- توضیحات
- بازدید: 21174

درخواست های متعددی در سایت های خودم که مقالاتی درباره آیات متشابه در قرآن و مقایسه آن با علم روز می نویسم دریافت کرده ام. پیام دهندگان خواستار ارائه تحصیلات دانشگاهی و سوابق تجربه ای اینجانب شده اند. اینجانب متولد سال 1322 در آبادان هستم. تا اخذ دیپلم دبیرستان در این شهر اقامت داشتم. پدرم کتاب فروشی داشت و کتب چاپ سنگی از بمبی هندوستان به درخواست مشتری ها وارد میکرد بیشترین درخواست کنندگان طلاب حوزه های علمیه بودند. با آقایان آیت الله العظمی مکارم شیرازی، شهید بهشتی و برخی دیگر از علماء در کتابفروشی پدرم سید علی تقوی اهرمی در آبادان آشنا شدم. آشنائی با حضرات مشوق اصلی من در مطالعه قرآن و تفکر در آیات متشابه بود. پدرم خود روحانی با عمامه سبز و از خاندان روحانی سرشناس بوشهر و اهرم بود. در تعطیلات تابستان مدارس در حوزه علمیه حاج شیخ عبدالرسول قائمی در آبادان با بحث های حوزوی آشنا می شدم.
در اوایل سال 1342 در قم به اتفاق دوستم آقای قدرت الله دوانی ساکن فعلی کرمان به دیدار حضرت امام خمینی نائل شدیم و دعای خیر آن حضرت بدرقه راه کنونی شد.
در سال 1345 برای ادامه تحصیل به آلمان عزیمت کردم. در بدو ورود مجله مکتب اسلام که توسط آیت الله العظمی مکارم شیرازی در قم منتشر می شد را در خواست و بین دانشجویان مسلمان ایرانی پخش می کردم. پس از مدتی مرحوم شهید بهشتی از مسجد هامبورگ با من تماس گرفت و فرمودند مکتب اسلام برای جو دانشجوئی در آلمان مناسب نیست پیشنهاد دادند جزوه های تهیه شده توسط مسجد هامبورگ را توزیع کنم و این موضوع باعث شد به هامبورگ سفر کنم و با ایشان بیشتر آشنا و رهنمودهائی درمورد مسائل اسلامی و نیاز دانشجویان مسلمان در آلمان کسب کنم. تا زمانی که ایشان در هامبورگ تشریف داشتند مکررا با ایشان مراوده داشتم و از نظرات ایشان بهره مند می شدم. عضو اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان در اروپا و مسئول انجمن اسلامی شهر زاربروکن آلمان بودم. اعلامیه های امام خمینی مرتبا از پاریس برای اینجانب ارسال و بین دانشجویان توزیع میشد. با مرحوم صادق طباطبائی و دکتر یزدی مراودات صمیمانه ای داشتم و در باره موضوع خلقت انسان و علم روز و نظرات آیت الله طالقانی و دکتر سحابی آشنا شدم. کتب دکتر شریعتی و شهید مطهری، مهندس بازرگان و جزوات مسجد هامبورگ و...که تنها کتب مورد علاقه قشر دانشجو در آن زمان بود را بین دانشجویان مسلمان و روی میز کتاب در دانشگاه توزیع می کردیم و مرتبا با دانشجویان کمونیست عضو کنفدراسیون دانشجویان ایرانی درگیر میشدیم.
در سال 1354 به اتفاق 5 نفر از دانشجویان از جمله مهندس حسن سالاری مشاور محترم آستان قدس رضوی پس از هشت سال دوری از وطن به قصد دیدن خانواده از طریق ترکیه به ایران سفر کردم و در مرز بازرگان توسط نیروی انتظامی مستقر در مرز به جرم پخش اعلامیه حضرت امام در آلمان دستگیر و به ساواک ماکو منقل شدیم پس از بازجویی های عرف ساواک پس از مدتی آزاد و ممنوع الخروج شدیم. پس از مدت شش ماه با ترفندی از کشور خارج و به آلمان برگشتم.
رشته تحصیلی من شیمی و شیمی فیزیک و فوق تخصص خودم را در بیوشیمی از دانشگاه دولتی آلمان گرفتم. پس از انقلاب اسلامی ایران و برگشت به کشور در سال 1359 در خدمت شهید بهشتی در حزب جمهوری اسلامی در سرچشمه بودم و توسط ایشان به شهید اسلامی در وزارت بازرگانی معرفی و در سمت مدیر عامل و رئیس هیئت مدیره مرکز تهیه و توزیع کالا و در سال 1362 به عنوان کاردار جمهوری اسلامی در آلمان به مدت شش سال بکار مشغول بودم و تا سال 1389 که بازنشسته شدم در پست های مدیریتی سطح عالی خارج از وزارت امور خارجه بکار اشتغال داشتم.
در مدت حدود پنجاه سال با علاقه عجیبی به کشف دلایل آیات متشابه قرآن مشغول بودم و تاریخچه زمین شناسی و پیدایش کیهان و علم تکامل و فیزیک هسته ای که ارتباط با رشته تحصیلی من داشت مطالعه نمودم و کتب دانشمندان بنام زیست شناسی و اختر شناسی و تکامل به زبان آلمانی را با خود به کشور آوردم و در تمامی مدت اشتغال به کار در پی کشف واقعیت های علمی آیات متشابه بودم.
خداوند خود خالق علم است و مطلب غیرعلمی در قرآن وجود ندارد کلام خداوند بر سنت جاریه خود که بر امر و قوانین طبیعت استواراست بیان شده. خداوند متعال در قالب داستان و تمثیل و آیات متشابه واقعیت های علمی پر ارزشی را بیان میکند. ما باید علم هر موضوع را بدانیم و آیات متشابه را با علم مربوطه مقایسه کنیم. تصورات ذهنی ما را از واقعیت های قرآنی دور میکند چرا که تصورات ذهنی ما از نظر گذشتگان که بر علم حدود هزار سال قبل بیان شده و بر باور نشسته عامل اصلی ایجاد شبهات قرآنی است.
مقالات خودم را بر اساس روش سوم تفسیر قرآن به قرآن مورد نظر استاد علامه طباطبائی که بر پایه دو اصل آیات قرآن و تدبر و تفکر در آنها بنا گذاشته ام و در سایت های زیر منتشر میکنم. به مقاله تفسیر قران به قران روش سوم استاد علامه طباطبائی مراجعه فرمایید.
این نظر علامه را شما در هیچ سایتی جز در کتاب قرآن در اسلام نوشته ایشان پیدا نخواهید کرد؟ علاقه زیادی به طبیعت و بندپایان و حشرات دارم چرا که همه آیاتی از عظمت خدا هستند و مشاهده آنها با دید خداشناسی ایمان انسان را به مبداء آفرنش مستحکم تر می کند.
سایت حشره شناسی Insectsofiran.com که بیش از 20000 تصویر از انواع گونه های حشرات ایران و توسط خودم و در مدت 15 سال پیش تا کنون تصویربرداری شده به حضور علاقمندان معرفی می شود. سایت های زیر توسط اینجانب مدیریت و مقالات هم شخصا مینویسم و با هیچ ارگان یا موسسه یا شخصیتی در ارتباط با سایتها مراوده ندارم و هیچ کمک مالی هم از احدی دریافت نمی کنم. تا آنجا که استطاعت مالی که وضع مطلوبی ندارد اجازه دهد، انشاء الله ادامه خواهم داد. سایت های اینجانب در پایین معرفی می کنم. ضمنا مقالات خود را در سایت زیر به زبان آلمانی منتشر می کنم. هدف سایت روشنگری علمی درباره آیات متشابه قرآن و زدودن خرافات و رهایی از بند نظر گذشتگان که با دید علمی 1300 سال بر باور ما نشسته و عامل اصلی ایجاد شبهات علمی قرآن است. به روز رسانی تفسیر آیات متشابه علمی قرآن امری ضروری است.
tagavi96.rozblog.com Koran und Wissenschaft
سایت حما مسنون Hammanmasnun.com
سایت حشرات ایران insectsofiran.com
زن و شبهات خلقت انسان در اسلام http://traeb.rozblog.com
اینستاگرام # insectsofir
علوم طبیعی در قرآن # hammanmasnun
علم زیست شناسی و قرآن Ahrami 22.Blogfa.co
نگرش نو وعلمی در رفع شبهات خلقت انسان- Salbtraeb.Blog.com
خلقت انسان در قرآن با نو اندیشی علمی hayatdonia.blogfa.com
{jcomments on}
Write comment (16 Comments)- توضیحات
- بازدید: 5610
مقدمه نوشتار
روح از سنخ امر خداوند است. خداوند جهان مادی را که خلق کرد برای مدیریت و هدایت آن بسوی هدف مورد نظر امر خود را در آن قرارداد. امر در فاطر السموات و الارض (انبساط کیهان) و در زمان جاعل الملائکه و قبل از خلق السموات و الارض صورت گرفته، از آیات متعدد چنین برداشت می شود که امر خداوند قوانین جاریه در طبیعت است. ملائکه این امر را به جریان می اندازند. خلق و امر تفکیک ناپذیرند. خلق بدون امر هیچ است. ما عالم خلق و عالم امر نداریم که این ساخته و پرداخته ذهنیات ما است. به آیه زیر توجه فرمائید. سوره فاطر
الْحَمْدُ لِلَّهِ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ جَاعِلِ الْمَلَائِكَةِ رُسُلاً أُولِي أَجْنِحَةٍ مَّثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ مَا يَشَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ -سپاس مخصوص خداوند باز کننده کیهان است (آغاز خلقت کیهان از ابتدای انبساط کیهان است) ملائکه را به عنوان پیام رسان در آن قرارداد که برخی دارای دو تا دو تا بال(قدرت یا نیرو) و برخی سه تا سه تا و برخی چهار تا چهار تا و اراده او بر خلق بیشتر قرار دارد و خداوند بر کل شیء که می تواند مجموعه جهان مادی باشد قدرت حاکمه و سیطره دارد. کل شیئ کل جهان مادی منظور است. در آغاز انبساط کیهان هم زمان نیروی هسته ای ضعیف، نیروی هسته ای قوی، الکترو مغناطیس و گرانش می شود چهار نیرو (بال تشبیه نیرو است) هر کدام جفت دوتا دوتا قرار داده شد. چرا خداوند از کلمه جفت استفاده کرده بحث علمی جالب توجه و جداگانه ای می طلبد. اشاره دارد به ماده و ضد ماده و در دو جهان مادی موازی. ماده و قوانین آن در کیهان ماده و در جهان دیگر ضد ماده است و این دو جهان بهم وابسته هستند و ارتباط وابستگی کوانتومی بین هر دو حاکم است. خداوند رب العالمین است. بقیه نیرو ها احتمالا ماده و انرژی تاریک می تواند دو نیرو باشند و سه نیرو هم باید کشف شود منظور آیه چیست و نیرو های دیگری است که علم هنوز کشف نکرده است یزید فی الخلق ما یشاء خداوند خالق دو جهان است. جهان موازی از دید قران- نظریه جدید
در آیات 9 الی 12 سوره فصلت زمانی که خداوند زمین را در دو دوره خلق و هفت آسمان زمین را در دو دوره برنامه ریزی و بنا کرد(قضاهن) فرمود در هر طبقه جو زمین امر آن ها را قرار داد. قوانین مربوط به هر طبقه جو زمین را در آن حکم فرما کرد.بنابراین امرمی شود قوانین جاریه در طبیعت
فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَ أَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاء أَمْرَهَا وَزَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَحِفْظًا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ –سپس سبع السموات را( از ثم الستوی الی السماء آیه قبلی) دردو دوره خلق فرمود و امر آن ها د ر تمامی این آسمان ها وحی فرمود و آسمان دنیا (زمین) را به زینت نور ستارگان آراست و برای آن حفاظی قرارداد و این برنامه ریزی خداوند دانا است. به مقاله چگونگی روند پیدایش حیات در زمین اولیه از نظر قرآن مراجعه فرمائید.
بنابراین ملائکه (نیروها و قوانین دست اندر کار جهان مادی هستند و احتمالا هر گروه از ملائکه زیر نظر یک ملک است) و امر دستور یا قوانین جاریه و وحی ابلاغ آن دستور ها است. نمونه آن به وحی خداوند به زنبور عسل که آن هم امر خداوند است. به مقاله فیزیک و شیوه نزول وحی در قرآن مراجعه فرمایید. آیات فراوانی در این موضوعات مطرح شده وجود دارد.
حال روح چیست و جایگاه آن در خلقت انسان کجا است و در چه زمانی و در کجا ی بدن انسان استقرار یافت. سوالاتی است که برای اکثر انسان های متفکر پیش می آید. به فرموده خداوند
ویسئلونک عن الروح قل من امر ربی و ما اوتیتم من العلم الا قلیلا- روح هم از زمره امر خداوند است ولی علم درباره آن اندک است چرا که ریشه در عالم غیب دارد. عالم غیب عالم ماوراء جهان مادی دارد که علم به آن دسترسی ندارد. در بسیاری از آیات منظور غیب، غیب عالم ماوراء جهان مادی نه به انسان ارتباط دارد و نه در فهم ما می گنجد. خداوند از آن برای ما مثال نمی زند. ولی غیب مشهودات را عالم نمی داند مفاتیح الغیب نامبرده است.
وَعِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لاَ يَعْلَمُهَا إِلاَّ هُوَ وَ يَعْلَمُ مَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَا تَسْقُطُ مِن وَرَقَةٍ إِلاَّ يَعْلَمُهَا وَلاَ حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الأَرْضِ وَلاَ رَطْبٍ وَلاَ يَابِسٍ إِلاَّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ-و كليدهاى غيب تنها نزد اوست جز او (كسى) آن را نمی داند و آنچه در خشكى و درياست را می داند و هيچ برگى فرو نمی افتد مگر [اينكه] آن را می داند و هيچ دانه اى در تاريكي هاى زمين و هيچ تر و خشكى نيست ( تر موجودات زنده که اب قسمت اعظم بدن آن ها را تشکیل داده و خشک جمادات است)مگر اينكه در كتاب مبین ضبط است. عامل مهمی در طبیعت و در برگ درختان دانه و تمامی جهان مادی و انسان تعبیه شده که رابط جهان مادی با عالم غیب است. بنابراین این غیب عالم پنهان شواهد مادی است خداوند مثال زده برگ درخت دارای یک سیستم پیچیده با قوانین خاص خود است که در ظاهر آن نشان داده نمی شود و هیچکس جز راسخون فی العلم به آن دسترسی ندارند و راسخون فی العلم هم دانشمندان علوم طبیعی هستند که راز علمی آن را به خواست خداوند کشف میکنند و در اختیار ما قرار می دهند. بنابراین وقتی حضرت رسول اکرم(ص) علم غیب نمی داند حتما اءمه اطهار هم نمی دانند. روی آیات تفکر و تعقل کنیم و کلام خداوند را باور کنیم اصل قرآن است و روایات فرع هستند. حال باید امر خداوند این قوانین را در درون ماده و موجود زنده مدیریت نماید که این در موجود زنده روح است و در غیر زنده امر است. خلق ساختار مادی است و امر فرمان یا قوانین طبیعت هستند. خلق و امر تفکیک ناپذیرند. این می تواند فقط روح باشد و روح القدس آن را ساماندهی می کند. از نظر معنی هر آنچه از دید ماپنهان است غیب است، برخی با رشد علم برای ما آشکار می گردد.
روح یک مفهوم گسترده دارد. خداوند برای رساندن پیام خود به حضرت مریم(ع) و همچنین برای القاء وحی به رسول اکرم(ص) از روح استفاده کرده است اما با شیوه متفاوت. مامورین ساماندهی ملائکه و روح در جهان مادی بر عهده ملک و روح القدس است. روحی که در انسان دمیده شده و در زمان سویته روح خاصی است که در نهاد انسان و کل موجودات زنده از بدو سویته تعبیه یا نهادینه شد. کلمه سویته را برای سهولت در بیان مطالب از خود کلمه استفاده میکنم و آن زمان خاصی از جهش تکاملی انسان در حال خلق شدن است که روح در آن استقرار می یابد و پایه این نوشتار بر آن گذارده شده. مفسران محترم هر کدام بر اساس بینش و برداشت شخصی و با استناد بر نظر گذشتگان مطالب مفصل و مختلفی ارائه داده اند و این نوشتار تنها براساس علم و آیات قرآنی به رشته تحریر در آمده و این یک نظر است برای تشحیذ اذهان و روشی نوین برای مقایسه آیات متشابه با علم روز که یک ضرورت اجتناب ناپذیر است. منظور ما روح دمیده شده در انسان است. در این نوشتار خلقت انسان در زمین اولیه و در طبیعت مد نظر است و تحولات جنین ارتباطی با خلقت انسان ندارد. تحولات جنین رشد جنین است. این طور از آیات استنباط می شود. تحولات جنین و خلقت انسان نظر هزار سال قبل گذشتگان است که بر باور ما نشسته و ما باید امروزه آیات خلقت انسان را با علم روز مقایسه نمائیم. مراحل رشد جنین و واقعیت قرآنی
شروع خلقت انسان از ماده بی جان بدون حضور روح
مقالات متعددی درباره خلقت انسان در زمین اولیه وبا استناد به آیات قرآنی و علم روز در سایت حما مسنون ارائه شده که به تفصیل شرح داده شده که خلاصه آن در زیر بیان می شود. خداوند ابتدا در زمین تمامی شرایط ایجاد حیات را فراهم کرد. به آیات در سوره سجده توجه فرمایید.
الَّذي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَ بَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسانِ مِنْ طينٍ (7) ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ ماءٍ مَهينٍ (8) ثُمَّ سَوَّاهُ وَ نَفَخَ فيهِ مِنْ رُوحِهِ وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ قَليلاً ما تَشْكُرُونَ- خداوند است که کل شیئ (کل جهان مادی ) را به نحو نیکو آفرید و خلقت انسان را از طین آغاز کرد و سپس نسل بعد از آن را از سلاله (ترکیبات مشتق شده در آب کم یا رسوب املاح درون آن در صلصال باشد) قرار داد و سپس آن را سویته کرد و روح خود در آن نهادینه کرد و برای شما گوش و چشم و قلب قرارداد. نکته کلیدی این آیه قرار دادن اعضاء بدن بعد از نفخ من روحی است. این نمی تواند در رحم زن و جنین باشد جنین از بدوا لقاح همه اعضاء بدن در مقیاس کوچک ساخته می شوند و فقط رشد می کنند و خلق شدن دیگر در کار نیست.
الَّذِى أَحْسَنَ كلُ شىَ خَلَقَهُ –کل شیئ دارای مفهوم بسیار گسترده ای است و با استناد به آیات چندی معنی کل جهان مادی را میرساند. خداوند خلقت حیات را از ابتدای خلقت ماده شروع کرد. از زمان انبساط کیهان. از لحظه انبساط کیهان ماده خلق می شود. این جا نقطه آغاز پیدایش حیات است. رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ الَّذِي فَطَرَهُنَّ-خداوند صاحب کیهانی است که آنرا انبساط یا از انبساط خلق کرد. خداوند در اینجا از کلمه خلق استفاده نکرده است چرا؟ زیرا ماده هنوز خلق نشده و خلق هم باید ایجاد از چیزی که وجود دارد باشد. انشاء انسان از زمانی است که خداوند متعال برنامه خلقت حیات را از فطرنی(بازکردن) آغاز کرد. انشاء بسیار زمان بر است در همه آیاتی که این کلمه آمده منظور خلق و پرورش آن تا هدف مورد نظر .اذ انشائکم من الارض به مقاله بررسی انبساط کیهان از نظر علم و قرآن مراجعه فرمایید
قَالَ إِبْرَهِیمُ لاَبِیهِ وَ قَوْمِهِ إِنَّنی بَرَاءٌ مِّمَّا تَعْبُدُونَ - إِلا الَّذِی فَطرَنی فَإِنَّهُ سیهْدِینِ. من چرا کسی را پرستش نکنم که مرا از طریق فطرنی خلق کرد (از آغاز انبساط جهان مادی).سوره زخرف 26و27 -
وَمَا لِي لاَ أَعْبُدُ الَّذِي فَطَرَنِي وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ- چرا کسی را نپرستم که مرا از فطرنی خلق کرد و باز گشت بسوی او است. یک معنی الیه ترجعون می تواند بازگشت به فطرنی باشد. ابتدای فطرنی آغاز خلق ماده است کیهان از هیچ ابداع شد و تا زمانی که باز نشده بود یعنی منبسط نشده بود ماده هم خلق نشده بود و ابتدای خلق جهان مادی از انبساط کیهان بوده است. حال مفهوم آیه الَّذِى أَحْسَنَ كلُ شىَ خَلَقَهُ روشن میشود- ابتدا کیهان خلق می شود و سپس منظومه شمسی و بعد زمین و زمین ابتدا مراحل تکامل هم جوشی هسته ای خود را میگذراند چیزی که خورشید هم اکنون در حال انجام آن است و زمین هم که تکه کوچکی از توده ابر خورشیدی بوده است با توجه به حجم کم در زمان بسیار کوتاهی آن را سپری کرد و بعد وارد دوره تکامل شیمیائی میشود به استناد قرآن و علم زمین شناسی زمین در دو دوره خلق شد آیه 9 فصلت. با سرد شدن زمین و رسیدن به حرارت تقریبی 2500 الی 3000 درجه هسته های اتم به هم می پیوندد و مولکول ها ایجاد می شوند و کانی ها از جمله سنگ سیلیکات آلومینیوم ایجاد می شوند اینجا پایان احسن کل شیئ خلقه است .
بَدَأَ خَلْقَ الْانسَانِ مِن طِينٍ
شرایط ایجاد حیات که فراهم شد البته در زمین اولیه َ بَدَأَ خَلْقَ الْانسَانِ مِن طِينٍ صورت می گیرد. آغاز خلقت انسان از شروع خلق سنگ رس رقم می خورد. به اصطلاح امروزی کلنگ بنای خلقت انسان زده می شود و به استناد آیات 9 و 10 سوره فصلت بر روی رواسی یا پوسته جامد زمین تازه تشکیل شده و در حال سرد شدن. خلقت انسان در رس یا سنگ سیلیکات آلومینیوم آغاز می شود. این پروسه زمان بر است و طولانی. به عبارتی می بایستی ابتدا سنگ رس خلق شود و هم زمان باید در کنار این سنگ واکنش های شیمیائی لازم صورت بگیرد. حرارت بسیار بالا است و حدود 2000 الی 2500 درجه و هنوز پوسته جامد شکل نگرفته و محیط درون پوسته جامد مذاب مخلوطی از بخار آب، گاز متان، آمونیاک و کربو هیدرات ها ی(ترکیب کربن با هیدروژن) فراوان و سایر ترکیبات دیگر همه در محیطی فشرده و همگون با گاز هیدروژن بسیار فراوان. گاز هیدروژن محیط را بازی کرده و اجازه نمی دهد اکسیژن و گاز کربنیک تشکیل شوند. آهن و نیکل و فلزات سنگین در مرکز زمین رسوب می کنند و کانی ها سبک از جمله سیلیکات های آلومینیوم، پیریت ها و سایر ترکیبات نام برده شده به بالاترین قشر زمین نقل مکان میدهند و با سرد شدن لایه خارجی از حالت مذاب به حالت گداخته پوسته جامد زمین را به وجود می آورند. زمین هنوز جوی ندارد و مولکول های هیدرات کربن فراوان، گاز آمونیاک، متان، فسفات ها، سولفورها و بخار آب در دل سنگ رس آماده فراهم شدن شرایط ایجاد نطفه از مولکول های الی مانند اسیدهای آمینه، پروتئین ها، پپتیدها، نوکلئوتیدها و سایر هستند.
اسید های آمینه و فسفات ها نیاز به اکسیژن دارند و تمامی اکسیژن موجود با هیدروژن که میل ترکیبی بسیار شدیدی با آن دارد به بخار آب تبدیل شده اند. بعلاوه کربن این عنصر اعجاز انگیز و پایه اصلی مواد سازنده موجود زنده با خودش و هیدروژن بیشتر از سایر عناصر میل ترکیبی دارد. سلاله من ما ء مهین می تواند از دید دیگر اگر من را از تعریف کنیم (عامل Hو OH ) باشد که مسئول در اختیار گذاردن اکسیژن به اسید های آمینه، قند ها فسفاتها و سایر هستند و در پروسه خلقت انسان نقش اساسی بازی میکنند. این موضوع نیاز به مقاله تحقیقی جداگانه ای دارد. بعلاوه اگر من را در معنی کنیم سلاله میتواند رسوب ایجاد شده در آب کم باشد که در بین لایه های سنگ رس ته نشین می شوند که همان حما مسنون است.
هر کدام از این ترکیبات نسلی هستند که بعد از بداء خلق الانسان من طین ایجاد شده اند. به عبارتی آغاز خلقت حیات در زمین دوره. بدائ خلق الانسان من طین است که حدود چند صد میلیون سال بعد از تشکیل پوسته جامد زمین و سرد شدن آن تا بالای نقطه جوش آب یعنی حدود سه و نیم میلیارد سال قبل طول می کشد به مقاله خلقت انسان با نگاهی جدید و مطابقت با علم روز- پیش نطفه–مراجعه فرمایید.
لَقَدْ خَلَقْنَا الاْنْسانَ مِنْ سُلالَهٍ مِنْ طینٍ
سپس دوره وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الاْنْسانَ مِنْ سُلالَهٍ مِنْ طینٍ.آغاز می شود" در حقیقت ما انسان را از رسوب ایجاد شده در طین آفریدیم "سلاله معنی جزئی است که از چیزی دیگر مشتق میشود که به استناد آیه خلق الانسان من صلصال من حما مسنون می تواند همان رسوب حما سمنون باشد. مفسران انرا چکیده معنی می کنند که رس و آب چکیده ندارند تنها مفهومی که می تواند از آن فهمید و با علم زمین شناسی هم مطابقت دارد همین ترکیباتی که در طین ایجاد شده و آب آن بخار و رسوب می کند معنی دهد. طین صلصال است رس خالص که وقتی حرارت می بیند و به شکل سفال در می آید می شود صلصال الکلفخار که با دوره ایجاد غذای بیولوژیکی اقوات بر روی رواسی یا پوسته جامد زمین به استناد آیه 10 سوره فصلت مطابقت دارد.
سلاله من طین چه ترکیباتی است. در دوره قبل بدا الخلق الانسان من طین ترکیبات پایه ایجاد مولکول های اصلی حیات فراهم شد. هیدرات های کربن باید به اسید های آمینه تبدیل شوند و اسید های آمینه هم به پروتئین ها و پروتئین ها هم از مولکول های ساده به مولکول های پلیمر تبدیل شوند که یک مولکول پایه اصلی ژن است بعلاوه فسفید ها هم باید به فسفات ها تبدیل شوند. مولکول های آلی ایجاد شده که در بالا اشاره شد از مونو مر به پلیمر تبدیل می شوند. ماکرو مولکول های پایه اولیه تشکیل می شوند و مرتبا در اثر حرارت بالای نقطه جوش آب به عنوان رسوب و با تبخیر آب ایجاد شده از مونومرها به پلی مر ها بر روی سنگ داغ رس رسوب میکنند و ماده سیاه رنگ چسبنده حما مسنون را بر روی سنگ رس گداخته که قرآن به صلصال کالفخار نامیده است بر جای میگذارند و روی هم انباشته می شوند. سنگ رس دارای یک ویژگی خاصی است که میتواند این واکنش ها را در بین لایه های خود جذب و تشکیل و رسوب دهد. آخرین نظریه های علم زمین شناسی و زیست شناسی این مطالب را تائید می کند.
این رسوبات دارای مواد اولیه شیمیائی ساختار اولیه پایه خلقت انسان است و صلصال کالفخار فقط به عنوان کاتالیزاتور عمل میکند. وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الاْنْسانَ مِنْ سُلالَهٍ مِنْ طینٍ میخواهد این پروسه ایجاد ماده زنده از بی جان را در سنگ رس و از حما مسنون برای ما بیان فرماید. در حقیقت ما انسان را از سلاله و در سنگ رس آفریدیم. تمامی این وقایع بر روی پوسته جامد زمین اولیه است. این واکنش ها هم اکنون در بدن موجودات زنده برای ساختن ژن در درون هسته سلول انجام میشود و آنزیم های بیشماری در این ساختار شرکت دارند که نقش کاتالیزاتور را بازی می کنند. در زمین اولیه آنزیمی نبود و دانشمندان به این نتیجه رسیده اند که سنگ رس میتوانسته گزینه مناسبی برای نقش این آنزیم ها باشد که با داده های قرآن مطابقت دارد.
دانشمندان زیست شناسی در جستجوی دو مطلب هستند
اول در ایجاد تک سلولی اولیه حیات که قرآن از آن به عنوان نطفه یاد می کند چه چیزی این نقش آنزیم را برعهده داشته و دوم که بسیار مهم است چگونه حیات از ماده بی جان که همان مولکول های آلی ایجاد شده هستند به جاندار تبدیل شد. قرآن این معمای پیچیده حیات را برای ما شرح می دهد و فراتر از علم مطلب را بیان می کند. از آن جائیکه ما در تار عنکبوتی ذهنیات کهن یا نظرات هزار سال قبل که بر باور ما نشسته گرفتار شده ایم این واقعیت قرآن را درک نمی کنیم و از آیات قرآن با تغییر معانی کلمات سوء استفاده می کنیم و آن را به نفع امنیه خود (تصورات ذهنی) تفسیر می کنیم اولین نطفه حیات که ژن تکامل نه یافته بدون غشاء سلولی DNA ناقص و فقط یک رشته مارپیچی تکی از RNA بوده است و نطفه امشاج است را به آب مرد معنی می کنیم و آیات خداوند را از اعتبار علمی می اندازیم و آنها را فدای امنیه خود یا تصورات کهن مطابق با علم هزار سال قبل می کنیم.
در آیه 10 سوره فصلت خداوند میفرماید اقوات را بر روی پوسته جامد زمین در چهار دوره برنامه ریزی کردم. در معنی اقوات تامل کنیم غذا برای موجودات زنده ای که به آن نیاز دارند سواء للسائلین. غذا موجودات زنده باید از مواد آلی مانند پروتئین ها، قندها، و غیره تشکیل شده باشند و باید خود موجود زنده باشد یعنی قابلیت تکثیر پذیری داشته باشد. دوم این غذا برای کدام موجودات دارد خلق می شود. زمان تشکیل اقوات بر روی پوسته جامد اولیه زمین حدود چهار میلیارد سال پیش است نه برای موجودات زنده کنونی ؟ برای نسل بعد از نطفه اولیه یعنی برای اولین تک سلولی های بی هوازی بدون هسته که نطفه امشاج است که خاصیت خود تکثیر پذیری را دارد و ژن آن هنوز درون غشاء هسته ای قرار نگرفته است. این چهار دوره اقوات را دانشمندان زیست شناسی شرح داده اند و دقیقا این چهار دوره را نام برده اند. به مقاله مفهوم واقعی منی ،مائ مهین ،حما مسنون ،صلصال ،نطفه و صلب و ترائب در قرآن مراجعه فرمائید. حال نطفه در کدام یک از این چهار دوره اتفاق افتاده مسلما در دوره چهارم اقوات
بداء خلق الانسان من طین دوره لم یکن شیائ مذکورا است -أَوَلَا يَذْكُرُ الْإِنسَانُ أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِن قَبْلُ وَلَمْ يَكُ شَيْئًا- بعد از این دوره خلق الانسان من طین است که همان دوره چهار گانه اقوات است که به نطفه ختم می شود.
هَلْ أَتَى عَلَى الْإِنسَانِ حِينٌ مِّنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُن شَيْئًا مَّذْكُورًا- إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَّبْتَلِيهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعًا بَصِيرًا- إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا-آیا برانسان در روزگار(در تاریخ ) زمانی نگذشت که چیز قابل ذکری نبود ما انسان را از نطفه مختلط که دچار سرنوشت شدن خود قرار گرفت (دورانی باید سپری کند) خلق کردیم و در او شنوائی و بینائی را قرار دادیم و راهش را هموار کردیم آیا شاکر است یا پنهان کننده حقیقت. بنابراین لم یکن شیئ قبل از بداء خلق الانسان من نطفه است و طین هم قبل از نطفه است. خداوند از انسان و خلقت او از طین و نطفه نام میبرد. همه این موارد در زمین اولیه است. ارتباطی با عالم غیب ندارد. برخی این ها را به عالم ذر ربط می دهند که تخیلات ذهنی است و سندیتی در قرآن ندارد. نکته ظریفی در آیه فوق است که با آیات زیر هم خوانی دارد و آن اینکه ابتدا نطفه امشاج خلق و نبتلیه می شود یا دچار گذراندن دوره تکامل که به آن مبتلا می شود که تمثیل بسیار زیبائی است. دچار سر نوشت شدن خویش و سپس اعضاء بدن از جمله بینائی در آن قرار داده میشود. اگر نطفه امشاج جنین درون رحم باشد اولین ارگان قابل مشاهده چشم است که از ابتدای لقاح اسپرم نر و اوول ماده در آن تعبیه می شود و اشاره قرآن به تنها چشم از این نکته ظریف نشات می گیرد. بنابراین نطفه امشاج ارتباطی با جنین نمی تواند داشته باشد. در مقالات بعد متوجه شدم که نطفه امشاج نبتلیه یک کلمه است و به اولیه نطفه بیرون آمده از درون لایه سنگ رس است که مبتلا کننده بوده و با این ویژگی با یکدیگر وصل و مولکول RNA را به مولکول های طولانی تر و پیشرفته تر تبدیل می کند. دنیای RNA جدید ترین نظریه پیدایش حیات
روح از چه دوره یا زمانی در انسان نفخه شد
روح از امر خداوند است و ارتباط جسم موجود زنده و انسان از طریق روح با کتاب مبین مرکز ضبط داده های جهان مادی نزد خداوند وصل میشود. به استناد دو آیه مهم زمان و محل نفخ روح در جسم مشخص شده است
الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَبَدَأَ خَلْقَ الإِنسَانِ مِن طِينٍ ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِن سُلالَةٍ مِّن مَّاء مَّهِينٍ - ثُمَّ سَوَّاهُ وَنَفَخَ فِيهِ مِن رُّوحِهِ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالأَبْصَارَ وَالأَفْئِدَةَ قَلِيلا مَّا تَشْكُرُونَ
وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلآئِكَةِ إِنِّى خَالِقٌ بَشَراً مِّن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ فَإِذَا سَوَّيْتُه وَنَفَخْتُ فِيه مِن رُّوحِى فَقَعُواْ لَه سَاجِدِينَ
درهردو آیه مرحله سویته و نفخ فیه من روحی را بیان فرموده این یک مرحله مهم در سرنوشت خلقتی انسان است که خداوند اهمیت آن را به ملائکه تذکر میدهد. در آیه نخست ثم جعل نسله من سلاله من ماء مهین قبل از سویته آمده و در آِیه دوم انی خالق بشرا من صلصال من حما مسنون هم قبل از سویته آورده شده. بیانگر این است که صلصال من حما مسنون بعد از ثم جعل نسله من سلاله من مائ مهین است.چرا ؟ که سلاله من ماء مهین دوره متصل به بداء خلق الانسان من طین است و هنوز نطفه در صلصال و حما مسنون خلق نشده است. نکته جالب دیگر در آیه نخست از انسان و شروع خلقت آن نام برده میشود و در آیه دوم از بشر نام می برد. هردو معنی انسان است ولی از کلمه آدم اینجا استفاده نشده آدم در حال شدن است و خداوند مرحله صلصال و حما مسنون را به عنوان یک مرحله مهم به ملائکه تذکر میدهد. بنابراین ثم جعل نسله من سلاله من ماء مهین معنی بسیار گسترده دارد و نقش سلاله آب در بداء خلق الانسان من طین را باید در بیاوریم که اعجاز قرآن را بیان میکند و دریچه جدیدی را در پیدایش جاندار از بی جان را دقیقا مطابق آخرین نظریه علم زیست شناسی و زمین شناسی بیان میکند .از دو آیه فوق و مطالب ارائه شده به این نتیجه میرسیم که مراحل پیدایش اولین نطفه حیات در زمین اولیه و حدود چهار میلیارد سال بر اساس نظریه دانشمندان زیست شناسی مد نظر قرآن است. ترتیب این مراحل بشرح ذیل است.
الَّذي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَ
بَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسانِ مِنْ طينٍ
ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ ماءٍ مَهينٍ
خلق الانسان من طین –همان خلقت انسان از حما مسنون وصلصال است إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِّن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ-من خلق کننده بشری از حما مسنون و در صلصال هستم. این مراحل همه درزمین اولیه است و خداوند به ملائکه تذکر میدهد - فَإِذَا سَوَّيْتُه وَنَفَخْتُ فِيه مِن رُّوحِى فَقَعُواْ لَه سَاجِدِينَ-پس زمانی که او را سویته یا سر و سامان دادم به او سجده کنید. ملائکه امر خداوند بصورت قوانین طبیعت در جهان مادی هستند. قوانین جاریه در حیات که باید در اختیار ساختار خلقتی انسان سویته شده قرار گیرند. خداوند این قوانین را می خواهد در درون نطفه اولیه حیات که هنوز از قوانین طبیعت در حیات تبعیت نمی کنند مانند مثلا سوخت و ساز و قوانینی که مبادلات سلول با خارج را انجام میدهد و غیره این آیه در قالب تمثیل می خواهد این طور بیان کند که قوانین مورد نیاز ساختار موجود زنده که ملائکه هستند تسلیم ساختار انسان می شوند. این قوانین نیاز به سویته دارد و زمان بر است. سوی مرحله ای است که روح خداوند در جسم انسان در حال شدن نهادینه می شود. بنابراین کلمه سوی یا سویته یک مرحله مهم در سرنوشت تکاملی انسان است. فاصله زمانی خلق نطفه امشاج در درون صلصال تا سویته شدن نیاز به خلق جدید دارد که ملائکه در آن استقرار یافته اند و این از آیات زیر قابل استخراج است.
أَیَحْسَبُ الْإِنسَانُ أَن یُتْرَکَ سُدًى أَلَمْ یَکُ نُطْفَةً مِّن مَّنِیٍّ یُمْنَى ثُمَّ کَانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّى فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَیْنِ الذَّکَرَ وَالْأُنثَى-آیا انسان گمان می کند بحال خود رها می شود-آیا او نطفه تقدیری نبود که مقدرمی شود. سپس علقه بود پس خلق شد(علقه خلق شد) و سپس سوی شد. شکل گرفت و سپس در آن زوجیت نر و مادینگی قرار داده شد. از این آیه نیز چنین استنباط می شود که قبل از سوی شدن جسم انسان یک مرحله دیگر نیز وجود داشته که علقه بوده و بعد از علقه سویته صورت می گیرد و این مرحله ای است که روح در جسم انسان در حال شدن نفخه می شود .
زوجیت نر و مادینگی معنی دیگری هم دارد توارث آنهم برای تکثیر به روش جنسیت و انتقال خصیصه های فردی به نسل بعدی برای اولین بار نه در رحم زن و مکررا بلکه در زمین اولیه و بعد از حما مسنون در صلصال. خداوند فقط یکبار فرمان خود را در ژن انسان نهادینه کرد فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَیْنِ الذَّکَرَ وَالْأُنثَى این جنسیت نر و مادینگی درآن یعنی درعلقه قرارداده شد. اگر منظور تحولات درون جنین باشد از ابتدای عمل لقاح و تقسیم کروموزم جنسیت در آن قرار داده میشود نه بعد از علقه. اقرائ بسم ربک الذی خلق-خلق الانسان من علق. بخوان بنام پروردگار تو که حیات را آفرید و انسان را از علق خلق کرد. بنابراین علقه یک مرحله مستقل از مضغه است. مرحله سرنوشت سازی است که در اولین آیه نازل شده به آن اشاره می شود.
نطفه و علقه دو مرحله سرنوشت ساز در خلقت انسان است. نطفه تک سلولی اولیه که همان نطفه امشاج است که غشاء سلولی ندارد و ژن ناقص RNA که فقط خاصیت خود تکثیر پذیری دارد. جان داراست ولی توارث در آن تکامل نیافته و علقه تک سلولی هسته دار با ژن کامل و دارای غشاء سلولی و پایه تکامل تمامی جانداران از آن آغاز میشود. به مقاله خلقت انسان در قرآن با نگاهی جدید ومطابق علم روز-خلقت نطفه وعلقه-مراجعه فرمائید.
نطفه امشاج درعلقه که فسوی می شود تکمیل می گردد و این همان مرحله سویته است که روح در آن نفخه میشود. ثُمَّ سَوَّاهُ وَنَفَخَ فِيهِ مِن رُّوحِهِ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالأَبْصَارَ وَالأَفْئِدَةَ قَلِيلا مَّا تَشْكُرُونَ -درمرحله علقه هنوز چشم و گوش وقلب در جسم انسان در حال شدن وجود ندارد و بعد از آن درپروسه تکامل قرارداده میشود. بعد ازعلقه (ژن کامل موجودات زنده تکامل یافته و این نرم افزار ساختار تشکیلاتی انسان در حال شدن است که روح هدایت و فرماندهی آن را بر عهده میگیرد) مراحل بعدی تکامل انسان بر اساس برنامه ریزی ذات باریتعالی و هدایت او ادامه می یابد و انسان تکامل یافته که آدم باشد در آخرین خلق بیرون آورده میشود-به آیه زیر توجه فرمایید.
وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ سُلَالَةٍ مِنْ طِینٍ ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِی قَرَارٍ مَکِینٍ ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَکَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنْشَأْنَاهُ خَلْقًا آَخَرَ فَتَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ-مومنون12-درحقیقت ما انسان را از ترکیبات مشتق شده درسنگ رس خلق کردیم سپس نطفه ایجاد شده در طین را(حما مسنون در صلصال) در قرارگاه مکین (غشاء سلولی )قراردادیم و سپس از نطفه علقه را خلق کردیم و سپس غضروف را از علقه خلق کردیم و غضروف را به استخوان خلق کردیم (غضروف به استخوان تبدیل میشود) و استخوان را گوشت پوشاندیم و سپس خلق آخری راا نشاء کردیم ( که پایان انشاء و پیدایش آدم از بشرهای قبلی است. فتبارک الله احسن الخالقین.
برخی از مفسرین محترم ثم انشائ نا خلقا آخر را نفخ من روحی می دانند. چنین برداشتی را نمی توان از آیه استنباط کرد. کلمه انشاناه معنی خاص خود را دارد پرورش دادیم تا خلق آخری معنی می دهد که زمان بربوده است. چه دلیلی داریم که اولا این مراحل در رحم اتفاق افتاده با توجه به اینکه در تمامی مراحل می فرماید خلق کردیم دوم اگر فرض کنیم موضوع درباره رشد جنین است ایا روح در جنینی که تمامی مراحل رشد را پشت سر گذاشته و دارای گوش و چشم و قلب کامل است و احساس دارد و تکان می خورد و عکس العمل نشان می دهد نفخه می شود؟ معنی ثم انشاء نا خلق آخر را دراین آیه مشاهده می کنیم
وَرَبُّكَ الْغَنِيُّ ذُو الرَّحْمَةِ إِن يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَيَسْتَخْلِفْ مِن بَعْدِكُم مَّا يَشَاء كَمَآ أَنشَأَكُم مِّن ذُرِّيَّةِ قَوْمٍ آخَرِينَ-پروردگار تو بی نیاز و رحمت گر مضاعف است اگر اراده کند شما را می برد و کسانی دیگر را جای شما می آورد همان طورکه شما را از قوم آخرین انشاء کرد. این آیه و 12 مومنون مراحل تکاملی انسان را در طبیعت تا انسان کامل که آدم است و تمامی نسل انسان از اویند را شرح میدهد. بنابراین وَ نَفَخْتُ فِيه مِن رُّوحِى درتک سلولی هسته دارهوازی که دارای DNA کامل گردید بنام یوکاریوت ها (تک سلولی هسته دار هوازی با DNA کامل) نفخه میشود. اساس خلقت انسان و موجودات زنده بر سویته شدن ساختار ژن است که فرمان رشد و انتقال اطلاعات را بر عهده دارد. روح بر اساس امر خداوند در آن نهادینه می شود و از طریق روح هدایت موجودات زنده بسوی تکاملی هدفمند و برنامه ریزی شده صورت میگیرد. تمامی اطلاعات رفتاری و ساختاری موجود زنده و انسان به هارد دیسک عظیم جهان مادی منتقل میشود و در قیامت این اطلاعات براساس قوانین فیزیک کوانتوم در زنده شدن دوباره انسان با هویت زمینی بکار گرفته میشود به مقاله علم فیزیک و قیامت در قرآن مراجعه فرمایید.
خداوند از طریق روح کلیه اطلاعات یک فرد را به کتاب مبین منتقل میکند
وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ- إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيَانِ عَنِ الْيَمِينِ وَعَنِ الشِّمَالِ قَعِيدٌ- مَا يَلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ-انسان را ما خلق کردیم و هر وسوسه ای که در وجودش صورت میگرد را می دانیم چرا که ما از رگ گردن به او نزدیک تریم. دو دریافت کننده اطلاعات راست و چپ در او (وجود انسان) نهاده شده و سخنی بر زبان جاری نمی کند مگر اینکه عاملی آن را ضبط می کند. مفهوم آیه این است که دو رشته چپ و راست در بدن انسان گذارده شده که تمامی اعمال او را ضبط میکند و اشاره آیه به DNA و دو رشته آن است و با توجه به آیه قبلی که خداوند تمامی اعمال انسان را میداند. عاملی این اطلاعات را تحت کنترل دارد و آن روح خدا در بدن انسان است. از آنجائیکه ژن در تمامی سلول های بدن انسان که بیش از یک میلیارد است وجود دارد و پیوند آن با روح ناگسستنی است معنی وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ مشخص میشود. خداوند در تمامی سلول های بدن انسان حضور دارد. ژنتیک و اشاره قرآن به دو رشته ساختاری و وظائف محوله آن
بنابراین مرحله نفخ من روحی که انشاء DNA کامل موجودات زنده بوده است اساس خلقت انسان است
و انشائکم همان. ثُمَّ سَوَّاهُ وَنَفَخَ فِيهِ مِن رُّوحِهِ است به آیه 23سوره ملک توجه فرمائید-
قُلْ هُوَالَّذِی أَنشَأَکُمْ وَجَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ قَلِیلاً مَّا تَشْکُرُونَ-با آیه 8 سوره سجده مقایسه فرمائید
ثُمَّ سَوَّاهُ وَ نَفَخَ فيهِ مِنْ رُوحِهِ وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصارَ وَالْأَفْئِدَةَ قَليلاً ما تَشْكُرُونَ.
درخاتمه نوشتار به این آیه هم نظری داشته باشیم هُوَ أَنشَأَكُم مِّنَ الأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَكُمْ فِيهَا-61 سوره هود-.درآیه زیرمرحله سویته را مرحله شکل دادن هم اشاره کرده .
پس از انشاء انسان او را در زمین بار می آورد و استقرار می دهد که همان کامل کردن او است و قرار دادن گوش و چشم و قلب در موجودات زنده و انسان است مقایسه آیات با علم روز و بیرون آوردن مفاهیم کلمات از خود قرآن و خالی کردن ذهن از تصورات کهن راهی مناسب برای رسیدن به منظور ذات باری تعالی است.
خداوند خود علم را خلق کرده و خلاف علم هم بیان نمی کند. تناقض در آیات متشابه زائیده تخیلات غلط ذهن ما است.
إِنَّ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ لَيُسَمُّونَ الْمَلَائِكَةَ تَسْمِيَةَ الْأُنثَى- وَمَا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنَّ الظَّنَّ لَا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا
کسانیکه به آخرت ایمان ندارند- برای ملائکه نامی را انتخاب کرده اند که مفهوم زن را تداعی میکند (مانند کلمه فرشته در ادبیات ما و ترجمه های قرآن)- اینها علم موضوع را ندارند و از تصورات ذهنی خود تبعیت میکنند. در حقیقت تصورات ذهنی برای رسیدن به حقیقت هیچ سودی ندارد-یا راه به جائی نمی برد- وَمَا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنَّ الظَّنَّ لَا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا-باید ابتدا علم موضوع را داشت سپس درباره آن قضاوت کرد. ما علم تحولات در زمین اولیه را نداریم و می خواهیم خلقت انسان در آن زمان را بررسی و نظر بدهیم. به جای اطلاع از علم زمین شناسی در نظر گذشتگان آن هم مربوط به هزارسال قبل جستجو می کنیم و مشمول این آیه شریفه می شویم. خداوند انشاء لله نعمت درک واقعیت آیات متشابه را به ما عنایت فرماید.سید محمد تقوی اهرمی بهمن 1396 ویرایش جدید بهمن 1397 ویرایش جدید خرداد1399-ویرایش جدید مرداد 1402
{jcomments on}
Write comment (0 Comments)- توضیحات
- بازدید: 4932
زمین و حرکت وضعی آن در قرآن
مقدمه نوشتار
موضوع حرکت زمین و خورشید و برداشت ذهنی از آیات در این باره ابزاری شده در دست معاندین و مخالفین برای نفی علمی بودن این آیات. تفکر و تعقل در آیات و توجه نکردن به نظرات گذشتگان و مقایسه آیات با آخرین یافته های علمی افق دید تازه ای به ما می دهد و اعجاز نا شناخته این آیات بر ملاء میشود. خداوند برای درک ما از حرکت وضعی زمین و اثبات حقانیت خود در عصر شکوفائی علم در آیه 33 سوره انبیاء بجای کره زمین یا ارض شب و روز را می گذارد چیزی که کمتر مفسری به آن توجه کرده است. به این آیه توجه فرمایید.
وَهُوَ الَّذِی خَلَقَ اللَّیْلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ فِی فَلَكٍ یَسْبَحُونَ-خداوند است که شب و روز و خورشید و ماه را آفرید و همه آنها در مدار خود حرکت تکرای دارند. آیا شب و روز می تواند حرکت تکراری داشته باشد یا عامل دیگری آن را به رفتن و آمدن وادار می کند.
یسبحون به معنی نوعی حرکت تکراری است
یسبحون به معنی نوعی حرکت تکراری گفته می شود که یک پدیده استوار بر هویت خلقتی خود آن را بروز می دهد. اگر ما معنی این قبیل کلمات را از خود قرآن بیرون آوریم می توانیم به منظور خداوند از کاربرد این نوع کلمات برسیم. به این آیه توجه فرمایید. بعد از روشن شدن معنی یسبحون به بحث خود ادامه می دهیم.
آیه 44 سوره اسراء-
تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالأَرْضُ وَمَن فِیهِنَّ وَإِن مِّن شَیْءٍ إِلاَّ یُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ وَلَكِن لاَّ تَفْقَهُونَ تَسْبِیحَهُمْ إِنَّهُ كَانَ حَلِیمًا غَفُورًا- هفت آسمان (جو زمین) و زمین و هر آنچه در آنها است تسبیح ذات پروردگار را میکنند و هیچ شیی نیست مگر در حال تسبیح حمد خدا هستند ولی شما تسبیح آنها را درک نمی کنید خدا همواره غفور و برد بار است. ما با دید علمی به آیات نگاه میکنیم.
آنچه از این آیه استنباط می کنیم تسبیح حرکت تکراری بر فطرت آفرینشی هر شیئ است. در آیه دقت کنیم جو زمین و خود زمین (السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالأَرْضُ) یک مجموعه بهم پیوسته است، یعنی کره زمین. سماوات السبع در کل کیهان فقط در زمین وجود دارد که جو هفت طبقه آن است که کنار زمین آورده شده. اگر ما سماوات سبع را طبقات بطلمیوسی بگیریم که از نظر علم منسوخ شده راه را اشتباه رفته ایم و نمی توانیم مفهوم آیه را درک کنیم. این کلام قرآن را امروزه با روشن شدن موضوعات علمی مربوطه میتوان به آسانی درک کرد بشرط این که خودمان را از تار عنکبوتی ذهنیات گذشته رها سازیم و با تفکر و تعقل و بر پایه علم روز به آیات متشابه نگاه کنیم تا دریچه واقعیات قرآن بر ما گشوده شود.
اتم در درون خود حرکت تکراری دارد بین ذرات اتمی دائما نیروی هسته ای قوی و ضعیف و الکترومغناطیس و جاذبه در جریان است و این جاری بودن را خداوند از آغاز انبساط جهان مادی در آنها جاعل (قرارداد) کرد.
الحَمْدُ لِلّهِ فاطِرِ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ جاعِلِ الْمَلائِکَةِ رُسُلاً أُولی أَجْنِحَةٍ مَثْنی وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ یَزیدُ فِی الْخَلْقِ ما یَشاءُ إِنَّ اللّهَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدیر حمد و سپاس مخصوص خداوند منبسط کننده کیهان است که در آن ملائکه را به عنوان پیام آور در آن قرار داد که برخی دارای دو نیرو(قدرت) و برخی سه و برخی چهار نیرو بر اساس خواست و اراده خداوند این نیروها می توانند در خلق آنها افزایش داشته باشد که خداوند بر کل شیی قادر است. به مقاله انبساط کیهان از نظرعلم و قرآن مراجعه فرمایید.
خداوند کیهان را که باز کرد و به زبان علمی کیهان به محض انبساط قوانین جاریه را در آن مستقر کرد و تمامی پدیده های جهان مادی در حرکت مستمر و تکراری هستند و به حرکت فطرتی خود استوارند.
این حرکت در داخل اتم و سنگ و تمامی جانداران و بی جان، حیات، استمرار مرگ و زندگی، چرخش هوا و باریدن باران و بسیاری از پدیده های درون جو زمین و زمین جریان دارد تجری و همه در حال تسبیح هستند در حرکت تکراری بر فطرت ذاتی خود و این معنی یسبحون است. تسبیح (مهر و تسبیح) ابزاری است برای یسبحون، عمل تکراری. هر کس یا شیئ که بر فطرت ذاتی خود بدون تغییری قرار دارد امر خدا را انجام میدهد و تسلیم امر اوست و این حمد و ستایش خدا است. خداوند با امر خود جهان مادی اعم از جاندار یا بی جان را هدایت و مدیریت می کند. خلق و امر از هم جدا نیستند. أَلاَ لَهُ الْخَلْقُ وَالأَمْرُ-
للَّیْلَ وَ النَّهَارحرکت وضعی زمین است که بجای کره زمین آورده می شود
بنابراین در آیه وَ هُوَ الَّذِی خَلَقَ اللَّیْلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَكُلٌّ فِی فَلَكٍ یَسْبَحُونَ-زمین و خورشید و ماه را خداوند خلق کرد. ارض همان شب و روز است، لیل والنهار چرخش زمین است و همه این ها حرکت وضعی دارند یعنی حرکت دور محور خود که دائما تکرار می شود. لیل و نهار هر حرکتی داشته باشند خورشید و ماه هم همان را دارند.
كُلٌّ فِی فَلَكٍ یَسْبَحُونَ-کل یعنی همه این ها که نام برده شده لیل و نهار خورشید و قمر. آیا لیل و نهار حرکت انتقالی دارند که ما بر اساس تصورات ذهنی خود خورشید را به حرکت انتقالی تاویل میکنیم. چه چیزی باعث میشود جلوی نور خورشید را بگیرد و یا آزاد بگذارد که نور آن به ما برسد. حرکت وضعی شب و روز است. کسانی که میگویند خداوند در هیچ جای قرآن به حرکت زمین اشاره نکرده است به این آیه و آیات اول سوره شمس که به آن هم می پردازیم توجه کنند. برای روشن شدن آیات علمی و مهم اول سوره شمس تا آیه 8 تمامی این آیات را مرور میکنیم.
سوره شمس و اثبات حرکت وضعی زمین
وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا- وَالْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا- وَالنَّهَارِ إِذَا جَلَّاهَا- وَاللَّیْلِ إِذَا یَغْشَاهَا- وَالسَّمَاء وَمَا بَنَاهَا- وَالْأَرْضِ وَمَا طَحَاهَا- وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا- فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا- قسم به خورشید و نورافشانی آن- قسم به ماه که از (نورافشانی خورشید) تبعیت می کند و قسم به روز که این نور را آشکار می سازد و قسم به شب که این نور را می پوشاند و قسم به آسمان (آسمان که به این مجموعه تعلق دارد که همان سماوات سبع است) و کسی که آن را بنا کرد و به هفت طبقه بالا برد) و قسم به زمین و روند پرتاب آن از مبداء(خورشید) به تفسیر آیت الله طالقانی در این مورد مراجعه فرمایید و قسم به نفس و کسی که آن را سامان داد (نفس سلول اولیه حیات در زمان سویته که همه موجودات زنده از آن نشات گرفتند) همه این قسم ها برمیگردد به نفس واحده و سویته آن هنگامی که ملائکه به آن سجده میکنند. در این مرحله از نفس واحده که سوی می شود خداوند در آن شالوده پرهیز کاری و بد کاری را نهادینه کرد. فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا – تمامی این آیات بهم پیوسته هستند. بریدن یک آیه و تفسیر آن به دلخواه خلاف مشی قرآن است.
شمس و ضحاها مطلب مهم و علمی در این دو کلمه نهفته است که ابتدا به آن بپردازیم و سپس بحث را ادامه دهیم قسم به خورشید و نورافشانی آن. نورافشانی خورشید زمانی است که اطراف را روشن می کند. خورشید خارج از جو زمین نورافشانی ندارد و اطراف را نمی تواند روشن کند حتی در کره ماه فقط سطوحی که نور خورشید بر آن میتابد روشن است و در سایه اجسام تاریکی مطلق است چرا؟ دلیل آن وجود مولکول های اکسیژن و گاز کربنیک ازت بخار آب وغیره در آسمان زمین است که نور خورشید را منعکس می کنند و همه جا روشن می شود و در سایه و داخل اتاق هم روشن است. برخورد نور خورشید با جو زمین باعث روشن شدن روز می شود. خداوند به این پدیده باعظمت که شاهکار خلقت او است قسم یاد میکند به نورافشانی خورشید. دحو الارض با مستند علمی و قرآن گسترش قاره ای زمین است
نور افشانی خورشید کلمه کلیدی بقیه آیات است
بحث آیه بر کلمه ضُحَاهَا است و ماه هم از نورافشانی خورشید پیروی میکند و روز که این نورافشانی را عیان می کند و شب که آن را می پوشاند. بنابراین شب و روز که حرکت وضعی زمین هستند نور خورشید را آشکار و پنهان میکنند. خورشید و نورافشانی آن ثابت است. و السماء و ما بناها سماء آسمان زمین است که باعث این نور افشانی شده و به این مجموعه خورشید و ماه و شب و روز تعلق دارد. اینجا برخی سماء را کیهان و یا خارج از جو زمین می دانند که غلط است و به سیاق آیات نمی خورد. هر کدام از این کلمات را خداوند به ماهیت ذاتی آن که رخ داد عظیمی بوده قسم یاد میکند. زمین برای تشکیل خود دچار طحاحا شده است یعنی به بیرون از مرکزیتی پرتاب شده است وَالْأَرْضِ وَمَا طَحَاهَا قسم به زمین هنگامی که و ما طَحَاهَا میشد. قسم به چگونگی پرتاب آن از مرکز توده ابری در حال تشکیل .زمین قطعه ای از خورشید بوده. پس ما برای خورشید هم بگوئیم خورشید نوراست، خیر خورشید ماده است که در شرایط نور افشانی قرارگرفته است خورشید تا زمان معینی به نورافشانی خود ادامه میدهد
منبع نورافشانی خورشید تمام میشود یَجْرِى لِأَجَلٍۢ مُّسَمًّى- جریان دارد تا زمان مرگ آن.
وَالْأَرْضِ وَمَا طَحَاهَا
معنی این آیه این است قسم به زمین وقتی که (برای تشکیل) به بیرون پرتاب می شود مانند والشمس و ظحاحا کلمه طحاحا و ظحاحا از زمین و خورشید بروز میدهد
اللّهُ الَّذِی رَفَعَ السَّمَاوَاتِ بِغَیْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ یَجْرِی لأَجَلٍ مُّسَمًّى یُدَبِّرُ الأَمْرَ یُفَصِّلُ الآیَاتِ لَعَلَّكُم بِلِقَاء رَبِّكُمْ تُوقِنُونَ –رعد 2-
خداوند هفت جو زمین را بدون هیچگونه ستون قابل رویت بالا برد و سپس به مدیریت آن پرداخت و خورشید و ماه را مسخر ساخت (تثبیت کرد) و همه این ها تا زمان معینی به عمر خود ادامه میدهند و او امر خود را تدبیر میکند و آیات خود را این چنین بیان میکند تا به باز گشت بسوی او یقین داشته باشید. وقتی دید ما بر اساس علم باشد و تصورات ذهنی کهن پرده بر آن نیانداخته باشد این چنین آیات متشابه قرآن زیبا و پر معنی خود را نشان میدهند.
این وضعیت حرکتی مجموعه خورشید و ماه بعد از استقرار و بالا بردن سماء زمین همچنان جریان دارد تا قیامت حال چرا خداوند ابتدا رفع السموات را بیان می کند و پس از آن خورشید و ماه را مسخر میکند. موضوع علمی بسیار مهم که باید در تاریخچه پیدایش زمین آن را جستجو کرد. به مقاله خلقت زمین از نظر علوم طبیعی و قرآن مراجعه فرمایید. به آیه 33 سوره یاسین هم نگاهی بیندازیم.
خورشید در محل استقرار خود جاری است
وَالشَّمْسُ تجْرِى لِمُسْتَقَرٍّ لَّهَا ذَالِكَ تَقْدِیرُ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ وَ الْقَمَرَ قَدَّرْنَاهُ مَنَازِلَ حَتىَ عَادَ كاَلْعُرْجُونِ الْقَدِیمِ لَا الشَّمْسُ یَنبَغِى لهَا أَن تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَ لَا الَّیْلُ سَابِقُ النّهارِ وَ كلٌُّ فىِ فَلَكٍ یَسْبَحُون. برنامه ریزی خداوند با عزت و دانا بر آن قرار گرفته که خورشید در وضعیت خود (محل استقرار خود) جاری باشد و برای ماه هم منازلی برنامه ریزی کرده ایم تا به هلال باریکی (تشبیه به شاخه هلالی درخت خرما) برسد نه خورشید را سزد که به ماه برسد و نه شب از روز سبقت میگیرد. همه در حرکت تکراری و فطری خود قرار دارند. خورشید در محل خودش حرکت استمراری دارد و از آنجائی که لیل ونها ر حرکت وضعی زمین هستند و دورمحورزمین میچرخند ماه و خورشید هم دور محور خود در جریانند. اگر بخواهیم آیه را این طور ترجمه کنیم که همه در مدار خود در حرکتند یعنی حرکت انتقالی دارند با حرکت وضعی زمین تطابق ندارد، زیرا شب و روز مدار ندارند و دور محور زمین میچرخند. لیل و نهار شمس و قمر از حرکت تکراری خود عدول نمی کنند و بر فطرت ذاتی خود استوارند. هر سه دارای حرکت یسبحون هستند براساس آیه حرکت هر سه باید شبیه هم باشند. كلٌُّ فىِ فَلَكٍ یَسْبَحُون.آیه دیگری که به خورشید و ماه اشاره دارد را هم مرور میکنیم.
خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ بِٱلْحَقِّ ۖ یُكَوِّرُ ٱلَّیْلَ عَلَى ٱلنَّهَارِ وَ یُكَوِّرُ ٱلنَّهَارَ عَلَى ٱلَّیْلِ ۖ وَ سَخَّرَ ٱلشَّمْسَ وَٱلْقَمَرَ ۖ كُلٌّۭ یَجْرِى لِأَجَلٍۢ مُّسَمًّى ۗ أَلَا هُوَ ٱلْعَزِیزُ ٱلْغَفَّٰار-خداوند جو زمین و زمین را به حق خلق کرد شب را بر روز میپوشاند و روز را بر شب و خورشید و ماه را مسخر کرد که همه تا زمان برنامه ریزی شده جاری هستند. جالب است که در تمامی این قبیل آیات زمین و ماه و خورشید آورده و قرآن بجای زمین لیل و نهار را می آورد. شب و روز چه موقع خلق شد، زمانی که آسمان زمین به سماوات تبدیل شد و هفت طبقه جو زمین کامل و شفاف شد و روز و شب از هم بیرون آورده میشوند.
یکی پس از دیگری یعنی حرکت دورانی شب و روز به عبارتی زمین دور خود میچرخد.
بنابراین خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ بِٱلْحَقِّ ۖ یُكَوِّرُ ٱلَّیْلَ عَلَى ٱلنَّهَارِ وَیُكَوِّرُ ٱلنَّهَارَ عَلَى ٱلَّیْلِ. جو زمین خلق می شود و شب و روز بیرون آورده می شوند. قبل از ایجاد جو زمین و هفت طبقه آن نورافشانی در جو زمین صورت نمی گرفت و شب و روز به عنوان روشن بودن و تاریک بودن ایجاد نشده بود. زمین می چرخید ولی شب آن تاریک و روز آن روشن نبود. به مقاله دحو الارض روز تولد و آغاز حیات زمین نیست مراجعه فرمایید آیات 26 الی 30
وَمِنْ آیَاتِهِ اللَّیْلُ وَالنَّهَارُ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ لَا تَسْجُدُوا لِلشَّمْسِ وَلَا لِلْقَمَرِ وَاسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذِی خَلَقَهُنَّ إِنْ كُنْتُمْ إِیَّاهُ تَعْبُدُونَ –لیل و نهار(زمین) و خورشید و ماه از آیات خداوند هستند پس خورشید و ماه را سجده نکنید و خداوند که خالق آنها است را سجده کنید اگر از عبادت کننده ها هستید. در این آیه نیز به وضوح بجای زمین لیل والنهار آورده شده چرا که ماهیت زمین بر حرکت وضعی آن قرار گرفته شده.
با دید علم جدید به آیات متشابه نگاه کنیم گوئی هم اکنون آیات نازل شده اند.-سید محمد تقوی اهرمی دیماه 1396 ویرایش جدید اسفند 1397 ویرایش جدید خرداد 1399-ویرایش جدید آبان ماه 1402
{jcomments on}
Write comment (0 Comments)- توضیحات
- بازدید: 4330
مقدمه نوشتار
هدف از خلقت کیهان در قرآن ایجاد حیات در کره زمین و آفرینش انسان درون آن است. آیات متعددی این موضوع را اثبات می کند.
وهوالذي خلق السموات والارض في ستّة ايام وكان عرشه علي الماء-او است که سماوات و الارض (کیهان) را در شش روز آفرید و برنامه ریزی و مدیریت او بر ایجاد آب قرار داشت. حیات بر پایه آب قرار گرفته است
خداوند در شش دوره زمانی طوری خلقت کیهان را به پیش برد که ساختار اصلی کیهان به عبارتی 98 در صد –حدود 75 درصد اتم هیدروژن و 24 درصد اتم هلیوم خلق شد و این نسبت در تمامی کیهان پایه اصلی تحولات ساختاری جهان مادی بر آن قرار گرفت. در مورد واژه های یوم و این شش مرحله در مقاله خلقت کیهان در شش روز شرح داده شده است
مطالعه بیشتر: دابه و نقش آن در تداوم حیات از نظر قرآن
Write comment (0 Comments)