- توضیحات
- بازدید: 27062
مقدمه نوشتار
دانشمندان فیزیک و زیست شناسی تا کنون تلاش نموده اند ساختار مادی و تشکیلاتی اشیاء که در معرض دید انسان قرار گرفته است را کشف کنند. اما مسائل بی شماری را بی پاسخ رها می سازند. نمونه فراوان است ما دو نمونه را اشاره و سپس ادعای هاوکینگ را بیان و بررسی می کنیم اول پیدایش کیهان، همه ما می دانیم که دانشمندان فیزیک و اخترشناسی موضوع بیگ بنگ و لحظه پیدایش ماده را با اتفاق نظر مورد قبول قرار داده اند و آزمایشات فیزیک و قوانین هم آن را تائید کرده است.
اندازه کیهان کنونی از نظر حجم و چگالی محاسبه شده است و رقم نجومی را بدست آورده اند. علم فیزیک می گوید در لحظه زمان صفر تمامی این حجم و چگالی عظیم درنقطه ای بی نهایت کوچک متمایل به صفر فشرده شده و به عبارتی به نقطه هیچ رسیده بودند. نقطه ای که ماده ای وجود نداشت و مکان هم نبود و به یکباره واقعه ای رخ داد و از هیچ ماده ایجاد شد و کیهان کنونی با چگالی بسیار عظیم از همان هیچ به وجود آمد. دانشمندان می گویند از انرژی ناب ولی دیگر کار ندارند که این انرژی ناب از نظر اندازه می توانسته است چنان حجم عظیم ماده را ایجاد کند بعلاوه این انرژی ناب از کجا آمد و قوانین چهارگانه فیزیک از چه ایجاد شد مسلما از این انرژی ناب و این جا است که فیزیک در پاسخ در می ماند و در نهایت می گوید ما کار نداریم که چه موضوعی پشت این ماده نهفته است.
با توجه به اینکه انسان کنونی به دانش شگرفی رسیده و خلاقیت خود را به کار گرفته و مرتب تکنیک جدیدی را ایجاد میکند. مثلا کامپیوتر مسائل پیچیده ای در خود دارد و برنامه ریزی تدوین شده ای آن را سامان داده است آیا خود به خود ایجاد شده است. در ایجاد ستارگان ، منظومه شمسی، زمین برنامه ریزی تدوین شده و فوق العاده با نظم و حساب شده در کار است و علم فیزیک با سوالات فراوان بدون پاسخ روبرو است و دوم در موضوع حیات دانشمندان تلاش میکنند ساختار مولکولی حیات را کشف کنند و پیدایش اولین نطفه حیات را کشف کنند و ساختار مولکولی حیات را حیات می دانند و حاضر نیستند این دو را از هم تفکیک کنند و چنین تصور میکنند که اگر مولکول حیات را سرهم کنند حیات در آن ظاهر میشود. کاری که جان ونتر کرد و به فریب خود را خالق حیات نامید. به مقاله خالق حیات مصنوعی و ترفند فریب افکار عمومی مراجعه فرمایید.
ادعای بی اساس هاوکینگ چه بود
در سوالی که از او پرسیده شد که کیهان را چه کسی خلق کرد و چگونه خلق شد پاسخ میدهد "خود خودشان را خلق کردند از هیچ خلق شدند و خالق اصلی قوانین فیزیک بودند و در پاسخ دیگری که قوانین فیزیک را کی خلق کرد میگوید خودشان از انرژی ناب ایجاد شدند. پروفسور هانس پطر دور"Hans Peter Duer" فیزیکدان برجسته و برنده جایزه نوبل می گوید " من در تمامی عمر تحقیقاتی خود تلاش کردم بفهمم چه چیزی پشت ماده قرار دارد و در پایان به این نتیجه رسیدم که اصالتا ماده ای وجود ندارد." همان موضوعی که قرآن میفرماید خلق(ماده) و امر تفکیک ناپذیرند و نبود امر نفی ماده است. خدا را از ماده جدا کنیم ماده ای وجود ندارد. به مقاله امرخدا ون قش آن در ساختار مادی کیهان مراجعه فرمایید. او پروفسور هاوکینگ فیزیکدان انگلیسی را در مورد اینکه می گوید کیهان خود خودش را آفرید مورد انتقاد قرار داده و تاکید می کند که او حق نداشته است درباره ماوراء ماده نظردهد. او عقیده دارد که اگر علم فیزیک خدا و خلقت ماده را درنظر بگیرد بسیاری از مشکلات لاینحل فیزیک را میتوان حل کرد.
فیزیک کلاسیک می خواهد حقیقت را کشف کند، شیی را می بیند ولی موضوع ارتباط و تاثیر گذار با شیی را رها می سازد. منظور پروفسوردور این است که مثلا ما کیهان را با مصنوعی مانند کامپیوتر مقایسه کنیم. آن را می بینیم ولی علل به وجود آمدن آنرا را کار نداریم مثلا کامپیوتر خود خودش را خلق کرده. این کلام هاوکینگ مورد اعتراض بسیاری از دانشمندان قرار گرفت.
پاسخ قرآن در 1400 سال قبل به هاوکینگ
قرآن در آیات 30 الی 35 سوره طور بحث جالبی را در قالب تمثیلی مطرح میکند و به برخی از سوالات و شبهات امروزی پاسخ روشنی میدهد. موضوعاتی که بحث روز است .به آیات توجه فرمایید.
أَمْ تَأْمُرُهُمْ أَحْلَامُهُم بِهَذَا أَمْ هُمْ قَوْمٌ طَاغُونَ
أَمْ يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ بَل لَّا يُؤْمِنُونَ
أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ
أَمْ خَلَقُوا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بَل لَّا يُوقِنُونَ
آیا آنان را تصورات ذهنی یا رویایشان به این پندارها کشانده یا مردمی طغیان گرند-یا می گویند گفته های پیامبر(قرآن) خود ساخته است (رویای رسولانه است)-اگرراست می گویند سخنی مانند آن را بیاورند – آیا از هیچ آفریده شده اند (بی هیچ خالقی) یا خود خالق خویشند- آیا سموات و الارض ( کیهان) را همین طور خلق کرده اند آنها به یقین نرسیده اند.
خداوند کیهان را از هیچ آفرید بدیع السموات والارض پدید آورنده کیهان از هیچ. به مقاله خلقت کیهان از هیچ نظر علوم طبیعی و قرآن مراجعه فرمایید. علم هم می گوید کیهان از هیچ و از احدیت ایجاد شد. فرق علم فیزیک و قرآن در این است که قرآن میفرماید کیهان خالق دارد که آن را از هیچ آفرید از نور ذات خود و از احدیت ولی علم فیزیک می گوید بی هیچ خالقی از هیچ به وجود آمد. علم فیزیک برای به وجود آمدن کیهان با چگالی بی نهایت بزرگ از هیچ نمی تواند پاسخ علمی ارائه دهد. دانشمندان فیزیک با پیش کشیدن نظم خارق العاده و تبعیت از یک قانون هم آهنگ در کیهان و ماده به وجود واقعیت پشت پرده جهان مادی نزدیک میشوند.سید محمد تقوی اهرمی بهمن 1397ویرایش جدید تیر ماه 1399
{jcomments on}
Write comment (0 Comments)- توضیحات
- بازدید: 3690
مقدمه نوشتار
برخی رویداد های مهم رخ داده در زمین از ابتدای پیدایش نطفه اولیه حیات که حدود سه ونیم میلیارد سال قبل تا تکامل انسان و پیدایش آدم به عنوان اولین انسان تکامل یافته از نسل قبل از خود و پدیده هائی که در سرنوشت زمین و حیات نقش موثری داشته اند در قالب آیات متشابه در قرآن بیان شده و هدف از بیان آنها در 1400 سال قبل ادله و دلیلی است برای زمان های بعد که علوم طبیعی به کشف آن واقعیت ها دست یابد و انسان به حقانیت خداوند متعال یقین حاصل کند.
خداوند که از گذشته و آینده تحولات علم و تمدن و تفکر انسانها آگاه است و قرآن را برای همه نسل ها نازل کرده و می دانست که در عصر شکوفائی علم اعتقاد به خداوند در بین دانشمندان علوم رنگ می بازد. بعلاوه کلمات کلیدی برای دانشمندان و کشف واقعیتها برجسته میشود و ادله علمی معیار مقایسه برداشتها و تفکرات میگردد. نکات برجسته و مهم در رخداد های حیات و پیدایش زمین و کیهان و علوم طبیعی و فیزیک را در قالب آیات متشابه برای حقانیت وجود خالق متعال بیان داشته که همه اعجاز علمی قرآن در این زمان است. حدود دو قرن است که علوم طبیعی به پیشرفت های شگفتی دست یافته است و ما میتوانیم با استفاده از واقعیت های علمی کشف شده به مفاهیم برخی کلمات که به عنوان اعجاز قرآن است برسیم ولی متاسفانه تصورات ذهنی کهن که یادگار نظرات گذشتگان مطابق علم آن زمان بیان شده و بدون تغییر از هزار سال قبل بر باور ما نشسته و قرآن بر آن مبنا تفسیر می شود پرده ای بر واقعیت های علمی آیات متشابه انداخته و شبهات فراوان ایجاد و بازار ایراد علمی بر آیات قرآن که به نا حق و خلاف نظر واقعی قرآن است همچنان داغ است.
ما به عوض تجدید نظر در آن نظرات و مقایسه آیات با علم روز و رفع ابهام شبهات با دفاع غلط بازار این شبهات را داغ تر و لطمه بیشتر به واقعیت های علمی آیات متشابه وارد میکنیم. یکی از بسیار موارد این قبیل آیات به عنوان نمونه موضوع آیه و الارض بعد ذلک دحاها است که در ادبیات دینی ما به دحوالارض مشهور است. دحو الارض واقعه مهمی در زمین است که در زمان مشخصی رخ داده و ما برای این رخداد ارزش بالایی قائل هستیم. بین آنچه که ما تصور می کنیم و آنچه که قرآن بیان می فرماید تفاوت بسیار است.
رخداد گسترش قاره ها از دید قرآن
این رخداد در سرنوشت حیات بسیار با اهمیت است و قرآن این واقعه را با بیان شیوا و شفاف به عنوان برگی زرین از تاریخچه حیات در زمین بیان داشته. دانستن واقعیت علمی این آیه که به آیات قبل و بعد از آن ارتباط ناگسستنی دارد راز نهفته در آن را بر آشکار می کند. ابتدا آیات 27 الی 33 سوره نازعات را با هم مرور می کنیم و با مقایسه با علم زمین شناسی و پیدایش و حیات راز نهفته در آن را کشف می کنیم و به اعجاز علمی قرآن ایمان بیاوریم و از مقایسه آیات متشابه با آخرین دست آورد های علمی نهراسیم و در دیدگاه گذشتگان باز بینی کنیم.
أَأَنتُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَمِ السَّمَاء بَنَاهَا- رَفَعَ سَمْكَهَا فَسَوَّاهَا- وَأَغْطَشَ لَيْلَهَا وَأَخْرَجَ ضُحَاهَا- وَالْأَرْضَ بَعْدَ ذَلِكَ دَحَاهَا- أَخْرَجَ مِنْهَا مَاءهَا وَمَرْعَاهَا- وَالْجِبَالَ أَرْسَاهَا- مَتَاعًا لَّكُمْ وَلِأَنْعَامِكُمْ- آیا خلق شما مهمتراست یا بنای آسمان (جو زمین )–آسمانی که سقف آن را بالا برد و سپس آن را سر و سامان داد و تکمیل کرد- و شب آن را تاریک و روزش را روشن گردانید- و بعد از آن زمین (خشکی) را گسترش داد- و در آن چشمه ها و مراتع را بیرون آورد- و کوه ها را استوار و پا بر جا تثبیت کرد - متاعی است برای شما و چهارپایان شما. والارض بعد ذلک دحاها معنی کره زمین نمی دهد که برخی دحوالارض را روز تولد زمین می نامند به این آیات نگاه کنیم 25 سوره عبس. أَنَّا صَبَبْنَا الْمَاء صَبًّا-ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا-فَأَنبَتْنَا فِيهَا حَبًّا-آب را بصورت باران نازل کردیم وسپس زمین را شکاف دادیم و دانه را در آن کاشتیم. زمین در قرآن با دو مفهوم زمین بهمعنی کرهزمین و زمین به معنی خشکی جائی که ما گیاه می کاریم.
مفهوم سماء در این آیه و نقش آن در پدیده حیات
در این آیه ساختن سماء را با خلقت انسان مقایسه فرموده. بنابراین باید رابطه ای با هم داشته باشند و سماء هم با توجه به اشاره شب و روز سمائ جو زمین است. جو زمین اگر بنا نشده بود حیات و درون آن انسان هم وجود نداشت. برای درک سماء و اینکه با تحولات زمین اولیه در ارتباط است به سه آیه 9 الی 11 سوره فصلت توجه فرمائید. آیات قرآن با هم ارتباط تنگاتنگی دارند .
قُلْ أَئِنَّكُمْ لَتَكْفُرُونَ بِالَّذِي خَلَقَ الْأَرْضَ فِي يَوْمَيْنِ وَتَجْعَلُونَ لَهُ أَندَادًا ذَلِكَ رَبُّ الْعَالَمِينَ- وَجَعَلَ فِيهَا رَوَاسِيَ مِن فَوْقِهَا وَبَارَكَ فِيهَا وَقَدَّرَ فِيهَا أَقْوَاتَهَا فِي أَرْبَعَةِ أَيَّامٍ سَوَاء لِّلسَّائِلِينَ- ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء وَهِيَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ اِئْتِيَا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ-
زمین در 2 دوره خلق و پوسته جامد بر روی آن قرار داده می شود و بر روی پوسته جامد برکت (سنگ رس) گذارده میشود و روی آن ( پوسته جامد) چهار دوره اقوات برنامه ریزی می گردد و سپس به سماء دودی و تاریک زمین پرداخته می شود (سر و سامان ) و به زمین و سماء آن خطاب می میگردد-فقال لها وللارض موید این است که سماء و زمین یک مجموعه و با هم هستند. یعنی سماء کیهان نیست کیهان سقف ندارد که بالا ببرد، اشتباهی که بسیاری به عمد آن را مرتکب می شوند و شبهه خلق می کنند. فقط جو زمین است که سقف دارد و حتی شهاب سنگ ها هم نمی توانند براحتی از سقف آن عبور کنند أَأَنتُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَمِ السَّمَاء بَنَاهَا-آیا خلقت شما با عظمت است یا آسمانی که بنا شد و سقف آن را بالا برد و سپس آن را سامان داد. زمین در ابتدای خلقت جو نداشت و پس از آنکه نطفه اولیه حیات در سنگ رس و از توده نرم حما مسنون خلق شد، دور زمین یک جو اولیه با لایه نازک و یک پارچه وجود داشت از بخار آب، آمونیاک، گاز های هیدروژن و متان که از درون زمین به بیرون رخنه کرده بودند و گرانش زمین آنها را نگه داشته بود تا به فضا پرتاب نشوند. این لایه مملو از غبار آتشفشان های فعال و بخار آب اشباع و حرارت بالای نقطه جوش آب، جوی تیره و تار که قرآن آن را به دخان تشبیه کرده است. این رخ داد بر اساس جدول زمان بندی پیدایش زمین حدود سه و نیم میلیارد سال قبل به وقوع پیوسته است. یک و نیم میلیارد سال دیگر سپری شد و سماء زمین در حال تحول و تکامل خود برای ایجاد هفت طبقه جو بود. هیدروژن عنصر غالب در این جو است فعالیت آتشفشان ها، برخورد شهاب سنگ ها و باران سیل آسا و ابرهای متراکم و تحولات پوسته جامد زمین شب و روز زمین را دگرگون کرده بود.
روزها غبار و دخان موجود در جو زمین مانع از رسیدن نور خورشید به زمین و تاریک و به عکس فعالیت شدید آتش فشان ها شب آن را روشن کرده بود. موضوع مهم دیگر خورشید هنوز ضحاحا (نور افشانی) نور افشانی خود را شروع نکرده بود ( والشمس و ضحاحا قسم به خورشید و نور افشانی آن خیلی مفاهیم علمی را در بر دارد که خداوند به آن قسم یاد می کند چقدر آیات پر مفهوم است) در تصویر زیر دقت فرمایید خورشید در اوایل تولد خود است روز است و قدرت نورافشانی را ندارد بعلاوه به زمین نزدیک است و هنوز مدار تعیین شده خود را دریافت نکرده است بعلاوه آسمان سقف نداشت که نور خورشید درون آن با برخورد با مولکول های آرام در آن مانند جو امروزی روشن شود. آیه 12 سوره فصلت شفاف شدن جو زمین را بیان می کند و آن را با آیات دحو الارض مقایسه کنیم که مکمل هم هستند
فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَأَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاء أَمْرَهَا وَزَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَحِفْظًا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ-سپس هفت جو زمین را در دو دوره برنامه ریزی کرد و امر (قوانین مربوطه در طبقات آنها وحی فرمود) و این چنین آسمان دنیا(محل زندگی و حیات انسان یعنی کره زمین را) چنان شفاف کرد که نور ستارگان زینت بخش آن گردید و آن آسمان(جو زمین) را محفوظ گردانید ( درون حفاظ قرار داد) و این برنامه ریزی آن خداوند عزیز و دانا است.
به تصویر زیر و با تشکر از ناسا برای استفاده از آن توجه فرمائید. در تصویر سطح زمین در بدو تشکیل پوسته جامد در حالی که خورشید کم نور تر از خورشید کنونی و بسیار نزدیک تر به آن با مقایسه با زمین کنونی دارد نشان داده شده است. در تصویر روز زمین در آن زمان را به تصویر کشیده است ولی آسمان به دلیل عدم وجود جو تاریک و سیاه است. خورشید دارد میدرخشد ولی روز تاریک است

مفهوم وَأَغْطَشَ لَيْلَهَا وَ أَخْرَجَ ضُحَاهَا
زمین بعد از خلق اولیه تک سلولی حیات در سه و نیم میلیارد سال پیش سه دوره تاریکی پانصد میلیون ساله جو را پشت سرگذاشته و وارد یک دوره پانصد میلیون ساله تولید اکسیژن و تبدیل یک طبقه جو به هفت طبقه میشود. زمین آرام می شود و سقف آسمان زمین بالا می رود و هفت طبقه جو آن سر و سامان می گیرد فسواها معنی تکمیل شدن هم میدهد- رَفَعَ سَمْكَهَا فَسَوَّاهَا. جو هفت طبقه تکمیل می شود این رویداد حدود یک میلیارد سال قبل اتفاق می افتد و اکو سیستم زمین آماده پذیرائی اولین تک سلولی هسته دار با غشاء هسته ای و ژن کامل می شود و روح خداوند در آن قرار می گیرد و روح فرماندهی انسان در حال تکامل را بر عهده می گیرد به مقاله سجده ملائکه به نطفه علقه مراجعه فرمائید.
با آرامش زمین و مستقر شدن هفت جو زمین و حفاظ آن شب و روز ماهیت خود را بدست میآورند. اینجا است که وَأَغْطَشَ لَيْلَهَا وَأَخْرَجَ ضُحَاهَا اتفاق می افتد. روزش را روشن و شبش را تاریک می گرداند. اعجاز علمی قرآن را که در 1400 سال قبل بیان فرموده را مشاهده کنید.
زمین هنوز دوره پرکامبرین را میگذراند که تا 570 میلیون سال قبل ادامه داشته است که پرسلولی های گیاهی و جانوری آماده ادامه تکامل موجودات بر روی خشکی می شوند به جدول زیر که از داده های زمین شناسی از ارنست مایر دانشمند برجسته زمین شناسی اقتباص و تهیه کرده ام توجه فرمایید- این جدول از اول پیدایش زمین است تا خلق علقه یوکاریوت ها (در زبان آلمانی ایوکاریونت ها است)
داستان ما برای رسیدن به وَالْأَرْضَ بَعْدَ ذَلِكَ دَحَاهَا که بعد از زمان بندی جدول فوق صورت گرفته است مطابق فرموده قرآن بعد ذلک ادامه دارد. بعد ذلک از شفاف شدن جو زمین و شب و روز شروع می شود تا پیدایش و گسترش قاره ها دوره بعد ذلک از1 میلیارد الی 240 میلیون سال اتفاق قبل افتاده است.
گسترش زمین بعد از رویداد های بیان شده
از 570 الی 240 میلیون سال پیش وقایع مهمی در زمین اتفاق می افتد و تکامل زمین و موجودات وارد مرحله جدیدی می شوند. این دوره را پالئوزوئیک یا دیرینه زیستی مینامند که دوران اول زمین شناسی معروف است و در حقیقت دوره پرکامبرین دوره ما قبل از دوران بشمار می آید. دوره دیرینه زیستی خود به شش زیر دوره تقسیم میشود . زمین در این دوره از یک قاره بزرگ تشکیل شده است زمین یعنی خشکی و کره زمین منظور نیست. رشته کوه ها هنوز به وجود نیامده اند و جانوران مراحل اولیه تکامل خود را میگذرانند. مهره داران و گیاهان از آب وارد خشکی می شوند و میلیون ها سال طول می کشد تا دوزیستان بر روی خشکی مستقر شوند و خزندگان در اواخر این دوران زمین را در اختیار خود داشتند و گیاهان هم نوع خاص خود و با ساقه غیر چوبی سطح زمین را فرا میگیرند. این دوره ها همه مشمول بعد ذلک در آیه فوق می گردد و ما به زمان این رخ داد عظیم و سرنوشت ساز در تاریخ زمین می رسیم. این اتفاق در دوره بعدی روی می دهد.
دوره مزوزوئیک و پیدایش قاره ها و گسترش زمین
این دوره به دوره میان زیستی معروف است تغییرات وسیع پوسته جامد زمین و جدا شدن قاره ها و گسترش خشکی ،پیدایش کوه ها و چشمه ها و مراتع زمینه را برای پیدایش پستانداران آماده می سازد. این دوره از 225 تا 65 میلیون سال پیش رخ داده است. درسه دوره زیر دوره زمین شناسی تریاس، ژوراسیک و کرتاسه تشکیل شده است وآیه والارض بعد ذلک دحاها أَخْرَجَ مِنْهَا مَاءهَا وَمَرْعَاهَا- وَالْجِبَالَ أَرْسَاهَا-مربوط به زمان ژوراسیک است.

أَخْرَجَ مِنْهَا مَاءهَا وَمَرْعَاهَا- وَالْجِبَالَ أَرْسَاهَا- مَتَاعًا لَّكُمْ وَلِأَنْعَامِكُمْ-زمین گسترش می یابد. ارض در اینجا خشکی معنی میدهد و بسیاری از مغرضین و معاندین ارض در اینجا را کره زمین گرفته اند و به قرآن این شبهه را وارد میکنند که خداوند فرموده کره زمین را پهن کردیم در حالی که به آیه بعد توجه نمیکنند که فرموده اخرج منها مائ ها و مرعاها. از آن خشکی چشمه ها و مراتع را بیرون می آورد و کوه را استوار و پابرجا قرار میدهد . باران های سیل آسا با آرامش زمین متعادل ترمیشود و گسترش خشکی ها و ایجاد کوه ها باعث ذخیره آب باران و گردش و چرخش هوا و مساعد شدن زمین برای رویش گیاهان پهن برگ و مراتع که برای شما انسان و چهارپایان شما متاعی است تا بهره مند شوند. بنابراین با استناد به تاریخچه زمین و تحولات روی آن معنی والارض بعد ذلک دحاها روشن می شود. خشکی گسترش می یابد و قاره ها پا به عرصه وجود می نهند و این برنامه ریزی ذات باریتعالی برای ادامه روند تکامل موجودات و پیدایش انسان تکامل یافته است به جدول شماره 3 مراجعه فرمایید.
خزندگان غول پیکرو دایناسورها حاکمیت زمین را از آن خود کرده اند و ایجاد مزاحمت برای ظهور نسل جدیدی از خلقت حیات و آنها می بایستی از صحنه روزگار محو شوند تا روند تکامل راه خود را دنبال کند.
انقراض دایناسورها در این دوران و قبل از پیدایش پستانداران، حکمتی الهی بوده است. خزندگان و دایناسورها همه آیات خداوند بودند که خداوند در زمین آنها را منسوخ کرد و به جای آنها آیه دیگری جایگزین کرد.
مَا نَنسَخْ مِنْ آیةٍ أَوْ نُنسِهَا نَأْتِ بِخَیرٍ مِّنْهَا أَوْ مِثْلِهَا ۗ أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَلَیٰ کلِّ شَیءٍ قَدِیرٌ -هیچ آیه را ما منسوخ نمی کنیم و به فراموشی نمی سپاریم مگر مانند آن یا بهتر از آن را جایگزین میکنیم که خداوند قادر متعال است .
وَإِذَا بَدَّلْنَا آیةً مَّکانَ آیةٍ ۙ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا ینَزِّلُ قَالُوا إِنَّمَا أَنتَ مُفْتَرٍ ۚ بَلْ أَکثَرُهُمْ لَا یعْلَمُونَ و چون آیه ای با آیه دیگری تعویض گردد خداوند به نازل کردن آن علم و آگاهی دارد میگویند تو مفتری در حالی که بسیاری از آنها علم آن را ندارند. در این آیه می فرماید آیه ای را بر میداریم و بجای آن آیه دیگری میگذاریم-وَإِذَا بَدَّلْنَا آیةً مَّکانَ آیةٍ ۙبنابراین نبایستی آیه منسوخ شده در قرآن باشد زیرا به جای آن آیه دیگری آمده واین آیات ارتباطی با آیات قرآن ندارند و آیات طبیعت در کنار قرآن هستند سبع المثانی ناسخ ومنسوخ نداریم
بنابراین منسوخ شدن این آیات نمی تواند در ارتباط با آیات قرآن باشد در طبیعت همه پدیده ها آیات الهی هستند و میتوانند این مفهوم را از آن استنباط کرد.به مقاله سبع المثانی نشانه وآیات الهی هستند مراجعه فرمایید. مفسرین محترم برای اینکه آیه ای از قرآن را منسوخ نکنند آیه را حکم معنی کرده اند که صحیح نمی تواند باشد. در جدول شماره 2 دوره مهم تحولات پوسته جامد زمین و پیدایش قاره ها، کوه ها و مراتع را نشان میدهد و بدین طریق ما به مفهوم علمی و واقعی والارض بعد ذلک دحاها می رسیم و یکی دیگر از اعجاز علمی قرآن را بر ملا و عیان میسازیم. سید محمد تقوی اهرمی دهم بهمن 1397 بازنگری و اصلاحیه مهر 1398 اصلاحیه جدید آذر 1401-ویرایش جدید آبان ماه 1402
{jcomments on}
Write comment (1 Comment)- توضیحات
- بازدید: 2405
مقدمه نوشتار
ابتدا خلاصه این داستان شنیدنی علمی که اتفاق افتاده و مهمترین پدیده و سنگ بنای خلقت انسان است را بیان کنیم. در حقیقت سنگ بنای اولیه حیات از خلق ژن موجودات زنده در زمین اولیه شروع شده است. علم زیست شناسی به آن نطفه اولیه حیات می گوید به عبارتی این رخداد باعث به وجود آمدن مولکول اولیه حیات ریبونو کلئواسید RNA شده است. نظریه جدید خلقت حیات می گوید حیات در دنیای RNA و در زمین اولیه رخ داده است. این زمان چه موقع بوده و زمین در چه حالت و وضعیتی قرار داشته است؟ دانستن داستان حیات در زمین اولیه دید و نظر ما را نسبت به عظمت آیات قرآن تغییر می دهد و دیدگاه ما از آب مرد و درون رحم زن به زمان این رخ داد عظیم کشانده می شود. ابتدا داستان را شرح می دهیم و سپس نظری به آیات خلقت انسان می اندازیم و خواهیم دید که آیات به این رخ داد بسیار نزدیک تر و منطقی تراست.
شکل گرفتن زمین در حدود یک میلیارد سال قبل از شروع داستان ما
بر اساس جدول زمان بندی زمین شناسی از ارنست مایر دانشمند بزرگ زیست شناسی و تکامل، زمین در 4/6 میلیارد سال پیش از توده ابر خورشیدی جدا شد. رخداد پیدایش اولین تک سلولی حیات از ماده بی جان ذیلا شرح داده میشود.
زمین توده مذاب است که حدود یک میلیارد سال از عمر خود را پس از جدا شدن از توده ابر خورشیدی سپری کرده است. در این مدت چه بر سر زمین آمده و سرگذشت خود را چگونه سپری کرده تا کنون علم زیست شناسی و زمین شناسی نمی دانند. برخی میگویند در روند شکل گیری از توده گاز و غبار کیهانی به دلایل ناشناخته غبار کیهانی که از کلوخه های میکرو تشکیل شده بودند به همدیگر پیوستند، فشرده شدند و در مرکزیت زمین در حال شدن تجمع کردند و حرارت آن بسیار بالا رفت و توده فشرده گلوله مانند به صورت مذاب در آمد و با پیوستن سایر کلوخه ها به آن زمین شکل گرفت. برخی دیگر عقیده دارند گازهای هیدروژن و هلیوم مانند خورشید کنونی روند همجوشی هسته ای را شروع کردند و هیدروژن و هلیوم پایه و اساس ایجاد ساختار تشکیلاتی زمین در همجوشی هسته ای بوده است. پس از پایان واکنش هسته ای زمین شروع به سرد شدن کرد و در درجه حرارت چند هزار درجه تکامل شیمیایی آغاز شد. کدام یک از این دو نظریه حقیقت داشته است را علم تاکنون نتوانسته جواب دهد و برای داستان ما هم چندان ضروری بنظر نمی رسد چرا؟ داستان ما از همین چند هزار درجه آغاز می شود.
در ابتدای تکامل شیمیایی مولکول ها از بهم پیوستن اتم ها که از کلوخه های غبار کیهانی یا همجوشی هسته ای به وجود آمده اند ایجاد می شوند. یعنی مولکول های آب، متان، آمونیاک، سولفید هیدروژن و فسفر و کانی ها مانند سیلیکات ها، آلومینیوم، پیریت و سایر. هیدروژن عنصر غالب در دل زمین مذاب همراه با بخار آب فراوان و بسیار داغ، متان و گازهای آمونیاک، سولفید هیدروژن و فسفر و سایر در درجه حرارت بالا، احتمالا 1500 تا 2000 درجه، بخار آب و کانی ها و گازها در این درجه میتوانسته اند پایدار باشند حرارت و چگالی محیط شرایط لازم را برای بسیاری از پدیده های شیمیائی فراهم کرده بود
زمین شروع به سرد شدن میکند. از حالت مذاب به گداخته در می آید و مسلما هنوز جوی بیرون از زمین وجود ندارد. پوسته جامد زمین در حال سرد شدن است و بمباران شهاب سنگ ها و خرده سیارات آرامش را از زمین گرفته اند و پوسته جامد آن، بالاترین لایه روی زمین مرتبا در حال تغییر و تبدیل و از لابلای آن گاز های هیدروژن و بخار آب و سایر به بیرون رخنه میکند ولی گرانش زمین آنها را دور و بر پوسته جامد البته بیرون از آن نگه می دارد تا به فضا پرتاب نشوند. حباب های فراوان درون لایه زمین دل پوسته جامد را می شکافد و آن را می ترکاند و به بیرون رخنه می کنند،
حرارت زمین به مرور زمان پایین می آید و پوسته جامد در حال شکل گرفتن است حرارت به حدود 150 الی 200 درجه میرسد و از حالت گداخته به حالت گداخته سرد شده و داغ میرسد .آب بصورت بخار در درون زمین و در بین لایه های سنگ ها که پوسته جامد را درست می کنند به صورت انباشته و اشباع در حالی که املاح مانند هیدرات های کربن مانند متان، آمونیاک و مولکول های آلی پایه حیات را در خود جذب شده دارد .
سنگ های رس از گداخته بصورت پخته و داغ میزبان این بخار آب مملو از املاح آلی است و آنها را در بغل خود برای انجام برجسته ترین رویداد حیات نگه داشته است. شرایط برای ایجاد اسید های آمینه از هیدرات های کربن و آمونیاک و آب در بین لایه های سنگ رس فراهم شده است. الذی احسن کل شیی خلقه و بداء خلق الانسان من طین همه چیز بطور احسن برای آغاز پروسه خلقت انسان در طین خلق شد مولکول های پایه حیات طی چهار دوره زمان بر به پروتئین ها و همینطور نوکلئوتیدها و قندها تبدیل میشوند. اقوات غذای بیولوژیکی در قرآن و علم زیست شناسی
مائ دافق و قرارمکین در زمین اولیه
بدین طریق غذای مورد نیاز اولین تک سلولی های حیات فراهم می شود و حیات هم در درون این غذا از ماکرومولکول های زنجیره ای با انجام واکنش های شیمیاِئی خاصی شکل می گیرد. دو عامل حرارت و فشار درونی لایه زمین این شرایط را برایشان فراهم می سازد. سنگ رس داغ است و آب را تبخیر میکند و مرتبا املاح آلی درون بخار آبها و در بین لایه سنگ رس به صورت توده سیاه و نرم به جای می ماند و روی هم انباشته می شوند. این دوره چهار گانه احتمالا چند میلیون سال طول میکشد آب ناچیز است و فقط بصورت بخار عرض اندام میکند و از لایه ای متخلخل سنگ رس پخته بسرعت محیط را ترک میکنند و رسوب ها باقی می مانند. درون این رسوب ها واکنش حیات در حال انجام شدن است یعنی پروتئین ها به هم می پیوندند و از حالت مولکول های تکی یا مونومر به حالت مولکول های پلی یا زنجیره ای درمی آیند. نوکلئوتیدها هم همینطور و مولکول های آب حاصل از واکنش مونومر به پلیمر از محیط واکنش دفع میشود.
دنیای حیات در حال تولد است. آبی که از بین این رسوب ها به بیرون می تراود و محیط را با عجله به دلیل حرارت بالای 150 درجه ترک میکند. کلید اصلی پیدایش اولین ژن حیات است. حال این آب دفع شونده از کجا سرچشمه می گیرد. دو مولکول اسید آمینه که دارای عامل اسیدی COOH هستند باید به هم وصل شوند یکی از این دو اسید آمینه یک عامل H میدهد از خود جدا میکند) و دیگری یک عامل OH و این دو اسید آمینه به هم میچسبند و این دو عامل جدا شده فورا با هم ترکیب میشوند و یک مولکول آب میدهند. اگر این مولکول آب فورا محیط واکنش شیمیایی را ترک نکند. این دو اسید آمینه نمی توانند به هم وصل شوند. در این صورت اصطلاحا می گویند واکنش برگشت پذیر می شود. یعنی مولکول های تکی به زنجیره ای تبدیل نمی شوند و پروتئین ها و همینطور نوکلئوتید ها و قند ها به وجود نمی آیند. دانشمندان می گویند سنگ رس این امور را کاتالیزه میکند.
در موجود زنده کنونی هم این واکنش ها مرتبا انجام میشود. ولی یک آنزیم ماموریت دارد فورا به آب تولید شده بچسبد و آن را به بیرون سلول زنده ببرد و رها کند و برگردد و همین طور ماموریت خود را انجام دهد، ولی در زمین اولیه آنزیمی وجود نداشته است. دانشمندان در این لحظه مانده اند که چگونه این آب سرنوشت ساز از محیط بیرون می جهد. این لحظه همان رخدادی مهمی است که داستان ما دارد به آن میرسد. آب از توده نرم و سیاه در بین سنگ رس داغ و سخت بیرون می جهد و مولکول ژن زنجیره ای RNA خلق میشود. البته این فقط یک مولکول ژن است که حیات کامل ندارد و آماده است فرمان حیات را بگیرد و این سوال مهمی است که دانشمندان تاکنون نتوانسته اند جواب بدهند و نخواهند توانست به جواب آن برسند. مولکول ساختار حیات، حیات نیست. چیزی که دانشمندان متوجه نیستند زیرا به نیروی مافوق طبیعت ایمان ندارند. در این لحظه اتفاق بسیار مهم و حیاتی رخ میدهد و فرمان حیات در ژن اولیه گذارده می شود و این فرمان هدایت ژن را بسوی سرنوشت مبتلا شده، راهی که باید بسوی تکامل خود بپیماید برعهده می گیرد.
نطفه امشاج اولیه نطفه حیات است
هل أَتىَ عَلىَ الْانسَانِ حِينٌ مِّنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُن شَيً مَّذْكُورًا إِنَّا خَلَقْنَا الْانسَانَ مِن نُّطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَّبْتَلِيهِ آیا در سرنوشت انسان روزگاری نگذشت که چیز قابل ذکری نبود- ما انسان را از نطفه درهم آمیخته ( جنسیت دران وجود نداشته ودرهم تنیده شده بودند مانند ماده در بیگ بانک که ابتدا درهم تنیده بودند و از آن درهم تنیدگی خلق شدند) خلق و مبتلا به سرنوشت شدن خود کردیم سپری کردن دوره تکاملی را بر او تحمیل کردیم. این ژن نطفه اولیه حیات است. نطفه ای که هنوز نقض دارد و تمامی ضروریات و نشانه های حیات را ندارد فقط میتواند پروتئین ها را سامان دهد و خودش را با دو قطعه شدن تکثیر کند مانند میکروب ها و زمانی بس طولانی باید سپری شود تا ژن تکامل یافته با DNA و توارث و جنسیت ان هم در محفظه محافظت شده هسته و غشاء سلولی قرار بگیرد.
دو عامل اساسی وجود دارند که عدم وجود آن ها شرایط حیات فراهم نمی شود. یکی فضای اطراف زمین که دارد جو اولیه را به وجود می آورد مملو از غبار و دود و بخار آب اشباع از متان و مولکول های گازی مانند هیدروژن، آمونیاک که از دهانه های آتشفشان ها به بیرون رخنه می کنند. این فضای دودی و تیره مانع از رسیدن اشعه ماوراء بنفش به رسوب های حاوی ژن های اولیه حیات می شوند و دوم عدم وجود اکسیژن در فضا و درون زمین اکسیژن برای نوزاد حیات مرگ آور است.
چرا اکسیژن نمی تواند به وجود آید، برای اینکه گاز هیدروژن حاکمیت فضا و درون زمین را برعهده دارد و اجازه نمی دهد اکسیژن عرض اندام کند. پیوند مولکولی بین دو اتم هیدروژن که کوتاه ترین پیوند و پایدارترین آن در پیوند های شیمیائی هستند، هرجا اکسیژن بخواهد وارد عمل شود آن را جذب خود میکنند و آب را به وجود می آورند. به عبارتی محیط بازی است و واکنش شیمیایی بسمت قسمت بازی یعنی هیدرات ها است. بنابراین این دو عامل یک حفاظ توسط گاز هیدروژن و دیگری سماء زمین که دودی و تاریک بود سالیان دراز نطفه اولیه را حیات را محافظت می کرده اند.
سماء زمین نقش حفاظتی نطفه اولیه حیات را داشته است
ژن در حقیقت یک نفس است یک هویت است. اولین شیی زنده دارای هویت و نفس خاص بوده که از گزند روزگار محفوظ نگه داشته شده است. این ژن تازه درست شده که اولین نطفه حیات است همچنان در حال تشکیل است تا حرارت زمین به نقطه زیر درجه جوش آب برسد و سپس تشکیل آنها متوقف میشود. حرارت پایین می آید و پوسته زمین داغ و شکننده است و بر روی خود سنگ های رس حاوی رسوب های فراوان دارد. چرا دانشمندان به این اولین شیی زنده نطفه می گویند. اسپرم نر خود نطفه نیست بلکه حامل نطفه نر است. ساختار اسپرم تشکیلاتی است که نطفه را در خود نگه داشته و آن را حمل میکند و این نطفه برای زنده بودن باید درون آب قرار داشته باشد تا خود را برساند به سلول ماده و آنرا تحویل دهد و هر دو نطفه با عمل لقاح بارور شوند. بنابراین نطفه همان ژن است که در جایگاه استوار قرار داده میشود. در زمین اولیه این جایگاه وجود نداشته است و ژن اولیه حیات به صورت کلاف به هم پیچیده در درون غشاء سلولی به صورت شناور قرارداده شده بود.
در حقیقت ماهیت پوسته جامد بر انواع کانی های سنگ رس و پیریت قرار دارد. سنگ های رس که دارای سه لایه هستند این خصوصیات نگهداری آب درون خود و تشکیل رسوب را دارند. طین که همان سنگ رس است که آب را در خود نگه می دارد امروزه فرسایش چند میلیارد ساله به خاک کشاورزی تبدیل شده است. خاک کوزه گری از همین جنس خاکی ( البته آن زمان سنگ بود و هنوز خاک نشده بود) است که در زمین اولیه و در داستان ما نقش مهم را بازی می کند. با پایین آمدن حرارت زمین به زیر نقطه جوش آب کم کم آب در گودال ها جمع میشود و ابتدا به صورت جوشان رسوب حاوی ژن اولیه در درون لایه های سنگ رس را می شویند و در آب های داغ قرارمیدهند. میلیون ها سال این رسوبات سراسر زمین را به حاکمیت خود در آورده بودند و همه جا و بر روی پوسته جامد زمین دیده می شدند تا آب فراوان آنها را در درون خود قرارداد و حیات این چنین در آب خلق شد و نه از آب.(من دو وجه دارد از و در)
احتمالا با قرار گرفتن این رسوبات در آب امر حیات در آنها جاری می شود. مطالبی که نقل کردم که با علم زمین شناسی و زیست شناسی مطابقت دارد را از آیات قرآن و الهام گرفته از علم زیست شناسی و آخرین نظریه های آن بدست آورده ام و علم هنوز به زوایای این گفتار دست نیافته است و من مطمئن هستم علم به همین نتیجه خواهد رسید.
علم زیست شناسی و پروفسور ارنست مایر داروین دوم در تکامل موجودات بر اساس یافته های زمین شناسی تاریخچه پیدایش زمین و زمان پیدایش حیات و اولین تک سلولی حیات را بیان داشته است که در مقاله چگونگی روند پیدایش حیات در زمین اولیه از نظر قرآن (کلیک) شرح داده ام . چگونگی پیدایش اولین ژن حیات که پروفسور کاپلان زیست شناس معروف آلمانی با توجه به علم ژنتیک آنرا اولین نطفه حیات نامیده را میتوان همان نطفه حیاتی دانست که خداوند متعال برای اولین بار انسان را از آن خلق کرد. خلق الانسان من نطفه امشاج همان نطفه اولی حیات است که شرح دادم ، در رسوب سیاه و نرم حما مسنون و سنگ سخت رس به بیان دیگر صلب و ترائب و ماء دافق هم همان آب سرنوشت سازی که حیات را رقم زد. صلب و ترائب صفت دو کلمه صلصال و حما مسنون (کلیک) است و آب دافق هم همان آبی است که در واکنش شیمیایی اولیه حیات از درون سنگ رس بیرون می جهید.
حال به آیات مهم در این ارتباط توجه فرمایید .اولین نطفه حیات تک سلولی غیر هوازی بدون هسته و غشاء هسته ای بوده که به باکتری های کهن نامیده شده اند. این باکتری ها که اولین نفس حیات بوده اند حدود پانصد میلیون سال بر زمین حاکم بوده اند. پس از آن باکتری های غیرهوازی بدون هسته و غشاء هسته ای فتوسنتز زمام امور را در دست میگیرد و آنهم پانصد میلیون سال در زمین مستقر بوده اند و حاکمیت خود را به سیانو باکتری های هوازی فتوسنتز میدهند. سیانو باکتری ها پانصد میلیون سال به تولید اکسیژن می پردازند. در این سه دوره مهم سرنوشت حیات یا انسان، سماء زمین همچنان دودی و تیره و تار و تاریک است و حفاظی در برابر اشعه ماوراء خورشید برای بقائ نفس های اولیه حیات است.
اعجاز قرآن را مشاهده کنید
به آیات اعجاب انگیز علمی زیر توجه فرمائید .ذهن را از تصورات کهن رها سازید و علم زیست شناسی پیدایش زمین را جایگزین آن کنید.
والسمائ والطارق- وَمَا أَدْرَاكَ مَا الطَّارِقُ- النَّجْمُ الثَّاقِبُ- إن كُلَّ نَفسٍ لمّا علَیها حافظٌ- فَلیَنظُر الإنسانُ مِمَّ خُلِقَ- خلق من ماء دافق- یَخرُجُ مِن بَینِ الصُّلبِ وَالتَّرائِبِ- إنَّه عَلی رَجعِهِ لَقادر-
قسم به آسمان و تاریکی آن و تو چه دانی طارق چیست تاریکی است که نور ستاره در آن نفوذ میکند (قسم به چه برمی گردد به کل نفس که سماء دودی و تار آنها را حفاظت میکند) که بر هر نفسی حفاظتی قرارداده ایم- پس انسان بنگرد که از چه آفریده شده در آب دفع شونده که از بین جسم نرم و سخت بیرون میرود. اول سماء جو زمین است که در آن انسان خلق می شود ، دوم تاریکی سماء زمین حفاظی برای نطفه ای است که انسان از آن خلق شد و آب جهنده هم همان آبی است که در داستان بیان شد .صلب و ترائب هم صفت حما مسنون و صلصال است . کجای این آیه به آب مرد و سینه زن یا پشت و امثالهم اشاره میکند. آیا این تصورات ذهنی گذشتگان نیست که اطلاعی از خلقت حیات در زمین نداشته اند و تصور کرده اند آب جهنده آب مرد است و آیا اولا آب مرد میتواند به تنهائی نطفه باشد. دوما دو جسم در یک واحد بوده اند که آب از بین آن دو بیرون میرود و سوم-إنَّه عَلی رَجعِهِ لَقادر- یعنی آبی که بیرون میرود را خداوند میتواند بر گرداند. صحبت از حیات اولیه است و نه آب مرد که خداوند قادر باشد آب بیرون رفته از مرد را بر گرداند.
آیات 9 و 10 سوره فصلت زمان این رخ داد را برای ما بیان میکند بر روی پوسته تازه تشکیل شده زمین بعد از دو دوره تشکیل آن یعنی اول همجوشی هسته ای یا تجمع میکروکلوخه ها درغبار کیهانی و بلافاصله (بر روی زمین تازه شکل گرفته) رواسی را و بر روی رواسی برکت (سنگ رس) را قرار میدهد. چرا که جنس پوسته جامد از انواع کانی های رس است. چهار دوره اقوات هم بر روی رواسی برنامه ریزی میشود نه خلق می شود (قدر فیها قدر با تشدید دال و کسره ق) پس از آن به سر و سامان داده سماء زمین می پردازد که دودی و تاریک بود. ثم استوی تا پیدایش هفت آسمان جو زمین از این سماء ادامه داشته تا جو شفاف میشود و نور ستارگان برای ناظر زمین زینت داده میشود. این چهار آیه 3/8 میلیارد سال شروع میشود تا 1/5 میلیارد سال پیش. عجب آیه علمی و بیان کننده تاریخچه زمین که با تصورات غلط کهن ما به چه روزی افتاده است.
قُلْ أَ إِنَّکُمْ لَتَکْفُرُونَ بِالَّذِی خَلَقَ الْأَرْضَ فِی یَوْمَیْنِ وَ تَجْعَلُونَ لَهُ أَنْدَاداً ذٰلِکَ رَبُّ الْعَالَمِینَ-
وَجَعَلَ فِیهَا رَوَاسِیَ مِنْ فَوْقِهَا وَ بَارَکَ فِیهَا وَ قَدَّرَ فِیهَا أَقْوَاتَهَا فِی أَرْبَعَةِ أَیَّامٍ سَوَاءً لِلسَّائِلِینَ-
ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ وَ هِیَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَ لِلْأَرْضِ ائْتِیَا طَوْعاً أَوْ کَرْهاً قَالَتَا أَتَیْنَا طَائِعِینَ-
برای روشن شدن مفهوم نطفه و صلب و ترائبآیات زیر را هم مرور می کنیم
أَلَمْ يَكُ نُطْفَةً مِّن مَّنِيٍّ يُمْنَى- ثُمَّ كَانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّى- فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَوَالْأُنثَى -
آیا او نطفه ای در تقدیر نبود که مقدر میشود و سپس علقه بود پس خلق میشود و پرداخته می شود(به شکلی که برنامه الهی بود درمی آید) و در آن جنسیت مذکر و مونث قرارداده میشود. در اینجا معنی منی تقدیر میدهد که مقدر میشود. ارتباطی با آب مرد ندارد و علقه هم خلق بعد از نطفه در زمین اولیه است. علقه تک سلولی هسته دار با غشاء هسته ای پیشرفته و دارای ژن تکامل یافته DNA است که جنسیت و توارث در آن قرار داده می شود.
وَأَنَّهُ هُوَ أَمَاتَ وَأَحْيَا- وَأَنَّهُ خَلَقَ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَوَالْأُنثَى- مِن نُّطْفَةٍ إِذَا تُمْنَى- وَأَنَّ عَلَيْهِ النَّشْأَةَ الْأُخْرَى- او است که زنده میکند و می میراند و او است که جنسیت مذکر و مونث را در نطفه ای که مقدر می شود خلق می کند و بیرون آوردن نشاء آخری هم از اوست. نشاء اخری هم بر اساس برنامه ریزی تدوین شده الهی پایان تکامل موجودات زنده و ظهور آدم از نسل قبل از خود. اولین انسان تکامل یافته که نسل انسان های کنونی از اویند.
أَلَمْ نَخْلُقكُّم مِّن مَّاء مَّهِينٍ فَجَعَلْنَاهُ فِي قَرَارٍ مَّكِينٍ إِلَى قَدَرٍ مَّعْلُومٍ- فَقَدَرْنَا فَنِعْمَ الْقَادِرُونَ –
آیا شما را در آب کم و ناچیز نیافریدیم و آن را د ر قرارگاه محکم و استوار قرار ندادیم تا زمان مقدر شده بر اساس تقدیر الهی و بر تقدیر و برنامه ریزی خود فائق آمدیم و چه برنامه ریزی توانائی انجام دادیم. آب مهین مفهوم علمی والایی دارد و خلقت حیات در درون دریا و اقیانوس و آب فراوان صورت نگرفته است بلکه در آب کم و سپس آن نطفه خلق شده را در غشاء هسته ای محکم و استوار قرارداد و در زمان تدوین شده و چه برنامه ریزی توانائی به ثمر نشست. آیا قرار گرفتن آب مرد دررحم زن آنهم درزمان مشخصی که همه می دانند میتواند عظمت فقدرنا فنعم القادرون را برساند.
قتل الْانسَانُ مَا أَكْفَرَهُ مِنْ أَىّ شىَ خَلَقَهُ مِن نُّطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَه ثمُ أَمَاتَهُ فَأَقْبرَهُ -17- 12 عبس. مرگ بر انسان چه چیز او را کافر کرد، خداوند او را از چه آفرید، از نطفه آفرید و تقدیر را بر او حاکم کرد (در طرح و برنامه ریزی خداوند قرار گرفت) و راه تکامل او را هموار کرد و در نهایت مرگ سرنوشت او را به قبر میبرد. مِن نُّطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَه آیا این آیات میتواند تحولات درون رحم معنی دهد. کمی در آیات خداوند تفکر و تعقل کنیم. نظر گذشتگان می تواند بعد از هزار سال تاریخ مصرف پایانی داشته باشد. با علم روز جلو برویم و خود را از بند تصورات کهن رها سازیم. خداوند متعال توفیق این مهم را به ما ارزانی فرماید. انشاءالله سید محمد تقوی اهرمی بهمن ماه 1397-ویرایش جدید خرداد 1399-ویرایش جدید 4/12/1402
{jcomments on}
Write comment (1 Comment)- توضیحات
- بازدید: 3179
مقدمه نوشتار
بسیاری از کلمات در آیات متشابه دارای معانی چند وجهی است و هر کس به فراخور علم و دانش خود و منابع در دسترس معنی مورد نظر خود را بیرون می آورد. تقریبا تمامی کلمات که با پیدایش کیهان، زمین و حیات و در درون آن انسان است همان هایی هستند که مفسران قدیم حدود دو الی سه قرن پس از ظهور اسلام که علم تفسیر رونق گرفت بر اساس برداشت های علمی آن زمان معنی کرده اند. تعبیر و تاویل هایی درباره آیات متشابه و بر آن اساس صورت گرفت معانی این کلمات بدون تغییر قرن ها بعد تاکنون ابزار تفسیر آیات متشابه قرار گرفته و بر باور ما نشسته است. چنانچه در سایت ها به مقالات فراوان رجوع شود می بینیم که برای توصیف و تفسیر یک موضوع مثلا صلب و ترائب و یا کلمه ماء دافق، هفت آسمان و امثالهم روایات از گذشتگان را نقل و بر آن اساس قرآن را تفسیر می کنند. برداشت علمی در هزار سال قبل تا کنون تحول یافته ولی تصورات ذهنی بر آن برداشت ها ثابت مانده و بازار توجیه های غلط و منسوخ شده همچنان داغ و فعال است.
عدم توجه به علم روز در موضوعات خلقت کیهان، خلقت انسان و هفت آسمان و روند پیدایش حیات باعث شده حقانیت مطالب علمی قرآن پشت پرده تحجر و تعصب بر تصورات ذهنی کهن پنهان بماند. کلمات کلیدی در پیدایش حیات از قبیل خلق، انشاء، یبدوا و یعید، نطفه، صلب و ترائب، ماء و ضمیر من با کسره میم ، منی یمنی و امثالهم دارای معنی خاص و ثابت در کل آیات است و نمی شود به سلیقه خود و بر اساس نظرگذشتگان آنها را معنی کرد. قرآن رویداد های مهم پیدایش کیهان، حیات در زمین و سایر را در قالب آیات متشابه و به دفعات بیان داشته آنها هم آهنگ و مرتبط با یکدیگرند. اگر ما معیار سنجش را به جای نظرات گذشتگان، علوم طبیعی مانند زیست شناسی، اختر شناسی، زمین شناسی درپیدایش حیات و انسان و سایر پدیده ها را جایگزین کنیم و کلمات کلیدی را درست و براساس کاربرد در قرآن بکار گیریم به اعجاز علمی قرآن در قرن شکوفائی علوم دست خواهیم یافت.
گذشتگان کلمات کلیدی را که دارای چند وجه معانی مختلف دارند را براساس برداشت علمی آن زمان تعریف کرده اند. ما باید در این تعاریف و بر اساس علم روز بازنگری کنیم. مثالی بزنیم درآیه وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ- من دو بار تکرار شده و مفسرین هم تاکنون من را از تعریف کرده اند. در صورتی که من در آیات فراوانی دارای چند وجه معانی است از، در، به، با و در مواردی هم به عنوان صله کلام حرف اضافی که نوشته می شود ولی خوانده نمی شود. آیات فراوان است.
آیه ای که من به مفهوم "در"است را انتخاب می کنیم آیه 1 سوره فاطر- وَاللّهُ خَلَقَکُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ جَعَلَکُمْ أَزْواجًا وَ ما تَحْمِلُ مِنْ أُنْثي وَلا تَضَعُ إِلاّ بِعِلْمِهِ- خدا شما را در خاک آفرید و سپس از نطفه و سپس قرارداد زوج هائی (برای شما و یا در شما) هیچ حملی در ماده صورت نمی گیرد و بارش را نمی نهد مگر به علم خدا. تحمل من انثی-باری در ماده معنی می دهد و نمی تواند از معنی دهد. بنابراین من میتواند در باشد یا از. خلقکم من تراب می تواند در خاک و یا از خاک معنی دهد. درآیه خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ- انسان در صلصال و از حما مسنون معنی درست آیه است که مطابق آخرین نظریه علم زیست شناسی و پیدایش حیات است. صلصال سنگ رس است که در میلیارد ها سال بعد در اثر فرسایش به خاک امروزی تبدیل شده است، سنگ رس گداخته و حما مسنون توده سیاه رسوب شده در صلصال که منشاء مولکول های پایه حیات است. بنابراین معنی بر اساس اینکه من "از" باشد یا "در" تفاوت زیادی با هم دارند. معنی انسان در خاک خلق شد علمی است و از خاک خلق شد غیر علمی است. خاک رس که هشتاد درصد پوسته جامد زمین را تشکیل می دهد از انواع کانی های رسی است و از سیلیسیوم، آلومینیوم ،منیزیوم به عنوان ترکیبات اصلی تشکیل شده و انسان نمی تواند از این عناصر تشکیل شده باشد ولی مبنای پیدایش حیات و انسان در خاک اولیه بوده است.اگر جانداران از خاک خلق شده باشند باید عناصر تشکیل دهنده خاک مخصوص سیلیسیوم و آلومینیوم در بدن موجودات زنده فراوان یافت شود که اصلا وجود ندارد.
تحولات درون جنین و واقعیت قرآنی
برای پرداختن به این موضوع لازم است معنی چند کلمه را بررسی کنیم. نطفه، خلق ،انشاء سه کلمه کلیدی در پیدایش حیات است. نطفه منشاء پیدایش موجود زنده است. کلیه اطلاعات ساختار تشکیلاتی موجود زنده باید درون آن متمرکز باشد. خصوصیاتی که از جنس نر و ماده به آن منتقل شده و نرم افزاری هم هدایت آن را بسوی موجودی که باید از آن پیدا شود بر عهده دارد. امروزه علم زیست شناسی و ژنتیک نطفه را حاصل لقاح ژن نر و ژن ماده می داند. هر کدام از این ها به تنهایی نطفه بشمار نمی آیند و به تنهایی قادر نیستند موجود زنده را پدید آورند. اسپرم نربه تنهائی نطفه نیست. نطفه کنونی حاصل تحولات تکاملی چند میلیارد ساله ژن اولیه حیات بوده است. دانشمندان به این نتیجه رسیده اند که حیات اولیه از نطفه آغاز شد و نطفه اولیه حیات مولکول آلی زنجیره ای RNA بوده است که در درون لایه سنگ رس ایجاد شده و تک سلولی اولیه حیات که این مولکول را در خود داشته است سنگ بنای اولیه پیدایش موجودات زنده بوده است. این تک سلولی باکتری های ساده کهن یا باستانی نامیده شده اند.
تک سلولی غیر هوازی بدون غشاء هسته ای دارای جنسیت نر و مادینگی نبوده اند ولی خصوصات تکثیر پذیری غیر جنسیتی داشته اند. میکروب ها و برخی ویروس ها نمونه های زنده این اجداد جانداران از جمله انسان ها هستند. اشاره قرآن به خلقت انسان از نطفه همین نطفه اولیه حیات است. هُوَالَّذِي خَلَقَكُم مِّن تُرَابٍ- ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ-او است که شما را در خاک و از نطفه خلق کرد وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ-در حقیقت ما انسان را در صلصال و از توده سیاهرنگ حما مسنون خلق کردیم. مبنای پیدایش نطفه از حما مسنون است. دلایل و سندیت این موضوع را میتوان از سایر آیات قرآن و مقایسه با آخرین نظریه های علم زیست شناسی استنباط کرد. به مقالات حمامسنون و صلصال در قرآن بنیان و اساس حیات در زمین است و همچنین صلب و ترائب وخطای برداشت قدما و موخرین.مراجعه فرمایید.
مفهوم خلق و انشاء در قرآن
خلق یعنی ایجاد یک پدیده از مواد اولیه ای که وجود داشته است. خلق با ابداع فرق میکند و ابداع ایجاد از عدم است ولی خلق ایجاد از چیزی که وجود دارد. خلق فقط یک بار اتفاق می افتد. خلق الانسان من نطفه اولین سنگ بنای خلقت انسان است و خلق های بعدی مانند علقه و مضغه مراحل خلق های بعدی است که آنهم فقط یک بار صورت گرفته است. الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَبَدَأَ خَلْقَ الْإِنسَانِ مِن طِينٍ .برای خلق انسان از نطفه مراحل قبلی خلق آماده و مهیا می شود و سپس خلقت انسان در سنگ رس آغاز میشود.
بنابراین خلقت انسان مقدمه داشته است شرایط لازمه خلقت انسان فراهم می شود (خلق می شود) و سپس آغاز خلقت انسان در صلصال است این خلق ها تا رسیدن به هدف مطلوب ذات باریتعالی درقرآن انشاء نامیده شده- هو أَعْلَمُ بِكُمْ إِذْ أَنشَأَكُم مِّنَ الْأَرْضِ وَإِذْ أَنتُمْ أَجِنَّةٌ فِي بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ خداوند از سرگذشت انشاء شما در زمین و هنگامی که بصورت جنین در شکم نیای گذشته خود بودید دانا تراست. بعد از هر خلق دوره انشاء آن شروع می شود تا خلق بعدی و انسان از انشاء آخری بیرون آورده می شود. دوره تکاملی بصورت تحولات ژنتیکی در شکم نیای گذشته انسان سپری شده است. حال که زمینه درک آیه تحولات جنین فراهم گردید به آیه می پردازیم .12 الی 14 مومنون
وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن سُلَالَةٍ مِّن طِينٍ- ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِي قَرَارٍ مَّكِينٍ- ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ- درحقیقت انسان را از چکیده (رسوب آب در رفته) در سنگ رس خلق کردیم و نطفه ایجاد شده (پرکاریوت ها) را در غشاء سلولی قرار دادیم و آن را به علقه خلق کردیم ( یوکاریوت ها) و غضروفیان را از آن خلق کردیم ( این نفس واحده است و تمام موجودات زنده از آن خلق شدند)و غضروف را به استخوان خلق کردیم (با خلق آن را به استخوان تبدیل کردیم) و بر روی استخوان گوشت پوشاندیم و شما را از خلق آخر انشاء کردیم فتبارک الله احسن الخالقین.
آیه از خلق انسان از سلاله و در طین آغاز میشود یعنی در زمین اولیه و حدود سه میلیارد سال قبل- وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن سُلَالَةٍ مِّن طِينٍ-سلاله چکیده یا رسوباتی که برجای میماند معنی میدهد. کجا صورت گرفته در طین. معنی طین هم درقرآن در سوره مائده آیه 110 خطاب به حضرت عیسی چنین میفرماید- وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْني و هنگامی که به اذن ما از طین شکل پرنده ای را خلق می کردی- طین در این آیه خاک رس خالص است که در کوزه گری استفاده می کنند. بنابراین سلاله رسوبی است که در طین ایجاد شده است. برمی گردد به همان زمانی که وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ رخ داده است. پس سلاله معنای دیگر حما مسنون است که از آن نطفه اولیه حیات ایجاد شد. این نطفه هسته و غشاء دورهسته برای محافظت ژن اولیه نداشته است و سالیان دراز طول می کشد تا غشاء هسته ای دور ژن درون باکتری را می پوشاند که بحث بسیار جالب دانشمندان زیست شناسی است که این غشاء چه موقع ایجاد شد و آیه می فرماید و نطفه ایجاد شده را در جایگاه استوار قرار داده میشود.
زمانی این غشاء دور ژن درون باکتری تشکیل می شود که سه دوره پانصد میلیون ساله از شروع خلق اولیه نطفه حیات میگذرد و تک سلولی بدون هسته و غشاء هسته ای غیر هوازی به سلول هسته دار و دارای غشاء هسته ای پیشرفته می شود و این همان تک سلولی قرار مکین دار است. این سلول خلق جدیدی است ژن کامل درون هسته قرار گرفته و مرحله سرنوشت ساز دیگری در سرگذشت انسان رقم می خورد.
این سلول که منشاء تمامی پرسلولی های حیات است خلق می شود و این علقه است. ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً-علقه از نطفه قرارمکین دار خلق می شود. علقه به پرسلولی تبدیل و جنسیت نر و مادینگی برای اولین بار در آن ایجاد می شود و تکامل می یابد و جانوران دریائی دارای بدنی غضروفی شکل می گیرند- فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً-غضروفیان در این مرحله پا به عرصه وجود می نهند. بند پایان هم جزء این راسته هستند که به خشکی منتقل می شوند و جانوران خشکی از اینها منشاء می شوند. زمانی طولانی می گذرد تا غضروف ها به استخوان تبدیل می شوند و استخوان داران پا به عرصه وجود می گذارند. فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا-زمان طولانی دیگری میگذرد و تکامل موجودات برنامه ریزی شده نظام خلقت ادامه می یابد .مرحله بعدی روی استخوان ها ماهیچه قرار می گیرد و دایناسورها، پرندگان و پستانداران پا به عرصه وجود می گذارند- فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا-تکامل موجودات به پایان انشاء خود می رسند و انسان به عنوان آخرین خلق دوره تکامل را به پایان می برد. ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ-سپس خلق آخر را انشاناه کردیم تبارک باد بر این بهترین خالق متعال. این آیه سرگذشت تکاملی انسان است از بدو خلقت از نطفه تا تبدیل به انسان کامل. گذشتگان که از علوم امروزی بهره ای نبرده بودند درباره این آیه تصوراتی را نوشتند و براساس دانش هزارسال قبل و ما امروزه با چشم بسته و بدون فکر کردن و مقایسه با علم روز آن را بر باور خود نشاندیم و شبه خلق کردیم و اعجازعلمی قرآن را پشت پرده تحجر و تصورات کهن نادرست پنهان کردیم.
براساس علم زیست شناسی بعد از لقاح ژن نر و ماده در رحم نطفه اولیه جنین شکل می گیرد. جنین بر اساس برنامه ریزی تدوین شده رشد می کند تمامی اعضاء بدن از همان لحظات نخستین خود را نشان می دهند و قلب تنها حدود سه الی چهار هفته شروع به زدن می کند. جنین به رشد خود ادامه میدهد. خلقی پس از خلق در جنین اتفاق نمی افتد، برویم روند رشد جنین را مطالعه کنیم و قضاوت نماییم.
تحولات درون جنین بازآفرینی خلق اولیه است . قُلْ هَلْ مِنْ شُرَکائِکُمْ مَنْ يَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ يُعيدُهُ قُلِ اللَّهُ يَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ يُعيدُهُ فَأَنَّي تُؤْفَکُونَ-بگو آیا از شرکای شما کسی است که خلقت را آغازکرده و سپس آنرا بازآفرینی کند بگو تنها خدا است که خلق را آغاز می کند و سپس آنرا باز آفرینی میکند. کلمه یعیده هم درست معنی نمی شود. یعیده باز گشت و تکرار یک رویداد اتفاق افتاده معنی میدهد. عید تکریم و تکرار شادی یک واقعه رخ داده شده است. عید نوروز همه ساله اتفاق می افتد و ما آن را جشن می گیریم. یعیده بازگشت به قیامت نیست. خلق یک بار اتفاق افتاده و خداوند مکرر آن را در حیات زمین بازآفرینی میکند. بنابراین خلق جدیدی صورت نمی گیرد. جنین نمایش تحولات سرگذشت تکاملی میلیارد ساله تبدیل ژن اولیه حیات به موجود تکامل یافته است. آیه مشابه ای از سرگذشت تکاملی موجودات زنده را هم بیان کنیم و بحث را خاتمه دهیم .
وَاللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ مِن مَّاء فَمِنْهُم مَّن يَمْشِي عَلَى بَطْنِهِ وَمِنْهُم مَّن يَمْشِي عَلَى رِجْلَيْنِ وَمِنْهُم مَّن يَمْشِي عَلَى أَرْبَعٍ يَخْلُقُ اللَّهُ مَا يَشَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِير-خداوند تمامی ریز جنبندگان ( بند پایان یا بی مهره گان نیای اولیه موجودات در خشکی) را در آب آفرید و از آنها برخی بر روی شکم می خزیدند و برخی بر روی دو پا و برخی روی چهار پا (راه میرفتند) و خداوند هدفی که مورد خواست یا برنامه او است را خلق می کند که او به قادر متعال برهر چیز است. روند تکاملی موجودات را اشاره می فرماید ابتدا بی مهره گان از آب به خشکی راه می یابند و سپس خزندگان پدید آمدند و بعد از آن امثال دایناسورها بر دوپا راه میرفتند و سپس چهار پایان پدید آمدند و خداوند هدف مورد نظر خود را یخلق اللَّهُ مَا يَشَاءُ که انسان باشد را خلق می کند. اینکه در آیه فوق دابه منظور ریز جنبندگان هستند به مقاله دابه و تکامل موجودات از نظر قرآن مراجعه فرمایید. امید است که علماء بزرگوار اسلام این موضوعات را بازنگری کرده و بر اساس دیدگاه علمی روز بررسی و اعلام نمایند و قرآن را از این مهجوریت غریب نجات دهند تا جوانان ما به عظمت علمی قرآن ایمان بیاورند. انشاءالله سید محمد تقوی اهرمی-بهمن 1397-ویرایش جدید تیر ماه 1399-ویرایش جدید 7/2/1403
{jcomments on}
Write comment (0 Comments)