- توضیحات
- بازدید: 4985
مقدمه نوشتار
چهار کلمه کلیدی در قرآن وجود دارند که اساس و پایه شبهات فراوانی شده و برای رفع این شبهات به تصورات ذهنی هزار سال قبل برای روشن معانی آنها مراجعه می کنیم و فکر خود را بکار نمی گیریم و در آیات تعقل نمی کنیم در صورتی که از خود قرآن می توان مفاهیم درست و صحیح آن را بیرون آورد. متاسفانه تصورات ذهنی کهن پرده بر افکار ما انداخته و همیشه با یک پیش داوری قبلی وارد مباحث قرآن می شویم و آنچه بر باور ما نشسته را بر آیات قرآن تحمیل می کنیم و در حقیقت قرآن را فدای تصورات ذهنی خود می کنیم. این چهار کلمه سماوات والارض، سماء ،عرش و استوی است. همه این کلمات در ارتباط با جهان مادی است و مدیریت آنها توسط خالق متعال صورت می گیرد. تنها در یک آیه - وَالْمَلَكُ عَلَى أَرْجَائِهَا وَ يَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّكَ فَوْقَهُمْ يَوْمَئِذٍ ثَمَانِيَةٌ مدیریت پس از بر چیده شدن کیهان است که این مدیریت براساس قوانین جاریه جهان مادی نیست و بر اساس مطلب مدیریت کوانتومی پس از برگشت کیهان به احدیت است که در آن صمدیت نقش پر رنگی دارد. موضوع فوق العاده جالب و شنیدنی است که در مقاله عرش خدا بر هشت و علم کوانتوم به آن اشاره شده است.
مفاهیم سماء و ثم الستوی
اکنون سعی می کنیم مفاهیم عرش و استوی را با استناد با آیات قران بیرون بیاوریم. برای این منظور باید ذهن را از تصورات کهن پاک کرد و بر عقل و تفکر و منطق و علم روز موضوع خاص تکیه کنیم. عرش و استوی در قرآن دارای مفاهیم خاصی هستند که در سیاق آیات معنی ان روشن می شود. عرش معنی فرمانروائی و کنترل آن یا به زبان امروزی مدیریت و طرح برای رسیدن به هدف برنامه ریزی شده است. به زبان امروزی طرح و برنامه ریزی است. ابتدا معنی عرش را از لغت نامه متداول بیرون آوریم و سپس به بحث خودمان ادامه دهیم راغب در معنی عرش چنین می گوید:
"زمانی که عرش (تحت فرمانروایی) به ذات پروردگار نسبت داده می شود بی تردید کنایه از قدرت و سیطره و فرمانروایی کل خداوند است. علاوه بر این حقیقت عرش خدا را به هیچ وجه بشر نمی داند و فقط اسمی از آن شنیده است "
واستوی هم به چیزی پرداختن است. وقتی خداوند می فرماید ثم الستوی علی العرش به معنی" سپس به مدیریت آن می پردازد" است. قبل از ثم استوی خداوند در حال خلق پدیده ای بوده و برای تفکیک زمانی و شرح علمی آن از این کلمه استفاده می فرماید. در آیات 9 الی 12 سوره فصلت مفهوم سماوات، سماء و استوی به وضوح شرح داده شد. خلق فسوی خداوند خلق می کند و سپس به سامان داده آن می پردازد و برای سامان دادن برنامه ای در دست تدوین دارد که طبق آن عمل می کند این برنامه عرش است.
شرح آیات 9 الی 12 سوره فصلت
این چهار آیه درباره یک موضوع گفتگو می کند پیدایش زمین و حیات درون آن. همه این چهار آیات بهم پیوسته هستند و با یکدیگر ارتباط تنگاتنگی دارند. سه کلمه سماء، سماوات والارض به معنی هفت طبقه جو زمین و ثم استوی در آن بکار برده شده و میتوان مفاهیم آن را استخراج کرد. متاسفانه افراد مغرض و معاند در پوشش دفاع از قرآن همه آیات را مغشوش کرده اند. شاید می دانند چه عظمتی در این چهار آیه نهفته است و عده ای هم دلسوز ولی ناآگاه با اتکا به نظر گذشتگان به این نا بسامانی کمک می کنند و نمی دانند که آیات خداوند را از اعتبار علمی می اندازند. این آیات را مرور می کنیم تا به معانی سه کلمه برسیم و سپس به کلمه عرش می پردازیم. البته باید به تحولات اولیه زمین بعد از پیدایش آگاهی داشته باشیم تا مفهوم این آیات که اعجاز قرآن است روشن شود.
قُلْ أَئِنَّكُمْ لَتَكْفُرُونَ بِالَّذِي خَلَقَ الْأَرْضَ فِي يَوْمَيْنِ وَتَجْعَلُونَ لَهُ أَندَادًا ذَلِكَ رَبُّ الْعَالَمِينَ-9
وَجَعَلَ فِيهَا رَوَاسِيَ مِن فَوْقِهَا وَبَارَكَ فِيهَا وَقَدَّرَ فِيهَا أَقْوَاتَهَا فِي أَرْبَعَةِ أَيَّامٍ سَوَاء لِّلسَّائِلِينَ-10
ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء وَهِيَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ اِئْتِيَا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ-11
فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَأَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاء أَمْرَهَا وَزَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَحِفْظًا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ-12
آیه 9 می فرماید "زمین را در دو دوره خلق کردم (از بدو جدا شدن از توده ابر خورشیدی تا تشکیل پوسته جامد زمین) و سپس بر روی آن رواسی (پوسته جامد) را قرار دادم و روی رواسی برکت نهادم و غذای موجودات را برای آنهائی که به آن نیاز دارند در چهار دوره مقدر (برنامه ریزی کردم جو زمین هنوز شکل نگرفته است)کردیم. مقدر خلق کردن معنی نمی دهد مقدر برنامه ریزی معنی می دهد.
پس از آن به آسمان زمین (جو اولیه) پرداختم در حالی که تیره و دودی بود و به زمین و آسمان آن خطاب شد بالاجبار در این برنامه ریزی قرار گیرید و گرفتند. سپس آن آسمان زمین را در هفت آسمان قضاهن (مقدر)برنامه ریزی کردم آن هم در دو دوره و در تمامی این هفت آسمان فرمان خود را نهادینه کردیم آسمان زمین را شفاف و به زینت نور ستارگان آراستم و آن را در حفاظی قرار دادم و این برنامه ریزی خداوند عزیز و دانا است". ذلک تقدیر العزیز العلیم این است برنامه ریزی آن خداوند دانا (به امور جهان مادی)
ثم استوی الی سماء- به سماء زمین پرداختم کجای این سماء معنی کیهان می دهد که مغرضین و معاندین جار و جنجال به راه انداخته اند. فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ را خداوند در تمثیل زیبا برای چه بیان فرموده. برای کسانی که عقل خود را بکار بندند و بدانند که این سماء اولا هنوز یک سماء و یکپارچه و دودی است و دوم متعلق به زمین است (توجه فرمایید سماء معانی دیگری هم مانند بالا و فضا دارد در این آیات منظور سماء زمین است). سپس این سماء دودی یکپارچه را به سبع السموات تبدیل کرد.
مفهوم اصلی سبع السموات
بنابراین اینجا سبع السموات هفت جو زمین است و در کل کیهان بگردید هیچ سبع السموات پیدا نخواهید کرد. قدما نمی دانستند که سبع السموات که در فرهنگ کتب آسمانی از ابتدای خلقت انسان تکامل یافته یعنی آدم این کلمه رواج پیدا کرد چی بوده است بنابراین تفاسیر و برداشت های تخیلی بر آن گماشتند و اکنون هم که علم این طبقات هفت گانه را کشف کرده ما از خر شیطان پایین نمی آئیم و حاضر نیستیم هفت آسمان را هفت جو زمین به رسمیت بشناسیم.
سماوات و الارض در قرآن به دو معنی بکار رفته است
اول هفت جو زمین که عامل ایجاد حیات بوده و برای خداوند متعال از اهمیت خاصی برخودار است و
دوم کیهان است. براساس سیاق آیه میتوان این دو معنی را تفکیک کرد مثلا در آیات بالا منظور از سماوات هفت جو زمین است.
خداوند کیهان را برای خلقت حیات در زمین خلق کرد. عرشه علی الماء برنامه ایجاد آب داشت تا حیات را خلق کند. کیهان حدود 13 میلیارد سال قبل از هیچ ابداع شد بدیع السموات والارض (خداوند خالق کیهان از عدم) و سپس آن را فطرهن کرد-فاطرالسموات والارض (خداوند خالق کیهان از انبساط) از هم باز کرد و سپس خلق السموات والارض فی سته ایام کیهان را در شش دوره خلق کرد. این مراحل هر کدام اولویت زمانی خاص خود را دارد. اول ابداع دوم فاطر و سوم خلق .- خلقت کیهان از هیچ نظر علوم طبیعی و قران
وَهُوَ الَّذِي خَلَق السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَكَانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَاء لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَلَئِن قُلْتَ إِنَّكُم مَّبْعُوثُونَ مِن بَعْدِ الْمَوْتِ لَيَقُولَنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِنْ هَذَا إِلاَّ سِحْرٌ مُّبِين-خداوند است که کیهان را در شش دوره خلق کرد در حالی که مدیریت و برنامه او بر ایجاد آب قرار داشت تا بهترین عمل شما را در معرض آزمایش قرار دهد و اگر گفته شود که بعد از مرگ بر انگیخته می شوید کافران گویند این سحری آشکار است.
برنامه ریزی خالق متعال برای خلق کیهان ایجاد آب بود که اساس و پایه حیات در زمین بوده است .از این جهت در شش دوره بسیار کوتاه و در چند دقیقه اول خلقت کیهان طوری برنامه را پیش برد که ساختار اصلی و سنگ بنای کیهان ریخته شد و 75 در صد اتم هیدروژن و 24 درصد اتم هلیوم -خلقت کیهان در شش روز از نظر علم و قرآن .
بعد از گذشت حدود ده میلیارد سال منظومه شمسی پدیدار و زمین در دو دوره خلق شد و غذای بیولوژیکی برای تک سلولی های اولیه در چهار دوره فراهم شد-چگونگی روند پیدایش حیات در زمین اولیه از نظر قران
و خداوند جو زمین را در دو دوره و به صورت هفت آسمان خلق کرد. شش دوره خلقت کیهان ارتباطی به دو دوره زمین و چهار دوره اقوات و دو دوره جو زمین ندارد و این تخیلات ذهنی غلط ما است که از گذشتگان به ارث بردیم و آیات خداوند را از اعتبار علمی می اندازیم و شبه پشت شبه می آفرینیم و متوجه خطای خود نمی شویم.
دقت نمی کنیم که در آیات فوق زمین در دو دوره خلق می شود و اقوات در چهار دوره برنامه ریزی می شود اینجا صحبت از خلق نیست قدر فیها اقواتها و هفت اسمان هم خلق نیست قضاهن است. معانی را نمی دانیم و اصلا شاید به آیات فوق رجوع نکرده ایم و مستقیما به سراغ نظر منسوخ شده کهن هزار سال قبل که نظر علم آن زمان است رفته این چنین اشتباه بزرگ و ظلم عظیم به این آیات روا داشته ایم و همان شبهات را تکرار می کنم و خود را پیرو قرآن می دانیم .
باید در آیات خداوند تفکر و تعقل کنیم و کمی هم به علم اختر شناسی و پیدایش زمین آگاهی داشته باشیم-خلقت زمین از نظر علم زمین شناسی و قرآن
و بعد به سراغ تاویل آیات متشابه قرآن در موضوع خلقت کیهان و زمین برویم. با ابزار علم جدید باید به تاویل آیات متشابه پرداخت. به امید رهائی از بند تخیلات ذهنی کهن و رفع مهجوریت قرآن از آن تصورات. سید محمد تقوی اهرمی مهر ماه 1396 ویرایش جدید اسفند 1397-ویرایش جدید تیر ماه 1399-ویرایش جدید22/3/1403
{jcomments on}
Write comment (0 Comments)- توضیحات
- بازدید: 4392
مقدمه نوشتار
از آنجائی که موضوع هزار و پنجاه هزار سال در قرآن دو موضوعی هستند که با هم ارتباطی ندارند، آن ها را در دو نوشتار جداگانه آورده ام. کسانی که در پی کشف واقعیت هستند نه غرض ورزی، مطالعه این مقالات را توصیه می کنم و خواهیم دریافت که فاصله تخیلات ذهنی و واقعیت قرآنی تا چه اندازه زیاد است. تمام کسانی که انتقاد می کنند و کسانی که دفاع می کنند هیچکدام مطالعه درستی از قرآن ندارند.
یکی از موضوعاتی که ایجاد شبهه نموده و تاویل های مختلفی درباره آن ابراز شده است بحث روزهای خدا در قرآن است. در مقالات نقد قرآن این عبارت زیاد به چشم می خورد
"در سوره حج(۲۲) آیه ۴۷ و سوره سجده(۳۲) آیه ۵، روزهای الله برابر۱۰۰۰ سال بشر است اما در سوره العروج(۷۰)(که به المعارج یا سئل سائل نیز مشهور است) آیه ۴، روزهای الله برابر۵۰۰۰۰ سال بشر است" واین تناقص است
روز های خدا در قیامت واقعیت یا تصورات ذهنی
در ایرادی که مخالفان قرآن می گیرند. کلمه روزهای الله جلب توجه می کند و ناشی از بغض و کینه در برابر قرآن است. در آیه 70 سوره معارج از روزهای خدا یاد نشده. روز های خدا یوم الله است، کجای آیه از یوم الله نامین برده شده
تَعْرُجُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ إِلَیْهِ فِی یَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ خَمْسِینَ أَلْفَ سَنَه- ملائکه و روح در روزی که اندازه آن پنجاه هزار سال است به سوی خدا بر می گردند. یک روز است که برابر پنجاه هزار سال است.
ابتدا به این آیه توجه فرمایید تا معنی عندالله که به روزهای خدا ترجمه شده است را درک کنیم و متوجه می شویم که هم مخالفین و هم دفاع کنندگان از واقعیت آیه بی خبرند.
انَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِندَ اللّهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْرًا فِی كِتَابِ اللّهِ یَوْمَ خَلَقَ السَّمَاوَات وَالأَرْضَ مِنْهَا أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ ذَلِكَ الدِّینُ الْقَیِّمُ فَلاَ تَظْلِمُواْ فِیهِنَّ أَنفُسَكُمْ وَقَاتِلُواْ الْمُشْرِكِینَ كَآفَّةً كَمَا یُقَاتِلُونَكُمْ كَآفَّةً وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ –36 توبه.
درحقیقت تعداد ماهها نزد خدا از روزى كه آسمان ها و زمین ( جو زمین) را آفریده در كتاب (علم) خدا دوازده ماه است از این (دوازده ماه) چهار ماه حرام است این است آیین استوار، پس در این (چهار ماه) بر خود ستم مكنید و با مشرکین جنگ کنید همانطور که با شما می جنگند و بدانید خدا با پرهیزکاران است.
از زمانی که زمین و جو آن خلق شد خداوند سال را دوازده ماه قرار داد. پس معنی نزد خدا (نه روزهای خدا) اینجا معنی ماه هایی که در خلق سماوات و الارض برنامه ریزی و ایجاد شد. این هزار سال و یا پنجاه هزار سال نیز در برنامه ریزی خداوند قرار گرفته است. از زمانی که آسمان ها و زمین خلق شد منظور زمین و هفت طبقه جو آن است و کسانی که بدون توجه به سیاق آیه سماوات و الارض را کیهان تصور کرده اند توجه فرمایند سال های دوازده ماه بر اساس گردش زمین به دور خورشید ایجاد شده نه قبل از آن و اشاره آیه هم سموات والارض را هفت جو زمین می داند که گردش زمین بدور خورشید تثبیت شد و آسمان زمین شفاف گردید. 12 ماه سال هنگام خلق زمین و جو آن و تثبیت مدار گردش آن به دور خود و به دور خورشید ایجاد شد.
مقایسه این آیات نشان میدهد هزارسال و پنجاه هزار سال، سال خدا نیست که با سال ما تفاوت داشته باشد. در این آیه نکات علمی و معانی فراوانی نهفته است که بحث دیگری می طلبد. اشکال در توجه نکردن به سیاق آیات و عدم اطلاع علمی وقایع طبیعی در سرنوشت زمین است. از آنجائی که نقد کنندگان هدف خاص بی اعتبار کردن آیات قرآن را دنبال میکنند از روی غرض ورزی است و آن ها در صدد پی بردن به واقعیت آیات نیستند.
فقط همان سه آیه را بیرون می آورند و مطالعه ابتر دارند و به سیاق آیه و آیات قبل و بعد هم توجه نمی کنند و کسانی هم که به توجیه و تاویل آن می پردازند به ذهنیات کهنه و قدیم استناد می کنند که گره گشا نیست. خداوند متعال بر اساس روش همگون در قرآن مطالبی را بیان می کند که گذشت زمان واقعیت آن را روشن میکند. این آیه دلیل واضحی است بر وجود این موضوعات در قرآن.
وسَنُرِیهِمْ آیَاتِنَا فِی الْآفَاقِ وَفِی أَنفُسِهِمْ حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ یَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ. و بزودی نشانه های خداوند را در کیهان و اطراف و در وجود خودتان مشاهده خواهید کرد که برای شما دلیل روشنی باشد که خداوند واقعیت دارد و بر حق است آیا این نشانه ها شما را کفایت نمی کند. مفاهیم بکار برده شده در قرآن دارای معانی خاصی است باید به استناد بر آیات دیگر آنها بیرون آورد. این آیات متشابه هستند و بایستی در آن تفکر و تعمق کرد و معنی ظاهر آیات ملاک تاویل نیست.
برای درک واقعیت ابتدا باید ذهن را خالی کرد و بدون پیش داوری وارد بحث این قبیل آیات شد. بسیاری از محققان با ذهنیت خاصی به مطالعه قرآن می پردازند و سپس آیات را با ذهنیات کهنه خود تطابق میدهند و بیشتر شبهه می آفرینند. نواندیشی و نونگری و بر اساس علم آن هم علوم طبیعی باید به قرآن نگاه کرد تا با مفهوم واقعی مد نظر قرآن آشنا شویم .
جالب است که این دو موضوع را یعنی هزارسال و پنجاه هزار سال را به هم ارتباط میدهند و آن را در قیامت جستجو می کنند، در حالی که دو موضوع جداگانه است و ارتباطی با هم ندارند. هزارسال درباره یوم العذاب است که در زمین اتفاق می افتد و پنجاه هزار سال زمان برچیده شدن کیهان است و این دو آیات ارتباطی با قیامت ندارند. سنه سال معنی میدهد. در زمین یک سال قمری یا شمسی است و در معیار کیهانی سال بر اساس میلیون محاسبه میشود و فاصله ستارگان بر اساس سال نوری که در مقاله جداگانه به آن می پردازیم. ما ابتدا دو آیه در ارتباط با هزار سال را بررسی می کنیم و کلمات کلیدی آن را بر اساس سایر آیات الهی بررسی و سپس وارد بحث اصلی میشویم. تاکید خداوند بر مما تعدون سالی است که ما در محاسبات خود از آن استفاده می کنیم، این دو آیه عبارتند از:
یُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّماءِ إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ یَعْرُجُ إِلَیْهِ فی یَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ-سجده 5 - خداوند امر خود را در از آسمان تا زمین تدبیر میکند و این امر در روزی که به حساب شما هزارسال است نزد خود برمی گرداند. سماء جو زمین است و منظور حیات زمین را در یک دوره هزار ساله برمی دارد. آیا خداوند در قیامت امر خود را از سماء قیامت تا زمین قیامت بر می دارد. آیا از نظر منطق میتوانیم این هزار سال را مواقف قیامت به نامیم؟
وَیَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذَابِ وَلَن یُخْلِفَ اللَّهُ وَعْدَهُ وَإِنَّ یَوْمًا عِندَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِّمَّا تَعُدُّونَ حج-47- از تو به شتاب عذاب می طلبند و خدا هرگز وعده خود را خلاف نمی کند آن روزی است نزد خداوند که برابر با هزار سالی است که شما محاسبه می کنید. دوره این یوم هزار سال است و اجرا آن خواست و برنامه ریزی الهی خدا است. عذاب ادنی است در همین زمین و قبل از برچیدن حیات.
امر خداوند در جهان مادی چیست و فرق آن با ملائکه
امر خداوند به معنی فرماندهی خداوند بر یک پدیده خلقتی است و ملائکه قوانین طبیعت هستند به مقاله -انبساط کیهان از نظر علم و قرآن مراجعه فرمایید. خلق و امر ارتباط تنگاتنگی با هم دارند.
-الا اله الخلق و الامر تبارك الله رب العالمین- آفرینش و فرمانروایی از آن خداوند تبارک و تعالی، پروردگار جهانیان است. برای وضوح بیشتر مطلب از آیه سوره فصلت بهره می جوئیم
فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِی یَوْمَیْنِ وَأَوْحَى فِی كُلِّ سَمَاء أَمْرَهَا وَزَیَّنَّا السَّمَاء الدُّنْیَا بِمَصَابِیحَ وَحِفْظًا ذَلِكَ تَقْدِیرُ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ- 11 سوره فصلت.
در آیات 9 و 10 سوره فصلت خداوند خلقت زمین را شرح میدهد. زمین در دو دوره آفریده می شود، پس از آفرینش زمین پوسته جامد را خلق و سپس چهار دوره اقوات که همان غذای بیولوژیکی است برروی آن به وجود می آورد و سپس به آسمان زمین که دودی و یک پارچه بود می پردازد و آن آسمان یکپارچه را به هفت آسمان تبدیل میکند. سپس در هر آسمان،هر طبقه جو زمین قوانین جاریه آن را در آن وحی می کند یا می گذارد.
وَأَوْحَى فِی كُلِّ سَمَاء أَمْرَهَا اتفاق می افتد. این امر در سماء اساس و پایه حیات موجودات در زمین است. چرا ؟ اول در این سماء آب باران نازل می شود و اکسیژن لازم برای ادامه حیات وجود دارد محدوده حفاظتی در برابر اشعه ماوراء بنفش و طوفان های مخرب خورشیدی قرار میدهد و حیات مستقر شده و قوانین طبیعت که همان امر خداوند است در آن جاری میشود. به مقاله -پیدایش حیات از دید علم و قرآن- مراجعه فرمایید. حال اگر خداوند امر خود یعنی فرمانروائی و قوانین جاریه خود را از زمین بیرون بکشد. حیات زمین برچیده می شود و این یُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّماءِ إِلَى الْأَرْضِ است.
با استناد به آیه دوم حج 47- که به عذاب اشاره میکند و بررسی آیات 45 الی 48 همان سوره اشاره به عذاب در گذشته دارد. محل وقوع عذاب در زمین است. این یک دوره هزار ساله عذاب است وتا ثُمَّ یَعْرُجُ إِلَیْهِ ادامه دارد. برگشتن این امر به معنی پایان حیات است و پس از عذاب قوانین حیات برچیده می شود.
یوم العذاب همان عذاب ادنی قبل از عذاب قیامت است
در سوره سجده خداوند ابتدا از خلقت کیهان شروع می کند و سپس به زمین و سماء آن اشاره می کند و زمان برچیده شدن حیات در زمین را بعد از عذابی که حدود هزار سال ما طول میکشد تذکر می دهد. آیه بعدی تاکید می فرماید که خداوند موارد پنهان و آشکار کیهان و زمین را میداند و آیات بعد خلقت انسان در درون پدیده حیات اشاره میکند و سرانجام به روز قیامت میرسد. آیات 4 الی 11 سوره سجده. این آیات روند تاریخچه خلقت کیهان تا پیدایش حیات و بلاخره پایان زندگی و مرگ انسان در پدیده حیات را تذکر میدهد این هزارسال دوره یوم الاعذاب در زمین است. این یک واقعه ای است که اتفاق می افتد و خداوند به آن اشاره میکند. آیات مربوطه 9 الی 12 سوره فصلت در آخر نوشتار آورده میشود در صورت تمایل آنها را مطالعه فرمایید .
انسان با پیشرفت خارق العاده علمی و تخریب محیط زیست و لایه ازن و افزایش جمعیت شهری و دوری از انسانیت که نشانه های آن را هم اکنون در جهان مشاهده می کنیم و خشک سالی های پی در پی .کم آبی و ذوب شدن آبهای دو قطب شمال و جنوب و بالا آمدن سطح اقیانوسها و زیر آب رفتن اکثر کشورهای اروپائی و بهم خوردن توازن و مشکلات دیگر که علم هم آن را پیش بینی نموده عذاب بر بشر شروع می شود و این مدت هزار سال ما است و این پیش بینی قرآن است. و براساس روایات و آیات قرآن دوره آخرالزمان است که بشریت خود و حیات زمین را نابود می کند و با پیشرفت سریع علم انسانیت به آخر خط خود میرسد و خداوند حیات را بر می چیند. در سوره واقعه آیات 10 الی 14 واقعه خبر می دهد که افراد مومن در گذشته فراوان بودند و در دوره آخرالزمان بسیار کم هستند .
وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ- أُوْلَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ- فِی جَنَّاتِ النَّعِیمِ- ثُلَّةٌ مِّنَ الْأَوَّلِینَ وَ قَلِیلٌ مِّنَ الْآخِرِینَ.
سابقون اولیه دارای ایمان خاص هستند که در تعداد آنها در گذشته زیاد بود ولی در دوره آخر الزمان بسیار اندک اند. و این دوره ایست که حضرت مهدی (ع) برای نجات و باز گشت بیشتر بندگان خدا به فطرت ذاتی خود تلاش می کند و سر انجام خداوند امر خود را از زمین بر می دارد که این به معنی پایان حیات است.
روح و ملائکه هم چنان در زمین و کیهان باقی می مانند تا کیهان هم جمع شود. ملائکه قوانین جاریه در کیهان و زمین هستند. دردو آیه قبل که مکمل هم هستند صحبت از عذاب است. این عذاب اول است که زمین رخ می دهد و عذاب سنگین تر در قیامت است
وَلَنُذِیقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذَابِ الأَدْنَى دُونَ الْعَذَابِ الأَكْبَرِ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ-
و البتّه ما غير از آن عذاب بزرگ تر(در قيامت) از عذاب نزديك (در اين دنيا) به آنان مىچشانيم، تا شايد به سوى خدا باز گردند.
عذاب ادنی همان عذاب آخرالزمان است. خداوند باز هم راه را برای برگشتن انسان ها فراهم میکند. پس هزار سال یک مرحله ای است که به یوم العذاب معروف و یک حادثه ای است که در قرآن پیش بینی شده است. سید محمد تقوی اهرمی شهریور1396 ویرایش جدید اسفند 1397- ویرایش جدید خرداد 1399-ویرایش جدید آذر ماه 1402
آیات 9 الی 12 سوره فصلت
قُلْ أَئِنَّكُمْ لَتَكْفُرُونَ بِالَّذِی خَلَقَ الْأَرْضَ فِی یَوْمَیْنِ وَتَجْعَلُونَ لَهُ أَندَادًا ذَلِكَ رَبُّ الْعَالَمِینَ-9
وَجَعَلَ فِیهَا رَوَاسِیَ مِن فَوْقِهَا وَبَارَكَ فِیهَا وَقَدَّرَ فِیهَا أَقْوَاتَهَا فِی أَرْبَعَةِ أَیَّامٍ سَوَاء لِّلسَّائِلِینَ-10
فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِی یَوْمَیْنِ وَأَوْحَى فِی كُلِّ سَمَاء أَمْرَهَا وَزَیَّنَّا السَّمَاء الدُّنْیَا بِمَصَابِیحَ وَحِفْظًا ذَلِكَ تَقْدِیرُ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ-11
فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِی یَوْمَیْنِ وَأَوْحَى فِی كُلِّ سَمَاء أَمْرَهَا وَزَیَّنَّا السَّمَاء الدُّنْیَا بِمَصَابِیحَ وَحِفْظًا ذَلِكَ تَقْدِیرُ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ-12
{jcomments on}
Write comment (0 Comments)- توضیحات
- بازدید: 4238
مقدمه نوشتار
همه می دانیم اگر مانعی در برابر نور قرار گیرد ایجاد سایه می کند. بشر از ابتدای آفرینش با پدیده سایه سر و کار داشته است و دلیل آن را هم نور خورشید می دانسته. قاعدتا اگر سایه سر جای خود ماندگار بماند این مفهوم را می رساند که زمین در جای خود متوقف می شود که امری است که از نظر علمی نشدنی و در زمان نزول وحی هم بر اساس برداشت آن زمان که خورشید به دور زمین می چرخد و ایستادن سایه یعنی توقف خورشید و به این موضوع آگاهی نسبی داشتند. آیه مد الظل در قرآن را اگر ظاهر آن را در نظر بگیریم این مفهوم را می دهد در حالی که این آیه متشابه مطلب بسیار مهم علمی را برای ما بیان می کند که اعجاز قرآن است. این آیه نیز هم مانند بسیاری از آیات متشابه به دلیل عدم توانائی در درک مفاهیم آن دست مایه ایراد و سوء استفاده مخالفین و معاندین قرار گرفته و برخی آن را یک دلیل دیگر از دلائل تخیلی بودن وحی می دانند. معاندین کش دار شدن سایه را به حرکت خورشید نسبت داده اند در صورتیکه خداوند در این آیه دلیل ساکن شدن سایه را در خورشید قرار داده است نه خود سایه را. مد معنی گستراندن نعمت است و کلمه مد الارض یعنی خداوند زمین را برای شما گستراند تا روی آن زندگی کنید.
مطالعه بیشتر: الَمْ تَرَ إِلَى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ و ارتباط آن با انرژی هسته ای
Write comment (0 Comments)- توضیحات
- بازدید: 5314
مقدمه نوشتار
کلمات در قرآن دارای مفاهیم خاصی هستند و ارتباط آنها با آیات قبل و بعد از آن را می بایستی در معنی کردن کلمات مورد توجه قرارداد. این روش که یک جمله را از آیات جدا سازیم و به معنی آن بپردازیم روش درستی نیست. همه آیات در قرآن ارتباط مفاهیمی تنگا تنگی با هم دارند. ما متاسفانه ملاک معنی کردن کلمات را فقط نظر گذشتگان قرار داده ایم و برای تاویل کلمات و آیات متشابه از تصورات ذهنی و نظرات هزار سال پیش گذشتگان که بر باور ما نشسته تبعیت می کنیم و تعقل و تفکر و سیاق آیات را بکار نمی گیریم. این روش در تمامی آیات در مورد خلقت انسان بکار می گیریم و به خطا می رویم اگر دید ما بر مبنای تحولات خلقت انسان در درون رحم باشد بر تمامی آیات خلقت انسان اثر خود را به جا می گذارد و نظر خودمان را بر آیات متشابه در باره خلقت انسان تحمیل و شبهه ایجاد می کنیم. مانند کلمه افرایتم ما تمنون. در اینجا کلمه-افرایتم ما تمنون-بر خلاف نظرات و ترجمه ها و تفاسیر معنی آب مرد را نمی دهد ریختن معنی می دهد و اصلا با خلقت انسان ارتباطی ندارد. برای رسیدن به این نظر باید آیات 56 الی 60 سوره واقعه را مرور کنیم تا به این کلمه برسیم و یک آیه بعد را هم نگاه کنیم.
مطالعه بیشتر: افرایتم ما تمنون و تحولات هنگام مرگ
Write comment (2 Comments)