- توضیحات
- بازدید: 3888
مقدمه نوشتار
کلمات خلق آسمان بعد از زمین سوژه ای شده در دست معاندین و مخالفین قرآن، آن ها بدون مطالعه آیات مربوطه و بر اساس نظریات کهن به این تصور خلاف قرآن رسیده اند. آیات 9 الی 12 سوره فصلت همه درباره روند پیدایش زمین است. جدا کردن یک تکه آیه بدون توجه به سیاق و آیات قبل و بعد روش منطقی پژوهش نمی باشد. کسانی که این ایرادات را بر قرآن وارد کرده اند عامدا و از آن جائی که ذاتا ضد قرآن هستند، نظرات گذشتگان در هزار سال قبل که به استناد علم روز آن زمان بیان شده را ملاک قضاوت خود قرار می دهند و به آیات قرآن توجه نکرده و آن را نخوانده اند. آیات قرآن را با علم روز زمین شناسی مقایسه کنیم نه با تصورات کهن مسلما به واقعیت معانی آن دست خواهیم یافت. برای رفع شبهات دشمنان اسلام و قرآن می بایستی ابتدا خود را از بند تصورات ذهنی غلط کهن رها سازیم، تا بتوانیم دیگران را با واقعیت قرآن آشنا کنیم. البته راه طولانی در پیش است زیرا مفسرین و مترجمین امروزه را باید در ابتدا توجیه کرد که دنباله رو نظر گذشتگان هستند.
خلقت کیهان چه موقع ایجاد شد
بر اساس نظریه علم فیزیک کیهان از زمان مه بانک تا تشکیل منظومه شمسی چیزی حدود ده میلیارد سال پیش طول کشید. حدود 4/6 میلیارد سال قبل توده ابر خورشیدی در محلی شروع به حرکت چرخشی دورانی کردند. چه عاملی آنها را دور هم می چرخاند علم هنوز به این راز دست نیافته ولی به تعبیر قرآن مواقع النجوم عامل اصلی جذب توده غبار کیهانی بوده است که واقعه بسیار مهم در پیدایش ستارگان است و خداوند به این مواقع النجوم قسم یاد می کند. مواقع النجوم جایگاه ستارگان است که اخیرا دانشمندان اختر شناسی به این نتیجه رسیده اند که هر ستاره به سیاهچاله ای وصل است و عامل تولد و مرگ ستاره همین سیاهچاله است که قرآن آن را جایگاه ستارگان می نامد.
توده بسیار داغ متشکل از غبار کیهانی که بیشتر هسته های اتم هیدروژن و هلیوم به همان نسبت اولیه که در آغاز پیدایش کیهان یعنی 99 درصد هلیوم و هیدروژن و بقیه سایر عناصر بودند در اثر حرکت دورانی به دور مرکزیت توده ابر خورشیدی قرار گرفتند. زمین و سایر سیارات هر کدام بنا به دلایل ناشناخته علمی تکه های از این توده غبار کیهانی را سهم خود کردند و هم زمان با سایر سیارات هر کدام جایگاهی جداگانه پیدا و سیارات از جمله زمین شروع به شکل گرفتن کردند. آیات 9 الی 12 سوره فصلت را با هم مطالعه و براساس علم زمین شناسی تجزیه و تحلیل کنیم.
قُلْ أَ إِنَّکُمْ لَتَکْفُرُونَ بِالَّذِی خَلَقَ الْأَرْضَ فِی یَوْمَیْنِ وَ تَجْعَلُونَ لَهُ أَنْدَاداً ذٰلِکَ رَبُّ الْعَالَمِینَ (9)بگو به کسی کفر می ورزید که زمین را در دو دوره خلق کرد. این دو دوره می تواند تکامل اتمی و تکامل شیمیائی زمین باشد.
در تکامل هسته ای همجوشی هسته ای باعث به وجود آمدن عناصر شیمیائی گردید .آهن و نیکل درم رکز زمین جای گرفتند و زمین جرم دار شد. با پایین آمدن حرارت زمین تا حدود 3000 درجه دوره تکامل شیمیائی شروع و هسته های عناصر تشکیل شده به مولکول ها تبدیل شدند. در پایان دوره دوم پوسته جامد روی زمین قرار می گیرد که در آیات زیر به آن اشاره شده
وَ جَعَلَ فِیهَا رَوَاسِیَ مِنْ فَوْقِهَا وَ بَارَکَ فِیهَا وَ قَدَّرَ فِیهَا أَقْوَاتَهَا فِی أَرْبَعَةِ أَیَّامٍ سَوَاءً لِلسَّائِلِینَ (10) و قرارداد رواسی را بالای زمین و در آن برکت را نهادینه و غذای بیولوژیکی اقوات را در چهار دوره برنامه ریزی کرد برای نیازمندان به آن غذا (تک سلول های اولیه حیات).
خداوند رواسی را برروی زمین قرارداد رواسی پوسته جامد زمین است و کوه معنی نمی دهد کوهها میلیارد ها سال بعد و در اثر فشار و حرکت قاره ها به وجود آمدند. بر روی پوسته جامد زمین برکت را قرارداد و غذای بیولوژیکی موجودات که به این غذا نیاز داشتند را در چهار دوره برنامه ریزی کرد. قدر با تشدید دال و فتحه ق از تقدیر می اید اندازه معنی نمی دهد. قدر با سکون دال میشود اندازه.
این اتفاق در ابتدای پیدایش زمین رخ داده است یعنی حدود 3/5 میلیارد سال پیش. جانوران پرسلولی کمتر از یک میلیارد سال پیش از تک سلولی هسته دار شکل گرفتند. بنابراین این اقوات براساس آخرین نظریه علمی برای اولین تک سلولی غیر هوازی بدون هسته و غشاء هسته ای که نوعی باکتری بوده است برنامه ریزی و در اختیار قرارداده شده کسانی که اقوات را خوراک موجودات زنده تفسیر می کنند به آیه انا خلقنا الانسان من صلصال من حما مسنون توجه فرمایند که به زمان تشکیل پوسته جامد و سرد شدن آن به حدود صد الی یکصد و پنجاه درجه بر می گردد. این را علم زمین شناسی و زیست شناسی اعلام کرده اند به مقاله پیدایش زمین از نظرعلم و قرآن و مقاله قرآن و علم زیست شناسی و پیدایش حیات
مراجعه فرمایند. تا اینجا این دو آیه تحولات پیدایش زمین را شرح می دهد و در باره پیدایش زمین است.
ثم الستوی الی السماء
کدام سماء است مسلما وقتی قرآن دارد داستان خلقت زمین را بیان می کند و سماء هم در بسیاری از آیات قرآن جو زمین معنی میدهد منظور سماء زمین است که هنوز دودی و تاریک و یک پارچه است و هنوز از آن هفت طبقه جو زمین بیرون نیامده .
ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ وَ هِیَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَ لِلْأَرْضِ ائْتِیَا طَوْعاً أَوْ کَرْهاً قَالَتَا أَتَیْنَا طَائِعِینَ (11) سپس به آسمان زمین پرداخت که دودی و تیره تار بود و به زمین و آسمانش فرمود در این وضعیت خواه ناخواه قرار گیرید و آن ها قرار گرفتند. آیه به صورت تشبیهی سرگذشت زمین را بیان می فرماید وقتی حیات ایجاد شد در زمین جوی وجود نداشت جو اولیه همان غبار و دود از فعالیت شدید آتشفشان ها و بر خورد شهاب سنگ ها و بخار آب اشباع شده و هیدروژن، متان و گاز های دیگر که گرانش زمین آنها را اطراف زمین نگه داشته بود تا به فضا پرتاب نشوند و خداوند می فرماید زمانی رسیده که به آسمان زمین پرداخته شود و این آسمان یک سماء بوده و تیره و تار و دودی دقیقا مطابق نظریه زمین شناسی در پیدایش زمین.
فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ ( به زمین و جو آن فرمود)معنی این می دهد که سماء و زمین یک مجموعه جدا از هم نبوده. در ثانی هر دو تازه متولد شده اند که خداوند می فرماید بالاجبار در این وضعیت قرار گیرید. کیهان ده (احیرا حدود 13 م. محاسبه کرذه اند)میلیارد سال قبل متولد شده بود در آیات باید تفکر کرد. بنابراین برای بحث در مورد خلقت آسمان بعد از زمین می بایستی آیه را که درباره یک موضوع بحث می کند و قبل و بعد از آن را هم در مقالات خود آورد و بریدن ثم الستوی الی السمائ (سپس به جو زمین پرداخت)از قبل و بعد از آیات مربوطه عملا کاری است شیطانی و تحریف کلام خداوند. معاندین از نا آگاهی مردم نسبت به آیات قرآن و حاکم بودن نظریه گذشتگان از هزارسال قبل سوء استفاده میکنند. کلمات خداوند در آیات متشابه اعجاز قرآن است و باید با علم روز آن را مقایسه کرد نه با نظرات هزار سال قبل. به آیه بعد که دنبال این سه آیه است هم توجه فرمایید.
فقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَأَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاء أَمْرَهَا وَزَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَحِفْظًا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ -12سپس آن سماء را به هفت آسمان و در دو دوره برنامه ریزی کرد و در هر آسمان فرمان خود ( قوانین هر طبقه را)را وحی کرد (قوانین مربوطه را). وحی فرمان و امر خداوند است امر و خلق تفکیک ناپذیرند. خداوند خلق میکند و امر یا قوانین مربوطه را در آن قرار میدهد. اوبا امر خود جهان مادی را مدیریت میکند. هر طبقه جو زمین قوانین خاص خود را دارد به مقاله علم و هفت آسمان قرآن تحقیق علمی مراجعه فرمایید .
بر اساس علم زمین شناسی تشکیل جو زمین را به دو دوره اصلی جو بازی و جو اسیدی یا به عبارتی جوی که در آن هیدروژن حاکم بود و سه دوره پانصد میلیون ساله طول کشید و پس از آن با وجود سیان باکتری های هوازی اکسیژن جای هیدروژن را گرفت. اشاره قرآن به این دو دوره است. جو کنونی زمین در دو دوره خلق شد. پس از سامان دادن دوره دوم و آرامش زمین، جو زمین شفاف شد و ستارگان به راحتی از روی زمین دیده می شدند و این چنین تلولو نور ستارگان زینت بخش زمین شد. مصابیح معنی نور ستارگان یا چراغ می دهد. بعلاوه حفاظ برای حیات در زمین قرار داده شد و این تقدیر خداوند عزیز علیم است. این برنامه ریزی خداوند دانا و با عزت است. حال دقت فرمایید این چهار آیه پیوند ناگسستنی با هم دارند و چگونگی پیدایش زمین و هفت جو آن را بیان می کند. ارتباطی با کیهان ندارد. چگونه برخی در اثر نا آگاهی به علم روز و پیروی از نظرات هزار سال قبل که بر باورشان نشسته این چنین آیات علمی خداوند را فدای تصورات ذهنی خود می کنند.
دقت فرمایید همه این چهار آیه مربوط به تحولات زمین است و ربطی به خلقت کیهان ندارد و چگونه برخی آیات خداوند را به بهای اندک می فروشند و آن را از علمی بودن می اندازند و شبهه می تراشند و از آنجائی که نظرات ذهنی گذشتگان در تار پود وجودشان تنیده شده و حاضرند آیات قرآن را فدای تصورات ذهنی گذشتگان کنند.
قرآن را با علم روز مقایسه کنیم و دست از نظرات کهن برداریم تا واقعیت های علمی قرآن از زیر پرده ابهام بیرون آید به امید آن روز خداوند به همه ما توفیق درک و فهم آیات را عنایت فرماید در خاتمه آیه زیر را هم مرور کنیم تا واقعیت قرآنی و تصورات ذهنی را مقایسه کنیم-بقره 29
هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُم مَّا فِي الأَرْضِ جَمِيعًا ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ –خداوند است که تمامی شرایط لازم در زمین را فراهم کرد و سپس به آسمان(زمین ) پرداخت و از آن هفت آسمان (هفت جو زمین)بیرون آورد و او به تمامی امور دانا است. این ایه مکمل چهار آیه فوق است خداوند ابتدا زمین را و هر چه که مورد نیاز حیات بود خلق و سر و سامان داد و سپس به سماء زمین پرداخت و آن را به هفت سماء تبدیل کرد
بسیاری تحت تاثیر افکار بطلمیوسی کیهان را از هفت آسمان می دانند و برای هر آسمان هم خرافاتی ردیف کرده اند و حتی به آسمان عالم غیب هم نفوذ کرده اند. آنها سماء را بر آن اساس عالم بالا می دانند و عالم بالا هم هفت آسمان است. این افکار منسوخ شده هنوز هم در قشر متحجر و کهنه پندار طرفدارانی دارد و این همه شبهه هم از این جا سر چشمه گرفته. حال چرا خداوند متعال این همه برای هفت جو زمین اهمیت قائل است و آن را سبع السموات می نامد. برای اینکه حیات زمین به وجود هفت طبقه جو زمین استوار است. علم طبقات زمین را بر اساس حرارت به 5 طبقه تقسیم کرده است .دو طبقه بسیار مهم و حیاتی را در درون این 5 طبقه قرار داده است اول لایه حیاتی ازن و دوم لایه کمربند مغناطیسی در طبقه آخر که زمین را در برابر طوفان های مغناطیسی خورشید حفاظت می کند. قرآن این دو لایه را حفاظ زمین می داند. خداوند هفت طبقه جو زمین را بر اساس نقش و اهمیت آن در بقائ حیات در نظر گرفته وبه همین منظور از حفاظ آن نام برده است وَزَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَحِفْظًا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ بنابراین هفت طبقه جو زمین منافاتی با علم ندارد.
-سید محمد تقوی اهرمی-دی ماه 1396 ویرایش جدید بهمن 1397 ویرایش جدید تیر ماه 1399-ویرایش جدید مهر ماه 1402
{jcomments on}
Write comment (0 Comments)
- توضیحات
- بازدید: 5565
مقدمه نوشتار
خلقت انسان در قرآن و آیات مربوطه که کاملا واضح و روشن و مطابق علم روز زیست شناسی بیان شده به دلیل مقایسه آن با تصورات ذهنی سیزده سال قبل دچار توهمات و نارسائی های زاییده فکر غلط ما شده است. اگر این تصورات را کنار بگذاریم و آیات را با علم روز مقایسه کنیم تمامی شبهات و سوالات بر طرف میشود. متاسفانه تصورات ذهنی پرده ای بر افکار و تعقل ما انداخته و ما سعی می کنیم آیات را با تفکرات کهن مقایسه و مطابق خواست نفسانی خود برداشت نمائیم.
کلمات نطفه، ماء دافق، قرارمکین و بسیاری دیگر بازیچه تفکرات غلط ذهنی ما شده و تمامی تحولات تکاملی انسان در طبیعت را در درون رحم قرار داده و مرتبا سوالات بیشماری که به وجود آمده اند را با توجیهات غلط خود پوشانده ایم. گذشتگان با برداشت های ذهنی منطبق بر علم روز آیات را تفسیر کرده اند. امروزه که علم دوران شکوفائی خود را سپری می کند و بسیاری از موضوعات علم زیست شناسی و زمین شناسی و تکامل موجودات زنده با مستندات و دلائل بیان شده است. باید سعی کنیم همچون گذشتگان آیات متشابه قرآن را به خصوص در موضوع خلقت انسان با علم روز مقایسه کنیم کاری که گذشتگان کردند و سیزده قرن است که بدون تغییر بر باور نشسته و حاضر نیستیم تفکرات کهنه را به نفع آیات قرآن کنار بگذاریم.
دو گروه براین تصورات ذهنی کهن پافشاری میکنند. گروه اول کسانی هستند که نظر گذشتگان را مبنای فکری خود قرار داده اند و قبل از تفکر در آیات قرآن سراغ آن نظرات میروند و سعی میکنند آیات قرآن را مطابق آن تصورات تفسیر کنند و
گروه دوم که متوجه شبهات و خلاف علم بودن این تفکرات کهن در خلقت انسان شده اند آن را به قرآن نسبت می دهند و در قالب به ظاهر خیرخواهانه ولی مغرضانه آن را بسط و گسترش می دهند تا نارسائی های علمی آن را بیشتر عیان شود و ذهن مومنین را مشوش کنند.
کسانی که واقعا خواستار درک مفاهیم و واقعیت وقایع خلقت انسان هستند که به نظر اینجانب کاملا منطبق بر علم روز است، خود را از تفکرات کهن رها سازند و این آیات را با علم روز مقایسه کنند. مقالات متعددی در باره خلقت انسان از نظر علم روز تا کنون در سایت حما مسنون منتشر کرده ام که مطالعه آن را به علاقمندان توصیه می کنم .
آغاز خلقت انسان از رس (سنگ رس-صلصال کالفخار)
الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَبَدَأَ خَلْقَ الإِنسَانِ مِن طِينٍ-خداوند شرایط خلقت (حیات)را به بهترین وجه فراهم نمود و خلقت انسان را از سنگ رس آغاز کرد- ثم جَعَلَ نَسْلَهُ مِن سُلالَةٍ مِّن مَّاء مَّهِينٍ -ونسل ایجاد شده بعد از طین را درمشتقات (رسوبات منشعب شده در آب کم) آب کم قرار داد
ثُمَّ سَوَّاهُ وَنَفَخَ فِيهِ مِن رُّوحِهِ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالأَبْصَارَ وَالأَفْئِدَةَ قَلِيلا مَّا تَشْكُرُونَ و سپس او را سامان دادم یا به مرحله سواه یا سویته رسانده و روح خود را در آن قراردادم. بعد از نفخ من روحیه گوش و چشم و قلب برای شما در آن قرار داد ( در زمان های طولانی). اما کمتر کسی واقعیت موضوع را درک کرده و شکر گذار خداوند هستند.
نکات ظریفی در این آیات است. ابتدا نقش سنگ رس در خلقت انسان و شرایط آمادگی برای آغاز خلقت انسان مسلما این شرایط در زمین اولیه فراهم شد. خداوند تمام ملزومات لازم برای برای شروع خلقت انسان از مواد شیمیائی را خلق فرمود و خلقت انسان را در سنگ رس شروع کرد. انسان در شروع خلقت از حما مسنون و در سنگ رس داغ نسل اندر نسل به مراحل بالائی تکامل خود صعود می کرده است در پروسه تکامل به سوی هدف مورد نظر می رسیده است. ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِن سُلالَةٍ مِّن مَّاء مَّهِينٍ .نسل دراینجا نسل بعد از طین است که از مشتقات رسوب شده در آب کم و در چهار دوره اقوات که در آیه 10 سوره فصلت به آن اشاره شده به وجود آمد و تا مرحله سویته که روح یا امر خداوند در نهاد نسل تکامل یافته از نطفه نخستین بیرون آمده از سنگ رس که تک سلولی تکامل یافته علقه بود نهادینه شد و این مرحله آغاز قرار گرفتن امر خداوند در سرنوشت شدن انسان بوده است. کلمات رسوب مشتق شده در آب کم معانی والای علمی دارد. دانشمندان پیدایش اولین نطفه حیات را در دریا و اقیانوس و جو اولیه زمین می دانند ولی قرآن اولین نطفه حیات را در سنگ رس داغ و در محیط بدون آب و تنها در بخار آب که در دل سنگ رس همراه با مولکول های پایه حیات و درزمانی که جوی در زمین اولیه وجود نداشت خلق کرد. دانشمندان به این نظریه نزدیک تر شده اند خلق حیات و نقش سنگ رس تحقیق علمی دانشگاه هاروارد
انسان هنوز در حال شدن است به زبان علم زیست شناسی دوره تکامل را می گذراند و تکامل این مرحله قرار گرفتن DNA در تک سلولی هسته دار هوازی است که بنیان و اساس سنگ تکامل پرسلولی ها و ارتباط هدایتی نور خداوند در قالب روح از اینجا آغاز می شود.
در این جا است که خداوند به ملائکه در آیات 28 و29 سوده حجر خطاب می فرمادید- وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلآئِكَةِ إِنِّى خَالِقٌ بَشَراً مِّن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ فَإِذَا سَوَّيْتُه وَنَفَخْتُ فِيه مِن رُّوحِى فَقَعُواْ لَه سَاجِدِينَ-هنگامی که خداوند تو به ملائکه فرمود من خلق کننده بشری از توده سیاه حما مسنون در صلصال( سفال پخته شده و داغ ) هستم پس وقتی او را سویته کردم و از روح خودم در آن دمیدم به او سجده کنید. خداوند هنوز انسان را در صلصال و از حما مسنون خلق نکرده ولی به ملائکه اعلام می کند. ملائکه اسباب و قوانین جاریه در جهان مادی هستند و در حیات زمین هم این قوانین وجود دارند و لازم است در اختیار ساختار تشکیلاتی نسل های بعد از خلق در صلصال و نسل های بیشمار دیگر خلق من بعد خلق قرارگیرند. سجده کردن به معنی با تمام وجود در اختیار سرنوشت خلقتی بشر قرار گرفتن تا به انسان کامل یعنی آدم برسد و نسل تمامی انسان های تکامل یافته از آدم و زوج اواست.
ابتدا نطفه از حما مسنون و در آغوش صلصال و در چهار دوره اقوات خلق می شود. اولین تک سلولی غیر هوازی بدون هسته که نطفه امشاج است یعنی درآن جنسیت نر و مادینگی قرار داده نشده ولی در آن به صورت ادغام شده یا مختلط وجود دارد و می تواند خود تکثیر پذیر باشد ولی هنوزغشائ هسته ای ندارد و بدون حفاظ است. ژن اولیه حیات که دارد به مرحله تکامل و رسیدن به ژن کامل است در آن نهادینه می شود. غشاء هسته ای که در قرآن به قرار مکین نام برده شده هنوز برایش درست نشده دانشمندان زیست شناسی هنوز به رمز ایجاد غشاء هسته ای و چگونگی قرار گرفتن آن دور نطفه پی نبرده اند و بحث بسیار داغ زیست شناسی است موضوع خلق نطفه اولیه از توده سیاه بر روی سفال یا سنگ رس پخته شده تقریبا پذیرفته شده است و قرآن دقیقا این مراحل را ذکر کرده است به مقاله حمامسنون و صلصال در قرآن بنیان و اساس حیات در زمین است مراجعه فرمایید.
سه دوره پانصد میلیون ساله نیاز بوده تا قرار مکین پوشش یا غشاء نطفه بی حفاظ شود و این سه دوره در تاریکی های سه گانه اولیه زمین بوده که هنوز جو زمین دودی و تاریک و ظلمات است و سپس علقه اولین تک سلولی هسته دار هوازی که در آن ژن کامل و جنسیت نر و مادینگی یا عامل توارث در آن قرار داده و خلق می شود و این مرحله سویته است که (برنامه نرم افزاری رشد و ارتباط مدیتریتی با خالق متعال) روح و امر خداوند در هسته سلولی و در ژن های آن نهادینه می شود واز این پس فرمان خداوند یا روح او هدایت تکاملی بشر را بسوی انسان شدن و منطبق برنامه ریزی تعیین شده به پیش می برد.
وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ سُلَالَةٍ مِنْ طِینٍ ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِی قَرَارٍ مَکِینٍ.انسان را از مشتقات در رس خلق کردیم و سپس نطفه را درجایگاه استواری قرار دادیم. سلاله معنی خاص خود را دارد که مفهوم علمی وسیعی دارد. به مقاله سلاله من طین و نقش آن در پیدایش حیات در زمین اولیه مراجعه فرمایید.
أَلَمْ يَكُ نُطْفَةً مِّن مَّنِيٍّ يُمْنَى- ثُمَّ كَانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّى - فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَالْأُنثَى - آیا انسان نطفه تقدیری نبود که مقدر می شود. آیا انسان نطفه تحت برنامه ریزی و نرم افزاری الهی (تقدیرالهی) نبود که مقدر می شود(به بار می نشیند-استفاده از ماضی شروع پروسه است و مضارع پایان پروسه بعد از زمان طولانی و در گذشته است آینده در گذشته). سپس علقه را از نطفه خلق کرد و آن را سامان داد و سپس زوجیت نر ومادینگی را در آن قرار داد. و بعد از علقه تکامل به روند خود ادامه داد و از علقه پرسلولی ها خلق شدند و در ادامه غضروفیان که همان مضغه است در زمین حاکم می شوند. سپس مضغه که مرحله غضروفی بودن جانداران که در اثر گذشت زمان این غضروف به استخوان تبدیل و سپس ماهیچه ها بر روی استخوان قرار گرفتند. جانوران تکامل یافته تری به وجود آمدند و سپس خداوند خلقت آخری انسان را از آن ها بیرون آورد ثم انشاناه خلقا آخر. همه این مراحل در زمین اولیه شروع و طی میلیارد ها سال هدف نهائی خلقت که آدم انسان تکامل یافته است در زمین پا به عرصه وجود گذاشت. حال با این دید به آیات زیر نظری بیاندازیم.
وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن سُلَالَةٍ مِّن طِينٍ-ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِي قَرَارمَّكِينٍ -ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ.-درحقیقت ما انسان را از ترکیباتی در رس خلق کردیم و سپس نطفه ایجاد شده را درمحفظه یا غشائ سلولی قراردادیم و ازاین نطفه علقه را خلق کردیم و از علقه مضغه را آفریدیم و از مضغه استخوان را آفریدیم و استخوان را گوشت یا ماهیچه پوشاندیم و سپس خلق آخری را از آن انشائ کردیم فتبارک الله احسن الخالقین.
این آیه دقیقا روند تکامل انسان را در مراحل مختلف سرنوشت خلقتی او بیان می کند. آنچه در رحم ها ی انسان و حیوانات اتفاق می افتد و شبیه هم هستند. باز آفرینی خلقتی است که صورت گرفته. همه این مراحل در زمان های پیشین اتفاق افتاده نه اکنون و در رحم. در رحم خلق صورت نمی گیرد خلق فقط یکبار است نطفه از عمل لقاح نر و مادینگی ایجاد می شود و نطفه ساختار اولیه یا میکروسکپی موجود زنده است که رشد می کند. اعضائ بدن در نطفه از ابتدای عمل لقاح طرح ریزی شده. خلق در رحم معنی ندارد. همه باز آفرینی خلق اولیه است.
انا انشائکم من الارض-إِذْ أَنشَأَكُم مِّنَ الْأَرْضِ وَإِذْ أَنتُمْ أَجِنَّةٌ فِي بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ-ما شما را در زمین انشاء کردیم در حال بارآوری آن بودیم و این اتفاق درشکم های نیای شما آن هم زمانی که بصورت جنین در شکم نیای خود بودید.
قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانظُرُوا كَيْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ يُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِير-بگو در زمین سیر کنید و بررسی ونگاه کنید چگونه خلق حیات را شروع کردیم و سپس خداوند نشائ آخری را از آن بیرون آورد که خداوند قادر متعال است که همه چیز را با برنامه ریزی انجام می دهد.
أَوَلَمْ يَرَوْا كَيْفَ يُبْدِئُ اللَّهُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِير-آیا نمی نگرید که چگونه خداوند خلقت را آغاز کرد وسپس آنرا باز آفرینی می کند و این کار برای او آسان است. مفسرین محترم یعیده را باز گشت به قیامت تفسیر می کنند در صورتیکه باز آفرینی معنی می دهد و رشد جنین باز آفرینی خلقت انسان است و در تمامی جنین پستانداران از یک الگوی همانند و مستقل تبعیت می کنند. حتی در تخم مرغ هم نطفه ایجاد و رشد می کند و مراحل رشد تقریبا با رشد جنین انسان شباهت دارد و این دلیل محکمی است که تمامی موجودات زنده از یک سلول نیای مشترک خلق شده اند که نفس واحده در قرآن نام گذاری شده.
وَأَنَّهُ خَلَقَ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَالْأُنثَى- مِن نُّطْفَةٍ إِذَا تُمْنَى- وَأَنَّ عَلَيْهِ النَّشْأَةَ الْأُخْرَى-خداوند است که زوجیت نر ومادینگی را خلق کرد از نطفه ای که مقدر شد- و اوست که نشائ آخری هم بر عهده داشته است .
لَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَأَنْزَلَ لَكُمْ مِنَ الْأَنْعَامِ ثَمَانِیةَ أَزْوَاجٍ یخْلُقُكُمْ فِی بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ خَلْقًا مِنْ بَعْدِ خَلْقٍ فِی ظُلُمَاتٍ ثَلَاثٍ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ الْمُلْكُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ. (زمر، 39/ 6)
خداوند شما را از نفس واحده خلق کرد (تمامی موجودات زنده اعم از گیاهی و جانوری از نفس واحده خلق شدند) و از همان نفس زوج آن را آفرید و از چارپایان هم هشت زوج برای شما نازل کرد همه شما انسان و انعام خلق می شوید در شکم امهاتکم (نیای مادری شما). خلق پس از خلق و در ظلمات ثلاثه این توسط خداوند شما ایجاد میشود و همه چیز به او تعلق دارد هیچ خالقی جز او نیست و باز گشت بسوی او است .به مقاله ظلمات ثلاثه در قرآن و خلقت انسان مراجعه فرمایید.
با آیه زیر بحث خود را به پایان میبریم در ارتباط یا کلمات حما مسنون و صلصال، ماء مهین و موضوعات فوق الاشاره قبلا مقالاتی در سایت حما مسنون منتشر کرده ام تا درک این مفاهیم با مقایسه با آخرین دست آورد های علم زمین شناسی و تکامل موجودات آسان تر شود لیست این مقالات در پایان نوشتار برای علاقمندان آورده ام. وَ رَبُّکَ الْغَنِیُّ ذُو الرَّحْمَهِ إِنْ یَشَأْ یُذْهِبْکُمْ وَ یَسْتَخْلِفْ مِنْ بَعْدِکُمْ ما یَشاءُ کَما أَنْشَأَکُمْ مِنْ ذُرِّیَّهِ قَوْمٍ آخَرینَ
خداوند بی نیاز و صاحب رحمت بی پایان است و اگر بخواهد شما را می برد و کسانی دیگر را جایگزین شما می کند همان طور که شما را از نسل آخرین قوم بیرون آورد. براساس این آیه آدم به عنوان انسان تکامل یافته و زوجش را از آخرین قوم بیرون آورد. آیا این آیه شبهه ای باقی می گذارد که قبل از آدم قوم های دیگر می زیسته اند که آدم از بین آنها و با جهش تکاملی بیرون آورده شد .سید محمد تقوق اهرمی دی ماه 1396 ویرایش جدید اسفند 1397ویرایش جدید تیرماه 1399ویرایش جدید25/10/1404
صلب و ترائب وخطای برداشت قدما وموخرین
مائ دافق ونقش ان در پدیده خلقت حیات
خلقت انسان با نگاهی جدید ومطابقت با علم روز- پیش نطفه
خلقت انسان در قرآن با نگاهی جدید ومطابق علم روز
طارق سیستم حفاظتی تک سلولی های اولیه حیات است
نفس واحده اولین تک سلولی خلق شده در زمین
{jcomments on}
Write comment (0 Comments)- توضیحات
- بازدید: 5498
مقدمه نوشتار
آیه 45 سوره نور به صراحت و واضح روند تکامل موجودات زنده از بی مهرگان که در آب خلق شدند و دوره تکامل خود را سپری و سپس به خشکی راه یافتند را برای ما بیان می کند. متاسفانه تصورات ذهنی حاکم بر عقل و فهم ما که در حدود هزار سال قبل و در مقایسه با علم روز آن زمان نقل شده و سالیان دراز بر باور ما نشسته، چنان پرده ضخیمی بر افکار ما انداخته که در مطالعه قرآن عقل خود را بکار نمی گیریم و سعی می کنیم با بازی کلمات قرآن مسیر فهم این آیه و آیات مشابه را در جهت اثبات تصورات ذهنی گذشتگان بکار گیریم. نمونه بارز چگونگی بر خورد با آیات و برداشت های غیر اصولی را در موضوع دابه در این نوشتار مثال میزنم. ما در قرآن با دو کلمه دابه به معنی ریز جنبنده یا بند پایان یا بی مهرگان و دواب به معنی جنبندگان به معنی کلی سروکار داریم که باید بر اساس آیات قرآن این دو کلمه را از هم تفکیک کنیم تا به منظور قرآن دست یابیم.45 سوره نور
وَاللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ مِن مَّاء فَمِنْهُم مَّن يَمْشِي عَلَى بَطْنِهِ وَمِنْهُم مَّن يَمْشِي عَلَى رِجْلَيْنِ وَمِنْهُم مَّن يَمْشِي عَلَى أَرْبَعٍ يَخْلُقُ اللَّهُ مَا يَشَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِير
خداوند تمامی دابه (بند پایان یا بی مهرگان) را در آب خلق کرد (سس به خشکی راه یافتند)که از آن ها برخی روی شکم می خزند و برخی بر روی دو پا و برخی روی چهار پا راه می روند و خداوند هر آنچه را بخواهد می آفریند که او قادر متعال است.
برای روشن شدن موضوع می بایستی سه مطلب را جداگانه بیان کنم .اول دابه در قرآن به چه موجوداتی اطلاق می شود. مطلب دوم استفاده از ماضی التزامی یا مضارع در گذشته در بیان وقایع و پدیده های خلقتی و مطلب سوم ارتباط این آیه با تکامل موجودات ساکن در خشکی از اولین نرمتنان یا کرم ها که از بند پایان بودند آغاز شد. از بی مهرگان بر اساس آیه فوق.
مطلب نخست دابه در قرآن به چه اطلاق شده است
به آیه زیر توجه فرمایید 38 سوره انعام
وَمَا مِن دَآبَّةٍ فِي الأَرْضِ وَلاَ طَائِرٍ يَطِيرُ بِجَنَاحَيْهِ إِلاَّ أُمَمٌ أَمْثَالُكُم مَّا فَرَّطْنَا فِي الكِتَابِ مِن شَيْءٍ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ.در این آیه شریفه انسان و پرندگان را از دَآبَّةٍ جدا کرده و به انسان خطاب می فرماید. هیچ جنبنده ای در زمین و هیچ پرنده ای که با دو بال خود پرواز می کنند نیست مگر اینکه امت هائی مانند شما انسان ها هستند ما در کتاب آفرینش هیچ چیز را فروگذار نکرده ایم همه شما (دابه و پرندگان و شما انسان جدا شده است) در قیامت محشور می شوید. دابه دارای خانواده و اصل و نسب خاص خود هستند و پرندگان نیز همین طور مانند شما انسان ها و همه در روز قیامت محشور می شوید .
نکته بسیار جالب در آیه فوق، اشاره خداوند به پرندگان و تفکیک آن ها از سایر پرواز کنندگان در هوا از طَائِرٍ يَطِيرُ بِجَنَاحَيْهِ استفاده کرده است. پرندگانی که با دو بال خود پرواز می کنند. سایر پرواز کنندگان در هوا مانند پروانه ها، مگس ها ، زنبور ها سوسک ها و سایر حشرات همگی دارای چهار بال هستند. مگس ها هم علی الرغم نامگذاری و شهرت به دو بالان دارای چهار بال هستند دو بال پروازی و دو بال تحلیل رفته در کنار بال اصلی که در تعادل پرواز از آن کمک می گیرند اشاره به اینکه دابه امت هائی مانند شما انسان هستند کثرت امت را در بین این ریز جنبندگان که منظور بند پایان هستند را بیان می فرماید. وقتی در دو آیه در قرآن صراحتا انسان را از دابه جدا می کند آیا ممکن است در آیات دیگر مطلب مخالف آن را بیان فرماید. این ما هستیم که برداشت خود را می خواهیم بر خلاف مشی قرآن از قرآن به نفع امنیه خود بیرون آوریم.
در آیه زیر هم انعام و انسان از دواب جدا خطاب می شوند.
وَمِنَ النَّاسِ وَالدَّوَابِّ وَالْأَنْعَامِ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ كَذَلِكَ إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاء إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ غَفُور-و از مردمان، جنبندگان و انعام در رنگ ها ی مختلف پدید آوردیم و از بین بندگان تنها دانشمندان هستند (که با این تمثیل ها) در برابر خداوند سر تعظیم فرو می آورند و خاشع هستند. خداوند آمرزنده عزیز است. بنابراین به استناد این دو آیه جنبندگان از انسان و چهارپایان تفکیک شده اند. انعام دارای دو مفهوم در قرآن است چهارپایان و دام ها که از سیاق آیات می توان آن را استنباط کرد که بحث مستقلی می طلبد. خداوند در آیات 2 الی 6 سوره جاثیه می فرماید.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَلاَ تَوَلَّوْا عَنْهُ وَأَنتُمْ تَسْمَعُونَ- وَلاَ تَكُونُواْ كَالَّذِينَ قَالُوا سَمِعْنَا وَهُمْ لاَ يَسْمَعُونَ- إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِندَ اللّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لاَ يَعْقِلُونَ-ای مومنین خدا و فرستاده او را اطاعت کنید و در حالی که سخنان او را می شنوید روی بر نتابید- و مانند کسانی نباشید که گفتند شنیدیم در حالی که نمی شنیدند (توجه نمی کردند گوش ها می شنیدند ولی دلها جای دیگر)-بدترین رفتار این چنینی(کداب آل فرعون) نزد خداوند کران و لال هائی هستند که در شنیدن گفتار فرستاده خداوند تعقل نمی کنند .داب میشود رفتار کافران
كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَالَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ كَفَرُواْ بِآيَاتِ اللّهِ فَأَخَذَهُمُ اللّهُ بِذُنُوبِهِمْ إِنَّ اللّهَ قَوِيٌّ شَدِيدُ الْعِقَابِ-
[رفتارشان] مانند رفتار خاندان فرعون و كسانى است كه پيش از آنان بودند به آيات خدا كفر ورزيدند پس خدا به [سزاى] گناهانشان گرفتارشان كرد آرى خدا نيرومند سخت كيفر است
إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِندَ اللّهِ الَّذِينَ كَفَرُواْ فَهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ-بدرستکه بد ترین رفتار این چنینی نزد خداوند کسانی هستند که کافر هستند و ایمان نمی آورند و نزد خداوند بد ترین جنبندگان هستند. تشبیه انسان به دابه است و انسان جزء دابه بشمار نمی آید در قرآن انسان های نادان را به حمار و بوزینه و سگ هم تشبیه کرده است.
آیات 6 سوره هود و 61 سوره نحل که بسیاری به آنها استنباط می کنند که انسان می تواند جزء دابه بشمار آورد را نیز مرور می کنیم . بررسی این آیات ما را در درک واقعیت کلمه دابه من الارض در دوره آخرالزمان کمک می کند. آیه 6 سوره هود می فرماید:
وَمَا مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُهَا وَيَعْلَمُ مُسْتَقَرَّهَا وَمُسْتَوْدَعَهَا ۚ كُلٌّ فِي كِتَابٍ مُبِينٍ-هیچ ریز جنبنده ای در زمین یافت نمی شود مگر رزق آن بر عهده خدا است و او محل استقرار(جائی که در برنامه ریزی خلقت تعین شده) و محل امانت گاه ( اشاره به باکتری ها،ویروس ها، و میکرب ها که همه آن ها میزبان دارند) یا حوزه فعالیت آن را می داند و این در کتاب آفرینش برنامه ریزی خلقت ثبت است. روزی تمامی موجودات زنده انسان و سایرین در حیات زمین برنامه ریزی شده است ولی در این آیه بسیار زیبا منظور حشرات ریز است در دل خاک که از نظر ما پنهان است نه انسان که جایگاه آن در تمثیل برای ما واضح است.آیه 61 سوره نحل هم تقریبا همین مضمون را دارد.
وَلَوْ يُؤَاخِذُ اللّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِم مَّا تَرَكَ عَلَيْهَا مِن دَآبَّةٍ وَلَكِن يُؤَخِّرُهُمْ إلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى فَإِذَا جَاء أَجَلُهُمْ لاَ يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلاَ يَسْتَقْدِمُونَ-اگر خداوند بخواهد مردم را برای ظلم هائی که میکنند مواخذه کند (مجازات کند) جنبنده ای بر زمین باقی نمی گذارد ولی آن را به تاخیر میاندازد و وقتی زمان آن فرا رسد لحظه ای پس و پیش نخواهد شد. در این آیه منظور برچیده شدن حیات در کره زمین است که بر اساس برنامه ریزی الهی تنظیم شده. انسان ها ممکن است همه از بین بروند ولی جنبنده های ریز باقی بمانند. اشاره آیه به مطلب مهمی است حیات که برچیده شود حشرات ریز هم شانس ادامه حیات ندارند. هیچ جنبنده ای یا حشره ریزی باقی نمی ماند یعنی حیات کره زمین را بر می داریم. در این آیه نیز دلیل واضحی که انسان جزئ دابه است وجود ندارد. این آیه در راستای آیه 5 سوره سجده است که زمان برچیده شدن حیات در زمین را هزار سال عنوان فرموده است
يُدَبِّرُ الأَمْرَ مِنَ السَّمَاء إِلَى الأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِّمَّا تَعُدُّونَ-امر و دستور خداوند (قوانین طبیعت) از آسمان تا زمین را تدبیر میکند و این امر الهی در روزی که به حساب شما هزار سال است برگرداننده می شود.
به مقاله روزهای هزار و پنجاه هزار در جهان مادی است مراجعه فرمایید.
مطلب دوم استفاده از ماضی التزامی یا مضارع در گذشته در بیان وقایع و پدیده های خلقتی
قرآن شیوه کلامی خاص خود را دارد آشنائی با این شیوه کلامی به ما کمک می کند منظور قرآن را در بیان پدیده های خلقتی و قیامت درک کنیم. استفاده از ماضی التزامی یا آینده در گذشته در بیان پدیده ای خلقت روشی است که مفسران به آن در تفسیر آیات خلقت انسان و قیامت توجه ای نکرده اند. خوشبختانه در سایت دانشنامه موضوعی قرآن در مقاله زبان شناسی قرآن مفصلا به آن پرداخته است که کاری است بسیار با ارزش. چرا خداوند در آیه 45 نور ابتدا فعل ماضی آورده وَاللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ و بعد ازآن از فعل مضارع استفاده کرده است. فَمِنْهُم مَّن يَمْشِي عَلَى بَطْنِهِ در صورتیکه این واقعه در زمان بسیار پیش اتفاق افتاده خلق کل دابه و یمشی هم بعد از زمان طولانی اتفاق افتاده و پایان یافته. عملی در گذشته اتفاق افتاده و بعد از آن التزام به شروطی ان فعل ادامه داشته که بیان گر زمان بر بودن آن عمل است یا تحت شرط برنامه ریزی قرار داشته است.مثال متعددی می توان در این مورد ارائه داد از جمله یخلقکم بعد از خلق نفس واحده و یخلقکم فی بطون امهاتکم به مقاله ظلمات ثلاثه در قرآن وخلقت انسان مراجعه فرمایید.یه مقاله ظلمات ثلاثه در قرآن و خلقت انسان مراجعه فرمایید
خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍۢ وَٰحِدَةٍۢ ثُمَّ جَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَأَنزَلَ لَكُم مِّنَ ٱلْأَنْعَٰمِ ثَمَٰنِيَةَ أَزْوَٰجٍۢ ۚ يَخْلُقُكُمْ فِى بُطُونِ أُمَّهَٰتِكُمْ خَلْقًۭا مِّنۢ بَعْدِ خَلْقٍۢ فِى ظُلُمَٰتٍۢ ثَلَٰثٍۢ ۚ ذَٰلِكُمُ ٱللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ ٱلْمُلْكُ ۖ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ فَأَنَّىٰ تُصْرَفُونَ- آیه 6 سوره زمرخلقکم من نفس واحده ویخلقکم فی بطون امهاتکم
مطلب مهمی که معاندین و مخالفین و منحرفین از آن به عنوان رعایت نکردن قواعد عربی در قرآن از آن نام می برند، شیوه نگارش جملات خاصی است که آن ها آن را ایراد قرآن می نامند. این موضوع از عدم آگاهی آن ها به تاریخچه قواعد عربی است. زمان نزول وحی علم نحو زبان عربی وجود نداشت و علم صرف و نحو عربی بر پایه و اساس کلمات در قرآن بنا نهاده شد. "مورخان عموما اتفاق نظر دارند که ابوالاسود دوئلی بسال 69 هجری علم نحو عرب را تدوین کرد. وی زبان سریانی را فرا گرفت و قواعد آن زبان را مناسب دید و به فکر افتاد برای زبان عربی هم قواعدی تدوین کند .پایه و اساس کار او قرآن قرار گرفت تنها کتاب نوشته شده به زبان عربی. بعد از او کسان دیگری راه او را ادامه دادند. قرآن شیوه و روش خود را دارد. اینکه برخی بگویند قرآن قواعد نحو را رعایت نکرده درست نیست .باید گفت کسانی که قواعد زبان عربی را تدوین کردند نکات مهمی را در قواعد قرآنی رعایت نکردند و نادیده گرفتند. ضمایر در افعال قرآن دارای شیوه خاص خود است که از اعجاز کلامی قرآن حکایت میکنند. از جمله آوردن فعل مضارع در ماضی که به ماضی التزامی نامیده میشود. این قاعده پیام خاصی دارد به مقاله مطالعه اصل جایگزینی افعال در بافت آیات قرآنی در سایت دانشنامه موضوعی قرآن مراجعه فرمایید
مطلب سوم نقش دابه در روند تکامل انسان
بی مهرگان اولیه همه در آب بسر می بردند و در آب به تکامل خود از یوکاریوت ها یا تک سلولی هسته دار که دارای هسته سلولی همراه با غشاء سلولی که رشته های تکامل یافته DNA را در خود جای داده بودند ادامه دادند( در علقه یانفس واحده) جو زمین شفاف و اکسیژن توسط سیانو باکتری های هوازی به مقدار کافی و در مدت پانصد میلیون سال(ارنست مایر) تولید شده بود. ابتدا جلبک ها در آب پدیدار شدند و به مرور زمان خشکی را در اختیار خود گرفتند و همزمان بندپایان اولیه، نرم تنان، هزارپایان و غیره به خشکی پا گذاشتند و مدت ها در کنار آب ها و برکه ها بصورت انشعابات فرعی خلقت انسان از شاخه اصلی جدا و به روند تکاملی خود ادامه دادند و بندپایان و حشرات امروزی را که لازمه بقاء زندگی بودند پا برجا باقی ماندند. کدام شاخه زنجیره تکاملی اصلی را ادامه داد تا کنون مشخص نشده و دانشمندان سعی میکنند از روی فسیل ها اکتشافی راز تکامل را بیرون آورند. دوزیستان به زندگی خود ادامه دادند .دوزیستان ابتدا بر روی شکم می خزیدند و با تکامل بیشتر و در زمان طولانی تری پرندگان و انواع دایناسور ها بر روی دو پا و پس از آن بر چهارپایان بر دو پا راه می رفتند. تکامل داروین و تکامل قرآن و فرق این دو
وَاللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ مِن مَّاء فَمِنْهُم مَّن يَمْشِي عَلَى بَطْنِهِ وَمِنْهُم مَّن يَمْشِي عَلَى رِجْلَيْنِ وَمِنْهُم مَّن يَمْشِي عَلَى أَرْبَعٍ يَخْلُقُ اللَّهُ مَا يَشَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِير-خداوند خلق میکند هر آنچه که در برنامه ریزی خود مقدر فرموده وخداوند است که به همه امور قادر توانا است. من در آیه فوق دو معنی دارد از و در دابه ها از آب به وجود نیامدند بلکه در آب خلق شدند. اولین نطفه حیات از توده سیاه حما مسنون بر روی سفال داغ رس خالص خلق شد و بعد در آب قرار گرفت و ادامه تکامل خود را در آب سپری کرد.تکامل ساختار بدنی موجودات زنده ابتدا از غضروف به شکل های مختلف و سپس غضروف ها به استخوان تبدیل شدند و روی آنها را گوشت پوشاند و اینچنین تکامل روند اولیه خود را طی کرد.در خاتمه یک آیه دیگر درباره دابه خدمتتان معرفی می شود که دارای مفهوم بسیار والائی است و نیاز به مقاله جداگانه دارد
وَلِلّهِ يَسْجُدُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ مِن دَآبَّةٍ وَالْمَلآئِكَةُ وَهُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ- يَخَافُونَ رَبَّهُم مِّن فَوْقِهِمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ.هرآنچه درآسمان ها (اسمان های زمین که همان جو زمین است) و در زمین از ملائکه و دابه هستند بدون تکبر سجده خداوند را به جا می آورند در برابر خداوند خاشع هستند و ماموریت هائی که به آنها واگذار شده به خوبی انجام میدهند. در این آیه نیز دابه منظور بندپایان هستند که بقاء حیات در کره زمین مدیون ماموریت های محوله آنها است دابه و الملائکه- بندپایان و قوانین و امر خداوند قوانین جاریه که در نهاد پدیده های طبیعت گذارده شده و بند پایان با استفاده و بکار گرفتن این قوانین حیات در کره زمین را تداوم می بخشند. در زمین و جو آن است که بقاء حیات در کره زمین مدیون اجرای اوامر وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ است. مطلب این آیه در مقاله جداگانه نقش دابه در تداوم حیات در کره زمین تقدیم میشود. بر اساس تجزیه و تحلیل آیات فوق مربوط به دابه مشخص میشود که انسان جزء دابه بشمار نمی آید. این مطلب مهم در نوشتار جدید دوره آخرالزمان و أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ مورد بحث و تجزیه و تحلیل قرار می گیرد انشاء الله..سید محمد تقوی اهرمی آبان ماه 1396 ویرایش جدید اسفند 1397 ویرایش جدید خرداد 1399-ویرایش جدید مهر ماه 1402
{jcomments on}
Write comment (0 Comments)
- توضیحات
- بازدید: 6446
مقدمه نوشتار
تا کنون ما با یک دیدگاه در خلقت انسان مواجه بوده ایم و آن بر اساس نظرات بیان شده در هزار سال قبل توسط مفسرین و بر پایه تصورات ذهنی و علم همان زمان که بدون تغییر بر باور ما نشسته و همه تحولات در درون رحم زن و آب مرد تعبیر شده. کلماتی مانند خلق الانسان من نطفه، خلقت انسان از آب مرد، ماء دافق، قرار مکین، صلب و ترائب، علقه، مضغه و امثالهم همه در درون رحم توجیه شده و از این نظر با شبهات فراوانی روبرو شده ایم. دیدگاه جدید تفسیر آیات متشابه بر اساس علم روز زیست شناسی و زمین شناسی است و تحولات اتفاق افتاده در روی پوسته جامد گداخته در حال سرد شدن و در محیط زمین فاقد جو اولیه است، خداوند برای اثبات حقانیت وجود خود پدیده های طبیعی در زمین و جو آن که حیات را در خود قرار داده را آیات الهی یا سبع المثانی در کنار قرآن مجید میداند و تمثیل های فراوانی در قالب آیات متشابه بیان میکند و تاکید بر تعقل و تفکر در آن آیات را واجب میداند. به مقاله سبع المثانی و قرآن دو عطای خداوند به پیامبر اسلام مراجعه فرمائید و با توجه به آیه
سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ - به زودى نشانه هاى خود را در جهان و ذات خودشان نشان خواهيم نمود تا برايشان روشن گردد (پوشانندگان حقیقت به زبان قرآن کافران) كه خدا خود حق است آيا كافى نيست که تمامی مظاهر ماده دلیل بر وجود اوست. 53 سوره فصلت.
خداوند چگونه می خواهد آیات خود در طبیعت را به ما نشان دهد و ما چگونه به حقیقت این آیات دست پیدا می کنیم که خداوند وعده آن را به ما داده است. مسلما با پیشرفت علم واقعیت کلمات متشابه برای ما روشن می شود و خلقت انسان هم باید بر این روش بیان شود. این نظریه اینجانب است بر اساس یافته ها و تحقیقات گسترده در ارتباط با رشته تحصیلی شیمی فیزیک از آلمان و مطالعه در علم زیست شناسی و زمین شناسی با رهنمود های شهید بهشتی در مسجد هامبورگ (حدود پنجاه سال قبل). در این نوشتار چگونگی خلقت نطفه در سنگ رس بر اساس نظر قرآن و علم و همچنین علقه (نطفه و علقه دو مرحله بسیار مهم در سرنوشت خلقتی انسان و در زمین اولیه بوده است) مورد بررسی قرار می گیرد.
انشاءالله مورد توجه نو اندیشان تاویل آیات متشابه قرآن با مقایسه علم روز قرار گیرد. به امید اینکه علماء بزرگوار با توجه به این که شیعه بر پایه نواندیشی فکری بنا شده، موضوع خلقت انسان را مورد بررسی و مقایسه با علم روز قرار دهند و نظرات مبتنی بر علم روز را جایگزین فرمایند و خیر دنیا و آخرت را برای شبه زدائی از آیات متشابه نصیب خود سازند.
برای آمادگی بیشتر خوانندگان محترم، به دلیل گستردگی بحث در این بین چند نوشتار جدید منتشر کردم که مطالعه آن برای محققین خلقت انسان در قرآن از دیدگاه علم روز، آنها را برای مطالعه پیشنهاد می کنم.
عرش خداوند بر آب و خلقت حیات در زمین
افرایتم ما تمنون و تحولات هنگام مرگ
صلب و ترائب و خطای برداشت قدما و موخرین
ماء دافق ونقش ان در پدیده خلقت حیات
ظلمات ثلاثه در قرآن و خلقت انسان
طارق سیستم حفاظتی تک سلولی های اولیه حیات است
نفس واحده اولین تک سلولی خلق شده در زمین
خلقت انسان از نطفه
قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانظُرُوا كَيْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ يُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
بگو در زمین گردش کنید و بنگرید چگونه خداوند خلقت حیات را آغاز کرد و سپس خداوند نشاء آخری را از آن بیرون می آورد. خداوند قادر به انجام هر کاری است. ثُمَّ اللَّهُ يُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَة ینشی از طریق نشاء بیرون آوردن است. خداوند متعال برای تفکیک زمانی موضوعات مهم رویداد های طبیعی از فعل ماضی التزامی یا مضارع در گذشته استفاده می کند. مانند منی یمنی، ینشی نشاه الاخره و موارد بسیار دیگر. نشاء آخری در پروسه خلقت حیات، انسان تکامل یافته است که آدم باشد. ینشی بیرون آوردن نشاء اولیه است در زمان بسیار دورتر از نشائ اولیه- هُوَ أَنشَأَكُم مِّنَ الأَرْضِ. این جمله ارتباطی با قیامت ندارد. قیامت نشاء نمی خواهد. نشاء طبق آیات خلقت انسان مخصوص انسان و موجودات زنده است. هُوَ أَنشَأَكُم مِّنَ الأَرْضِ
شما را از طریق انشاء در زمین بیرون آوردیم. انشاء مرحله طولانی و زمان بر است مَّا لَكُمْ لَا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقَارًا وَقَدْ خَلَقَكُمْ أَطْوَارًا شما را چه شده که برای خداوند شکوه و عظمت قائل نیستید در حالی که شما را مرحله به مرحله خلق کرده است.
این مراحل هر کدام خلقی مخصوص خود است تحولات جنین در رحم رشد برنامه ریزی شده آن خلق اولیه است که در ژن آن نهادینه شده و فرمان رشد را که همان امر خداوند است مدیریت آن را بر عهده دارد و هیچ مرحله جدا از هم وجود ندارد. جنین خلق نیست باز آفرینی خلق اولیه است جنین از بدو تشکیل، هسته های اولیه اندام و اعضای بدن را دارا می باشد قلب در سه الی چهار هفته اول شروع به زدن می کند و همه اعضاء با هم به رشد خود ادامه می دهند و علقه و مضغه در جنین معنی ندارد. این تحولات خلقت انسان درون طبیعت است.
أَوَلَمْ يَرَوْا كَيْفَ يُبْدِئُ اللَّهُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ-آیا نمی نگرید که چگونه خداوند خلقت حیات را آغاز می کند و سپس آن را بازآفرینی می کند. رشد جنین باز آفرینی خلقت انسان است که برنامه آن در ژن گذارده شده است. آیه 5 سوره حج از پر سلولی های دارای بدنی غضروفی بعد از علقه اشاره می فرماید که می تواند بی مهرگان دارای خلقت کامل و غیر کامل باشد
يَأَيُّهَا النَّاسُ إِن كُنتُمْ فىِ رَيْبٍ مِّنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْنَاكمُ مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِن مُّضْغَةٍ مُخَلَّقَةٍ وَ غَيرِ مُخَلَّقَةٍ لِّنُبَينَِّ لَكُمْ-ای مردم اگر در رستاخیز شک دارید (به این نکته توجه کنید )که ما شما را در خاک آفریدیم (از ماده بی جان به جاندار بدل کردیم) سپس از نطفه و سپس از علقه و سپس از مضغه مخلقه و غیرمخلقه آفریدیم تا حجت بر شما آشکار کنیم. مضغه مخلقه مرحله اصلی زنجیره تکامل حیات که از آن حیات ادامه یافت بی مهرگان هستند که از غضروف تشکیل شده اند و ادامه نسل بشر در آب از این بی مهرگان منشاء شده است (نه از آب، من دو معنی دارد از و در دقت فرمایید ما در را رها کرده ایم و به از چسبیده ایم) بی مهرگان اولیه خلقتی کامل داشته اند مانند نرم تنان، هزار پایان، حشرات، که تا امروز به همان خلقت کامل خود ماندگار هستند. یک شاخه از این بی مهرگان ادامه تکامل دادند و بی مهرگان بعدی را ایجاد کردند که خلق آنها کامل نشده بود و ادامه خلقت انسان از این بی مهرگان تکامل نیافته صورت گرفت. غضروفیان به استخوان داران ادامه تکامل دادند. خوب حال فکر کنیم مضغه مخلقه و غیرمخلقه در کدام قسمت جنین اتفاق می افتد. در آیات تفکر کنیم. آیا خداوند در رحم خلقت ناقص را خلق می فرماید، یعنی انسان از خلقت ناقص درون رحم خلق می شود. خداوند همه چیز را بر اساس برنامه و تکامل خلق کرده است نقصان جنین از عملکرد خارج از احسن عملا انسان است. همه این موارد در آیه فوق به گذشته بر می گردد به انا خلقناکم. ثم مراحل را جدا می کند. یعنی خلق کردیم نه می کنیم.
خلقت نطفه در کجا و در چه زمان اتفاق افتاد .
خداوند خطاب به ملائکه می فرماید: وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلآئِكَةِ إِنِّى خَالِقٌ بَشَراً مِّن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ فَإِذَا سَوَّيْتُه وَنَفَخْتُ فِيه مِن رُّوحِى فَقَعُواْ لَه سَاجِدِينَ-خداوند به اسباب و قوانین طبیعت که فرامین خداوند در جهان مادی هستند و جنس انها از ماده نیست خطاب می کند من خالق بشری هستم در سنگ رس و از توده سیاه (میخواهم بشر را در سنگ رس گداخته و در حال سرد شدن و از توده سیاه خلقت او را آغاز کنم) وقتی او را خلق کردم و سر و سامان دادم ( و برنامه رشد و تکامل او را در آن نهادینه کردم) و روح خودم را در آن قرار دادم به او سجده کنید. سجده ملائکه به بشر وآدم در دو مرحله زمانی
این قوانین و امر خداوند باید در اختیار خلقت حیات و درون آن بشر قرار گیرید. سجده کردن تسلیم آن پدیده شدن است. قوانین جاریه خلقت در ذات آن پدیده قرار گیرد و تسلیم آن شوند سجده معنی می دهد. روح خداوند فرماندهی ساختار تشکیلاتی حیات را مدیریت می کند و ملائکه هم باید تابع آن ساختار باشند. اساس خلقت انسان بر نطفه است و نطفه هم در سنگ رس و از توده سیاه خلق شد. صلصال جسم سخت که توده حما مسنون نرم را در آغوش خود می پذیرد و شاهکار خلقت حیات از اینجا آغاز می شود. صلصال صلب است و حما مسنون ترائب، جسم سخت و جسم نرم و ماء مهین هم مولکول آب است که از بین این دو به بیرون رانده می شود.
واکنش شیمیایی تبدیل مولکول های مونومر از پلی نوکلئوتیدها، پروتئین ها و قندها که به ماکرومولکول ها ی ساختار RNA تبدیل میشوند و مولکول های آب از محیط دفع می شوند. محیط خارج این مجموعه باید از آب تهی باشند تا این مولکول ها (آب) بتوانند سریع دفع شوند و گرنه واکنش برگشت پذیر می شود و مولکول های ژن اولیه تشکیل نمی شوند. این تازه ترین یافته دانشمندان زیست شناسی است به مقاله پیدایش حیات و علم زیست شناسی در قرآن مراجعه فرمائید.
از آیه فوق و آیه 26 حجر وَلَقَدْ خَلَقْنَا الإِنسَانَ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ چنین استنباط می شود که پایه و اساس خلقت انسان از این جسم سخت صلصال یا صلب و جسم نرم حما مسنون یا ترائب آغاز شده است و آیه خلق الانسان من طین هم به این پدیده اشاره دارد. ماء مهین هم همین آب با فرمول H2O است و هیچ ارتباطی با تحولات درون رحم ندارد. کسانی که تکه هایی از آیات را می برند و می خواهند اثبات کنند که حیات از بیرون از زمین به زمین منتقل شده است این دو آیات را مطالعه فرمایند که خداوند اولین نطفه حیات را در صلصال و از حما مسنون آفرید. نظریه انتقال نطفه حیات از بیرون از زمین یک نظریه ای بود که مطرح شد و همان ابتدا منسوخ شد. نظرات قابل تقدیر است و راه را برای نواندیشی باز می کند ولی نیاز به مطالعه بیشتر دارد و بریدن تکه های آیات که به هم ارتباط دارند روش غیر منصفانه است. باید همه یک آیه را آورد و روی آن تکه مطلوب بحث کرد تا خواننده خود قضاوت کند.
فَلْيَنظُرِالْإِنسَانُ مِمَّ خُلِقَ- خُلِقَ مِن مَّاء دَافِقٍ يَخْرُجُ مِن بَيْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ- إِنَّهُ عَلَى رَجْعِهِ لَقَادِرٌ-پس انسان بنگرد که ازچه خلق شده از آبی بیرون رونده از بین صلب و ترائب خلق میشود. کلمه یخرج ماضی التزامی است و بیان گر عملی است که در گذشته دور اتفاق افتاده مم خلق (روند خلقت انسان زمانبر بوده و ریشه در زمان طولانی داشته و با خروج آب از بین این دو جسم به مرحله مهم ایجاد نطفه می رسد.آیه 36 الی 38 سوره قیامت
أَیَحْسَبُ الْإِنسَانُ أَن یُتْرَکَ سُدًى أَلَمْ یَکُ نُطْفَةً مِّن مَّنِیٍّ یُمْنَى ثُمَّ کَانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّى فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَیْنِ الذَّکَرَ وَالْأُنثَى-أَلَيْسَ ذلِكَ بِقادِرٍ عَلى أَنْ يُحْيِيَ الْمَوْتى- آیا انسان گمان می کند بی هدف رها می شود، آیا او نطفه تقدیری نبود که مقدر می شود (نطفه یرنامه ریزی نبود که به بار می نشیند) و سپس به صورت علقه خلق می شود و طبق برنامه پرداخته میشود. فَإِذَا سَوَّيْتُه در آیه خطاب به ملائکه دراین مرحله است فسوی و علقه مرحله بسیار مهم و سر نوشت ساز در خلقت انسان است که پس از آن ملائکه در خدمت آن قرارمی گیرند و سجده می کنند چرا؟
روح خدا در علقه نهاده می شود
روح خدا فرمان و امر اوست که در علقه نهادینه می شود که فرمان و مدیریت ژن کامل و تکامل یافته را برعهده می گیرد. نطفه امشاج نطفه ای است که قادر است خود به خود تکثیر شود و در حقیقت بر اساس نظریه علمی اولین تک سلولی حیات نطفه بوده که هنوز مولکول های ژن تکامل نیافته اند و قابلیت ذکر و انثی را نداشته اند و در حقیقت پیش نطفه حیات هستند و فقط از RNA و به صورت یک کلاف پیچیده دور هم و در غشاء سلولی قرار گرفته و نه درون هسته و یک زنجیره است و باید دوره تکامل خود را درسه دوره طولانی پانصد میلیون ساله که جو زمین هنوز شکل نگرفته و فضا دودی و ظلمات بوده است که لازمه رشد و تکامل آن بوده و این نطفه پس از طی دوران تکاملی خود و پیدایش جو اکسیژن دار به تک سلولی هسته دار با ژن کامل که دارای خصیصه جفت سازی و توارث بوده تبدیل می شوند که این نطفه کامل علقه نام دارد به زبان علمی یوکاریوت و سرآغاز پیدایش تمامی جانداران از این علقه بوده است. از علقه به بعد تکثیر پذیری به صورت نر و مادینگی شکل می گیرد و روح خداوند که امر و دستور اوست در ژن ها گذاشته می شود و از این پس روح فرمان ژن های ساختاری موجودات زنده را در دست می گیرد و روح مدیریت آن را به عنوان رابط خداوند با موجودات زنده رهبری می کند. برای اثبات این نظریه آیات فراوان در قرآن است که در مقاله روح ماهیت آن و انتقال کوانتومی اطلاعات انسان در قرآن به آن اشاره شده است.
أَلَمْ يَكُ نُطْفَةً مِّن مَّنِيٍّ يُمْنَى- ثُمَّ كَانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّى- فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَالْأُنثَى
طبق آیه فوق در علقه زوجیت نر و مادینگی قرار داده می شود. زوجین جفت معنی می دهد نر و مادینگی. به عبارتی ژن تکامل می یابد و این جا ملائکه به این پدیده خلقت سجده می کنند (قوانین پیچیده حیات در آن استقرار می یابد یا در خدمت آن نهادینه میشود) به مقاله زوجین ذکر و الانثی در قرآن واقعیتی که مسخ شده است مراجعه فرمایید.این آیه هم توجه فرمایید نجم 45
وَأَنَّهُ هُوَ أَمَاتَ وَأَحْيَا- وَأَنَّهُ خَلَقَ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَالْأُنثَى- مِن نُّطْفَةٍ إِذَا تُمْنَى- وَأَنَّ عَلَيْهِ النَّشْأَةَ الْأُخْرَى- او است که می میراند و زنده می کند و اوست که زوجیت نر و مادینگی را خلق کرد از نطفه ای که مقدر می شود و نشاء آخرین هم بر عهده او است. نشاء آخری را مفسرین عالم آخرت بیان کرده اند که معنی درستی نیست. هر آخری آخرت نیست. اینجا نشاء آخری مرحله پایانی تکامل است که آدم انسان تکامل یافته از نسل قبل ظهور می کند و نسل تمامی انسان ها از اویند. آدم و همسرش، انسان تکامل یافته و همسرش (به نظر اینجانب و با استناد به آیات فراوان که در مقاله بعدی خدمت علاقمندان ارائه می شود آدم نه مرد است و نه زن انسان تکامل یافته است و دلیل آن که در قرآن از حوا، آدم و امراته ذکری به میان نیامده هم می تواند این باشد). این مقاله کامل و منتشر شده است به آن آدم در قرآن زوج دارد ولی همسر زن ندارد مراجعه فرمایید.
وقتی ما از کلمه تکامل صحبت می کنیم منظور تئوری تکامل داروین نیست. قرآن تکامل و روش تکاملی خود را دارد که با برخی موارد از تکامل داروین که مورد تایید علم قرار گرفته هم خوانی دارد. تکامل داروین و قرآن و فرق این دو
رَبُّكَ الْغَنِيُّ ذُو الرَّحْمَةِ إِنْ يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَ يَسْتَخْلِفْ مِنْ بَعْدِكُمْ ما يَشاءُ كَما أَنْشَأَكُمْ مِنْ ذُرِّيَّةِ قَوْمٍ آخَرِينَ133 انعام-پروردگار تو بی نیاز و صاحب رحمت بی کران است اگر اراده کند شما را می برد و هر کس را بخواهد جایگزین می کند همانطور که شما را از ذریه آخرین قوم انشاء کرد- كَمَآ أَنشَأَكُم مِّن ذُرِّيَّةِ قَوْمٍ آخَرِينَ. آخرین قومی که در پروسه تکامل انشاء شد ذریه ای داشت که شما از آن پا گرفتید. این آخرین قوم مسلما آدم نیست و آدم می تواند از ذریه آخرین قوم باشد. آدم انشاء ندارد انسان کامل است انشاء تا ذریه اخرین قوم ادامه داشته. از این آیه اینطور استنباط می شود. آیات فراوانی در قرآن وجود دارد که به تدریج به آن می پردازیم اینجا پروسه انشاء پایان می پذیرد. مفسرین و مترجمین برای تطبیق دادن نظریات گذشته قوم آخرین را قوم دیگر معنی کرده اند که درست نیست.
کلمه نشاء و انشاء را در مثال کاشت مثلا برنج در نظر بگیریم. کاشتن دانه برنج و رشد آن را نشاء می نامند و نشاء برنج را در زمینی که آماده شده و کاملا خیس خورده قرار می دهند و تا خوشه برنج برسد و پایان نشاء خوشه برنج است. النَّشْأَةَ الْأُخْرَى در اینجا دانه برنج است و پایان پروسه کشت دانه برنج که در ژن برنج نرم افزار آن نهفته است. نتیجه ای که کشاورز آن را لمس میکند.
آیا کشاورز این نشاء را انجام می دهد یا فرمان خداوند برنج را بار می آورد- أَفَرَأَيْتُم مَّا تَحْرُثُونَ- أَأَنتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ آیا به دانه ای که می کارید نگاه کرده اید آیا شما آن را میرویانید یا ما می رویانیم- کشاورز زمینه نشاء برنامه ریزی شده در ژن را فراهم می کند به عبارتی کشاورز از منطق خداوند دست خدا است. ابزار بیرون آوردن پدیده برنامه ریزی شده که در نرم افزار ژن نهفته است. بنابراین انشاء و نشاء از نظر قرآن خلق یک پدیده و بار آوردن آن (سویته) تا رسیدن به هدف مورد نظر(خلقت انسان از بداء خلق تا انشاکم من ذریه قوم آخرین) خداوند است. هُوَ أَنشَأَكُم مِّنَ الأَرْضِ. او کسی است که شما را در زمین انشاء کرد. من صلصال من حما مسنون من اول در معنی میدهد و من دوم از. چرا که توده سیاه نرم عصاره مولکول های پروتئین، قندها ،نوکلئوتیدها هستند که به عنوان رسوب در صلصال قرارگرفتند و صلصال انتقال حیات در مولکول های آماده ساختار حیات را کاتالیزیه کرد. ساختار انسان از این رسوب تیره رنگ به جای مانده در جسم سخت است ایجاد می شود. پایه حیات در نطفه امشاج ریخته می شود که همان پیش نطفه حیات است.
حال این پروسه با عظمت در چه زمانی اتفاق افتاد.
سوالی که دانشمندان زیست شناسی هنوز نتوانسته اند به آن پاسخ قانع کننده بدهند ولی قرآن دقیقا زمان آن و محل بروز آن را در دو آیه 9 و 10 فصلت بیان فرموده و آن چهار دوره اقوات است بر روی پوسته جامد بیرونی زمین که گداخته و در حال سرد شدن است بطوریکه هنوز باران شروع به باریدن نکرده و جو زمین آغاز نشده است. زمان این جریان را جدول زمان یندی زمین شناسی اعلام کرده است. آیات 9 الی 11 فصلت
أَ إِنَّکُمْ لَتَکْفُرُونَ بِالَّذِی خَلَقَ الْأَرْضَ فِی یَوْمَیْنِ وَ تَجْعَلُونَ لَهُ أَنْدَاداً ذٰلِکَ رَبُّ الْعَالَمِینَ
وَ جَعَلَ فِیهَا رَوَاسِیَ مِنْ فَوْقِهَا وَ بَارَکَ فِیهَا وَ قَدَّرَ فِیهَا أَقْوَاتَهَا فِی أَرْبَعَةِ أَیَّامٍ سَوَاءً لِلسَّائِلِینَ-
ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء وَهِیَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ اِئْتِیَا طَوْعًا أَوْ کَرْهًا قَالَتَا أَتَیْنَا طَائِعِینَ
زمین در دو دوره خلق می شود تکامل هسته ای و دوره تکامل شیمیائی و بعد از پایان دوره تکامل شیمیایی جعل فیها رواسی من فوقها صورت می گیرد. پوسته جامد روی زمین را می پوشاند برکت یا سنگ رس بر آن قرار می گیرد و اقوات یا غذای مورد نیاز تک سلولی اولیه در چهار دوره مقدر می شود یا به زبان امروزی برنامه ریزی می شود و مسلما در دوره آخر نطفه در سنگ سفال پخته و داغ و از توده سیاه خلق می شود و سپس خداوند به سامان دادن جو زمین می پردازد که دخان بود. چرا پوسته زمین داغ است عبارت صلصال کالفخار این معنی را می دهد. پوسته زمین اشباع از بخار آب، آمونیاک، متان و هیدروژن است و مرتبا به بیرون پوسته نفوذ می کند و سنگ رس به دلیل خاصیت خاص خود آن ها را به خود جذب می کرده و از آنجائیکه سنگ رس داغ بوده رسوب توده سیاه بر روی و یا داخل لایه های سنگ رس مرتبا رسوب و انباشته می شده و بخار آب بیرون از رس فورا تبخیر می شده .وقتی نطفه تشکیل می شود خداوند ثم استوی الی السماء- به آسمان زمین می پردازد و بر این اساس جو شروع به تشکیل می شود و میلیون ها سال طول می کشد تا حرارت پوسته جامد به زیر نقطه جوش آب برسد و آب بتواند در گودال ها جمع شود و تشکیل برکه ها دهد. بمباران شدید شهاب سنگ ها و خرده سیارات کمک کردند آب به اندازه کافی به زمین منتقل شود و این چنین نطفه یا اولین تک سلولی حیات در آب قرار گرفت همراه با مواد غذایی تشکیل شده در دوره های اقوات .این مطالب از قرآن است.
طبق نظر قرآن سوپ اولیه حیات وجود داشته ولی پس از خلق نطفه و آن هم فقط درون برکه ها نه دریاها و اقیانوس ها درصورتیکه دانشمندان نطفه اولیه را درون سوپ و آن هم دریای سوپ می دانند که روی این موضوع اتفاق نظر ندارند. حال علاقمندان می توانند نظر دانشمندان زیست شناسی و زمین شناسی را در مقاله خلقت اقوات اقواتها رزق و روزی اهل زمین نیست غذای نطفه اولیه حیات است مطالعه و شخصا مقایسه فرمایند. ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء، بدون سمائ و سبع السموات حیات در زمین شکل نمی گرفت و انسان خلق نمی شد.
سمائء و سبع السموات شاهکار خالق متعال است
أَأَنتُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَمِ السَّمَاء بَنَاهَا- رَفَعَ سَمْكَهَا فَسَوَّاهَا- وَأَغْطَشَ لَيْلَهَا وَأَخْرَجَ ضُحَاهَا
رَفَعَ سَمْكَهَا فَسَوَّاهَا - جو اولیه زمین قشر نازکی از بخار آب و آمونیاک، متان و هیدروژن بود که خداوند سقف آن را بالا برد و جو زمین ضخیم تر شد و شب آن را تاریک و روزش را روشن کرد. عظمت این آیه را توجه فرمایید. تنها با ادله علم می توان این آیه را تاویل کرد. با خود فکر نکرده ایم چه دلیل دارد که خداوند شب آن را تاریک و روز آن را روشن کند. شب و روز وجود داشته و زمین دور محور خود چرخش می کرده و طبیعی است که شب باید تاریک باشد و روز روشن. خداوند اشاره کرده که سماء اولیه دودی است و جو هم ندارد و تنها قشر نازک جو اولیه در زمین دارد شکل می گیرد. وقتی جوی وجود نداشته باشد انعکاس نور هم در جو باعث روشن شدن روز نمی شده. جو باید شفاف شود تا نور خورشید بتواند در درون جو انعکاس یابد. فعالیت آتشفشان ها و برخ ورد شهاب سنگ ها شب را روشن نگه میداشت و بر عکس روز بر اثر بخار آب اشباع و ابرهای تیره و تار و سایر گازها و گرد و خاک حاصل از فوران آتشفشان ها روز تاریک بود سه مرحله پانصد میلیون سال می گذرد تا آرامش در زمین حاکم شود (و این همان ظلمات ثلاثه است که حافظ نطفه اولیه انسان بوده ) و باران های سیل آسا دریا و اقیانوس را درست کند و سیانو باکتری ها اکسیژن تولید کنند و سبع سموات شکل بگیرد و جو زمین شفاف شود طوری که نور ستارگان از روی زمین دیده شوند و شب تاریک و شفاف و روز روشن و برای تک سلولی هسته دار علقه شرایط رشد فراهم می شود و تمامی موجودات پر سلولی در جو اکسیژن دار به روند تکامل برنامه ریزی خالق متعال از علقه پا میگیرند و از این جهت است که علقه در سرنوشت شدن انسان نقش پررنگی داشته است.
اقراء بسم ربک الذی خلق- خلق الانسان من علق. نطفه امشاج سنگ بنای حیات است و علقه سنگ بنای تکامل تمامی موجودات. اینکه برای برخی سوال مطرح می شود که چرا خداوند یک بار فرموده انسان را از نطفه آفریدم و دیگر بار می فرماید از علقه اگر با علم آشنا باشیم تمامی این سوالات جواب دارد.
این ها کلام خداوند و وحی است نه کلام رسول خداوند. آقای سروش و امثالهم در فهم و درک و آگاهی خود شک کنند و دنبال علم بروند تا وحی خداوند را بفهمند. آقایان می روند در 1400 سال قبل و مانند انسان های آن زمان برداشت می کنند و نمی دانند که این ها برداشت گذشتگان است. علم روز را هم ندارند صم بکم عمیا فهم لا یعقلون.
در پایان اهمیت سماء در حیات زمین هم اشاره ای داشته باشیم.
هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُم مَّا فِي الأَرْضِ جَمِيعًا ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ
ا للَّهُ الَّذِي سخَّرَ لَكُمُ الْبَحْرَ لِتَجْرِيَ الْفُلْكُ فِيهِ بِأَمْرِهِ وَلِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ
وَ سَخَّرَ لَكُم مَّا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا مِّنْهُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لَّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ-
سماوات و الارض به استناد این آیات هفت جو زمین و زمین است که خداوند همچنان که دریا را مسخر انسان قرار داد ،هر آنچه در جو زمین و زمین است هم مسخرانسان قرارداد. اگر هفت آسمان طبقات بطلمیوسی باشد چگونه انسان آن را مانند بحر در تسلط خود دارد. در آیات خداوند با عینک علوم طبیعی نگاه کنیم و ابزار علم را در تاویل آیات متشابه قرآن بکار گیریم. انشاءالله خداوند به همه ما توفیق و سعادت درک مفاهیم آیات متشابه را عنایت فرماید.
این بحث ادامه دارد - سید محمد تقوی اهرمی آبان 1396 ویرایش جدید اسفند 1397-ویرایش جدید خرداد 1399، ویرایش جدید مهر ماه 1402
{jcomments on}
Write comment (0 Comments)