و زمین این نظریه را تقویت میکند.
در جدول بالا درصد عناصر کیهان و خورشید صرفنظر از نسبت هیدروژن و هلیوم تقریبا برابر است. خورشید حدود 4/6 میلیارد سال دارد هیدروژن را می سوزاند و به هلیوم تبدیل می کند. طبیعی است که این نسبت باید تغییر کند و مسلما تاثیر کمی هم روی در صد سایر عناصر می گذارد. خورشید و زمین از یک گاز و غبار کیهانی تشکیل شده اند. زمین از همان غبار کیهانی با در صد ثابتی سهمی برای خود برداشته است. اینکه زمین دقیقا کلوخه های غبار حاوی عناصر شیمیایی را از درون ابر خورشیدی انتخاب کرده غیر منطقی است. در جدول بالا ما درصد را نام برده ایم نه مقدار(نقل از ویکی پدیا و کتاب منشاء حیات پروفسور کاپلان). درصد بالای سیلیسیوم و اکسیژن در زمین حدود 70 درصد نتیجه تولید در پروسه هم جوشی هسته ای از سوختن هیدروژن و سپس هلیوم بوده است. به عبارتی برای تشکیل مولکول های پایه حیات از غبار کیهانی همراه گازهای هیدروژن و هلیوم که در تمامی ابر خورشیدی با نسبت ثابتی وجود داشته است برنامه ریزی تدوین شده دست اندر کار بوده است.
تغییر بسیار کوچک این نسبت در زمین می توانسته مانع تشکیل حیات گردد. اگر زمین و سیارات سنگی از غبار کیهانی که شامل اتم های اکسیژن، کربن، ازت، و سایر عناصر تشکیل شده بود و گاز هیدروژن و هلیوم در آن نقشی نداشتند، اکسیژن آزاد در بدو سرد شدن زمین در آن به وجود می آمد و پروسه حیات دچار اشکال می شد. چه بسا سوختن اکسیژن با متان و هیدروکربورها سیارات سنگی را منفجر می کرد. وجود ئیدروژن عامل کنترل کننده به وجود نیامدن اکسیژن در زمین اولیه بوده است و تنها با پروسه هم جوشی وجود گاز فراوان امکان پذیر بوده است. تئوری تشکیل زمین از دید قرآن که جدا شدن سیارات سنگی از خورشید درحال تولد است منطقی تر است. بعلاوه در آیه 10 سوره فصلت اشاره به قرار دادن برکت در پوسته جامد می کند. در حیات زمین دو عامل اصلی برکت برای حیات وجود دارد و بدون آن ها حیات بقا ندارد. اول آب که از سماء می بارد و دوم سنگ سیلیسیوم که در ساختار پوسته جامد حرف اول را میزند و امروزه خاک کشاورزی از سنگ رس فرسایش شده طی میلیاردها سال تشکیل شده و حدود 200 میلیون سال به خاک مستعد کشاورزی تبدیل شده است.
اگر زمین از بهم پیوستن کلوخه های غبار به وجود آمده بود این پروسه برنامه ریزی شده ایجاد ترکیبات شیمیائی اتفاق نمی افتاد. یکی از دلایل به وجود آمدن نظریه بهم پیوستن کلوخه ها عدم امکان ایجاد پروسه هم جوشی هسته ای در زمین است چرا که هم جوشی هسته ای در ستارگان با حجم عظیم مانند خورشید امکان پذیر است که با تئوری قرآن و پرتاب شدن سیارات سنگی از درون توده خورشیدی که در حال گذراندن هم جوشی هسته ای بودند مشکل پروسه هسته ای زمین حل می شود. موضوع مهم دیگری که باعث اعلام این نظریه شد.
سوختن هیدروژن به عنوان مرحله اصلی هم جوشی هسته ای است و زمانی سوختن ئیدروژن پایان می پذیرد و سوختن هلیوم آغاز میشود که حرارت از حدود 15 الی 20 میلیون درجه بالا تر رود. حدود 50 الی صد میلیون درجه. برخورد خرده سیارات جدا شده از مرکز خورشید در حال تشکیل با زمین و سیارات دیگر که باعث بالا رفتن حرارت و فشرده شدن جرم و گرانش زمین گردید، میتواند باعث بالا رفتن حرارت در سیارات سنگی از جمله زمین باشد. مشکل موجود در این تئوری ادعای تشکیل اکسیژن و سیلیسیوم در حرارت بسیار بالا است که به دلائل زیر بر طرف می شود
حرارت و چگالی عامل اصلی ایجاد کیهان و روند شکل گیری آن بوده است.
نگاهی به ابتدای بیگ بنگ و روند شکل گیری کیهان و نقش حرارت و چگالی در تحرکات و تحولات ذرات بنیادی دید نوی به ما می دهد. آستانه دمای هر ذره بنیادی رقمی مشخص و تعیین شده است بالای این حرارت ذره بنیادی مثلا الکترون پایدار و زیر آن درجه ناپایدار است. استفان واینبرگر فیزیکدان برجسته و برنده جایزه نوبل فیزیک در کتاب سه دقیقه اول ایجاد کیهان شش مرحله یا نما را نام برده است و ما نمائی که هسته اتم هلیوم پایدار در کنار هسته اتم هیدروژن که ساختاراصلی کیهان ایجاد میشود را پی میگیریم. خلقت کیهان در شش روز از نظر علم و قرآن
تبدیل نوترون ها به پروتون و جذب شدن به هسته هلیوم و در پروسه همجوشی هسته ای بعد از 34 دقیقه و چهل ثانیه اول بعد از بیگ بنگ در حال انجام است. و هرمرحله درجهحرارت خاص خود را دارد. درجه حرارت به سیصد میلیون درجه کلوین رسیده است (درجه حرارت و وقایع ایجاد کیهان در دقایق اول از کتاب سه دقیقه اول استیون واینبرگ نمای ششم ) و بعد از حدود یک ساعت و پانزده دقیقه عملا پروسه هسته ای در نمای ششم پایان می پذیرد و نسبت اتم های هیدروژن به هلیوم 72 الی 78 به 22 الی 28 میرسد. احتمالا در در 50 دقیقه بعد از آغاز دوره ششم درجه حرارت از سیصد میلیون درجه کاهش چشمگیری داشته است و به حدود صد میلیون رسیده است. این حرارت خط قرمز حرارت ایجاد ساختار اصلی کیهان است. بالاتر از آن و اپاشی هسته ای و برگشت به مرحله بیگ بنگ است.
بنابراین تولید اکسیژن در ستارگان در درجه بالای این خط قرمز منطقی نمی تواند باشد. تمامی پروسه های باز آفرینی کیهان باید در درجه حرارت زیر این خط قرمز قرار گیرد. مثلا می گویند که اتم سیلیسیوم در حرارت 109. 3/4 یعنی سه میلیارد و چهار صد میلیون درجه کلوین سوختن خود را شروع و به عناصر دیگر سنگین تر از خود تبدیل می شود." این حرارت در 22/6 ثانیه بعد از بیگ بنگ و در اول نمای چهارم که ساختار کیهان در حال درست شدن است بیشتر و زیر آستانه دمای الکترون و پوزیترون است. حرارت چنان سرد شده که هسته هلیوم می تواند درست شود. در چنین حرارتی نمی تواند هسته سلیسیوم پایدار باشد چه رسد باینکه سوختن خود را شروع کند. چطور دانشمندان فیزیک و اختر شناسی به این مطلب مهم اشاره ای نکرده اند تعجب آور است.
یعنی در این حرارت هسته سیلیسیوم از هم می پاشد. در درجه ابتدای نمای چهارم 3.109 هنوز دما برای آن که پروتون ها و نوترون ها به مدت قابل ملاحظه ای به هم بچسبند و تشکیل هسته دهند خیلی زیاد است. این حالت هسته ها از هم باز و به مرحله چهارم بیگ بانگ بر می گردد یعنی پروتون ها و نوترون ها از هم جدا می شوند. که منطقی نیست چرا اینطور است باید آن را مورد بررسی قرار دهیم. شاید دلیل خاص خود را دارد که اینجانب از آن بی اطلاع هستم. تمامی نظریه انتقادی با استناد به آیات قرآن از اینجانب است
وجود این عناصر در غبار کیهانی مشخص شده ولی شیوه ایجاد آن ها و در حرارت اعلام شده با واقعیت بیگ بنگ نمی خواند که باید بررسی دقیق تری انجام شود. در نظر قرآن سیلیسیوم، اکسیژن، کربن تا آهن در پروسه هسته ای درون زمین تشکیل شده است و هنگامی که جزء خورشید بوده است پروسه هسته ای شروع و احتمالا بعد از پرتاپ شدن و تحت تاثیر برخورد سیارات سنگی کوچکتر چگالی آنها فشرده تر و در نتیجه درجه حرارت در آن ها افزایش چشم گیری داشته است. مطالبی که عنوان شد بر گرفته از آیات قرآن است البته آیات به جزئیات اشاره نکرده ولی کلمات در قرآن اعجاز قرآن است. والارض و ماطحاها- قسم به زمین و چگونگی به بیرون پرتاب شدن آن یک دنیا مفاهیم علمی در بر دارد اگر ما به تئوری های پیدایش کیهان و منظومه شمسی و فیزیک و شیمی وارد باشیم می توانیم موضوعات جالبی را بیرون آوریم.
دانشمندان فیزیک یک اشاره را می گیرند و به مطلب بزرگی می رسند. متاسفانه ما درکشورمان دانشمندان فیزیک و اختر شناسی و زمین شناسی نظریه پرداز نداریم که اشارات قرآن را با استناد به علم مربوطه به نظریه علمی جدید تبدیل کنند. این موضوع برداشت من از آیات قرآن است و برای تشحیذ ذهن علاقمندان بیان شد. شاید شجاعت و جسارت اشکال گرفتن به تئوری های علمی را ندارند و به خود اعتماد نمی کنند. در هر نظریه که اعلام می شود نارسائی فراوان دیده می شود و دانشمندان معمولا با ایرادات و نظرات مختلف راه را برای رسیدن به واقعیت علمی هموار می کنند. در سال 1393 مقاله ای درباره دو جهان موازی با هم با مبداء مشترک متشکل از یکی ماده و دیگری ضد ماده را به استناد آیات قرآن نوشتم و در سایت منتشر کردم. جهان موازی از دید قرآن و علم قبل از این تاریخ موضوع دو جهان موازی با مبدء مشترک و ساختار ماده و ضد ماده که تئوری قرآن است در محافل علمی مطرح نبود، جهان های موازی مطرح بود. اخیرا در یک سال قبل زمزمه دو جهان موازی ماده و ضد ماده شروع شد. جالب است که در باره مقاله فوق از خارج از کشور کامنت زیادی داشتم ولی دریغ از یک کامنت از داخل. مطالب علمی در آیات متشابه ریشه در علوم طبیعی دارند و واقعیت علمی فراوان در آن ها نهفته بشرط آنکه به موضوعات علمی مربوطه آگاهی داشته باشیم. خداوند درک مفاهیم علمی در قرآن را به ما عنایت فرماید.به مقاله دیگری هم که همان سرنوشت را داشت مراجعه فرمایید. راجر پنروز دانشمند فیزیک نظر قران را تائید کرد - سید محمد تقوی اهرمی 15 آذر 1398 ویرایش جدید تیر ماه 1399-ویرایش جدید شهریور 1403
{jcomments on}
Write comment (0 Comments)- توضیحات
- بازدید: 3527
قرآن در سوره حج- آیه ۴۷ و سوره سجده- آیه 5 ، به کلمه فی یَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ الف سنه- اشاره کرده است کلمه یوم در این دو آیه هزار سال و در آیه 4 سوره معارج پنجاه هزار سال ذکر شده است. بسیاری با دید انتقادی و البته مغرضانه سعی در مغشوش کردن اذهان دارند و صحبت از تناقض در قرآن می کنند. بسیاری نیز برای دفاع از قرآن به رد این تناقض ها پاسخ می دهند اما واقعیت چیز دیگری است. در ارتباط با دو آیه اول در باره هزار سال در مقاله روزهای هزار و پنجاه هزار در جهان مادی است مطالبی عنوان شد. از آنجایی که یوم هزار سال و پنجاه هزار سال دو مقوله جدا از هم هستند و هیچ ارتباطی با هم ندارند، این مقاله در مورد پنجاه هزار سال تقدیم می شود. در هزار سال امر خداوند در حیات زمین به سوی خدا بر می گردد و در پنجاه هزار سال ملائکه و روح از جهان مادی به سوی خدا عروج می کنند. این آیات هیچ ارتباطی با قیامت ندارند و در حیات زمین و برچیده شدن کیهان بیان می فرماید.
خداوند هنگام خلق زمین و آسمان آن(جو زمین) 12 ماه را برنامه ریزی نمود و از کلمه عندالله استفاده کرده است آیه - إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِندَ اللّهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْرًا فِی كِتَابِ اللّهِ یَوْمَ خَلَقَ السَّمَاوَات وَالأَرْضَ مِنْهَا أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ ذَلِكَ الدِّینُ الْقَیِّمُ فَلاَ تَظْلِمُواْ فِیهِنَّ أَنفُسَكُمْ وَقَاتِلُواْ الْمُشْرِكِینَ كَآفَّةً كَمَا یُقَاتِلُونَكُمْ كَآفَّةً وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ- همانا تعداد ماه ها نزد خداوند، در كتابِ (آفرينش) خدا و از روزى كه آسمانها و زمين (جو هفت طبقه زمین را خلق کرد) را آفريد، دوازده ماه است، كه چهار ماه از آن (جنگ) حرام است، اين آيين ثابت و پا بر جاست. پس در اين ماه ها، با جنگ و خون ريزى بر خود ستم نكنيد و اگر مشرکین قصد کشتن شما را ( در این ماه های حرام داشتند ) داشتند با آنها جنگ کنید و بدانيد كه خداوند با پروا پيشه گان است. این آیه تفسیر مفصل دارد و ما تنها از 12 ماه و سماوات آن استفاده میکنیم. در حقیقت شماره ماه ها نزد خدا از روزى كه آسمانها و زمین را آفریده (سموات والارض در این آیه هفت آسمان جو زمین است قبل از خلق زمین این دوازده ماه ایجاد نشده بودند و این آیه دلیل محکمی برای کسانی است که بصورت لجوجانه اصرار بر این دارند که سماوات معنی هفت آسمان نمی دهد تا خدشه ای در نظر گذشتگان وارد نشود. در كتاب (علم) خدا دوازده ماه است. سماوات و الارض بروشنی به جو طبقاتی زمین اشاره می فرماید.
این 12 ماه در کتاب یا به زبان علمی امروزه نرم افزار طرح و برنامه خدا در خلقت زمین ضبط است و طرح آن نزد خداوند است. عندالله این معنی را می دهد. سال را خداوند خلق کرده و انسان آن را کشف و بکار گرفته است. آیه 4 سوره معارج اشاره دارد به اینکه در این روز ملائکه و روح بسوی خداوند می روند و صحنه جهان مادی را ترک می کنند. بنابراین در این دو آیه یوم به عنوان روز های خدا وجود ندارد، روز خدا یوم الله که منظور قیامت است.
تَعْرُجُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ إِلَیْهِ فِی یَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ خَمْسِینَ أَلْفَ سَنَه روح امر خداوند است و او فرماندهی کائنات را از طریق روح انجام می دهد. ملائکه قوانین جهان مادی هستند. در آیه نخست سوره فاطر خداوند می فرماید-
الحمد لِلَّهِ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ جَاعِلِ الْمَلَائِكَةِ رُسُلًا أُولِی أَجْنِحَةٍ مَّثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ یَزِیدُ فِی الْخَلْقِ مَا یَشَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ-سپاس مخصوص خدای باز کننده کیهان است، خداوند هنگام باز کردن کیهان ملائکه را در آن جاعل کرد که از جنس انرژی و نیرو هستند بال تشبیه نیرو است و پرندگان به وسیله نیروی بال پرواز می کنند. این نیرو ها که در ابتدای انبساط کیهان در آن قرار داده شد برخی دو تا و برخی سه تا و برخی چهارتا (به صورت جفت هستند) و اشاره تمثیلی به قوانین طبیعت هستند مانند الکترومغناطیس که دو نیرو هستند و برخی چهار مانند قوانین چهارگانه فیزیک ، ما زمان ،مکان، حرارت انرژی تاریک ماده تاریک و مانند اینها داریم که در کیهان استقرار یافته اند و ساختار جهان مادی را بر پا داشته اند و خواست خداوند بر افزایش آنها قرار داده شده ماده تنها 5 درصد از محتویات کیهان را به خود اختصاص داده است و بقیه انرژی تاریک و ماده تاریک است که هنوز ناشناخته است. احتمالا یَزِیدُ فِی الْخَلْقِ مَا یَشَاءُ به این مورد برمی گردد. روح امر خداوند است که توسط آن فرماندهی و تنظیم جهان مادی را برعهده دارد. هنگام خلق کیهان در شش روز خداوند امر که همان روح است (روح من امر ربی) را در کیهان برای فرماندهی جهان مادی مستقر کرد -ان ربكم الله الذي خلق السموات و الارض في سته ايام ثمّ استوي علي العرش يغشي الليل النهار يطلبه حثيثاً و الشمس و القمر و النجوم مسّخرات بامره، الا اله الخلق و الامر تبارك الله رب العالمين اعراف 54 -پروردگار شما خدائی است که آسمان ها و زمین را در شش روز آفرید سپس به مدیریت آن پرداخت شب را در روز می پوشاند و روز شتابان آن را می طلبد (شب را که همواره با شتاب روز را می طلبد می پوشاند)و خورشید و ماه و ستارگان ( می توان استعاره از کهکشان ها باشد که با امر آن ها را مسخر خود ساخت) مسخر فرمان او هستند آگاه باشید که خلق که ماده و انرژی است و امر هر دو به او تعلق دارند (خلق و امر تفکیک ناپذیرند و امر فرماندهی خلق را بر عهده دارد)، خدا آن پروردگار جهانیان به غایت بزرگ است- خداوند کیهان را در شش روز آفرید
زمانی که روح یا کانال فرماندهی خداوند همراه ملائکه قوانین جهان مادی برچیده می شوند و این روز برگشت تمامی مظاهر ماده به خدا است. به عبارتی جهان مادی به احدیت می پیوندد. انا لله و انا الیه راجعون معاد بازگشت به همان جائی که فطرکم اول مره رخ داد برگشت به مه بانک و مه بانک هم از نور ناب الهی منشاء شد. یعنی کیهان و همه جانداران به خدابرمی گردند. پس از آن قیامت برای زنده کردن مرده ها رخ می دهد.
یومَ نَطْوِی السَّمَاء كَطَیِّ السِّجِلِّ لِلْكُتُبِ كَمَا بَدَأْنَا أَوَّلَ خَلْقٍ نُّعِیدُهُ وَعْدًا عَلَیْنَا إِنَّا كُنَّا فَاعِلِینَ
روزی که ما فضا را مانند طومار نامه ای درهم می پیچیم همان گونه که در اول خلقت آن را از هیچ آفرید یم آن را بر می گردانیم، ما یقینا انجام دهنده این کار هستیم. وقتی خداوند طومار کیهان را در هم پیچید دیگر جایی برای ملائکه و روح باقی نمی ماند و آن ها هم بسوی خدا می روند.
آیه تَعْرُجُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ إِلَیْهِ فِی یَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ خَمْسِینَ أَلْفَ سَنَه درهمین رابطه است "ملائکه یا قوانین طبیعت و روح (کانال ارتباط خداوند با جهان مادی) به سمت خداوند عروج می کنند در روزی که مقدار آن پنجاه هزار سال است ."روزی است که کیهان برچیده می شود و بعد از آن قیامت بر پا می شود. سه آیه بعدی را بررسی می کنیم.
إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيدًا - وَنَرَاهُ قَرِيبًا – آن ها این روز را بسیار دور می بینند ولی ما آن را نزدیک می بینیم. زمان برچیده شدن کیهان زمانی است بسیار طولانی خَمْسِینَ أَلْفَ سَنَه در جهان مادی زمان حاکم است و گذر زمان طولانی است ولی برای خداوند که زمان او را فرا نمی گیرد لا تاخذه سنه لحظه ای بیش نیست.
بنابراین این دو آیه دوره پنجاه هزار ساله را برداشته شدن کیهان و قبل از قیامت می داند. يَوْمَ تَكُونُ السَّمَاءُ كَالْمُهْلِ – فضا جمع می شود و چگال و فشرده و صمد می گردد حرارت به میلیارد ها درجه کلوین می رسد و فضا همچون فلز گداخته می گردد. توصیف بسیار زیبا از عاقبت فضا است به وضعیت اول مره کیهان بر می گردد. در کجا فضا مانند فلز گداخته می شود در محدوده احدیت که مهبانک است قبل از انبساط کیهان.
پس هزار سال مربوط به برچیده شدن حیات در کره زمین است و زمین هم چنان بدون حیات به روند طبیعی خود ادامه می دهد مانند کره مریخ می گردد تا این زمان خَمْسِینَ أَلْفَ سَنَه برسد. خلقت کیهان از احدیت و صمدیت آغاز شد
چرا پنجاه هزار سال و معنی سال اینجا چیست. در آیه فی یَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ نوع سال مشخص شده است از جنس سال هایی است که ما می شمریم یعنی هزارسال که در آیه ذکر شده هزار سال ما است حیات زمین در محدوده هزارسال برچیده می شود. در کیهان معیار زمان فرق میکند. فاصله ستارگان را به سال نوری اندازه می گیرند و سنجش زمان کیهان میلیون سال است. کلمه میلیون جدید است شاید یکی یا دو قرن اخیر با پیشرفت علم و گسترش دیدگاه اندازه گیری متر و یارد و کیلومتر و کلمات میلیون و بالاتر ایجاد شد. در صدر اسلام بالاترین رقم های مورد نیاز بیشتر از حدود صد هزار نبود. ما در ایران عددی برای جایگزین میلیون نداریم. همین طور اعراب و سایر کشورها. خداوند متعال زمان برچیده شدن کیهان را پنجاه هزار سال نام برده ولی اشاره نفرموده از کدام نوع سال. این سال محاسبه عمر کیهان به میلیون است. بنابراین در روزی که پنجاه هزار میلیون سال است کیهان درهم می پیچد. این یک پیش بینی علمی است و دقیقا با علم کیهان شناسی و جدید ترین نظریه علمی میخواند .آقای پروفسور استیون واینبرگ فیزیکدان بزرگ و برنده جایزه نوبل در فیزیک و اختر شناس برجسته در مورد انبساط کیهان چنین مینویسد. نقل از کتاب سه دقیقه اول نوشته وی و ترجمه بسیار وزین و ارزنده محمد رضا خواجه پور فصل هشتم سخن آخر:
"عالم یقینا تا مدتی دیگر به انبساط ادامه خواهد داد. مدل انبساط در باره سرنوشت عالم پیش بینی دو پهلویی دارد. همه چیز بسته به آن دارد که آیا چگالی کیهانی کمتر از مقدار بحرانی است یا بیشتر. اگر چگالی کیهانی بیش از مقدار بحرانی باشد عالم متناهی است و انبساط آن سرانجام متوقف خواهد شد .مثلا اگر چگالی کیهانی دو برابر مقدار بحرانی باشد و اگر مقدار قابل قبول ثابت هابل -15 کیلو متر بر ثانیه بر میلیون سال نوری- درست باشد، عمر عالم در حال حاضر 10000 میلیون سال است.عالم 50000 میلیون سال دیگر به انبساط ادامه خواهد داد و سپس به انقباض خواهد انجامید " این مطلب عینا نقل شد.
بنابراین عمر کیهان براساس این نظریه علمی همان رقمی است که قرآن فرموده. پنجاه هزار سنه و سنه در محاسبات نجومی میلیون است و اشاره قرآن هم به این موضوع است. آقای پروفسور اشاره دارد که انبساط متوقف و شروع به انقباض باز گشت به حالت اولیه یعنی به تکینگی (مهبانگ یا احدیت) بر می گردد. مسلما از نظر علم فیزیک پس از پنجاه هزار سال دوره انقباض زمان بر است بعلاوه آقای پروفسور شرط را می گذارد بر ثابت هوبل "اگر چگالی کیهانی بیش از مقدار بحرانی باشد عالم متناهی است و انبساط ان سرانجام متوقف خواهد شد ".قرآن می فرماید بازگشت همه عالم بسوی او است یعنی از دید قرآن عالم متناهی است انا لله وانا الیه راجعون. ما از خدا هستیم و بسوی او باز می گردیم. باز گشت جهان مادی و ما بسوی همان جایی است که اول مره خلق شد. به مرحله بدیع السموات والارض .دوم از نظر قرآن بعد از پنجاه هزار(میلیون) سال جهان در یک چشم بهم زدن دوره انقباض را سپری می کند. آنی است. در این زمان ملائکه و روح کیهان را ترک می کنند. یعنی دیگر ماده وجود ندارد که بخواهد انقباض آن طول بکشد. این نظر قرآن است. واذا قضی امرا فانما یقول له کن فیکون .یعنی جمع شدن سریع کیهان. همانطور که در یک چشم بهم زدن و حتی کمتراز آن کیهان فطرهن شد یعنی باز شد و از مکانی بینهایت کوچک و در زمانی بینهایت کم فضائی بی نهایت بزرگ را اشغال کرد بَدِیعُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَإِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا یَقُولُ لَهُ كُن فَیَكُون.قیامت هم آنی است و با یک نفخ فی الصور کیهان درهم می پیچد.
یوم نَطْوِی السَّمَاء كَطَیِّ السِّجِلِّ لِلْكُتُبِ كَمَا بَدَأْنَا أَوَّلَ خَلْقٍ نُّعِیدُهُ وَعْدًا عَلَیْنَا إِنَّا كُنَّا فَاعِلِینَ- در آن روز که آسمان(فضا) را چون پیچاندن طوماری در هم می پیچیم، (سپس) همان گونه که آفرینش را آغاز کردیم و آن را باز می گردانیم این وعده ای است بر ما ، و قطعاً آن را انجام خواهیم داد. این نظریه قرآن است. به مقاله خلقت کیهان از هیچ نظر علم و قرآن و همچنین انبساط کیهان از نظر علم و قران مراجعه فرمایید. بنابراین روزهای که در آیات فوق آمده ارتباطی با قیامت ندارند و قبل از قیامت و در جهان مادی اتفاق می افتد گذشتگان که نمی توانستند مفهوم علمی آیات را درک کنند و رو به تخیلات آوردند و این روزها را بردند در قیامت و برایش مراحل ساختند و قیامت را تقسیم بندی کردند و مواقف برایش گذاشتند. دوره شکوفائی علم است و آیات متشابه اصالت مفهومی خود را پیدا میکنند. باید در آنها با ابزار علم روز و نه با نظر گذشتگان تفحص و تفکر و تعقل کرد. سید محمد تقوی اهرمی-15 آذر 1398 ویرایش جدید تیر ماه 1399ویرایش جدید 16/10/1404
{jcomments on}
Write comment (0 Comments)- توضیحات
- بازدید: 3128
مقدمه نوشتار
برای دانستن واقعیت خلقت کیهان، خلقت زمین و درون آن حیات، نقش هفت طبقه جو زمین در بقاء حیات از دیدگاه قرآن می بایستی به مفاهیم درست کلمات کلیدی آن ها در هر آیه دست یافت. انسان درون کره زمین زندگی می کند و اعمال ما انسان ها و همه تحولات حیات بر اساس جهان بینی قرآن تحت نظر ذات باری تعالی است. خداوند از رگ گردن انسان به خود انسان نزدیک تر است. اصطلاحی است که قرآن برای بیان حضور در صحنه زندگی انسان است که آن را حیات دنیا نامیده است. لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ وَ نَعْلَمُ ما تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرید- ما انسان را خلق کرده ایم و از وسوسه های نفسانی او آگاهیم و ما به او از رگ گردن او هم نزدیک تریم. این موید این نظر است که انسان و اعمال او برای برنامه ریزی از پیش تدوین شده خداوند حائز اهمیت زیاد است. خداوند کیهان را که خلق کرد برنامه ریزی و مدیریت او بر ایجاد آب و حیات بود و کان عرشه علی المائ-خلقت کیهان در شش روز- آغاز خلقت انسان با آغاز خلق ماده شروع شده است. آغاز خلق ماده ابتدای انبساط کیهان است. حضرت ابراهیم می فرماید وَمَا لِيَ لَا أَعْبُدُ الَّذِي فَطَرَنِي وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ چرا خداوندی که خلقت من را از انبساط کیهان آغازید پرستش نکنم و بازگشت ما به او است.
مطالعه بیشتر: توهم سماوات و سماء قرآن در علم خیال
Write comment (0 Comments)