- توضیحات
- بازدید: 6094
مقدمه نوشتار
چند وقت پیش خبر گزاری بی بی سی صحبت های آقای سروش در باره رویا بودن وحی پیامبر را پخش می کرد و دلایل نامبرده در باره رویا بودن وحی را در جملاتی که بزعم ایشان با عقل و فهم وی غیر قابل درک بود و با علم مغایرت دارد را عنوان می کرد. سه مطلب مهم از بین تناقضات علمی که ایشان ادله برای رد وحی به عنوان کلام خداوند بیان کرد را انتخاب کرده ام.
اول آیه- وَالْمَلَكُ عَلَى أَرْجَائِهَا وَ يَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّكَ فَوْقَهُمْ يَوْمَئِذٍ ثَمَانِيَةٌ. عرش خدا در آن روز بر هشت قرار دارد
دوم آیه- وَاِذا البِحارُ سُجِّرَتْ. دریا پر از آتش می شود
سوم آیه عليها تسعه عشر بر جهنم نوزده (فرشته) جهنم بان هستند. (آیه می فرماید بر آن آتش 19 است از جهنم بان و فرشته اشاره نشده).
من سعی می کنم هر سه موضوع را در مقالات جداگانه از نظر علم اختر شناسی و فیزیک کوانتوم بررسی کنم، خرافی یا علمی بودن آن را از دید علم در آوریم. البته اینکه خبرگزاری فوق الاشاره به نامبرده ارادت خاصی دارد و مطالب رد وحی به عنوان کلام خداوند را گاه و بیگاه به عنوان چاشنی خبر پخش می کند چندان عجیب نیست و کاملا طبیعی است. از کوزه همان تراود که در او است.
مشکل اساسی در فهم و ادراک ما از آیات قرآن و عدم آگاهی به سبک قرآن است و ندانستن علم مربوطه که به آیات متشابه مربوط می شود. در یک کلام نسبت به آیات متشابه قرآن بی سواد و نادانیم چرا که قرآن و روش بیان مطالب آن را نمی دانیم، جسم ما در قرن شکوفائی علم به سر می برد و عقل و فکر ما در هزار سال قبل پرواز می کند. این موضوع شامل تنها معاندین و آقای سروش نمی شود، همه ما در تصورات کهن هزارسال قبل گیر افتاده ایم و اجازه نمی دهیم ذهن ما از تار عنکبوتی این تصورات رها شود. انحصار در تفکرات دین کمر اندیشیدن را شکسته. آیه علمی و پیش بینی که ذهن دانشمندان علم اختر شناسی را به خود مشغول کرده که اعجاز قرآن است را به چه روزی انداخته ایم که فردی بیاید و سوژه اختراع کند وحی را رویای در خواب بداند و اساس قرآن که بر وحی استواراست را با تیشه نادانی و نا آگاهی مورد هجوم قرار دهد و از طرف متحجرین به عنوان روشنفکر دینی به رسمیت شناخته شود.
بررسی این آیات با علم روز اختر شناسی را امتحان کنیم و خودمان قضاوت داشته باشیم و باور کنیم که قرآن به همه نسل ها تعلق دارد و مطالب غیر علمی ندارد. قرآن یک دید کلی درباره موضوعات جهان مشهود که کیهان، خلقت انسان، سماوات و الارض ،صلب و ترائب و امثالهم دارد. اگر ما با روش و دیدگاه قرآن آشنا نباشیم مسلما سر در گم می شویم. وقتی در سایر آیات قرآن صراحتا بیان می کند که وحی کلام خداوند است و حتی شیوه نزول آن را هم ذکر کرده است- فیزیک و شیوه نزول وحی-نفی این آیات و پرداختن به رویا بودن وحی یعنی رد گفتار خداوند یعنی ارتداد. نمی شود این همه آیات را نا دیده انگاشت و به چند موضوع که عقل یک فرد نمی تواند آن را بفهمد استناد کرد. در این نوشتار به مورد اول می پردازم و صرفا از نظر علم فیزیک اخترشناسی و خود آیات قرآن تجزیه و تحلیل می شود و صرفا برای تشحیذ اذهان. این آیه در 1400 سال قبل نازل شده و ما با آخرین دستاوردهای علم اختر شناسی می خواهیم آن را بررسی کنیم. باید توجه داشت که بسیاری از اصطلاحات علم فیزیک و علوم تجربی در دو قرن اخیر وارد علم شده و قرآن موضوعات مهم علمی را در آیات متشابه که با علوم تجربی سر و کار دارند در قالب تمثیل بیان داشته است.
وَ يَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّكَ فَوْقَهُمْ يَوْمَئِذٍ ثَمَانِيَةٌ
وَالْمَلَكُ عَلَى أَرْجَائِهَا وَيَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّكَ فَوْقَهُمْ يَوْمَئِذٍ ثَمَانِيَةٌ –معنی این آیه بدون دخالت دادن تصورات ذهنی کهن این است. ملک به کنار زده می شود و عرش خداوند بر هشت (مولفه) حمل می شود. در این آیه صحبتی از فرشته نشده است. عرش معنی مدیریت و طرح و برنامه می دهد و مفسران عرش را تدبیر و طرح و به زبان امروزی برنامه ریزی معنی کرده اند. به مقاله عرش خداوند بر آب و خلقت حیات در زمین مراجعه فرمایید. برای درک بهتر این آیه باید چند آیه قبلی را هم مرور کنیم .سوره الحاقه-17 الی 19
فـاذا نـفـخ فـى الصـور نـفـخـه واحـده -پس آن گاه که به یکباره در صور دمیده شود (اتفاق بسیار سریع و یک باره رخ می دهد)
وَحُمِلَتِ الْأَرْضُ وَالْجِبَالُ فَدُكَّتَا دَكَّةً وَاحِدَةً-و بر کوه ها و زمین(خشکی) عارضه تکه تکه شدن و به کوچک ترین واحد ساختاری تبدیل شدن بر آن ها عارض می شود (به یک باره به ذرات بنیادی کوچک ترین واحد ساختاری خود تبدیل می شوند)
فَيَوْمَئِذٍ وَقَعَتِ الْوَاقِعَةُ- آن روز این رخ داد عظیم به وقوع می پیوندد.
وَانشَقَّتِ السَّمَاء فَهِيَ يَوْمَئِذٍ وَاهِيَةٌ-فضا (آسمان و جو زمین دیگر وجود ندارد بنابراین این فضا معنی می دهد) ریز ریز یا خرد خرد می شود که همان دکنه دکته واحده است.از هم گسسته می گردند. به ذرات ساختاری واحده یعنی به واحدی که از آن کوچک تر نیست.
وَالْمَلَكُ عَلَى أَرْجَائِهَا وَيَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّكَ فَوْقَهُمْ يَوْمَئِذٍ ثَمَانِيَةٌ. اساب طبیعت که ملائکه هستند در هم ادغام و کنار گداشته می شوند. قوانین فیزیک و نیرو ها همه ماهیت خود را از دست می دهند. و مدیریت و طرح خداوند در آن روز برهشت استوار است(اشاره به درون دوره پلانک یا قبل از فطرکم اول مره. باز گشت به نقطه ابتدای مه بانک تا فطرهن کیهان.
يَوْمَئِذٍ تُعْرَضُونَ لَا تَخْفَى مِنكُمْ خَافِيَةٌ-در آن روز همه چیز مخفی شده (که انکار می کردید عرضه می شود) و آیات بعد به قیامت می پردازد
از آیات فوق چنین برمی آید که عرش خداوند بر هشت قبل از قیامت منظور است و قیامت هم روزی (دوره ای) است که کیهان یا جهان مادی برچیده می شود. زمین و کوه ها (زمین اینجا کره زمین معنی نمی دهد زمینی که کوه ها بر آن قرار دارند ) به کوچکترین جزء واحده خود تبدیل می شوند- فَدُكَّتَا دَكَّةً وَاحِدَةً -کوچک ترین جزء واحده یعنی اتم ها و ذرات بنیادی درون آن ها. حملت الارض والجبال، برآنها تحمیل می شود و آن زمانی است که رخ داد عظیم خود را نشان میدهد. و سماء در اینجا فضا معنی می دهد چرا که بعد از بر چیده شدن زمین و کوه ها جو زمین وجود ندارد. فضا از هم گسسته می شود. ریز ریز شدن زمین و به اجزاء واحده ( کوچک ترین جزء ماده) تبدیل شدن یعنی برگشت به احدیت آیه معروف انا لله وانا الیه راجعون را همه شنیده ایم این آیه در تشییع جنازه مردگان و در قبرستان کاربرد وسیعی دارد و لا غیر. معنی این آیه این است. ما از خداوند نشات گرفته ایم و بسوی او باز می گردیم .یک قانون مهم علم اختر شناسی -کیهان بسته- کیهانی که منبسط شده و زمانی این انبساط متوقف می شود و جهان مادی دوباره به نقطه آغاز اولین خلقت خود یعنی مه بانک بر می گردد. چرا خداوند از قول انسان می فرماید ما (انسان) از خداوند هستیم یا بر خواسته ایم و به او برمی گردیم، زیرا از نظر قرآن لحظه انبساط کیهان شروع خلقت انسان است. هدف خلقت کیهان پیدایش حیات است که بر آب قرارداده شده . به این آیه توجه فرمایید.
وَمَا لِيَ لَا أَعْبُدُ الَّذِي فَطَرَنِي وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ- من (حضرت ابراهیم) چرا کسی را پرستش نکنم که مرا (فطرنی کرد از لحظه باز کردن کیهان آفرید) ، و همگی به سوی او بر می گردیم یاسین 36. البته هم می تواند به زمان انبساط کیهان مربوط باشد و هم به خداوند، چرا که قبل از انبساط کیهان محدوده خداوند است، احدیت که در قرآن خداوند خود را احد و صمد نامیده است صفاتی که از ذات خداوند نشات گرفته و علم هم به همین تعریف خداوند رسیده، احد به انگلیسی میشود سینگولار و صمد هم توپر یا چگال یا بینهایت فشرده که جای خالی ندارد و جالب است که علم نمی دانست که دوره قبل از انبساط کیهان دوره احدیت است و دقیقا همین کلمه را انتخاب کرده سینگولاریته کیهانی یعنی احدیت آیا این تصادف است یا اعجاز قرآن -انبساط کیهان از نظر علم و قرآن -آیات بیشماری در قرآن قیامت باز گشت به خدا است. از جمله سوره هود آیه-
وهو الذی خلق السموات و الارض فی ستّة ایام و کان عرشه علی الماء لیبلوکم ایّکم احسن عملاً و لئن قلت انّکم مبعوثون من بعد الموت لیقولنّ الذین کفروا ان هذا الا سحرٌ مبین-او کسى است که آسمانها و زمین (کیهان ) را در شش هنگام خلق کرد و مدیریت و طرح او( برای ایجاد حیات) بر آب بود تا شما را بیازماید که کدام یک به احسن عملا می رسید و اگر بگویى شما پس از مرگ برانگیخته خواهید شد قطعا کسانى که کافر شده اند خواهند گفت این چیزی جز سحرى آشکار نیست. خلقت کیهان در شش روز-اینجا کلیک کنید- در آن آیه نیز خلقت کیهان به قیامت برگشت داده میشود. آیه جالب دیگر هم مرور کنیم که می فرماید واقعه قیامت کیهان را در چگالی فرو می برد.
يَسْأَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْسَاهَا قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ رَبِّي لاَ يُجَلِّيهَا لِوَقْتِهَا إِلاَّ هُوَ ثَقُلَتْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ لاَ تَأْتِيكُمْ إِلاَّ بَغْتَةً يَسْأَلُونَكَ كَأَنَّكَ حَفِيٌّ عَنْهَا قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ اللّهِ وَلَـكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُونَ
درباره قیامت از تو میپرسند که چه وقت فرا می رسد بگو: علم آن نزد پروردگار من است تنها او است که چون زمانش فرا رسد آشکارش می سازد فرا رسیدن آن بر آسمان و زمین (کیهان) ثقلت را حاکم می کند. فشردگی بر کیهان مستولی می شود مانند اول مره یا مه بانک که کیهان فشرده و چگال بود. جز به ناگهان بر شما نیاید (انسان که می میرد تا زنده شدن در قیامت لحظه ای بیش نیست) چنان از تو می پرسند که گویی تو از آن آگاهی بگو: علم آن نزد خدا است ولی بیشتر مردم نمی دانند. بررسی قیامت از نظر علم و قرآن اینجا کلیک کنید.
حال نگاهی کوتاه داشته باشیم به دیدگاه قرآن در خلقت کیهان.
دیدگاه قرآن در خلقت کیهان
خداوند ابتدا کیهان را از هیچ آفرید بدیع السموات والارض، بدیع ایجاد از عدم است- خلقت کیهان از هیچ نظر علوم طبیعی و قران اینجا کلیک کنید- بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَإِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُون-ابداع کننده سموات والارض (جهان مادی) و هنگامی که امر خداوند بر ایجاد قرار گرفت می فرماید باش و می شود
و سپس آن را منبسط کرد، آیه 1 سوره فاطر
اَلحَمدُ لِلهِ فَاطِرِ السَّماوَاتِ وَ الأَرضِ جَاعِلِ المَلائِکَةِ رُسُلاً أُولِی اَجنِحَةٍ مَثنَی وَ ثُلاثَ وَ رُبَاعَ یَزِیدُ فِی الخَلقِ مَا یَشاءُ إنَّ اللهَ عَلی کُلِّ شَیءٍ قَدیر-سپاس خداوند ی است که کیهان را منبسط و در آن ملائکه را مستقر کرد (گارکزاران یا قوانین خلقت) که پیک هستند. آن ملائکه (ملک ها) دارا ی دو تا دو تا و برخی سه تا سه تا و برخی چهارتا چهارتا قدرت یا نیرو هستند و خواست خداوند بر آن قراردارد که قدرت یا نیروهای دیگری را بدان بیافزاید و خداوند در کل جهان مادی قادراست، دست برتردارد.
قوانین طبیعت چهار قانون اصلی فیزیک. هسته ای قوی، هسته ای ضعیف، الکترو مغناطیس و گرانش در ابتدای انبساط کیهان در آن قرار داده شد. در مرحله سوم و بعد از تثبیت انبساط کیهان را در شش روز خلق کرد.
بنابراین کیهان همان طور که قرآن فرموده و علم اخترشناسی هم تایید کرده است و در سه مرحله ایحاد شد. بدیع، فطرهن و خلق هر کدام از این سه کلمه مفهوم خود را دارند. مفسرین هر سه کلمه را خلق کردن معنی کرده اند که درست نیست بدیع ایجاد از عدم یا هیچ است، فطرهن باز کردن کیهان و لحظه شروع خلقت حیات و خلق ایجاد از ساختار مادی اولیه کوارک ها و گلئون ها که در ابتدای انبساط کیهان به وجود آمده اند. خلق ماده از مواد اولیه ساختاری کیهان که در ابتدای انبساط کیهان فراهم شد.این روند خلقت کیهان از دید قرآ ن است و هدف از خلقت هم ایجاد آب و خلقت انسان است-
عرش خداوند بر آب و پیدایش حیات در زمین- اینجا کلیک کنید- و اساس خلقت انسان هم بر اصل تکامل استوار است.
احسن عملا و تکامل موجودات در قرآن اینجا کلیک کنید.
دلایل علمی روند خلقت کیهان از دید قرآن در مقالات نامبرده بیان شده است.
پیدایش کیهان از نظر علم اختر شناسی
حال خلاصه ای از پیدایش کیهان از نظر علم را بیان کنیم. کیهان در نقطه ای بینهایت کوچک و داغ و چگال (فشرده و توپر یا صمد) به تعریف علم یعنی از هیچ به یک باره یا خلق الساعه ایجاد شد. تحولات اولیه کیهان در نقطه آغازین تا زمان ده به توان منهای 43 ثانیه را زمان پلانک می گویند. اندازه کیهان ده به توان منهای 35 متر. ارقام را توجه کنید. یک متر صد سانتیمتر است و یک دهم آن می شود صفر ممیز یک و عدد فوق صفر ممیز 35 تا صفر و بعد عدد یک، به عقل نمی گنجد (یعنی کل جهان مادی کهکشان ها، ستارگان، ماده تاریک، انرژی تاریک زمانی بهم فشرده شده بودند در یک نقطه ای که تجسم کوچکی آن غیر قابل تصور است جمع شده بودند) دانشمندان می گویند همه اینها از انرژی ناب که فشرده شده بود ایجاد شدند این انرژی ناب از کجا آمد اگر همه جهان مادی به انرژی خالص تبدیل شوند به عقل جور می آید که در یک همچو مکانی که هیچ است متمرکز شوند ولی قرآن می فرماید انرژی ناب از خدا که نور علی النور است انرژی ما فوق همه انرژی ها که می شود همان انرژی ناب که منبع عظیمی از آن نزد خدا وجود داشت و دارد خلق شد). این اندازه را می گویند اندازه پلانک. در این نقطه که ابعاد ندارد -طول، عرض، ارتفاع ندارد. ماده هم وجود ندارد و درهم تنیده هستند. بینهایت فشرده. یعنی ذرات بنیادی چنان درهم تنیده هستند که نمی توانند تکان بخورند. تکانه هم ندارند.
این نقطه که از نظر ریاضیات غیر قابل تصور و پیچیده است را علم سینگولاریته می گوید. به فارسی تکینگی و به عربی میشود احدیت. خلقت کیهان از احدیت و صمدیت آغاز شد اینجا کلیک کنید. چگالی بینهایت فشرده است توپر است فضای خالی ندارد صمد است، یکی از معانی صمد به عربی توپر است. حرارت ده به توان 32 درجه کلوین است. در یک لحظه بسیار کوتاه از نظر زمانی یک کوینتی لیونم ثانیه یعنی ده به توان منهای 29 ثانیه این نقطه بدون ابعاد باز می شود با یک قدرت فوق العاده زیاد و همراه خودش فضای بسیار بزرگی را ایجاد می کند.
ماده شروع به خلق شدن می کند. قوانین چهارگانه فیزیک که از نیرو تشکیل شده است ساختار تشکیلاتی ذرات بنیادی را بر عهده می گیرند. این نیروها در حقیقت تبادل اثر بر یکدیگر هستند. نیروی هسته ای قوی، نیروی هسته ای ضعیف و اکترو مغناطیس. این سه نیرو ماده را برپا می دارد و از جنس بوزون هستند .هسته ای ضعیف دو بوزون دارد (W-Boson , Z Boson) در حقیقت قوانین چهارگانه فیزیک همین سه است که نام بردم و نیروی چهارم هم گرانش است که خارج از اتم ها ماموریت دارد ساختارجهان مادی را سر و سامان دهد. البته در درون اتم هم عرض اندامی می کند ولی قابل بحث نیست. همه این نیروها در احدیت جفت هستند. ماده و ضد آن. هر ذره بنیادی یک ضد را در کنارخودش دارد ولی شرایط حرارت و چگالی آنها را در کنار هم وحدت داده است به تعبیر قرآن همه نفوس زوجت هستند. واذا نفوس زوجت تعریف آتش فشردگی کیهان است که در آن تمامی نفس ها همه درهم ادغام میشوند.
نفوس زوجت در این لحظه است و در پایان و برگشتن کیهان به نقطه اولیه خود که مجددا واذالنفوس زوجت میشوند. اتم نفس مستقل دارند پروتون و نوترون، کوارکها و سایر قبل از انبساط کیهان و در سینگولاریته نفس مستقل ندارند و شروع انبساط همه دارای نفس میشوند، هویت پیدا می کنند و اسباب ساختار مادی کیهان می شوند ملائکه با نیروهای مختلف که بال تعبیر نیرو یا قدرت است.
قبل از خلق ماده، سه گروه یا خانواده ذرات بنیادی در کنار هم بسر می بردند که امکان حرکت پیدا می کنند و شروع به ساختن ماده کرده و پروتون و نوترونها خلق می شوند. در انقباض کیهان که عمل عکس انبساط آن است جهان مادی دوباره به نقطه آغازین یا اول مره بر می گردند یعنی به احدیت یا سینگولاریته و این جا است که مجددا ذرات بنیادی نفس خود را از دست می دهند واذالنفوس زوجت رخ می دهد.
عرش خدا برهشت
تا اینجا به زمان وقوع عرش خداوند بر هشت پرداختیم. نفخ فی الصور اتفاق می افتد و زمین (خاک و سنگ و کوه ) به اجزاء واحده خود تبدیل می شوند. و این مرحله نقر فی الناقور است بنابراین زمانی است که فشردگی بر کیهان مستولی می شود. ناقور کیهان است که نقر می شود. نقر کوبیدن بر چیزی که فشرده شود .مسگرها در قدیم بر روی مس می کوبیدند تا نقر شوند. مس ناقور بود که عمل نقر بر آن تحمیل میشد. عدد نوزده در قرآن وعلم کوانتوم
برای رسیدن به مطلب خودمان که چرا عرش خدا بر هشت است لازم است کمی از ذرات بنیادی اطلاع داشته باشیم تا عظمت این آیه را از نظر علم بدانیم. بر اساس مکانیک کوانتومی ماده و بر هم کنش ماده از فرمیون ها و بوزون ها تشکیل شده اند با ماهیت متفاوت و همه آنها را رویهم ذرات بنیادی می نامند و خاصیت ذره و موج را دارند. ما با دو فرمیون در ساختار ماده روبرو هستیم. یکی لپتون ها و دیگری کوارک ها. این دو به عنوان سنگ بنای ماده در سه گروه یا خانواده تقسیم بندی شده اند. این تقسیم بندی فقط نشان میدهد که ما با چه انواعی از ذرات بنیادی سر و کار داریم. این سه گروه با برهم کنش با یکدیگر چهار قانون اصلی فیزیک را خلق می کنند.
البته در آغاز انبساط کیهان و در کسری بسیار کوچک از ثانیه برای خلق ماده خود را نمایان می سازند و سپس در دل ماده قرار می گیرند و فقط ما مجموعه آنها را در پروتون ها و نوترون ها به عنوان ذرات هسته ای پایدار مشاهده می کنیم. این سه گروه عبارتند از مطلب ازQuantenwelt-Joachims
گروه اول که از الکترون ها و الکترون پوزیترون ها ( پوزیترون الکترونی) و کوارک پائین و کوارک بالا که می شوند چهار ذره و هر کدام ضد خودش را هم با خودش دارد که میشوند هشت ذره بنیادی
گروه دوم میون ها، میون نویترینوزها (پوزیترون میونی) و کوارک افسون، کوارک شگفت که این ها هم می شوند چهار ذره که با ضد آنها هشت ذره
گروه سوم تاونها، تاون نوترینوزها، کوارک سر و کوارک ته که باز هم چهار ذره که با ضد آنها هشت ذره می شوند.
حال چرا این ها اینطور تقسیم بندی کردند.
مدل کوارک و راه هشتگانه
موری گلمان درسال 1961 روشی برای دسته بندی ذرات کشف شده ارائه داد و نام آن را راه هشتگانه گذاشت که مانند جدول مندلیف مورد قبول علم قرارگرفت وی باتفاق شوانگ نام ریز ذرات را کوارک نامیدند. این ذرات ماهیت مستقل خود را فقط در محدوده پلانگ و اول انبساط کیهان که تقارن مطلق حکمفرما بوده است دارا بوده اند. محدوده احدیت و یا و محدوده خدا (عرش محل مدیریت خدا)
بوزون ها نیرو و از جنس انرژی هستند. فوتون ها یک نوع بوزون و گلئون ها هم نوع دیگر. گلئون ها کوارک ها را بهم پیوند می دهند و اساس استحکام ماده بر کوارک ها و گلئون ها استوار است و برهم کنش هسته ای قوی را تشکیل می دهند.
گلئون ها می توانند بین خود برهم کنش داشته باشند. آنها قبل از کوارک ها همراه الکترون ها و فوتون ها از انرژی ناب ایجاد شده اند. دانشمندان براین عقیده هستند که در درجه حرارت بسیار بالا که در محدوده پلانک ( دراحدیت یا سینگولاریته) یا ابتدای انبساط کیهان است برهم کنش بین کوارک ها و گلئون ها است و پلاسمای گلئون کوارک ایجاد میشود. گلئون مانند کوارک ها دارای رنگ هستند و در تغییر رنگ کوارک ها دخالت می کنند
( تعریف رنگ برای تفکیک کوارک و خاصیت آن ابراز شده و منظور رنگ که ما می بینیم نیست). گلئون ها دارای هشت رنگ (نوع) هستند . برهمکنش گلئون ها با یکدیگر و با کوارکها هسته ای قوی را ایجاد می کنند که ساختار مادی پروتون ها و نوترونها براین قانون استواراست. هسته ای ضعیف و الکترو مغناطیس و گرانش هم سه قانون اصلی دیگر فیزیک است.
حال تا اندازه ای به ساختار ماده و روابط فی ما بین آشنا شدیم. هدف این نوشتار وضعیت اینها در زمان ثانیه های اول پیدایش جهان مادی که همان ابتدای انبساط کیهان است. در محدوده پلانک که محدوده احدیت است یا محدوده سینگولاریته فقط انرژی ناب حاکم بود و ذرات بنیادی همه درهم ادغام شده بودند و به محض شروع انبساط ابتدا پلاسمای کوارک ها و گلئون ها ایجاد و سپس و در شش دوره اجزای درونی ماده که پروتونها و نوترونها و هسته اتم هستند خلق می شوند. در مطالب عنوان شده فوق دانستیم که سه گروه ذرات بنیادی هر کدام از هشت ذره بنیادی تشکیل شده اند و گلئون ها هم که این ذرات را بهم پیوند میدهند هم از هشت نوع تشکیل شده اند.
بنابراین رقم هشت در سرنوشت خلق کیهان نقش اساسی دارد. هنگامی که انبساط کیهان متوقف می شود و به حالت اول برمی گردند به نقطه ای میرسند که در آن پلاسمای کوارک و گلئون حاکم است .یعنی کیهان در دو زمان به این سرنوشت دچار می شود. ابتدای خلق کیهان و دیگری برچیده شدن کیهان و بر گشت به نقطه آغازین کیهان.يَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّكَ فَوْقَهُمْ يَوْمَئِذٍ ثَمَانِيَةٌ در ان روز هشت مولفه بر عرش خدا تحمیل می شوند. یا بار مدیریت خدا در آن روز بر هشت قرار دارد. از فرشته و نگهبان در ایه خبری نیست.
حال می توانیم مفهوم علمی عرش خداوند در قیامت بر هشت است را درک کنیم. این آیه که به یقین در کنار عدد نوزده علمی ترین آیات فیزیک کوانتومی قرآن است می خواهد در تمثیلی این را بیان کند که کیهان برچیده می شود و قوانین هم درهم ادغام و وقتی ملائکه که قوانین جهان مادی هستند به کناری زده می شوند و دیگر ملائکه نیستند بلکه ملک هستند. ملک قوانین درهم ادغام شده که بصورت واحد در آمده است. به آیه توجه فرمایید.
وَالْمَلَكُ عَلَى أَرْجَائِهَا وَيَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّكَ فَوْقَهُمْ يَوْمَئِذٍ ثَمَانِيَةٌ-در آن روز ملک( ملائکه به ملک تبدیل می شوند) و به کناری قرارمی گیرند و طرح و برنامه خداوند در آن روز بر هشت استوار است.
علم فیزیک کوانتومی امروزه واقعیت این آیه شریفه را روشن می کند و خداوند برای هدایت مردم متفکر و اندیشمند این راز علم فیزیک را در قالب تمثیلی بیان داشته است. این که آقای سروش فهم و درک فیزیک کوانتوم و ارتباط آن با این آیه را نتوانسته بفهمد و آن را مورد تمسخر قرار می دهد و این آیه را هذیان گوئی پیامبر می داند و وحی را به عنوان کلام خداوند رد می کند مایه بسی تاسف است برای دانشجویان عزیزی که آشنائی با قرآن ندارند و نظر گذشتگان را ملاک سنجش آیات متشابه قرار می دهند و تحت تاثیر کلمات بی منطق و فلسفه بافی فردی نا آگاه و مغرض و بی ایمان قرار می گیرند.
البته به نظر این جانب عدو شود سبب خیر گر خدا خواهد. کار ایشان باعث شد که عده ای برای دست یافتن به واقعیت قرآن پشت پا به نظر گذشتگان و تصورات ذهنی آنها بزنند و به قرآن مراجعه کنند. کجای این آیه عنوان شده که تخت خداوند که روی آن نشسته را هشت فرشته حمل می کنند. خرافات هزار سال قبل را کلام خداوند تصور کردن و بر آن ایراد گرفتن عقل ما اشکال دارد یا کلام خداوند.
باید تحولی نو و بینش مبتنی بر دانش علوم تجربی در تاویل آیات متشابه بکار گرفته شود و خود را از بند تصورات کهن منسوخ شده از نظر علمی رها سازیم و قرآن را از مهجوریت بیرون آوریم و فرصت به سوء استفاده کنندگان معاند و مخالف و متحجر ندهیم. متاسفانه مقالات من در موتور جستجوی مورد بی مهری قرار گرفته و در گوشه و کنار ها مستقر شده تا دید علاقمندان بر آن نیفتند. لذا از تمامی کسانی که به نو اندیشی علمی آیات متشابه اعتقاد دارند تقاضا می شود سایت را به دیگران معرفی کنند تا علاقمندان با مراجعه مستقیم به مقالات دسترسی داشته باشند و در امر خیرنواندیشی علمی شرکت کنند. اجر شما با خداوند متعال انشاء الله- سید محمد تقوی اهرمی شهریور 1397 ویرایش و اصلاحیه جدید - تیر 1399
مطالب علمی این نوشتار از ویکی پدیا و سایت های ذرات بنیادی و سایت quantenwelt.de استفاده شده است- ویرایش جدید شهریور 1404
{jcomments on}
Write comment (2 Comments)- توضیحات
- بازدید: 9001
مقدمه نوشتار
انسان و سایر موجودات زنده دارای ساختار مادی هستند و از مولکول های آلی شیمیایی ساخته شده اند ولی این ساختار مادی به تنهائی قادر نیست ماهیت زنده بودن را در اختیار آن ها قرار دهد. بنابراین عوامل و فاکتورهای دیگری باید وجود داشته باشند تا حیات در درون آنها تداوم یابد. ماده و انرژی تواما لازم و ملزوم یکدیگرند تا بقاء حیات را تضمین نمایند. موجود زنده بدون سوخت و ساز که یک واکنش انرژی زا است و متابولیسم موجود زنده را هدایت می کند و هم چنین تبادل اطلاعات که در امر توارث و ساختن ترکیبات مورد نیاز بدن بر اساس برنامه تدوین شده عامل اساسی است نمی تواند ادامه حیات دهد.
امروزه ما مفهوم نیرو و انرژی را در تبادل اطلاعات در فضای مجازی و اینترنت و انتقال داده های عظیم را به خوبی درک می کنیم. سخت افزارها بدون برنامه ریزی نرم افزاری که بر پایه انرژی و نیرو بنا شده نمی توانند مفهومی داشته باشند. این یک واقعیت انکار ناپذیر در عصر شکوفائی علم است. ترکیبات آلی ساختاری بدن موجود زنده حکم سخت افزار را دارد که بدون نیرو و انرژی و برنامه ریزی تدوین شده که در نهاد موجود زنده قرار داده شده عملا ماهیت خود را از دست می دهند.
این برنامه با انتقال داده های موجود زنده از طریق توارث به جانشین او می رسد. خیل عظیم بند پایان که 80 درصد موجودات زنده را تشکیل می دهند، ماموریت دارند تا براساس برنامه ریزی تدوین شده در ژن آن ها که بدون کم و کاست به نسل بعدی منتقل می شود فعالیت خود را که بقاء حیات در کره زمین است انجام دهند. در قرآن در آیات 49 و 59 سوره نحل فعالیت بند پایان (ریز جنبندگان) را امری است که در وجود آن ها نهاده شده و با ملائکه که قوانین طبیعت هستند مامورند کار محوله را انجام دهند .
وَلِلّهِ يَسْجُدُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ مِن دَآبَّةٍ وَالْمَلآئِكَةُ وَهُمْ لاَ يَسْتَكْبِرُونَ- يَخَافُونَ رَبَّهُم مِّن فَوْقِهِمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ- و آنچه در آسمانها (هفت جو زمین و اشاره به موجودات زنده است من دابه موید این موضوع است) و آنچه در زمين از جنبندگان و ملائکه هستند براى خدا سجده مىكنند ( بر فطرت ذاتی خود باقی ماندن تسبیح خالق متعال است) و تكبر نمی ورزند- از پروردگارشان كه حاكم بر آن هاست خوف دارند (احساس مسئولیت میکنند) و آنچه را ماموریت دارند انجام می دهند.
یک حشره نر و ماده به محض بیرون آمدن از لارو خود جفت گیری می کنند و نوع نر می میرد و ماده می داند که تخم های خود را در کجا بگذارد تا نوزادان بتوانند بدون حضور مادر تغذیه و رشد کنند و نوزاد بدون حضور والدین بر اساس برنامه ریزی ژنتیکی منتقل شده دقیقا روش زندگی خود را می داند. قرآن این برنامه ریزی را امر و وحی خداوند می داند که هدایت تمامی موجودات زنده را که در نهاد آنها قرار داده است بر عهده دارد. مثال وحی به زنبور عسل نمونه بارزی است که در قالب تمثیل و زنبور هم نمونه تمثیلی از بند پایان برای ما تشریح داده است. دو آیه 68 و 67 سوره نحل به این موضوع می پردازد. خداوند به زنبور عسل وحی فرموده و شیوه زندگی و روش برچیدن گرده گل و تولید عسل را یادآوری می کند و تاکید می فرماید روش زندگی زنبور عسل امر وحی خداوند در نهاد او است و باید این راه خدائی را انجام دهند، به آیات توجه فرمایید.
وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا يَعْرِشُونَ
خداوند به زنبور عسل وحی نمود که در کوهستان و درختان مشجر و داربست های چوبی لانه درست کنید-شیوه ساختن و محل ساختن لانه برنامه تدوین شده خداوند در ژن زنبور عسل گذارده شده است و زنبور نمونه ای از یک پدیده زنده طبیعی است.
ثُمَّ كُلِي مِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلًا يَخْرُجُ مِن بُطُونِهَا شَرَابٌ مُّخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ فِيهِ شِفَاء لِلنَّاسِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ
پس از ساختن لانه بر اساس رهنمودی که خداوند داده است و در نهاد آنها گذارده- فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ (راهی که خداوند شما پیش پای شما نهاده را طی کنید، مفهوم وحی به زنبور در این جمله نهفته است)- از ثمرات گیاهان بهره جوئید ، این چنین از درون آنها عسل با رنگ های متنوع حاصل می شود که در آنها برای مردم درمان و شفاء مقرر شده إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ.
این آیه (پدیده طبیعی) برای آن هائی که در آن تعقل می کنند نشانه ای است. وحی امر خداوند است. امر خداوند به رسولان الهی هم وحی است از سنخ دیگر- فیزیک و شیوه نزول وحی در قرآن- قرآن در تمامی موارد پدیده های طبیعی در قالب تمثیلی کوتاهی و صرفا برای یادآوری و تذکر به آنها اشاره کرده است. در بالا اشاره شد ساختار بدن انسان از ماده و انرژی ساخته شده است. سوخت و ساز نیرو و انرژی است که با ماده که ترکیبات آلی ساختار بدنی انسان یک مجموعه بهم پیوسته را تشکیل میدهند. ماهیت سوخت و ساز واکنش سوختن است. آتش در چوب قرار داده شده تا هر وقت ما بخواهیم ان را برای نیاز خود بیرون آوریم.
الَّذِي جَعَلَ لَكُم مِّنَ الشَّجَرِ الْأَخْضَرِ نَارًا فَإِذَا أَنتُم مِّنْهُ تُوقِدُونَ-خداوند است که در نهاد درخت سبز برای شما آتش را قرار داد که هر وقت نیاز داشتید آن را بیرون می آورید. شرایط را برای بیرون آوردن آتش باید فراهم کرد درختی که خشک شد و آب درون آن بخارشد آماده است که شما عمل سوختن را انجام دهید و سوختن واکنش شیمیایی است با اکسیژن هوا وقتی ما نفت را که درجه احتراق آن بالا دارد را بر روی چوب می ریزیم و آتش میزنیم این واکنش شیمیایی شروع می شود و هیدراتهای کربن موجود در چوب با اکسیژن هوا ترکیب می شوند و انرژی آزاد می شود و ما با حرارت و نور و شعله ان را (انرژی را که آزاد می شود) حس می کنیم.
آیا این تمام موضوع سوختن است، عاملی که این تظاهرات سوختن را بیرون میدهد واکنش شیمیائی است که از دید ما پنهان است. حال سوختن کند داریم و تند و فوق العاده سریع ، حرارت و انرژی آن هم متفاوت است و در بدن موجود زنده کند است و شعله ندارد و آنزیم ها نقش نفت را بازی می کنند و هیدرات های کربن، پروتئین ها، چربی ها را وادار به سوختن می کنند و انرژی مورد نیاز بدن تامین میشود.
یکی از علائم سوختن کند در مثلا انسان حرارت بدن او است که روی درجه 37 به قدرت خداوند متعال و با دخالت اسباب و قوانین طبیعت که ملائکه هستند ثابت می مانند و بقیه انرژی در بدن صرف انواع فعالیت های جسمی بکار گرفته می شود و اگر مازاد داشته باشد به صورت چربی در بدن ذخیره میشود. موجودات زنده از دو عامل ماده و انرژی تشکیل شده اند عناصر و ترکیبات شیمیایی ساختار جسمی را به وجود می آورند.
در ترکیبات شیمیایی دیگرهم نیرو بکار رفته مانند سنگ ها ولی فرقی که موجود زنده و سنگ دارد در عمل سوخت و ساز در درون ساختار بدن موجود زنده است که همین سوختن است که بدون آن موجود زنده مفهومی ندارد.
حال این انرژی که در سوختن آزاد می شود از کجا می آید. مولکول های شیمیایی از پیوستن اتم ها به یکدیگر ایجاد شده اند. این اتم ها با اشتراک گذاشتن الکترون های مدار خارجی خود به صورت اشتراکی یا رد و بدل کردن آن پیوند مولکولی را ایجاد میکنند. نیرو و انرژی در این پیوند ها دخالت مستقیم دارند. این پیوند ها که از هم گسسته می شوند انرژی را آزاد یا از محیط می گیرند. این پیوند ها در طبیعت بی جان مانند سنگ ها بدون تغییر باقی می مانند مگر اینکه برخی از ترکیب شیمیایی آن با اکسیژن واکنش داشته باشند و اکسیده شوند. در موجودات زنده این پیوند ها در سلول ها و دیگر اعضاء بدن دائم در تغییر و تبدیل هستند و انرژی می گیرند و یا آزاد می کنند .هر ترکیب شیمیایی در بدن دارای یک واسطه است بنام آنزیم ها است. این انرژی سوخت ساز مدت های مدیدی از دید انسان پنهان بودند. به عبارتی جن بودند، وجود داشتند و در کنار ما بودند و با ما زندگی می کردند و می کنند و اولاد انسان انس و جن تواما است. هم اولاد جن بشمار می آید و هم انس. ولی ما آن ها را کشف نکرده بودیم. اکنون برای ما روشن شده است. به نوشتار جن و جان از خرافات تا واقعیت قرآنی-قسمت دوم جن و انس- مراجعه فرمایید.
خداوند متعال در آیات ذیل نوید روشن شدن موضوعات علمی را برای ما بیان میکند که یکی امر وحی در ژن زنبور عسل، جن و انس و بسیاری موضوعات دیگر که اگر ما خود را از تصورات کهن که نظر گذشتگان از حدود هزار سال به این طرف است و بر باور ذهنی ما فرو رفته رها سازیم و پرده ابهام را از روی آیات متشابه قرآن کنار بزنیم، حقایق علمی آن روشن می شود. این مقدمه طولانی برای تشحیذ ذهن عرض شد تا به موضوع ژنتیک برسیم. مسئله مهمی که در مقدمه بیان شد درحقیقت سه عامل اساسی موجود زنده است
جهان بینی زیست شناسی قرآن
اول ساختار مادی که انسان از آن درست شده و دوم انرژی یا تبادل انرژی که سوخت و ساز را بر عهده دارد و اطلاعات ساختاری بدن را ایجاد می کند و عامل سوم و اصلی نرم افزار فرماندهی ژن موجود زنده که همان امر و وحی خداوند است که هدایت موجود زنده را برعهده دارد. این سه عامل جهان بینی زیست شناسی قرآن را بیان میکند. علم عامل سوم را کار ندارد، زیرا مقوله ماوراء جهان مادی است
خُلِقَ الْإِنسَانُ مِنْ عَجَلٍ سَأُرِیكُمْ آیَاتِی فَلَا تَسْتَعْجِلُونِ -انبیا ۳۷ ذات انسان بر عجول بودن خلق شده، بزودی آیاتی را به شما نشان داده می شود عجول نباشید.
برخی این آیه را به DNA ربط می دهند که درست نیست. میتواند حما مسنون و یا صلصال و یا صلب و ترائب و یا نطفه امشاج و یا ماء مهین و.. باشد که ادله های علمی آن ها روشن شده است. برای دانستن دلائل علمی آن روی کلمات کلیک کنید. آیه معروف دیگری هم ذیلا تقدیم می شود.
سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيد
بزودی آیات (نشانه های) خود را در کائنات و در نفس وجودی خودتان نشان خواهیم داد تا واقعیت حقانیت خداوند برای شما روشن شود .آیا این شما کفایت نمی کند که تمامی جهان مادی بر حقانیت او شهادت می دهند.
نشانه های فراوانی در دو قرن اخیر کشف شده که بسیاری از آیات متشابه را میتوان به کمک آن علوم تاویل نمود.
ژنتیک اساس تداوم حیات و انتقال خصیصه موجودات زنده است
از جمله موضوعی که می تواند منظور آیه فوق باشد که بزودی نشانه های خود را در آفاق و در نفس خودشان را به آنها نشان میدهیم ژنتیک در وجود انسان است. در این آیه از درون خود انسان نام برده و این احتمال می رود که منظور اشاره به DNA باشد. ما موارد بسیار دیگری در قرآن داریم که به خلق ژن به صورت ژن اولیه RNA در پروکاریوت ها که قرآن به آن نطفه امشاج نامیده اشاره کرده که از سیاق آیات و زمان و مکان بروز آن و مقایسه با علم زیست شناسی و تاریخچه حیات در زمین اولیه میتوان فهمید – و DNA به صورت علقه که زمان نفخت من روحی است و روح امر نهاده شده در DNA است. بعلاوه بر اساس آیات قرآن در 9 و 10 سوره فصلت و برنامه ریزی اقوات یا غذای بیولوژیکی در چهار دوره برای موجوداتی که قرار است خلق شوند- باکتری های اولیه حیات و در دوره چهارم اقوات و بر اساس علم زیست شناسی ماده زنده که دارای ژن اولیه RNA است از ماده بیجان خلق میشود. به مقاله حما مسنون و صلصال پایه و اساس اولیه حیات مراجعه فرمایید.
ژن و اشاره به ساختار و وظایف آن در قرآن
جالب است که قرآن صراحتا به DNA و ماهیت ذخیره اطلاعات فردی انسان اشاره کرده است. تمثیلی است زیبا و در ارتباط با دو رشته ژن. آیات ذیل را ملاحظه فرمایید.
سوره ق آیات 16 الی 18
وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ
إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيَانِ عَنِ الْيَمِينِ وَعَنِ الشِّمَالِ قَعِيدٌ
مَا يَلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ
در حقیقت ما انسان را خلق کردیم و تمامی وسوسه ها ی نفسانی او را می دانیم و ما از رگ گردن او به او نزدیک تریم-زیرا که يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيَانِ – دو راست و چپ درهم تلاقی کننده متوالی ( متلقیان یعنی یتلقی را تکرار کردن ) در وجود انسان نشانده شده-هیچ سخنی گفته نمی شود یا هیچ عملی از انسان سر نمی زند مگر اینکه رقیب می گیرد و عتید ضبط می کند.
"در تفسیر المیزان نکات و معانی ظریفی اشاره شده که ابتدا به آن اشاره می کنم و سپس بحث را ادامه می دهیم."کلمه تلقی و تلقن به معنای گرفتن است و مراد از متلقیان بطوریکه از سیاق آیات استفاده میشود دو فرشته است موکل بر انسان و عمل او را تحویل گرفته آن را با نوشتن حفظ می کنند" و در چند جمله پایین تر می فرماید. به مقاله سجده ملائکه به نطفه علقه مراجعه فرمایید.
"و جمله عن الیمین و عن الشمال قعید می خواهد موقعیتی را که ملائکه نسبت به انسان دارند را تمثیل کند و دو طرف خیر و شر انسان را که حسنات و گناهان منسوب به آن دو جهت است به راست و چپ محسوس انسان تشبیه نماید و گرنه فرشتگان موجوداتی مجردند که در جهت قرار نمی گیرند." یک مطلب دیگر را هم علامه اشاره فرموده که کوتاه اشاره کنم." لفظ به معنی پرتاب کردن است و اگر سخن گفتن را لفظ نامیده اند به نوعی تشبیه است و کلمه رقیب به معنی محافظ (حفظ کننده اعمال) و عتید به معنای کسی است که فراهم کننده مقدمات آن ضبط و حفظ است. خلاصه مطلب علامه موضوع رقیب وعتید است. یکی مقدمات را فراهم میکند و دیگری ضبط میکند. "
فرشته نامیدن یتلقی المتلقیان از نظرات کهن در تفاسیر نقش بر بسته که علامه هم از آن استفاده کرده که البته در این دو کلمه هیچ اشاره ای به فرشته یا ملائکه یا مامور نشده و با آیات همخوانی ندارد و تصورات ذهنی ما است. علامه آنرا تمثیلی می داند برای فهماندن مطالبی. خود کلمات معانی خود را دارند. دو ملاقات کننده و بهم رسیده و با هم برخورد کرده و یا در هم فرو رفته معنی میدهد. دو راست و چپ که با هم تلاقی می کنند و این تلاقی مکرر در آن انجام می شود. مفهومی است که از خود کلمه استنباط میشود همه اینها در درون انسان قعید شده اند، قرارداده شده اند یا نشسته اند.
حال چرا خداوند در این تمثیل زیبای علمی از کلمه یتلقی المتلقیان استفاده کرده است و مفهوم علمی آن چیست نیاز داریم مقداری درباره ساختار مولکول اسید دی اکسی ریبو نوکلئیک که همان مولکول DNA است مطلبی بنویسم.
مطالبی که نقل می کنم از کتاب ارزشمند مبانی ژنتیک مولکولی مرحوم دکتر یزدی و مقاله DNA پروفسورفون گراری فلزنفلد-Von Grary Felsenfeld در مجله –Spektrum der Wissenschaft: die Molekuele des Lebens 1986 انتخاب شده است.
ساختار مولکولی DNA
مولکول DNA از دو زنجیره یا رشته که در سمت راست و چپ محور میانی قرار گرفته اند مانند یک نردبان که دو پایه دارد و به وسیله پلکان این دو پایه بهم وصل شده اند. اساس این ساختار بر روی نوکلئوتیدها قرار دارد و یک نوکلئوتید از یک قند ساده بنام ریبوز و یک عامل فسفات و یک باز آلی تشکیل شده است که بهم وصل شده اند. تصویر(1 قند ریبوز را نشان میدهد. فرمول قند ساده و نام گذاری اتم های کربن آنها که در علم ژنتیک کاربرد وسیع دارد. سمت چپ ریبوز و سمت راست یک عامل هیدروکسیل در کربن ،2(دو پریم) با عامل هیدروژن جایگزین شده و دی اکسی ریبوز را نشان میدهد. DNA قند های آن دی اکسی ریبوز و RNA قندهای آن ریبوز است. دو فرمول را با هم مقایسه فرمائید که اختلاف آنها در چیست؟
تصویر شماره 1
عامل فسفات بر روی کرین های شماره ،5 (پنج پیریم) و،3 قند ریبوز می نشیند و از هر نشستن یک مولکول آب از محیط خارج میشود. محل اتصال فسفات در همین جا ها مرتبا تکرار میشود و با از دست دادن مولکول های آب فرمول زنجیره ای طویل درست میشود. در اتم های،ا (یک پریم کربن) قند، یک باز از چهار باز تیمین، آدنین، سیتوزین و گوانین مطابق تصویر شماره (2) می نشینند و تکرار می شوند. تصویر3 (اشاره کوتاه برای تشحیذ ذهن، آبی که خارج می شود همان ماء دافق است که اساس تشکیل نطفه آغازین حیات است)
تصویر شماره 2 تصویر شماره 3
نوکلئوتیدها مطابق تصویر شماره 3 به صورت ماکرو مولکول زنجیره ای بصورت عمودی توالی پیدا می کنند. این نوکلئوتیدها پشتشان به پروتئین ها وصل است. یعنی دو پایه نردبان از پروتئین ها و DNA و RNA ساخته شده اند و طرف داخلی نردبان که به پله ها وصل است DNA و RNA مقابل هم قرار گرفته اند که بازهای چهارگانه T ،G ،C ،A مطابق شکل های 2 و3 حکم پله ها را دارند. تصویر4 ساختار دو بعدی و تصویر شماره 5 ساختار سه بعدی DNA را نشان میدهد.
تصویر شماره 5 تصویر شماره 4
اساس مولکول DNA از نوکلئوتیدها، بازها و پروتئین ها بنا شده. طرز قرار گرفتن بازها و نوع پروتئینی که باز ها به آن وصل میشوند تشکیل کودن یا رمز گذاری ژن می دهند که بحث مفصلی دارد. مطلب مهمی که ما می خواهیم از آن استنباط خود را بیرون آوریم تاب خوردن دو رشته DNA و محل های تکرار کدینگ ژن ها است. ژنها توالی و طرز قرارگرفتن بازها در زنجیره دو رشته است. همانطور که در تصویر شماره 5 ملاحظه فرمایید هر سه باز تشکیل یک کودن میدهند و مقابل هر کدون هم یک پروتئین خاصی از 20 نوع پروتئین ساختار موجود زنده قرار گرفته است. رشته سمت راست قرمز رنگ DNA پیک نامیده میشود که حامل ژن ملکولی است.
ترتیب قرارگرفتن بازهای ملکول اسید ریبونوکلئیک RNA مکمل بازهای یکی از دو رشته یا زنجیره DNA است. یعنی مکمل زنجیره ای که از روی ان مولکول جدید RNA ساخته میشود بنام زنجیره الگو یا حساس.
بنابراین دو زنجیره هر کدام ماهیت کاری خود را دارند. زنجیره ای که روی آن رونویسی انجام نمی شود را زنجیره ضد الگو می نامند. در مولکول DNA تمامی ژن ها الزاما روی یک زنجیره قرار ندارند بلکه در هر دو توالی الگو و ضد الگو وجود دارد. دو رشته درهم پیچ خورده هستند و در نقاطی مثلا در هرده جفت باز یک تاب خوردگی 360 درجه وجود دارد که شیار بزرگ و شیار کوچک نامیده میشوند. این تلاقی ها در هر چند جفت باز تکرار می شود و برای رونویسی اهمیت ویژه ای دارد. این مفهوم را میرساند که دو رشته در مکان هائی بهم میرسند یا تلاقی می کنند و یا همدیگر را ملاقات می کنند. این محل ها برای دانشمندان علم زیست شناسی برای رمز گشایی بسیار با اهمیت است. این مطلب اول بود و
مطلب دوم در بحث رونویسی رونوشت یا کپی برداری از DNA سه نوع اسید ریبونوکلئیک پیام، ناقل و ریبوزومی نقش دارند. زنجیره RNA پیک حامل رموز ژنتیک یعنی لغات سه حرفی و جمله های رمز ژنتیک است (تصویر5) مولکول اسید نوکلئیک ناقل اسید آمینه های مخصوص خود را به شیوه خاص جذب و با خود به جایگاه حمل میکند. اصطلاحا به داخل کارگاه و اسید ریبونوکلئیک های ریبوزومی که در ساختمان DNA قراردارند- رشته چپ در تصویر شماره 4 آنها را در ساختار ژن بعد از شناسائی قرار میدهند. بازها و مولکولهای مورد نیاز را منتقل و مقدمات ذخیره سازی را فراهم میکند.
بنابراین با مطالب عنوان شده این دو رشته راست و چپ در محل هائی خاص و تکرار شونده درهم تلاقی میکنند و دوم RNA ریبوزومی با تحویل گرفتن اسیدهای آمینه و نوکلئوتیدها مقدمات کپی برداری را فراهم میکند.
حال که تا اندازه ای به سیستم ژنتیک آشنا شدیم مجددا به آیات اشاره شده بالا نگاهی می آندازیم و در باره آنها تفکر و تعقل میکنیم .سوره ق 16 الی 18
وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ
إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيَانِ عَنِ الْيَمِينِ وَعَنِ الشِّمَالِ قَعِيدٌ
مَا يَلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ
خداوند در درون انسان از رگ گردن به او نزدیک تر است، زیرا دو راست و چپ درهم تلاقی کننده متوالی ( متلقیان یعنی یتلقی را تکرار کردن ) در درون بدن انسان نشانده شده، عملی انجام نمی شود مگر اینکه رقیب مقدمات را فراهم و عتید آن را ضبط می کند. رقیب و عتید دو رشته DNA هستند که خداوند متعال در تمثیلی بیان فرموده. خداوند با روح خود در این تبادل اطلاعات امر خود را اجرا می کند و تمامی مکانیسم گرفتن داده ها و ضبط آن را هدایت میکند و نمونه آن در وحی به زنبور عسل اشاره شد. حال معنی یتلقی المتلقیان معنی علمی خود را پیدا میکند. دو متلقی کننده با عمل تکراری متلقیان در چپ و راست در بدن انسان نهاده شده که عمل ملاقات کننده تکراری را با هم دارند. این تاویل علمی و واقعی این آیات متشابه است که ما باید با ابزار علم آن را کشف کنیم نه در تخیلات ذهنی گذشتگان .
حدود چند میلیارد سلول در بدن انسان وجود دارد که در درون هسته آنها ژن قرارداده شده و این چند میلیارد ژن با هم رابطه ای سازمان یافته دارند. تصور کنیم اگر کوچکترین عملی را انسان انجام دهد در ژن ضبط می شود و هم زمان در یک آن در همه سلول ها این تغییر اطلاعات ضبط می شود. علم زیست شناسی این موضوع را بر گردن واکنش های شیمیایی انداخته است ولی در حقیقت هنوز علم رمز و راز مدیریت آن را کشف نکرده و سرعت پخش داده در تمامی چند میلیارد سلول در یک آن انجام می شود و امری محیرالعقول است که علم از روی آن می پرد. دنیایی از واقعیت های نهفته علمی در آیات قرآن وجود دارد که تنها با تفکر و تعقل و مقایسه با علم مربوطه فهمیدنی است نه با نظر گذشتگان. آیات زیر را نگاه کنیم و با علم روز قیاس کنیم-به مقاله راجرز پنروز دانشمند فیزیک نظر قرآن را تائید کرد مراجعه فرمایید.
کتاب مبین مرکز ضبط داده های ساختار مادی و اعمال انسان و تمامی موجودات زنده است
إِنَّا نَحْنُ نُحْيِي الْمَوْتَى وَنَكْتُبُ مَا قَدَّمُوا وَآثَارَهُمْ وَكُلَّ شَيْءٍ أحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُبِينٍ-بدرستیکه ما مرده را زنده می کنیم و کلیه آثار وجودی گذشته و حال او را در امام مبین (همان کتاب مبین است) هارد دیسک عظیم جهان خلقت می نویسیم. مرده ای که پوسیده و زمین آثار مادی او را بر باد داده و اثری از آن نیست تنها با اطلاعاتی که از بدن موجود زنده در هنگام حیات به مرکز داده های کتاب مبین منتقل شده زنده می شود. این با علم فیزیک کوانتوم و عالم غیب قابل درک است .قیامت و علم کوانتوم
آیات 1 الی 4 آن سوره توجه فرمایید.
ق وَالْقُرْآنِ الْمَجِيدِ-- بَلْ عَجِبُوا أَن جَاءهُمْ مُنذِرٌ مِّنْهُمْ فَقَالَ الْكَافِرُونَ هَذَا شَيْءٌ عَجِيبٌ- أَئِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا ذَلِكَ رَجْعٌ بَعِيدٌ- قَدْ عَلِمْنَا مَا تَنقُصُ الْأَرْضُ مِنْهُمْ وَعِندَنَا كِتَابٌ حَفِيظٌ
"قسم به قرآن مجید کافران می گویند اینکه ما مردیم و بدن ما خاک شد دوباره زنده شویم بسیار بعید است، بعبارتی می گویند چیزی و آثاری از بدن ما دیگر وجود ندارد چگونه ما دوباره زنده میشویم، خداوند میفرماید بله میدانم که زمین چیزی از شما باقی نمی گذارد اما نزد ما یک کتاب حفیظ است."
کتاب حفیظ تمامی داده های اطلاعاتی مورد نیاز برای زنده شدن انسان در آن محفوظ نگه داری شده و به زبان امروزی ذخیره شده است. نوشته های محفوظ، یا به زبان امروزی اطلاعات ذخیره شده،
بنابراین زنده شدن انسان با همین بدن مادی و بوسیله همین اطلاعات اتفاق می افتد. کتاب حفیظ در قرآن در ارتباط با کتاب مبین است که در آیات دیگری نیز به آن اشاره شده است. کتاب مبین در بسیاری از آیات مرکز داده های جهان آفرینش هم نامبرده شده و این کتاب حفیظ داده های مخصوص انسان است و میتواند یکی از فایل های آن بشمار آید.
روح ماموریت انتقال داده ها را بر عهده دارد و در ارتباط تنگاتنگ با مولکول های ژن موجود زنده است. روح من امر ربی است. موجود زنده از زمانی که از ماده بی جان به جاندار تبدیل می شود ژن اولیه در آن ایجاد می شود. باکتری های غیرهوازی بدون غشاء هسته و هسته اولین نفس حیات در زمین اولیه است و نفس واحده تک سلولی تکامل یافته با ژن کامل این تک سلولی اولیه است که حدود دو میلیارد سال بعد از آن خلق می شود که تمامی موجودات زنده از این نفس اولیه نشات میگیرند. این علقه است.
برای تداوم حیات موجود زنده باید ابتدا غذای فراوان خلق شود و سپس سلول اولیه حیات در آن مستقر شود. این را علم زیست شناسی یکی از موارد و شرایط ایجاد حیات می داند. قرآن بر روی پوسته جامد و داغ اولیه زمین اقوات غذای بیولوژیکی موجودات زنده را در چهار دوره برنامه ریزی کرد. براساس نظریه دانشمندان معروف تکامل و زیست شناسی نطفه اولیه حیات که تنها از ژن تشکیل شده بود در چهار مرحله ایجاد شد- اقوات ترکیبات آلی از چربی ها، نوکلئوتیدها، اسید های آمینه، قندها در چهار مرحله از ساده ترین مولکول های آلی تا ماکرو مولکول های زنجیره ای ژن ها در چهار دوره ایجاد شدند و در دوره آخر حیات در مولکول های ژن خلق الساعه ایجاد می شود. ماده بی جان به جاندار تبدیل می شود.
قرآن دمیدن روح را در ژن را در آیات زیر بیان فرموده است.سوره سجده
الَّذي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَ بَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسانِ مِنْ طينٍ (7) ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ ماءٍ مَهينٍ (8) ثُمَّ سَوَّاهُ وَ نَفَخَ فيهِ مِنْ رُوحِهِ وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ قَليلاً ما تَشْكُرُونَ-سجده-خداوند است که کل شیئ (کل جهان مادی ) را به نحو نیکو آفرید و خلقت انسان را از طین آغاز کرد و سپس نسل بعد از آن را از سلاله (ترکیبات مشتق شده از آب کم) قرار داد و سپس آن را سویته کرد و روح خود در آن نهادینه کرد و بعد از شکل دادن به اولین نفس حیات روح خود را در آن دمید.
در این مرحله نسل ایجاد شده بعد از نفخ من روحی هنوز اعضاء بدن ندارد. باکتری هوازی هسته دار با ژن DNA کامل که علقه است. اقرا بسم ربک الذی خلق خلق الانسان من علق
این علق تک سلولی هسته دار با غشاء هسته ای و غشاء سلولی کامل که بعد از ایجاد هفت آسمان جو زمین خلق شد و دارای توارث است و به طریق ژنتیکی و جنسیت تکثیر می پذیرد. هنوز اعضاء ندارد حتی قلب هم ندارد در پروسه تکاملی حیات در چند صد میلیون سال بعد صاحب اعضاء میشود. این را از آیات قرآن در آورده ام که به صراحت بیان کرده است. صلب و ترائب و داستان علمی این رخداد در سه و نیم میلیارد سال قبل.
اگر این پروسه را به درون رحم زن تصور کنیم، وقتی که آب مرد و اوول زن به لقاح می رسند از ترکیب آن دو نطفه ایجاد می شود و هسته اولیه ایجاد شده بعد از لقاح تمامی اعضای بدن را در مقیاس کوچک دارد و رشد آن شروع می شود و قلب نوزاد دو الی سه هفته کامل و شروع به ضربان زدن می کند. بنابراین این پروسه در زمین اولیه رخ داده است. تحولات درون رحم باز آفرینی خلق انجام شده است. برای شما گوش و چشم و قلب قرار داد. خداوند تمامی زمینه ایجاد حیات را فراهم می فرماید که خود مفهوم بسیار گسترده ای دارد. سپس خلقت انسان را از طین آغاز کرد. پروسه خلقت انسان از شروع آن از طین تا ایجاد ترکیبات آلی شیمیایی حیات و مولکول های ژن در چهار مرحله اقوات برنامه ریزی می کند. بعد از بداء خلق الانسان من طین، نسل بعد از آن را که واکنش ها شیمیایی حیات است را از عوامل ساختاری آب که سلاله آب است (عامل هیدروژن و هیدروکسیل یا رسوب ایجاد شده در رس داغ) قرارداد و سپس آن را سویته کرد یا آراست و یا شکل داد. شکل دادن یعنی ابتدا ساختار مولکولی ژن یا نطفه اولیه را برنامه ریزی و مدیریت کرد ( قدر فیها اقواتها فی اربعه ایام) و سپس روح خود را در آن نفخه کرد. با نفخ فیه روحی در ماکرو مولکول زنجیرهای ژن، ژن بی جان به جاندار تبدیل میشود.بعد از ایجاد نطفه اولیه حیات که اعضاء ندارد .طی دوره تکامل زمان بر گوش و چشم و قلب در آن جاعل کرد ولی اندکی شکرگذار هستند.
بنابراین ژن با روح خداوند پیوند ناگسستنی دارد. روح امرخدا است و فرماندهی ژن را بر عهده دارد.
این نطفه اولیه همان نطفه امشاج است که از RNA حلقوی تشکیل شده و علم زیست شناسی آنرا DNA ناقص می داند و اخیرا علم کشف کرده که ابتدای تکامل DNA از RNA حلقوی و در باکتریهای اولیه بدون هسته و غشاء هسته ای بوده است .به مقاله نفخ من روحی در کدام جایگاه خلقت انسان رخ داده است مراجعه فرمایید. سید محمد تقوی اهرمی شهریور 1397 ویرایش جدید تیر ماه 1399ویرایش جدید مهر ماه 1403
{jcomments on}
Write comment (0 Comments)- توضیحات
- بازدید: 5301
مقدمه نوشتار
زمین طی فرایندی زمان بر از توده ابر خورشیدی و هم زمان با سایر سیارات منظومه شمسی از خورشید جدا و خرده سیارات هم احتمالا از برخورد دو سیاره با یکدیگر ایجاد شدند. علم اختر شناسی چگونگی این فرآیند و بسیاری نکات مهم آن را هنوز کشف نکرده است. سالیان دراز گذشت تا زمین شکل کنونی خود را پیدا کند. حیات در آن ایجاد شود و انسان به تمدن کنونی برسد. هم زمان با پیدایش انسان نظرات گوناگونی در چگونگی خلقت انسان ابراز شد. کهن ترین نظریه پیدایش موجودات زنده بر پایه اصل ایجاد یک باره از ماده اطراف خود می باشد که به غلط به خلق الساعه معروف شده است. معنی خلق الساعه یعنی ایجاد یک باره که شامل همه چیز می شود. مثلا علم فیزیک می گوید کیهان یکباره و از هیچ خلق شد. یعنی کیهان خلق الساعه ایجاد شد. این اصطلاح بیشتر در باره خلق موجودات زنده مطرح شد و ریشه آن هم از پیدایش آدم از گل و به یکباره تخیلات انسان به دلیل فهم زمان خود شکل می گیرد. خداوند در کتب توحیدی فرمود ما انسان را از خاک آفریدیم. فهم انسان در زمان متفاوت نسبت مستقیم با آگاهی های علمی زمان خود دارد. در کتب دینی قدیم اثری از کلام خداوند نیست، بلکه تفسیر انسان ها از کلام خدا جایگزین کلام خداوند شده است. خداوند از خاک گل درست کرد و گذاشت ور بیاید و سپس هیکل آدم را ساخت و آن هیکل به فرمان خداوند به یک باره زنده شد بی مقدمه و تنها با آب و گل. این شد خلق الساعه و پایه تفکرات انسان شکل گرفت.
خلقت موجودات زنده به صورت یکباره از محیط اطراف
یکی از موضوعات در این دیدگاه هم خلقت موجودات زنده به صورت یکباره از محیط اطراف است که برداشت های دانشمندان تا قرن 17 میلادی بر باور خود نشانده بود. پدیده ایجاد یکباره مگس، موش، شپش در محیط گندیده و کثافات را سالیان دراز پس از خلقت انسان به عنوان یک ادله بر پیدایش موجودات زنده ازجمله انسان توجیه میشد. برداشت از کتب ادیان الهی هم این موضوع را تائید می کرد. از آنجائی که کتب ادیان الهی و روش نزول وحی کلامی بوده و مانند قرآن در یک محدوده زمانی نازل شده ضبط این کلام و نگهداری اصل متن وحی با شرایط آن زمان امکان پذیر نبوده و پس از مدتی کلام خداوند با تصورات ذهنی و باور عمومی تفسیر شده و سالیان بعد به طریق روایات به تحریر در آمد و این دیدگاه داخل متن کتب (تورات و انجیل) قرارمی گیرد و اصل کلام خداوند تحریف شده است. نظریه خلق الساعه هم شکل مذهبی به خود می گیرد. کلمات خلقت کیهان در شش روز، خلقت انسان از گل رس، هفت آسمان بطور مثال همه کلمات خداوند بوده است که در لابلای وحی به پیامبران به آن اشاره می شده و در ادبیات انسان قرار می گیرد، تصورات ذهنی انسان با دانش روز آن را توجیه می کرده است.
این کلمات در قرآن نیز تکرار شده است. اینکه ما تصور می کنیم که خداوند مثلا کلمه سماوات و الارض را از نوح نقل کرده است غلط و نا روا است. در زمان صدر اسلام شرایط زمانی این فرصت را برای انسان فراهم نمود تا اصل کلام خداوند برای نسل های آینده حفظ شود و با پیشرفت علم مفاهیم آن برای انسان روشن شود. متاسفانه از آنجائی که تصورات کهن به ارث رسیده ریشه در تصورات ذهنی اسرائیلیات دارد و ما آیات متشابه را بر آن اساس تفسیر می کنیم حقایق علمی قرآن هم چنان پنهان مانده است. ما بر تصورات غلط خود تعصب می ورزیم. نمونه آن کلمات صلب و ترائب و ماء مهین و ماء دافق و فرق آنها از نظر علم زیست شناسی و قرآن در قرآن است که با آخرین نظریه های علم زیست شناسی مطابقت دارد –صلب و ترائب – خوشبختانه اصل کلام خداوند در قرآن به عنوان سند در دسترس قرار دارد و واقعیت علمی آن بالاخره تصورات ذهنی کهن را کنار میزند.
نظریه خلق الساعه اساس و پایه تفکرات فلاسفه و دانشمندان قدیم است.
ارسطو بر اساس این طرز تفکر نظریه ای ارائه داد که تمامی موجودات زنده بر سه طریق بطور مستمر خلق می شوند. اول از طریق جفت گیری، دوم تکثیر و رشد و سوم بصورت ایجاد آنی از محیط اطراف مانند کرم هائی که در گوشت مانده پیدا می شوند و چنین تصور می کردند که مگس ها دفعتا از گوشت گندیده خلق می شوند. بر اساس تصورات ذهنی برای خلقت تمامی موجودات زنده هم همین روش خلق شدن به یکباره اعمال شده است و استمرار داشته است. ماده گندیده عامل پیدایش حشرات و مگس ها است. انسان هم توسط خداوند از گل ولای گندیده به شکل ساختاری کنونی ساخته شد و با یک فرمان زنده شد و همسر او را هم از گل باقیمانده درست کرد. در تورات و انجیل تحریف شده صراحتا این واقعه در قالب داستان شرح داده شده. تفکر خلق الساعه با چهره اعتقادی مذهبی در محافل علمی حاکم میشود.
به همین دلیل بوده که کلیسا از آن حمایت می کرده. خلق حیات یکی از موارد نظریه خلق الساعه است که رنگ غالب نظریه خلق الساعه را به خود گرفت و به عنوان اولین نظریه پیدایش حیات تا قرن 18و19 میلادی بر باور مردم جهان به عنوان نظریه روز مستحکم شده بود. دانشمندان اسلامی هم از این نظرات بی بهره نبوده اند و در آثار آن ها امروزه هم به خوبی مشاهده می شود. این تفکر که انسان از گل متعفن گندیده خلق شده از همین طرز تفکر ایجاد شده است. در معنی کلمه حما مسنون هم این موضوع را مشاهده می کنیم حما مسنون گل سیاه گندیده (بسیاری بدبو هم به آن اضافه کرده اند) تعریف شده است. این نظریه در سال 1668 توسط فرانسیسکو ردی با آزمایشی ساده رد شد. وی نشان داد که اگر ما گوشت را از مگس ها دور نگه داریم لارو ها از آن پیدا نمی شوند. وی یک نظر کلی بیان کرد. گیاهان و جانوران فقط از خود آنها ایجاد می شوند. موجود زنده از موجود زنده به وجود می آید.
با کشف میکروسکوپ دانشمندان با دنیای موجودات بسیار ریز مانند باکتری ها و ویروس ها آشنا شدند. در سال 1768 کشیش ایتالیایی اسپال نزانی Spallanzani ثابت کرد اگر ما گوشت را از جریان هوا دورنگه داریم باکتری ها نمی توانند به یک باره خلق شوند. وی آزمایش خود را ابتدا پخت و سپس از هوا دور نگه داشت به اصطلاح امروزی آن را استرلیزه کرد. طرفداران نظریه خلق الساعه بر این عقیده بودند که او ساختار حیات زائی هوا را با پخت و پز از بین برده. بنابراین به عقیده خلق الساعه خللی وارد نشده است. در سال 1862 دانشمند معروف لوئی پاستور آن آزمایش را مجددا تکرار کرد و جریان هوا را با گذاشتن فیلتر برای ورود میکرو ارگانیسم ها مسدود کرد ولی مانع ورود هوا نشد و باکتری هم خلق نشدند و آزمایش کشیش ایتالیایی مورد تایید قرار گرفت و نظریه خلق الساعه برای زیست شناسان و دانشمندان علوم تجربی منسوخ شده در نظر گرفته شد. البته مذهبیون اروپائی بر خلق الساعه بودن خلقت همچنان باقی ماندند، چرا که در کتاب مقدس تورات و انجیل صراحتا این برداشت را تایید میکرد.
با پیدایش تئوری های پیدایش حیات و بحث چگونگی پیدایش حیات از ماده بی جان (همان موضوعی که در زمان پاستور اساس نظریه خلق الساعه بود و رد شد که موجود زنده فقط از موجود زنده ایجاد می شود وبال گردن ماتریالیست ها قرار گرفت) نظریه خلق الساعه در مورد خلقت جاندار از بی جان از حالت سنتی به یک نظریه پویا و قابل بحث در آمد. طرفداران این نظریه اینکه در حال حاضر خلقی از ماده بی جان صورت نمی گیرد را مورد تایید قرار دادند ولی هم چنان عقیده داشتند و دارند که هر موجود زنده به شکل کنونی توسط خداوند دفعتا و بدون مقدمه خلق شده است و تکامل در روند حیات موجودات نقش نداشته است. مذهبیون این نظر را حفظ کردند. در نظریه خلق الساعه دو موضوع اساسی نهفته است. خداوند موجودات زنده را از ماده بی جان آفرید و دوم خلق خود به خودی و به یک باره بوده است.
همانطور که اشاره شد کلام خداوند در انجیل و تورات با تصورات ذهنی انسان ها مخلوط شده و متاسفانه اصل وحی و کلام خداوند در این کتاب در دسترس نیست ولی ما اعتقاد داریم که تورات و انجیل وحی است و کلام خداوند و آخرین اصلاحیه این کلمات با تجدید یا به اصطلاح ویرایش و نگارش جدید در قرآن منعکس شده و خوشبختانه اصل کلام خداوند در قرآن دست نخورده به بشریت اعطائ شده که می تواند تاییده ای باشد بر اصالت این دو کتاب مقدس مشروط به اینکه کلام وحی خداوند را با تصورات ذهنی کهن که یادگار نظریه خلق الساعه است مخدوش نکنیم.
این تعریف بسیار خلاصه ای بود از نظریه اول در پیدایش حیات یعنی خلق الساعه. البته با تحولات پیش آمده و بررسی های علمی خلق الساعه موجودات زنده به صورت انفرادی و به یک باره تا اندازه ای رنگ باخته و منحصر شده به خلقت انسان بصورت دفعتا. بعلاوه دو موضوعی که مادیون بر علیه نظریه خلق الساعه به عنوان ایراد بیان کردند. اول موجود زنده از ماده بی جان ایجاد می شود و دوم حیات بصورت خلق الساعه از ماده بی جان ایجاد شده .هر دو مورد در زمین اولیه رنگ واقعیت به خود گرفته است آن ها مجبور شده اند این دو واقعیت را بپذیرند. حیات امر خدا است.
نکات مهم و اصلی طبیعت گراها درباره خلقت اولیه حیات در زمین اولیه که توسط الکساندر ایوانف اوپارین به عنوان اولین نظریه علمی در مورد چگونگی پیدایش حیات در زمین اولیه مطرح شد ون کات مهمی که مورد تایید علم زیست شناسی قرار دارد پایه بررسی های علمی پیدایش حیات قرارگرفته است. البته آزمایش وی نکات قابل انتقادی دارد که توسط برخی از دانشمندان مورد نقادی علمی قرار گرفته است. نکات زیر که مبنای بحث پیدایش حیات در زمین اولیه در علم زیست شناسی است عبارتند از:
حیات مانند سایر پدیده های طبیعی از طبیعت مادی است. به عبارتی از ماده بی جان منشاء گرفته است.(همان نظریه خلق الساعه)
حیات از نقطه ای مادی آغاز شده و مشمول پروسه زمان بر بوده است. خلق الساعه نبوده است
حیات در زمانی مشخص و از ترکیبات شیمیایی آلی اولیه ایجاد شده است.
تمامی دانشمندان زمین شناسی و زیست شناسی بر اساس موارد فوق و با استناد به فسیل های بدست آمده و آزمایش های مختلف انجام شده تلاش میکنند با ارائه نظرات راز پیدایش حیات را پیدا کنند و تا کنون موفق شده اند تئوری های مختلفی ارائه نمایند ولی هنوز سئوالات بسیاری باقی مانده است. جمله های کلیدی در سر نوشت حیات جا باز کرده و واقعیت علمی به خود گرفته اند. این جمله ها عبارتند از:
حیات از ترکیبات شیمیایی اولیه مانند آب، متان یا کربوئیدرات ها، آمونیاک و سایر و در چهار مرحله ایجاد شده است.
ابتدا می بایستی غذای موجودات اولیه در طبیعت به فراوانی ایجاد شده باشد تا موجود زنده اولیه بتواند ادامه حیات دهد.
اولین واکنش شیمیائی روی سنگ رس و یا سنگ پیریت به عنوان کاتالیزاتور اتفاق افتاده است.
محیط واکنش باید داغ و درجه حرارت می بایستی بالای نقطه جوش آب باشد.
واکنش باید در محیطی عاری از اکسیژن و تاریک اتفاق افتاده باشد.
بر اساس این موارد سه تئوری اصلی شکل گرفته است.اول حیات در اعماق اقیانوس و بر روی سنگ پیریت که از دهانه آتشفشان های زیر اقیانوس خارج میشوند ایجاد شده. دوم حیات بر روی پوسته جامد تازه شکل گرفته و در برکه ها و دریا که در آن مواد غذایی فراوان در حد سوپ اولیه وجود داشته است ایجاد شده و سوم از خارج از زمین به زمین منتقل شده است .هر کدام از این سه شاخه اصلی تئوری ها در نظرات متفاوتی بحث و تجزیه و تحلیل میشود و اشکالاتی و سئوالاتی علمی فراوانی مطرح است.
قرآن در موارد فوق چه نظری بیان داشته است
آیات فراوانی در خلقت حیات و درون آن انسان در قرآن وجود دارد که نکات مهم نظریه خلق الساعه را رد میکند ولی ایجاد موجود زنده از ماده بی جان برای اولین بار به صورت خلق الساعه را تایید میکند این نکته همان وحی (نفخت من روحی) خداوند است که در کتب ادیان الهی آمده و به سرنوشت خلق الساعه و یا تصورات ذهنی انسان باستان تعویض و مخدوش شده است. البته در مرحله نخستین خلقت موجود اولیه حیات که براساس یافته های علمی اولین نطفه حیات باکتری های غیر هوازی بدون هسته و غشاء هسته ای است اتفاق غیر طبیعی و ماوراء مادی رخ می دهد و در درون صلصال و از توده سیاه یا رسوب حما مسنون و در مرحله چهارم اقوات ماده بی جان به جاندار تبدیل میشود و این رویداد عملا خلق الساعه است ولی تنها برای یک بار و پس از آن تمامی موجودات زنده از این سلول اولیه حیات نشات می گیرند. این خلق الساعه (کن فیکون) در قرآن در سه رویداد مهم اتفاق افتاده است. البته در جهان مادی و در قیامت هم کن فیکون داریم که از بحث ما خارج است
اول ایجاد کیهان از هیچ –اینجا کلیک کنید- و دوم تبدیل ماده بی جان به جاندار در خلقت اولیه حیات – خلقت حضرت عیسی و آدم –اینجا کلیک کنید-. هرسه مرحله با عبارت کن فیکون بیان شده است.
مقالات متعددی درباره خلقت حیات بر اساس علم روز و قرآن در سایت حما مسنون ارائه داده ام که توصیه میکنم علاقمندان به نگرش نو و علمی به آیات قرآن آنها را مورد مطالعه قرار دهند. مطالب عنوان شده در موضوع خلقت انسان در قرآن کاملا منطبق بر آخرین دست آورد های علمی است و میتواند مورد استفاده دانشمندان علوم زمین شناسی و زیست شناسی قرار گیرد و آن را باید باور کنیم -خلقت انسان با نگاهی جدید و مطابقت با علم روز- پیش نطفه. متاسفانه تصورات ذهنی کهن مربوط به هزار سال قبل که بر اساس علم روز آن زمان توسط مفسران بیان شده و هیچ ارتباطی با آیات قرآن ندارد پرده بر افکار ما انداخته و حقایق قرآن مهجور واقع شده. ما برخلاف توصیه خداوند که در آیات متشابه تفکر و تعقل کنید را بکار نمی بریم و همان داستان انحراف در تورات و انجیل است با این تفاوت که اصل آیات قرآن محفوظ و در دسترس قرار دارد و ما باید تصورات ذهنی خود را فدای قرآن کنیم نه برعکس، قرآن را فدای تصورات ذهنی کرده ایم. اگر به قرآن و خداوند اعتقاد داشته باشیم باید بپذیریم که علم هم مخلوق خداوند است و خداوند خلاف علم چیزی بیان نمی کند باید مطالب را از قرآن کشف کنیم و بر تصورات ذهنی خودمان شک کنیم. راه دشوار و درازی برای نشان دادن حقانیت علمی قرآن در پیش رو داریم. نواندیشی علمی در آیات متشابه یک ضرورت است اگر تحجر ما بگذارد. راه را با مقالات جدید انشاءالله ادامه میدهیم با ما باشید.
هرگونه نظر و یا انتقاد به ما در این راه یاری می رساند.سید محمد تقوی اهرمی تیرماه 1397 ویرایش جدید خرداد 1399-ویرایش جدید مهر ماه 1402
{jcomments on}
Write comment (0 Comments)- توضیحات
- بازدید: 6042
مقدمه نوشتار
خداوند در آیاتی از قرآن تاکید می فرماید که اگر می خواست انسان هائی خلق می کرد که همه مومن و تابع باشند ولی برنامه ریزی و طرح از پیش تدوین شده ای برای انسان ها دارد. خداوند انسان را خلق کرد و در معرض آزمایش یعنی پروسه تکامل قرار داده و در پایان جهان مادی و در قیامت انسان های تابع و مومن را برای برنامه های خود از دیگر انسان ها جدا میسازد و اراده کرده است که این جدا سازی را براساس عدالت بین انسان ها انجام دهد و این ارزش والای انسان نزد خدا است. برنامه تدوین شده الهی براساس آیات قرآن خلق پدیده ای هوشمند و با اراده از ماده است. تمامی پدیده های طبیعی بر ذات و فطرت خدائی خلق شده اند و این به این معنی است که همه بر امر و فرمان او تسلیم هستند و تسلیم بر امر او یا قوانین جاریه در جهان مادی را تسبیح آن پدیده ها می داند.
انشاء حیات در زمین از آغاز انبساط کیهان
در دستور(طرح یا عرش) خداوند قرار می گیرد و موتور محرکه این انشاء که تا پدید آمدن انسان تکامل یافته در پروسه حیات ادامه داشته عامل تکامل است. خداوند این موتور محرکه را احسن عملا نام گذاشته است. آدم در پروسه خلقت حیات نقطه پایانی تکامل ساختاری است و تکامل به شیوه دیگری که تکامل فکری و معنوی است از بنی آدم شروع می شود و خداوند هدایت این نسل انسان را که از آدم پا گرفته را خود بر عهده دارد. هدف خلقت کیهان ایجاد حیات و درون آن انسان تکامل یافته است. دنیا که در قرآن منظور حیات در کره زمین است، آزمایشگاه خلق و پرورش انسان است. خداوند در پروسه خلقت انسان دوره های مهمی را نام برده است. مانند خلق جاندار از بی جان، نطفه امشاج نبتلیه، دوره سویته، دوره نطفه، دوره علقه ،دوره ظلمات ثلاثه، دوره نفخ من روحی و دوره دریافت آگاهی و علم و اراده از طرف خداوند و تبدیل بشر تکامل یافته از نظر ساختار تشکیلاتی به آدم اولین انسان تکامل یافته است و نتیجه احسن عملا در حیات زمین است.
خلقت جان دار از بی جان (خلق الانسان من تراب) آغاز جرقه حیات در زمین است و این واقعه عظیم در زمین اولیه و بر روی پوسته داغ و در سنگ رس خالص صورت پذیرفت. از رسوب ترکیبات آلی و اولیه ساختار جسمانی موجودات زنده که شامل اسید های آمینه، چربی ها، قند ها و نوکلئوتید ها که قرآن آن را حما مسنون نامیده و علم زیست شناسی اخیرا به این نتیجه رسیده که نطفه اولیه حیات از توده سیاه چسبنده بوده است (در شهاب سنگها هم دوده سیاه و یا توده سیاه مشاهده شده که نشانه حیات ناقص و قطع شده در آن خورده سیاره ها و شهاب سنگ ها که احتمالا با هم برخورد کرده اند و حیات در مرحله حما مسنون متوقف شده است) و در درون لایه های سنگ رس و یا به زبان عامیانه خاک. خاک همان سنگ رس است که بر اثر فرسایش طولانی به همین خاک که گیاهان از آن بیرون می آیند تبدیل شده و خداوند متعال در قرآن آن را طین نامیده و صلصال کلفخار هم سنگ رس حرارت دیده و داغ است. در قرآن اشاره ای به گل رس نشده (گل رس مخلوط آب و خاک رس است) و این ساخته و پرداخته ذهنیت کهن ما است. زمانی که خلقت انسان از رس شروع شد خاکی مانند خاک امروزی وجود نداشت که با آب گل بشود. سنگ رس گداخته و سرد شده بر روی پوسته جامد زمین اشاره مفسرین به گل کهنه و امثالهم بر داشت های گذشتگان 1300 سال قبل از علم آن زمان است که با واقعیت قرآن و علوم زیست شناسی و زمین شناسی همخوانی ندارد. حدود 4 میلیارد سال گذشت و سنگ رس و سایر کانی ها بر اثر فرسایش نرم شدند.
صلصال کالفخار و حما مسنون مفهوم خاص خودشان را دارند. بر گردیم به اصل مطلب که چرائی آفرینش انسان و فلسفه وجودی آن است. انسان از طرف خداوند از میان کلیه موجودات زنده بر انگیخته می شود. اختیار و علم و آگاهی از صفات ذاتی خداوند در او قرار داده می شود و باید بر اساس این گزینه های داده شده با آگاهی و اختیار راه صراط المستقیم را بپیماید تا مانند سایر پدیده های طبیعی که تسلیم ذات باریتعالی شده اند به فطرت خدایی خود برسد.
باید آگاهانه و اختیاری تسلیم اراده خداوند شود. اتم ها و الکترون ها با قوانین چهارگانه ای که امر خداوند هستند و در نهاد آن ها گذارده شده بدون اکراه به همان فطرت اولیه خود استوار هستند و استوار بودن و حرکت تکراری در درون آنها عامل بقاء و پایداری آنها است و آنها تسلیم امر خداوند هستند و هم چنان تسبیح ذات باریتعالی را انجام می دهند. تمامی موجودات زنده هم بر اساس امر خداوند که وحی ابلاغیه در درون پدیده ها است زندگی خود را در چهارچوب برنامه تدوین شده سپری میکنند و خداوند وحی بر زنبور عسل را برای نمونه و تمثیلی بیان داشته است اینکه خداوند میفرماید وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ- جن و انس مجموعه انسان را تشکیل می دهندرا برای عبادت خداوند آفرید .عبادت خداوند یعنی تسلیم اراده ذات باریتعالی شدن است و گر نه خداوند به عبادت ما نیاز ندارد. خداوند نیازی به عبادت جن و انس ندارد. این تمثیلی است از چرائی خلقت انسان. فلسفه خلقت انس و جن را شرح میدهد. خداوند برنامه ریزی کرده است و می خواهد نتیجه این برنامه ریزی را در قیامت با رعایت عدالت بیرون آورد و چرا این برنامه ریزی را انجام داده است، تصمیمی است که در مدیریت طرح و برنامه او قرارداده شده و از اسرار غیب است و ما به آن دسترسی نداریم.
خداوند در آیه-7-سوره هود می فرماید -
هو الذي خلق السموات والارض في ستّة ايام وكان عرشه علي الماء ليبلوكم ايّكم احسن عملاً و لئن قلت انّكم مبعوثون من بعد الموت ليقولنّ الذين كفروا ان هذا الا سحرٌ مبين-و او کسی است که کیهان را در شش روز آفرید در حالی که عرش او (طرح و برنامه یا مدیریت او) بر ایجاد آب قرار داشت تا شما را در معرض آزمایش برای رسیدن به احسن عملا قرار دهد و چون گفته شود برای سنجش این احسن عملا شما را بعد از مرگ زنده خواهیم کرد کسانی که کافر هستند گویند این یک جادوی آشکار است (چطور ممکن است ما که مردیم بار دیگر زنده شویم). سماوات و الارض در این آیه منظور کیهان یا کائنات است. عرش در قرآن و در آیات متعدد معانی مختلفی دارد و بر حسب موضوع آیه مفهوم مورد نظر قرآن را می توان استنباط کرد.
مفهوم کلی آن ریشه در تدبیر و مدیریت دارد. ما برای رسیدن به مفهوم واقعی از سیاق آیات مفهوم آن را بیرون می آوریم. عرش محل تدبیر است و بوته انگور هم بر اساس تدبیر روی داربست قرار می دادند بر روی عروشها و گیاهان را هم بر اساس معروشات و غیر معروشات تقسیم بندی کرده بودند. کلمه مدیریت، طرح و برنامه، در آن زمان معنی نداشت و این کلمات با رشد علم و دانش بشر به وجود آمدند . سلاطین و حکمرانان برای مدیریت بر تخت خاصی می نشستند و به تدبیر امور می پرداختند. تخت و تدبیر امور با هم در موضوع حکمرانی یک مفهوم را می داد. در باغها به معنی داربست است و کلمه معروشات به گیاهانی گفته میشد که برای قوام و یا استوای خود به داربست نیاز داشتند. با تدبیر و مدیریت گیاه را سر پا نگه داشتن. درخت خرما غیر معروشات و بوته انگور معروشات بوده است. خداوند برای رساندن مفهوم طرح و برنامه یا مدیریت به معنی نهفته در عرش استفاده کرده است. باید به خاطر داشته باشیم مفاهیم بسیاری از کلمات در علوم طبیعی جدید هستند و خداوند برای بیان مطلب علمی کنونی به لغات فراوانی نیاز داشت از طرف دیگر خواست خداوند بر این قرار گرفته بود که انسان خود به حقیقت امر و قوانین خدا برسد. لذا از کلماتی استفاده نموده که با موضوع علمی امروز تشبیه داشته باشد .
کلمات متشابه این ماهیت دو گانه معنی داشتن را می دهد و اینکه خداوند متعال می فرماید در آیات تدبر و تفکر و تعقل کنید به همین منظوراست. خداوند میدانست که بشر به رشد علمی میرسد و مفاهیم کلمات روشن میشود. در آیه فوق هدف از خلقت کیهان به دو موضوع مهم اشاره شده اول ایجاد آب (حیات در زمین) و دوم لیبلوکم ایکم احسن عملا. انسان هایی که به احسن عملا رسیده برای هدف نهائی خداوند گزینش و بقیه محو و نابود می شوند. احسن عملا معنی عمل انسان (عمل خیر و نیک) نمی دهد. عمل برتر تکامل است هر چیز به سوی احسن عملا در حرکت است. احسن عملا مخصوص اعمال انسان نیست آیه دیگری را مرور می کنیم که از کلمه احسن عملا استفاده شده است. آیه 7 سوره کهف می فرماید.
انا جعلنا ما على الارض زينة لها لنبلوهم ايهم احسن عملا- هر آنچه در زمین قرارداده شده زینت آن قرار دادیم تا آنها را در پروسه آزمایش رسیدن به احسن عملا بیا زمائیم. احسن عملا در رابطه با پدیده های حیات است و تمامی زینت های حیات را میفرماید. آیه بعدی دنباله این آیه است و آن را تکمیل میکند. وَإِنَّا لَجَاعِلُونَ مَا عَلَيْهَا صَعِيدًا جُرُزًا –و تمامی آن هائی که جاعل کردیم یعنی قرار دادیم (در آیه قبل) قطعا بیابانی بی گیاه خواهیم کرد. بنابراین اینجا احسن عملا به انسان بر نمی گردد و این آیه آن را تائید میکند. انسان هم مانند سایر پدیده های حیات مشمول احسن عملا می شود.
الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَهُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ؛ همان كه مرگ و زندگي را پديد آورد تا شما بر احسن عملا بیازماید. مردن و زنده شدن (مرگ و زندگی) استمرار حیات است گیاه خشک می شود و می رویند جانوران می میرند و با عمل لقاح تداوم حیات رقم می خورد. همه در خط احسن عملا قرار دارند و این مختص انسان نیست. به مقاله موت و حیات بعنوان یک قانون در قرآن مراجعه فرمایید. بنابراین احسن عملا در قرآن معنی تکامل میدهد. مرگ و حیات استمرار دارد به خاطر پروسه تکامل یا عمل برتر. سید محمد تقوی اهرمی مرداد 1397 ویرایش جدید خرداد 1399-ویرایش جدید مرداد1402
{jcomments on}
Write comment (0 Comments)