- توضیحات
- بازدید: 4109
مقدمه نوشتار
خداوند احد است و صمد و این دو از صفت ذاتی او نشات می گیرند. قل هو الله احد-الله الصمد-قبل از ایجاد کیهان تنها صفات ذاتی خداوند در محدوده احدیت و صمدیت (جائی که کیهان می خواهد ایجاد شود)حاکم بود زمان، مکان و ماده وجود نداشت. از نظر تعریف مادی تنها هیچ بود. اراده و خواست خداوند بر آن قرار گرفت که امر خود را برای ایجاد کیهان بکار گیرد و فرمود باش و در یک کسر بسیار کوتاهی از زمان انجام شد. إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَیْئاً أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُون.
در احدیت نور ذات خداوند که نور علی النور بود انرژی ما فوق انرژی ها که علم فیزیک آن را انرژی ناب می نامد حاکم بود. این انرژی صمد بود فوق العاده داغ و فشرده و چگال- بدیع السموات والارض واذا قضی امرا فانما یقول له کن فیکون. خداوند ابداع کننده کیهان از هیچ و هنگامی که طرح و برنامه خداوند بر ایجاد امر قرار گرفت، می فرماید باش می شود. در نقطه ای بینهایت کوچک و داغ و چگال انرژی ناب از عالم غیب یا عالم ماوراء ماده بروز کرد و بیگ بنگ نقطه ظهور این رویداد بود. از لحظه ابداع السموات و الارض تا ابتدای فطرهن که انبساط کیهان است، برزخ بین عالم غیب و عالم شهادت است ( با برزخ قیامت اشتباه نشود). محدوده ای است که مختصات هر دو عالم در آن بوده است. ماده خلق نشده، مکان وجود ندارد، چنان کوچک است ده به توان منهای 35 متر که در تصور نمی گنجد. این را علم فیزیک محاسبه کرده عملا یعنی متمایل به هیچ، زمان و مکان در حال ایجاد است از صفر تا ده به توان منهای 43 ثانیه و این محدوده را علم فیزیک دوره پلانک و سینگولاریته کیهانی می نامند به عربی می شود احدیت کیهانی. دانشمندان فیزیک و اختر شناسی می گویند احدیت هم از احد منشاء شده و خداوند هم در 1400 سال پیش خود را احد و توپر و فشرده و چگال می نامد. دقت شود قبل از بیگ بانگ هیچ بوده است و نه عدم ماده و انرژی وجود نداشت. همراه با اراده و خواست خداوند برای ابداع کیهان از هیچ جلوه ای از نور ذات خداوند بر نقطه ای متجلی می شود. اینکه بگوئیم قبل از ایجاد کیهان از هیچ انرژی ناب حاکم بود درست نیست.
چرا علم فیزیک به این کلمه اعجاز انگیز قرآن رسیده و اعلام کرده که کیهان از احدیت آغاز شد. البته علم نمی دانست که قرآن هم احدیت و صمدیت دارد و بدیع السموات و الارض یعنی کیهان از عدم یا هیچ ایجاد شد. نمی فرماید کیهان از عدم خلق شد چرا که خلق شدن باید از چیزی که وجود دارد پدید آید می فرماید، خداوند ایجاد کننده کیهان از هیچ. خلق بعد از فطرهن اتفاق می افتد. کلمات خداوند حساب شده انتخاب شده و پر مفهوم است. این وحی و کلام خدا است یا رویای رسولانه به زعم فردی که عقل و خرد خود را بر تخیلات ذهنی گذشتگان بنا کرده است و نه مطالعه و تعقل در آیات. در احدیت صمدیت (لغت کاملا نو و جدیدی است که باید در فرهنگ لغات علمی قرآن ثبت شود) حاکم است. یعنی در فضای بینهایت کوچک همه ذرات بنیادی مکان و فضا و زمان تحت صمدیت، فوق العاده فشرده و درهم تنیده شده اند. احدیت و صمدیت از صفات ذاتی خداوند است. چرا خداوند صفات ذاتی خود را فشردگی یا چگالی مطلق و احدیت اعلام کرده ، برای تعقل ما و بیان اصل پیدایش جهان مادی. انا لله وانا الیه راجعون. همه چیز از خدا آغاز شده و به خدا بر می گردد.
امر چیست و کی در کیهان جاعل شد
امر خداوند در این محدوده یعنی محدوده احدیت و در ابتدای فطرهن که کیهان هنوز خلق نشده جاعل می شود و فرماندهی آن ها را بر عهده می گیرد- إِنّا کُلَّ شَيْءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَروَما أَمْرُنا إِلاّ واحِدَةٌ کَلَمْحٍ بالبصر. کل شیی یعنی کل ماده که می تواند جهان مادی را که کل شی را در بر دارد معنی کرد. قدر با سکون دال و فتحه ق معنی اندازه ولی قدر با فتحه ق و فتحه دال معنی تقدیر می دهد نه اندازه. بنابراین معنی آیه می شود ما کیهان را با طرح و برنامه خلق کردیم و امر ما در یک واحد کلمح البصر استقرار یافت. ابتدا اراده خداوند بر برنامه ریزی کیهان قرار می گیرد و امر او برای خلق کیهان در یک لحظه بسیار کوتاه استقرار می یابد. بهترین بیان برای تشریح سرعت استقرار امر کلمه کلمح بالبصر بوده است که معنی کسری از ثانیه هم به مفهوم امروزی از آن استنباط می گردد. این از جمله آیات متشابه است. خداوند طرح و برنامه ریزی دارد. دو قانون کلی مربوط به خلق در نظام خلقت وجود دارد. قدر فسوی و قدر فهدی.
قدر فسوی برنامه ریزی و بعد ساختار شکلی آن را ایجاد می کند یا سر و سامان می دهد. قدر فهدی برنامه ریزی و سپس به سمت هدف نهائی رهنمود می کند. هنوز ماده فرصت ابراز وجود پیدا نکرده است یعنی نمی تواند آزاد حرکت کند و در بند صمد یا فشردگی گرفتار است و به ناگهان فطرهن رخ می دهد، فاطر السموات و الارض خداوند باز کننده کیهان است. در ابتدای انبساط گرانش و سپس سه قانون اصلی ساختار کیهان که همه از جنس نیرو و انرژی هستند و به عبارتی هسته ای قوی، هسته ای ضعیف و الکترو مغناطیس در آن محدوده جاعل می شوند و با گرانش چهار قانون اصلی فیزیک. ولی هنوز از ماده یعنی پروتون ها و نوترون ها خبری نیست. ماده به صورت پلاسمای کوارک و گلوئون درهم تنیده هستند. امر فرماندهی عملیات خلق ماده را بر عهده دارد. ملائکه که نیرو های وصل کننده ساختار ماده است یا قوانین طبیعت در این لحظه وارد این رخ داد میشوند.
الْحَمْدُ لِلّهِ فاطِرِ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ جاعِلِ الْمَلائِکَةِ رُسُلاً أُولي أَجْنِحَةٍ مَثْني وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ يَزيدُ فِي الْخَلْقِ ما يَشاءُ إِنَّ اللّهَ عَلي کُلِّ شَيْءٍ قَديرٌ- ستايش مخصوص خداوندي است که باز کننده آسمانها و زمين (کیهان ) است که ملائکه را به عنوان پیک در آن قرار داد که برخی داراي بالهاي (قدرت یا نیرو) دو گانه و سه گانه و چهارگانه هستند، او هر چه بخواهد در آفرينش ميافزايد، و بر هر چيزي تواناست.
ابتدا نیروهای مورد نیاز ساختار مادی کیهان در آن محدوده جاعل (خلق نمی شوند زیرا وجود ندارند در هم تنیده شده هستند و قرار داده می شوند) و آن ها نیروهای دوگانه و سه گانه و چهارگانه هستند. بازهم یاد آوری می کنم کلمات انرژی، نیرو، انبساط ، چگالی، فشردگی و ابداء از هیچ حدود کمتر از دو قرن وارد ادبیات علم فیزیک و اختر شناسی شده است و قرآن در 1400 سال قبل در تمثیل هائی این واقعیت علمی را برای نشان دادن اعجاز قرآن و اثبات وحی کلام خدا است بیان فرموده. بال به پرندگان نیرو می دهد که با آن پرواز کنند. بنابراین بال نیرو است. از نظر علم اختر شناسی در ابتدای انبساط کیهان و بعد از محدوده پلانک ابتدا چه چیزی در آن ظاهر می شود. نیرو های چهارگانه فیزیک. الکترو و مغناطیس دو نیرو است. گرانش نیروی جذب به مرکز است در برابر خود نیروی گریز از مرکز هم وجود دارد. اگر تنها نیروی گرانش بود جهان مادی هم وجود نداشت .اشاره آیه دقیقا می تواند در این ارتباط باشد. نیرو های بیشتری وجود دارند که هنوز کشف نشده اند- يَزيدُ فِي الْخَلْقِ ما يَشاءُ - باید توجه داشت که ماده و انرژی تنها حدود 5 الی شش درصد کیهان را تشکیل می دهند. ما ماده تاریک و انرژی تاریک داریم. در محدوده انفجار آمیز انبساط کیهان تا آرامش و تثبیت انبساط به دلیل حرارت فوق العاده بالا و فشردگی زیاد هنوز ماده نتوانسته عرض اندام کند. بنابراین هنوز ماده خلق نشده ولی مقدمات خلق آن فراهم شده است. این ها قوانین یا نیرو و انرژی پیوند دهنده اجزاء ماده است. بنابراین جهان مادی از ماده و انرژی تشکیل شده است. حال امر چیست. قدر فهدی و قدر فسوی. خداوند ابتدا برنامه ریزی می کند و سپس آنرا سامان داده و هدایت میکند. امر دستور و فرمان خداوند است در هدایت جهان مادی. اینکه دانشمندان به این نتیجه رسیده اند که جهان مادی از نظم خارق العاده پیروی می کند امری فرماندهی آن را بر عهده دارد. آیه زیر این مورد را تایید می کند.
ان ربكم الله الذي خلق السموات والارض في سته ايام ثمّ استوي علي العرش يغشي الليل النهار يطلبه حثيثاً والشمس و القمر و النجوم مسّخرات بامره، الا اله الخلق والامر تبارك الله رب العالمين
به درستی که خدای شما کسی است که کیهان را در شش مرحله خلق کرد و سپس به مدیریت آن پرداخت- ثم الستوی علی العرش- شب را بر روز می پوشاند و هر دو در پی هم هستند (اشاره به تکرار جای خود و هر جا شب و روز اشاره شده منظور زمین است ) و خورشید و ماه و ستارگان را مسخر امر خود فرمود. بدانید که خلق و امر به او تعلق دارد. تبارک الله رب العالمین.
خلق و امر دو مقوله جدا از هم نیستند و با هم ساختار جهان مادی را به پیش می برند. عالم خلق و عالم امر بطور جداگانه نداریم بلکه عالم خلق و امر داریم. در آیه تمرکز و تفکر کنیم و از عقل خود هم استمداد بگیریم. البته علم هم مخلوق خدا یجاست و به ما کمک می کند تاویل این آیه را درک کنیم. اشاره کردیم آغاز انبساط شروع خلق ماده است و ابتدا نیروها ااد شدند و مطابق نظر علم فیزیک (پروفسور واینبرگ فیزیکدان برجسته و برنده جایزه نوبل فیزیک) ماده در زمان کوتاهی حدود چند دقیقه با پایین آمدن حرارت و باز شدن فضا خلق می شود. در این شش دوره نوترون ها به پروتون ها تبدیل و هسته اتم های هیدروژن و هلیوم به مقدار 75 درصد هیدروژن و حدود 24 درصد هلیوم که 99 و اندی در صد ساختار مادی کیهان را تشکیل می دهند در شش مرحله خلق شدند به مقاله خلقت کیهان در شش روز مراجعه فرمایید. با امر خود ستارگان و خورشید و ماه و زمین را اداره می فرماید با امر خود آنها را مسخر و تحت فرمان خود در آورد. بنابراین خلق و امر در کنار هم و از هم جدا نیستند.
کلمه ابداع، فطر، خلق هر کدام دارای معانی خاص خود هستند و در دل خود مفاهیمی را بیان می کنند. ما همه این سه کلمه را بدون توجه به جایگاه آنها در آیات خلق کردن معنی میکنیم. ابداع ایجاد از هیچ و فطرهن باز کردن و یا انبساط معنی میدهد و خلق هم ایجاد از چیزی که وجود دارد. ماده از کوارک ها و گلوئون ها و بوزون ها تشکیل شدند و تا این ها ایجاد نشده اند خلقی وجود ندارد و به همین منظور است که خداوند متعال کیهان را در سه دوره متفاوت ابداع و فطرهن و در آخر خلق کردن بیان کرده است.
قرآن بدیع السموات و الارض و فاطر السموات و الارض را بیشمار ذکر کرده است و اساس خلقت انسان هم از ابتدای انبساط کیهان رقم می خورد، چرا ؟ که امر خداوند فرماندهی و مدیریت ماده و انرژی را در دست دارد تا مقدار هیدروژن و هلیوم دقیقا 75 به حدود 24 باشد تا زمینه ایجاد آب برای حیات در زمین فراهم شود. بعد از بدیع السماورات و الارض خلق السماوات و الارض می آید و کلمه عرشه علی الماء بیانگر این موضوع است که خلقت کیهان در شش دوره باید به جائی ختم شود که امکان ایجاد آب فراهم گردد. عرش خداوند بر آب و خلقت حیات در زمین . در آیه فوق ابتدا ماده در شش دوره خلق می شود و سپس خداوند به مدیریت آن می پردازد و زمین و خورشید و ستارگان بعد از شش دوره خلقت کیهان پدید می آیند و در تسخیر امر خداوند قرار می گیرند و خداوند سپس اعلام می فرماید، الا اله الخلق والامر. بنابراین خلق سموات الارض در این آیه خلق کیهان است که از ماده و انرژی تشکیل شده و سخت افزار کیهان هستند و امر نرم افزار آن است که فرماندهی و برنامه ریزی را برای ایجاد کهکشانها و منظومه شمسی برعهده دارد.
هنوز هم در کهکشان ها و همین طور منظومه شمسی از این 75 درصد هیدروژن و 24 درصد هلیوم ساخته شده و می شوند. خلقت کیهان از خداوند احد و صمد آغاز شد
امر در قرآن با معانی دیگری هم آمده مثلا روح هم امر خداوند است که در ساختار مادی موجود زنده و در ژن آن مستقراست و اطلاعات موجود زنده را به پیش میبرد به مقاله نفخت فیه من روحی درتک سلولی اولیه حیات رخ داده مراجعه فرماِید
سنگ ها و جمادات روح فاقد روح هستند ولی امر خداوند ساختار مادی آن ها را شکل داده است در حقیقت نوع دیگر از روح نوع فرماندهی آن ها را بر عهده دارند. در آیات 9 الی 12 سوره فصلت که چهار آیه است از بدو جدا شدن زمین از توده ابر خورشید تا ایجاد پوسته جامد بر روی آن و تشکیل اقوات غذای موجودات زنده که قرار است برای اولین بار خلق شوند و تبدیل سماء زمین به هفت طبقه و در هر طبقه امر آن در آنها همراه با قوانین مربوطه قرار داده میشود. بنابراین امر در کنار ماده و قوانین آن که انرژی باشد همان حکم نرم افزار را دارد.
قُلْ أَئِنَّكُمْ لَتَكْفُرُونَ بِالَّذِي خَلَقَ الْأَرْضَ فِي يَوْمَيْنِ وَتَجْعَلُونَ لَهُ أَندَادًا ذَلِكَ رَبُّ الْعَالَمِينَ- وَجَعَلَ فِيهَا رَوَاسِيَ مِن فَوْقِهَا وَبَارَكَ فِيهَا وَقَدَّرَ فِيهَا أَقْوَاتَهَا فِي أَرْبَعَةِ أَيَّامٍ سَوَاء لِّلسَّائِلِينَ- ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء وَهِيَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ اِئْتِيَا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ- فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَأَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاء أَمْرَهَا وَزَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَحِفْظًا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ
جمله فقال لها وللارض اتیا طوعا او کرها قالتا اتیا و طائعین-خداوند به زمین و سماء آن فرمان میدهد در این وضعیت قرار گیرید چه بخواهید و چه اکراه داشته باشید و آنها اطاعت کردند. حاکی از این است که همه جمادات مطابق نرم افزار تعبیه شده که امر باشد ناچارند در تسخیر امر قرار گیرند. دو الی سه آیه دیگر در ارتباط عالم غیب السموات و الارض را هم نظری بیندازیم. کلام را به پایان بریم.
وَلِلّهِ غَیْبُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا أَمْرُ السَّاعَةِ إِلاَّ کَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ -النحل –77 ماورائ جهان مادی در سیطره ذات باری تعالی است و از آنجا امر الساعه با یک کلمح البصر و حتی بسیار کمتر از آن در ایجاد کیهان قرارمیگیرد. امری که به بالاترین سرعت مستقر میشوند. امر الساعه قیامت نیست. قیامت وجود دارد و با یک نفخ فی الصور وقایعی در آن اتفاق می افتد.
إِنَّ اللَّهَ یَعْلَمُ غَیْبَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاللَّهُ بَصِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ- الحجرات 18-خداوندعلم ماورائ جهان مادی را می داند وبرکارهائی که انجام می دهید بینا است.همه را می بیند.
قل لَّا يَعْلَمُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ الْغَيْبَ إِلَّا اللَّهُ ۚ وَمَا يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ ( 65 ). غیب عالم ماوراء ماده را فقط او میداند، او می داند که جهان مادی در چه زمانی برچیده و قیامت برپا می شود. مقولات روح، امر، وحی، کتاب مبین (مرکز داده های جهان مادی) از سنخ ماوراء ماده است و نمی توان با تعاریف ماده به آن دست یافت و نمی توان در شتاب دهنده سرن به دنبال روح گشت. این همه نظم خارق العاده و تبعیت از یک الگو در نظام خلقت ارتباط به امر دارد. در مقالات بعد انشاء الله به روح و وحی و انواع آن با استناد با آیات قرآن می پردازیم. سید محمد تقوی اهرمی آبان 1397 ویرایش جدید خرداد 1399-ویرایش جدید شهریور 1402
{jcomments on}
Write comment (0 Comments)
- توضیحات
- بازدید: 4430
مقدمه نوشتار
آیات متشابه در قرآن از وقایع علمی و یا حوادثی که در آینده زمان نزول قرآن رخ خواهد داد برای ادله و اثبات حقانیت خدا در قالب تمثیل اشاره می کند. مثلا کلمات مشرق و مشرقین، مشارق، مغرب، مغربین و مغارب که در زمان نزول قرآن غیر قابل درک بود، چرا مردم آن زمان فقط با یک مغرب و یک مشرق سرو کار داشتند. مفسرین هم بر اساس دید علمی آن زمان شرحی بر آن نوشته اند و هر کدام سعی نمودند راز آن را با کلمات بگشایند. 1300 سال گذشت و دانشمندان با سفر به دو قطب زمین راز آن را کشف نمودند. به مقاله مشارق و مغارب واقعیت عینی در زمین دارند مراجعه فرمایید.
برای کسانی که اهل تجسس علمی هستند و با عقل و فکر علمی کار می کنند، ادله ای است برای اعجاز قرآن. آیات بیشماری هرکدام یک موضوع علمی را در قالب داستان و تمثیل بیان می کنند. آیات متشابه دو وجه دارد ظاهر و باطن. خداوند برای بیان یک موضوع علمی که در 1400 سال قبل کسی نمی توانست آن را درک کند در قالب تمثیل و تشبیه و استفاده از کلمات خاص آن را بیان کرده است. کسانی که اعتقاد به خداوند متعال ندارند در نظرات گذشتگان می گردند و سوژه برای نفی وحی و قرآن پیدا می کنند و از آنجائی که جوانان مومن و تحصیل کرده مطالعات قرآنی ندارند پاسخ این شبهات را از علماء اسلام می پرسند و آنها هم قریب به اتفاق در بند ذهنیات کهن گرفتارند و همان پاسخ و نظر گذشتگان را توجیه و شبهه روی شبهه ایجاد می کنند. منظور من آیات متشابه است که با علوم طبیعی سر و کار دارند. محکمات اساس قرآن است و آیات کاملا روشن و واضح بیان شده و نیاز به تفسیر دارند ولی تاویل ندارند. به عکس آیات متشابه تفکر و تعقل می خواهد و کسی که آن را تاویل می کند باید به علم آن وارد و تخصص داشته باشد.
در حقیقت می توان گفت که آیات متشابه برای امروزه که عصر شکوفائی علم است نازل شده تا با روشن شدن مفاهیم علمی آن به ایمان مومنین افزوده شود و کافران اهل علم و منطق هم بدانند که کلام خداوند وحی بوده است نه رویای رسولانه. معاندین و گمراهان و متحجرین از دیدگاه گذشتگان هزار سال قبل به آیات خداوند نگاه می کنند و گمراه می شوند. برخی از روی لجاجت با قرآن گفته منسوخ شده گذشتگان را وسیله فتنه انگیزی قرار میدهند(عامدا نظرات کهن را در سایت ها منعکس و تکرار می کنند، تا چنان تلقین نمایند که قرآن اینها را می گوید ) و برخی هم نا آگاهانه از آن تصورات تبعیت می کنند که هر دو دو لبه یک قیچی هستند برای بریدن اعتقادات مردم. عامدا و غیر عامدا دست به یک کار می زنند.
سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِی الْآفَاقِ وَفِی أَنفُسِهِمْ حَتَّی يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ- بزودی آیات خود را در کیهان و در نفس خودشان (مانند مولکول های ژن) به شما نشان می دهم تا بدانید و یقین حاصل کنید خداوند حق است و وجود دارد. کلمات کلیدی بسیاری در قرآن است که امروزه در محافل علمی بر روی آن بحث می کنند و نظرات علمی معتبری در مورد آن ها ابراز شده و به اصطلاح بحث روز دانشمندان زیست شناسی و زمین شناسی و اختر شناسی است که در قرآن به آن ها اشاره کرده و زوایای علمی آن ها را بیان کرده است. حما مسنون و صلصال، صلب و ترائب ،ماء مهین، نطفه امشاج در خلقت انسان، ابداع، فطرهن و خلق در کیهان در اخترشناسی و عرش خدا برعدد هشت و نوزده نگهبان در دوزخ در پیدایش و برچیده شدن کیهان که اگر با دید علم مربوط به آن نگاه کنیم و نه با نظر منسوخ شده گذشتگان مطابق علم هزارسال قبل زوایای علمی کلمات خداوند در قرآن آشکار می شود.
چگونگی انبساط و جمع شدن کیهان در آیات بیشماری میتوان یافت. آخرت به تعبیر قرآن ادامه حیات دنیا ولی در زمین دیگر بدل این زمین و برچیده شدن کیهان قبل از قیامت صورت می گیرد یعنی ابتدا معاد باز گشت همه ذرات مادی جهان مادی و ما انسان به خدا و سپس قیامت، معاد جمع شدن ذرات بنیادی به دوره قبل از انبساط کیهان در حالیکه قیامت در بدل زمین رخ می دهد. انا لله و اناالیه راجعون. البته وقایعی به استناد آیات قرآن قبل از قیامت و حتی بر روی زمین که ما زندگی می کنیم رخ می دهد مانند آیه زیر-
یُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّماءِ إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ یَعْرُجُ إِلَیْهِ فی یَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ-سجده 5 - خداوند امر خود را از آسمان به زمین تدبیر می کند و این امر در روزی که به حساب شما هزارسال است را بر می گرداند - یعرج -. دوره برگشت حیات هزار سال است و چندین قرن از آن گذشته و با ظهور هوش مصنوعی و کنار گذاشتن تفکر و تعقل انسان و تولید بچه انسان در کارخانه مانند کارخانه جوجه کشی همه دخالت در امر خدا است و خدا حیات را بر می دارد.
امر خداوند از آسمان به زمین مطابق آیه 11 سوره فصلت تداوم حیات است که در یک دوره هزار ساله کم کم برچیده می شود البته به دست خود انسان و به قول پروفسور هاوکینگ بشر چند قرن دیگر بیشتر در زمین زندگی نمی کند. هزارسال وعده خداوند خیلی وقت است شروع شده است. روزهای هزار و پنجاه هزار در جهان مادی است یا در قیامت.
آخرت یعنی دنیای پس از حسابرسی (اول قیامت رخ می دهد و سپس آخرت محل استقرار کسانی که از فیلتر آزمایش الهی جهنم سقر یا پل صراط عبور کرده اند) ادامه حیات تکامل یافته زمین است با انسان های استوار بر ذات فطرتی خدایی خود که از اول آفرینش هدف خداوند بوده است. تسویه انسان هائی که به خود ظلم کردند و از ذات فطری خود خارج شدند خالص سازی انسان ها، نتیجه دوره آزمایش خلقت انسان در حیات زمین است. خداوند اراده کرده است انسان های مستضعف و مومن را در زمین به سروری و آقایی برساند، منظور در زمین قیامت است نه در زمین دنیا. جائی که همه مومن واقعی هستند و جائی برای لائیک ها، مشرک ها، کافران و خطاکاران نیست.
حالا زمان قیامت از نظر قرآن چه موقع است. به آیه 187 اعراف توجه فرماِید.
یسأَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْسَاهَا قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ رَبِّي لاَ يُجَلِّيهَا لِوَقْتِهَا إِلاَّ هُوَ ثَقُلَتْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ لاَ تَأْتِيكُمْ إِلاَّ بَغْتَةً يَسْأَلُونَكَ كَأَنَّكَ حَفِيٌّ عَنْهَا قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ اللّهِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُونَ-اعراف 187
درباره قیامت از تو می پرسند که چه وقت فرا می رسد بگو علم آن نزد خدا است هر موقع وقت آن رسید آشکار می شود و ناگهان بار گران آن بر کیهان مستولی می شود (کیهان ثقیل می شود یعنی فشرده و چگال می گردد، چنان از تو می پرسند گویا تو میدانی بگو علم آن نزد خدا است ولی اکثر مردم علم آن را ندارند. چرا خداوند فرموده اکثر مردم نمی دانند و به رسول اکرم ص هم فرموده فکر می کنند تو میدانی، یعنی رسول اکرم(ص) هم نمیداند وقت قیامت کی است ولی کسانی هستند که می دانند. این تناقض نیست واقعیت علمی است. چرا؟ علم فیزیک و اخترشناسی آن را کشف می کند. دانشمندان علوم فیزیک و اختر شناسی می دانند. خداوند در این آیه می فرماید هر وقت قیامت قرار است اتفاق بیفتد ابتدا کیهان زیر بار آن فشرده و ثقیل می شود. بنابراین برچیده شدن کیهان شروع قیامت است.
علامه طباطبا یی رحمه الله علیه در تفسیر المیزان جمله لا تا تیکم الا بغتته در آیه فوق را به عنوان پدید آمدن چیزی ایست بطور ناگهانی و بدون آنکه قبل از پدید آمدن معلوم باشد، تفسیر کرده است. بنابراین چیزی که قبلا نبوده به ناگهان ظاهر می شود. کیهان به استناد علم اختر شناسی براساس ضوابطی که بر آن حاکم است و مطابق پیش بینی های علمی جمع می شود و پس از آن قیامت است که لا تاتیکم الا بغته ناگهان آغاز می شود. بررسی قیامت از نظر علم و قرآن. به آیه 50 سوره یاسین هم نظری داشته باشیم. البته سالی که من این نوشتار را در سایت گذاشتم مفهوم لا تاتیکم الا بغته را نمی دانستم که مفهوم آن را کشف کردم لطفا کلیک فرمائید.
وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِنْ كُنتُمْ صَادِقِينَ مَا يَنظُرُونَ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً تَأْخُذُهُمْ وَهُمْ يَخِصِّمُونَ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ تَوْصِيَةً وَلَا إِلَى أَهْلِهِمْ يَرْجِعُونَ- میگویند اگر راست می گوئید این وعده (یوم العذاب) کی است، فقط یک صیحه واحد و عظیم که نه فرصت وصیتی دارند و نمی توانند بسوی کسان خود برگردند. این نفخ فی الصور نیست صیحه عظیم است که حیات در زمین به ناگهان برچیده می شود. برچیده شدن حیات در زمین زمانی آغاز می شود که هنوز انسان هائی برروی زمین زندگی می کنند و این نظریه قرآن است. هنگامی که اراده ذات باری تعالی بر برچیدن حیات در کره زمین قرار گیرد واقعه عظیم و ناگهانی بر زمین مستولی می شود. همانند مثلا انقراض دایناسورها ولی بمراتب شدید تر و این حادثه را علم نمی تواند پیش بینی کند .
چنان می آید و غافلگیر کننده است که علم هم نمی تواند آن را پیش بینی کند. ابتدا علائم آن مانند خشکسالی، ظلم بیش از اندازه، تخریب محیط زیست طی محدوده زمانی حدود هزار سال آغاز می شود. آیه ثله من الاولین و قلیل من الاخرین - بندگان خاص خداوند در آغاز پیدایش آدم و چند هزار سال بعد از آن زیاد بودند ولی در دوره آخرین که اکنون ما هستیم بسیار قلیل هستند. با توجه به جمعیت چند صد هزار نفری اولین و جمعیت چند میلیاردی کنونی که واقعا وحشتناک است ما تصور می کنیم مومن هستیم ولی با اعمال و کردار خود در حقیقت مورد نظر خداوند نیستیم، حضرت مهدی(ع) احتمالا در این دوره و اواخر آن و مدت زمانی قبل از یوم العذاب ظهور می کند. برای نجات بندگان مومن خدا. باید توجه داشته باشیم که این یوم العذاب ارتباطی با روز قیامت ندارد. عذاب در این دنیا است برای روشن شدن این موضوع علاقمندان میتوانند به مقاله زمان برزخ از مرگ تا قیامت لحظه ای بیش نیست- مراجعه فرمایند
زمین بر اساس آیات بیشماری از جمله در سوره تکویر آیات 1 الی 3 جمع میشود
اذالشَّمْسُ کُوِّرَتْ وَإِذَا النُّجُومُ انْکَدَرَتْ - وَإِذَا الْجِبَالُ سُیِّرَتْ- وَإِذَا الْعِشَارُ عُطِّلَتْ- وَإِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ- وَإِذَا الْبِحَارُ سُجِّرَتْ- وَإِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ-هنگامیکه خورشید درهم پیچیده شود و ستارگان نور خود را از دست میدهند. و هنگامی که کوه ها روان شوند ( در اثر مذاب شدن) و آنگاه که شتران باردار بار خود را می نهند و هنگامی که وحوش محشور شوند و آنگاه که دریا ها افروخته گردند و هنگامی که نفس ها درهم ادغام شوند و چند آیه بعد و هنگامی که آسمان (فضا) از جا کنده شود. این آیات را باید بر اساس بروز حواددث با ترتیب زیر نوشت. آیات در باره یک موضوع مثلا خلقت انسان در قرآن درسوره های مختلف نازل شده و هنگام بررسی و بحث باید آن را در جای خود گذاشت و بحث کرد. علامه طباطبائی در این مورد در تفسیر المیزان نظر خاصی دارد. نقل از سایت مرکز پاسخگوئی به سئوالات دینی
ایشان با اين كه معتقد به توقيفى بودن ترتيب آيات در اكثر سوره هاى قرآن كريم است، درعين حال تعداد سوره هايى را كه تنظيم بعضى از آيات در آنها به اجتهاد و راى صحابه صورت گرفته است، اندك نمى داند. به نظر ایشان وقوع برخى از آياتى كه به صورت متفرق نازل شده در جايى كه فعلا قرار دارند، خالى از مداخله اجتهادى صحابه نبوده است و اين مساله از ظاهر روايات جمع اول قرآن (در زمان خليفه اول) به دست مى آيد. بنابراین، علامه به توقيفى نبودن ترتيب گروهى از آيات در جمع آورى قرآن پس از رحلت پیامبر(ص) معتقد است، اما در زمان حيات پيامبر اكرم(ص)، كه خود آن حضرت ناظر در امر كتابت قرآن بوده اند، معتقد است بدون شک، ترتيب آیات، توقيفى بوده است. ایشان در این زمینه بطور مفصل در المیزان، ج 12، ص 126 ـ 132؛ و ترجمه المیزان ج 12، ص 183 ـ 192 راجع به این موضوع سخن گفته است "-اینجا کلیک کنید . بنابراین با مقایسه علم اختر شناسی ترتیب آیات میتواند بصورت ذیل باشد.
وَإِذَا الْعِشَارُ عُطِّلَتْ
وَإِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ
وَإِذَا الْبِحَارُ سُجِّرَتْ
وَإِذَا الْجِبَالُ سُیِّرَتْ
واذ الشَّمْسُ کُوِّرَتْ وَ إِذَا النُّجُومُ انْکَدَرَتْ
وَإِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَت
در آیات دیگر قرآن درباره واقعه عظیمی که باعث برچیده شدن حیات در زمین می گردد اشاره شده است. سوره واقعه و زلزال به این واقعه اشاره کرده است -إِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالَهَاوَأَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقَالَهَا. قبل از وقوع این حادثه وحوش و عشار عکس العمل خاصی از خود بروز می دهند. دریا ها در اثر حرارت خورشید تبخیر و پوسته جامد گداخته شده و کوه ها روان می شوند و سپس خورشید از نورافشانی بیرون میاید و ستارگان خاموش و کیهان به دوره اول مره یعنی به سینگولاریته یا احدیت برمیگردد و نفس مستقلی دیگر وجود ندارد تعاریف مادی که این نفس ها بر آن استوار بودند درهم ادغام میشوند. اتم ها و ذرات بنیادی مانند کوارک ها که هر کدام دارای نفس یا ماهیت خاص خود هستند در احدیت همه ادغام می شوند واذالنفوس زوجت پایان و محو شدن ماده در احدیت است
اگر نظریه های زمین شناسی معتبر امروزی را مطالعه کرده باشیم می دانیم که خورشید همه روزه مقادیر عظیمی از ذخایر واکنش های هسته ای خود را از دست میدهد و مرتبا بر جرم آن افزوده می شود تا بالاخره تبدیل به توده بسیار بزرگ سرخ رنگی درمی آید و میلیون ها کیلومتر به زمین نزدیک میشود و زحل و زهره را می بلعد و باعث گرمای شدید در زمین می گردد و جو زمین و آسمان هفت طبقه آن از بین میروند و دریا ها بخار می شوند و سپس پوسته جامد زمین در اثر حرارت ذوب می شود (بجای آب آتش مذاب و گداخته جایگزین دریاها می شود) و اذالبحارسجرت -دریاها برافروخته و کوه ها جاری میشوند و این زمانی است که خورشید از رمق می افتد و خاموش و ستارگان بی فروغ میشوند و کیهان جمع می گردد. درمورد جمع شدن کیهان علم هنوز نظریه جامعی که مقبول دانشمندان باشد ارائه نداده است .
دو نظریه کلی وجود دارد
اول کیهان همچنان به انبساط خود ادامه میدهد و دوم کیهان جمع می گردد و به نقطه تکینگی یا سینگولاریته برمی گردد. نظریه علمی میگوید دو حالت ممکن است برای کیهان پیش آید. نقل از کتاب استفان واینبرگ سه دقیقه اول پیدایش جهان فصل هشتم صفحه 165 و 166 ترجمه محمد رضا خواجه پور.
حالت اول اگرچگالی کیهان از چگالی ویژه آن که نسبت مستقیم با ثایت هوبل دارد (ثابت هابل مساوی است با 15 کیلومتر در ثانیه در هر میلیون سال نوری) و برابر است با گرم در سانتیمترمربع کوچکترباشد کیهان تا ابد گسترش می یابد. حالت دوم عکس آن باعث توقف انبساط و جمع شدن کیهان میشود که این جمع شدن با افزایش سرعت آن بر حسب زمان است و برگشت به حالت اول پیدایش کیهان. یعنی علائم آن طی مدت زمانی بروز می دهد که بر اساس ثابت هابل اگر چگالی کیهان به طور مثال دو برابر چگالی ویژه آن باشد. کیهان دارای عمر ده میلیارد سال است و باید حدود پنجاه هزار میلیون سال دیگر به انبساط خود ادامه دهد و سپس به انقباض دقیقا همان انبساط وارونه است و در ده هزار میلیون سال دیگر به حالت تکین (سینگولاریته یا احدیت ) و چگالی آن بی نهایت زیاد شود مانند مرحله پلانک. به تعبیر قرآن به فشردگی مطلق یا صمدیت برمیگردد. درصمدیت که از صفت ذاتی خداوند سرچشمه میگیرد.قل هو الله احد الله الصمد (خداوند احد یا تکین است و توخالی نیست) توپری حاکم است و مانند ماده فضای خالی دیگر وجود ندارد. انا لله وانا الیه راجعون. از احدیت و صمدیت خلق شدیم و به آنجا هم برمی گردیم.
نظریه دوم مطابق نظر قرآن است قرآن میفرماید
-يَوْمَ نَطْوِي السَّمَاء كَطَيِّ السِّجِلِّ لِلْكُتُبِ كَمَا بَدَأْنَا أَوَّلَ خَلْقٍ نُّعِيدُهُ وَعْدًا عَلَيْنَا إِنَّا كُنَّا فَاعِلِينَ- روزى كه فضا (کیهان ) را همچون لوله کردن صفحه نامه ها درهم مى پيچيم همان گونه كه در آغاز آن را ابداع كرديم- ( شاید اشاره به کما بدانا اول خلق به همان چگونگی وسرعت باز شدن و انبساط کیهان باشد. به همان سرعت همه چیز درهم میپیچد وعمل عکس انبساط که همان درهم پیچیدن است صورت می گیرد که قرآن از کلمه نطوی استفاده کرده است چه تعبیری زیبائی است. توجه فرمائید وَإِذَا السَّمَاءُ کُشِطَتْ. آنگاه که اسمان ازجا کنده شود. فضا شروع به جمع شدن میکند. مدل استاندارد کیهان . روزی که فضا را مانند طومار نامه درهم می پیچیم زمان آن چقدر است باید از آیات دیگر کمک بگیریم. شروع آن توقف انبساط کیهان و باز گشت به نقطه اول مره نقطه آغازین انبساط کیهان است.اینجا کلیک کنید.
در حقیقت آقای پروفسور هاوکینگ از نطوی السماء استفاده کرد و مدل خود را ارائه کرد. جالب توجه است که زمان نطوی السماء از کرات اسمانئ دیگر خبری نیست وَإِذَا النُّجُومُ انْکَدَرَتْ و نیروی جاذبه از بین رفته و سموات والارض دیگر مفهومی ندارد و خداوند متعال از کلمه سمائ یعنی فضا استفاده کرده است.
فضائی که کیهان آن را اشغال کرده است درهم می پیچد و بر اساس وعده داده شد این بازآفرینی برنامه الهی است و ما به وعده خود عمل می کنیم- ابداع کیهان از سینگولاریته یا به فارسی تکینگی و به عربی احدیت آغاز شد.
خداوند احد است و محدوده ایجاد کیهان هم از نور ذات باریتعالی و در احدیت از هیچ ابداع شد .در مقاله -خلقت کیهان از خداوند احد و صمد آغاز شد با استناد به آیات قرآن مجید مشروحا شرح داده شده .بنابراین بر چیده شدن کیهان از دید قرآن همان عمل عکس انبساط آن است .سید محمد تقوی اهرمی مرداد 1397 ویرایش جدید تیرماه 1399-ویرایش واصلاحیه جدید 20/11/1404
{jcomments on}
Write comment (0 Comments)- توضیحات
- بازدید: 13314
مقدمه نوشتار
در قرآن نکات علمی فراوانی نهفته است، اگر ما آیات متشابه قرآن را با علم امروزی مقایسه و ذهن را از دیدگاه گذشتگان که مطابق علم زمان خود در روایات درج شده پاک کنیم با حقایق علمی آن آیات می رسیم. در کتاب نقد قران دکترسها که بسیار مغرضانه آیات قرآن را با تفاسیر بسیار قدیمی که مفسران با دیدگاه های علمی روز در هزار و چهار صد سال گذشته تفسیر کرده اند مقایسه کرده و نتیجه گرفته قرآن این ها را می گوید. کسانی که این کتاب را به رشته تحریر در آورده و با ترفندی خاص آن را منتشر کرده اند سالیان مدیدی است که در وحشت گسترش مفاهیم عالیه و علمی قرآن در جهان بسر می برند. البته این کتاب ارزش پاسخگویی ندارد ولی از آنجائی که باعث سوالاتی برای جوانان جویای حقایق قرآن شده است مطالبی که مطرح شده است و نتیجه گرفته اند این ها با علم روز مطابقت ندارد و قرآن کلام وحی هم رویای رسولانه است به آن پاسخ داده و دلایل علمی این اعداد در این نوشتار مطرح می شود. یکی کتاب نقد قرآن را منتشر می کند و دیگری موضوع میتراشد تا اذهان جوانان را مشوش کند. خداوند متعال به این حرکت موذیانه دشمن پاسخ روشن و واضح میدهد.
در سوره مدثر آیات 8 الی 31 از سقر مرحله ای از جهنم (آتش سوزان) صحبت می فرماید و آن را توصیف و سپس به عدد نوزده اشاره می کند. در تفاسیر همه به اعجاز عددی آن پرداخته اند که درست است ولی اصل اعجاز علمی آن است که از دیده ها پنهان مانده . ما در این نوشتار به اعجاز شگفت انگیز علمی ان می پردازیم که ادله روشن بر وحی بودن قرآن و رد ادعای وحی رویای رسولانه است.
عَلَيْهَا تسْعَةَ عَشَر-بر آن نوزده حاکم استَ
بعد از بیان آیه علیها تسعه عشر خداوند دلیل بیان این عدد و ماهیت آن را بیان می فرماید
وما جعلنا اصحاب النار الا ملائكه وما جعلنا عدتهم الا فتنه للذين كفروا ليستيقن الذين اوتوا الكتاب و يزداد الذين امنوا ايمانا ولا يرتاب الذين اوتوا الكتاب والمومنون وليقول الذين فى قلوبهم مرض و الكافرون ما ذا اراد اللّه بهذا مثلا كذلك يضل اللّه من يشاء و يهدى من يشاء و ما يعلم جنود ربك الا هو و ما هى الا ذكرى للبشر-32 مدثر
کمتر مفسری به این آیه که درست بعد از ذکر کلمه نوزده آمده توجه کرده و به آن پرداخته اند. آیه عجیبی است
ما اصحاب آتش را جز از ملائکه قرار ندادیم و عدد آن را هم (اعلام کردیم) که آزمایشی برای کافران است که آن را دست آویز فتنه قرار می دهند. اعلام این عدد برای به یقین رسیدن اهل کتاب و افزایش ایمان مومنین است. آن هائی که در ایمان خود تردید دارند و با خود می گویند منظور خداوند از اعلام این عدد چیست، چه اراده کرده که عدد را فرموده، خداوند این چنین هر کس را بخواهد گمراه و هر کس را بخواهد هدایت می کند و تعداد جنود (لشکر یا کارگزاران خلقت ) را فقط خدا می داند و این سخن جز اندرزی برای مردم نیست.
عدد نوزده هم برای آزمایش انسان ها است که در این عدد و ماهیت آن فتنه انگیزی می کنند و هم برای بیان زیبا ترین رخ داد در کیهان که هم برای مومنین و هم برای اهل کتاب ( مسیحی ها و یهودی ها یا بهتر بگوییم اروپایی ها که سر دمدار علوم فیزیک هستند) حجت علمی است تا بر ایمان آنها افزوده شود. حال این رخداد علمی چیست. ما عدد هشت داریم و عدد نوزده و تا کنون کسی به ماهیت علم کوانتومی این اعداد توجه نکرده است. زمان طولانی در این دو عدد فکر کرده ام خداوند سخن غیرعلمی نمی فرماید . فهم و درک ما ناقص است. خوشبختانه راز این دو را از نظر علم کوانتوم کشف کردم.
اعداد دو چهار شش هفت هشت و نوزده و فلسفه وجودی آن در قرآن.
کیهان را خداوند خلق کرد و برای خلقت آن مراحلی را قرارداد و از بدو خلقت انسان و تکامل او و دمیدن علم و آگاهی در آدم و ظهور او به عنوان اولین انسان تکامل یافته که هدف آفرینش کیهان بوده است (در کیهان ممکن است حیاتی دیگر وجود داشته باشد ولی جهان بینی قرآن بر آن است که کیهان برای خلق حیات در زمین آفریده شده از اهداف خلقت انسان است)، اعدادی در سرنوشت خلقت انسان از بدو شروع انبساط کیهان نقش موثری داشته اند از قبیل خلقت کیهان در شش روز، زمین در دو روز و هفت جو زمین سایر، که در قرآن و در آیات متشابه به آنها اشاره کرده است. خداوند در آیات اعراف 25 به بعد از تکامل آدم از انسان های هم دوره- هدایت بنی آدم را برای رسیدن به تکامل فکری و شیوه زندگی و فرهنگ سازی برعهده گرفته است.
بعد از هبوط آدم از بهشت نا آگاهی خداوند بنی آدم را مورد خطاب قرار می دهد و می فرماید برای شما لباسی فرستاده ایم تا شرمگاهتان را بپوشانید ولی لباس تقوی برای شما بهتر است و توصیه می فرماید خداوند را عبادت کنید و از شیطان دوری کنید و به هنگام هر عبادت لباس خود را بپوشید، بخورید و بیاشامید ولی اسراف نکنید و سخنان پیامبرانی که بر شما فرستاده می شود گوش فرا دهید. آیات 25 الی 54 به بنی آدم نصیحت می کند و همانجا به آنها یاد آوری می کند که خداوند سماوات والارض را در شش روز آفرید و در آیاتی دیگر در تمثیلی چگونگی دفن مردگان را توسط زاغ به آن ها یاد می دهد. در تمامی این آیات که مطالب بسیار مهمی را در قالب تمثیل به بنی آدم یاد اوری می کند بیانگر این است که خداوند هدایت بنی ادم را لحظه به لحظه بر عهده داشته تا تکامل فکری و اجتماعی آن ها به حد معقولی برسد و سپس با ارسال پیامبران مطالب را به بنی آدم ابلاغ می کند و تمامی اعداد را مرتبا در قالب داستان و تمثیل به آنها یاد آوری می کند و این اعداد چنین در فرهنگ جامعه انسانی ماندگار شد. قرآن آن را تکرار کرد تا به عنوان سند تا روشن شدن آن موضوعات توسط علم ادله ای باشد بر حقانیت وجود خداوند متعال. در تمامی آیات تمثیلی اشاره شده مفاهیم در تاریخچه تکامل انسان نهفته است که نیاز به مقاله جداگانه دارد.
کلمه هشت و نوزده هم دارای مفاهیم والای علمی است و حقانیت خداوند را آشکار می سازند. در موضوع هشت مقاله ای تحت عنوان عرش خداوند برهشت و علم کوانتوم منتشر کردم. در این نوشتار به عدد نوزده می پردازم
واقعیت هنری و علمی عدد نوزده
سبک نگارش قرآن که بر وحی کلام خداوند استوار است اعجاز انگیز است و در حقیقت دارای سه بعد مفهومی است البته آیات متشابه که با علوم تجربی سر و کار دارند. ظاهر آیات، اعجاز علمی آن و مفهوم یا تاویل واقعی آیات متشابه. اینکه خداوند متعال می فرماید اگر جن و انس جمع شوند مانند قرآن را نمی توانند خلق کنند. اعجاز عددی به اضافه اعجاز علمی ان است. تمامی حروف و جملات در قران با چینش و تلفیق حروف و اعداد بهم ارتباط تنگاتنگی دارند که توسط بسیاری از پژوهشگران شرح داده شده است - اعجاز عددی قرآن دانشنامهی اسلامی-اینجا کلیک کنید- ما مفهوم علمی عدد نوزده را می خواهیم بررسی کنیم.
در سوره مدثر نکات علمی فراوانی را می توانیم بیرون آوریم و روی آن بحث کنیم. خداوند در تمثیلی روز برچیده شدن کیهان و قیامت را عنوان می کند و به ولید بن مغیره و ترفندهای او برای رد آیات خداوند اشاره کرده و سپس به توصیف سقر (مرحله ای از آتش جهنم می پردازد) که عدد نوزده بر آن حاکم است. آیه عَلَيْهَا تسْعَةَ عَشَر ارتباط با آیات قبل و بعد از آن دارد که متاسفانه آیه را از قبل و بعد از آن جدا و فقط اشاره می کنند که جهنم نوزده نگهبان دارد که روش بسیار غلط در بیان مفاهیم قرآنی است و گمراه کننده است. سخنی از نگهبان آتش نشده، بعد از ذکر عدد نوزده و در آیه بعدی ماهیت این عدد را از جنس ملائکه می داند و ملائکه هم از جنس نیرو و انرژی است. مهمترین نکاتی که در سوره فوق العاده پرمفهوم و علمی که مورد نیاز ما است از قرارذیلند:
چه موقعیت زمانی این عدد حاکم است آیات 8 الی 10
فَإِذَا نُقِرَفِي النَّاقُورِ-فَذَلِكَ يَوْمَئِذٍ يَوْمٌ عَسِيرٌ–عَلَى الْكَافِرِينَ غَيْرُ يَسِيرٍ
جمله فاذا نقر فی الناقور فقط در این سوره آمده است که پس از آن قیامت بر پا می شود. علامه طباطبائی رحمه الله علیه در معنی این آیه به مطلب زیر اشاره می کند" کلمه نقر به معنای کوبیدن و کلمه ناقور هم به معنای هر چیزی که بر آن می کوبند تا صدا کند. کوبیدن مفهوم فشردن را در خود دارد. کیهان فشرده می شود. پس زمان نقر ناقور روز رجوع خلائق به خدا واقع می شود، ناقور کیهان است که مورد نقر واقع و فشردگی بر او عارض می شود " نفخ فی الصور در قیامت اتفاق می افتد ولی نقرفی الناقور روزی است که همه جهان مادی بسوی خدا باز می گردند و سپس قیامت بر پا می شود کیهان به احدیت نقطه آغاز خلقت خود بر می گردد و فشرده و کوچک می شود و این زمان قبل از انبساط کیهان است که فشردگی حاکم بود. از آیه 11 الی 16 وصف حال ولید ابن مغیره است و نعمتهائی که به او داده شده ولی او آیات خداوند را منکر می شود.
انه فكر و قدر-فقتل كيف قدر- ثم قتل كيف قدر- آری (آن دشمن حق) فکر کرد و برنامه ریزی کرد. مرگ بر او باد که چگونه برنامه ای تدوین کرد (تراشید) (آری) کشته باد چگونه او طرحی ریخت (و موضوعی تراشید)
ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ-ثُمَّ أَدْبَرَوَاسْتَكْبَرَ- فَقَالَ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ- إِنْ هَذَا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ –سپس نظری افکند و روی ترش کرد و به(قرآن) پشت کرد و تکبر ورزید و گفت این قرآن جز سحری که آموخته اند نیست و این سخن بشر است ( کلام خدا نیست و رویای رسولانه است).
سَأُصْلِيهِ سَقَرَ-وَمَا أَدْرَاكَ مَا سَقَر-ُ زودا که او را به سقر در افکنم و تو چه دانی که سقر چیست لَا تُبْقِي وَلَا تَذَرُ. نه باقی می گذارد و نه رها می سازد- لَوَّاحَةٌ لِلْبَشَرِ–عليها تسعه عشر -پوسته را دگرگون می کند و بر می دارد و بر آن نوزده حاکم است. صحبتی از نگهبان و فرشته نیست و تنها فرموده عدد نوزده حاکم است بر سقر است.
تاویل یا توجیه علمی این آیات
در آیات فراوانی به موضوع برچیده شدن کیهان و ظهور قیامت در قرآن اشاره شده است. از جمله آیه زیر
يَسْأَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْسَاهَا قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ رَبِّي لاَ يُجَلِّيهَا لِوَقْتِهَا إِلاَّ هُوَ ثَقُلَتْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ لاَ تَأْتِيكُمْ إِلاَّ بَغْتَةً يَسْأَلُونَكَ كَأَنَّكَ حَفِيٌّ عَنْهَا قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ اللّهِ وَلَـكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُونَ- درباره قیامت از تو می پرسند که چه وقت فرا می رسد بگو: علم آن نزد پروردگار من است تنها اوست که چون زمانش فرا رسد آشکارش می سازد فرا رسیدن آن در آسمان و زمین (کیهان) ثقیل شدن را حاکم میکند. جز به ناگهان بر شما نیاید (قیامت بعد از برچیده شدن کیهان) چنان از تو می پرسند که گویی تو از آن آگاهی بگو: علم آن نزد خداست ولی بیشتر مردم نمی دانند. بررسی قیامت از نظر علم و قرآن- اینجا کلیک کنید.روزی که قیامت فرا میرسد کیهان برچیده می شود. اتفاق قیامت بر کیهان بسیار ثقیل است و باعث چگالی آن می گردد. ثقیل یعنی سنگین شدن سنگینی در اثر فشردگی مستولی میشود.
معنی الا هو ثقلت و آیه نقر فی ناقور به معنی کوبیدن بر چیزی که باید کوبیده شود. از آنجائیکه اکثر مفسرین نقرفی ناقور را با نفخ فی الصور یکی دانسته اند که درست نیست ولی هر دو برچیده شدن کیهان از آن استنباط می شود.
کیهان کوبیده یعنی فشرده می شود به احدیت و صمدیت می پیوندد-خلقت کیهان از خداوند احد و صمد آغاز شد .در آیه بالا هم اشاره می کند که قیامت اثر فشردگی بر کیهان می گذارد ثقلت. سنگین شدن و فشرده شدن. مانند اول مره که کیهان از هیچ خلق شد. فشرده و ثقیل بود و باز شد. به مقاله خلقت کیهان از هیچ نظر علوم طبیعی و قران-مراجعه فرمایید.
حال خلاصه ای از پیدایش کیهان از نظر علم را بیان کنیم. کیهان در نقطه ای بینهایت کوچک و داغ و چگال (فشرده و توپر) به تعریف علم یعنی از هیچ به یک باره یا خلق الساعه ایجاد شد. تحولات اولیه کیهان در نقطه آغازین تا زمان ده به توان منهای 43 ثانیه را زمان پلانک می گویند. اندازه کیهان ده به توان منهای 35 متر است. ارقام را توجه کنید. یک متر صد سانتیمتر است و یک دهم، صفر ممیز یک و عدد فوق صفر ممیز 35 صفر و بعد عدد یک، به عقل نمی گنجد (یعنی کل جهان مادی کهکشان ها، ستارگان، ماده تاریک، انرژی تاریک زمانی بهم فشرده شده بودند در یک نقطه ای که تجسم کوچکی آن غیر قابل تصور است). این اندازه را می گویند اندازه پلانک. در این نقطه که ابعاد ندارد -طول، عرض، ارتفاع ندارد، ماده هم وجود ندارد و درهم تنیده هستند. علم میگوید کل کیهان در این نقطه بی نهایت ریز فشرده شده بودند که با منطق علم فیزیک و ریاضیات نمی خواند ولی قرآن توجیه علمی آن را ارائه می دهد. ابتدا هیچ بود (هیچ نبود ماده است و عدم معنی نمی دهد) بارقه ای از انرژی ناب که صمد بود از احد متجلی شد و در دوره پلانک اساس و پایه ماده بهصورتذرات بنیادی گذارده می شود. محدوده احدیت آغاز ابداع جهان مادی و مراحل آن تا انبساط کیهان
بی نهایت فشرده. یعنی ذرات بنیادی چنان درهم تنیده هستند که نمی توانند تکان بخورند. تکانه هم ندارند. این نقطه که از نظر ریاضیات غیر قابل تصور و پیچیده است را از نظر علم سینگولاریته می گویند. به فارسی تکینگی و به عربی می شود احدیت. خلقت کیهان از احدیت و صمدیت آغاز شد (بالا). چگالی بینهایت فشرده است. توپر است فضای خالی ندارد صمد است.
یکی از معانی صمد به عربی توپر است که در آن فضای خالی ندارد. حرارت ده به توان 32 درجه کلوین است. در یک لحظه بسیار کوتاه از نظر زمانی یک کوینتی لیونم ثانیه یعنی ده به توان منهای 29 ثانیه این نقطه بدون ابعاد به یک باره و با قدرت فوق العاده زیاد باز می شود و همراه خودش فضای بسیار بزرگی را ایجاد می کند. ماده شروع به خلق شدن می کند. قوانین چهارگانه فیزیک که از نیرو تشکیل شده اند، فرماندهی ذرات بنیادی را برعهده می گیرند.
این نیروها در حقیقت تبادل اثر بر یکدیگر هستند. نیروی هسته ای قوی (گلئون آن را بر دوش می کشد)، نیروی هسته ای ضعیف ( دو نیروی بوزون هستند W-Boson Z-Boson و الکتر و مغناطیس ( فوتون) و گرانش . این چهار نیرو ماده را بر پا می دارند و گرانش که خارج از اتم ها ماموریت دارد ساختار جهان مادی را سر و سامان دهد. البته در میان ذرات بنیادی عرض اندام می کند ولی ضعیف است. نیروی گرانش را ذره بنیادی گراویتون برعهده دارد که یک نوع بوزون بشمار می آید. به نظر دانشمندان فیزیک، گرانش قبل از ایجاد کوارک ها و گلئون ها خود را آزاد می کند.
در آیات فوق صحبت از جهنم نشده و بجای جهنم از کلمه سقر استفاده شده و سقر جائی است سوزان و آتشی که وصف ان توصیف شده چهار نیرو. نه باقی می گذارد و نه رها می سازد. بعلاوه لَوَّاحَةٌ لِلْبَشَراست پوسته را دگرگون می سازد و یا بر میدارد. کیهان و انقباض آن از دید قرآن-اینجا کلیک کنید . برچیده شدن کیهان عکس ایجاد کیهان است.
انقباض کیهان از حرارت کم شروع می شود و فشردگی و درهم کوبیدن کیهان حرارت را بالا می برد و در محدوده احدیت به منتهای خود می رسد. در پیدایش کیهان بعد از زمان بیگ بانک حرارت که پایین می آید حدود سیصد هزار سال بعد از انبساط کیهان هسته اتم ها الکترون خود را پیدا می کنند و اتم های هلیوم و هیدروژن شکل می گیرند. اینجا عکس بیگ بانک است از حرارت پایین به بالا می رسد. درجه حرارت که به جائی می رسد که اتمها دارای پوسته می شوند، یعنی الکترون به هسته می پیوندد هنوز سقر نیست داغ نیست اتم ها پوسته دارند. با بالا رفتن حرارت در اثر فشردگی و کوبیدن کیهان حرارت به مرحله ای می رسد که اجزای اتم ها از هم جدا و پوسته آن ها برداشته می شود. در اینجا معنی واذا نقر فی الناقور روشن می شود زمانی که کیهان را در هم می کوبیم و فشرده می سازیم این شامل پروتون ها و نوترونها هم می شود. فشردگی که بر کیهان مستولی میگردد حرارت بسیار بالا میرود و در حرارت فوق العاده بالا و فشردگی زیاد اتم ها پوسته خود را از دست میدهند و به اجزای تشکیل دهنده خود تبدیل می شوند. لواحه للبشر برای اتم ها اتفاق می افتد و پوسته اتم ها برداشته می شود. حال چرا در آیه بالا خداوند میفرماید
وما جعلنا اصحاب النار الا ملائكه آیه اول سوره فاطر می فرماید.
اَلحَمدُ لِلهِ فَاطِرِ السَّماوَاتِ وَ الأَرضِ جَاعِلِ المَلائِکَةِ رُسُلاً أُولِی اَجنِحَةٍ مَثنَی وَ ثُلاثَ وَ رُبَاعَ یَزِیدُ فِی الخَلقِ مَا یَشاءُ إنَّ اللهَ عَلی کُلِّ شَیءٍ قَدیر-سپاس خداوند ی است که کیهان را منبسط کرد و در آن ملائکه را مستقر کرد (کارگزاران یا قوانین خلقت) که پیک هستند. آن ملائکه دارا ی دو تا تا و برخی سه تا سه تا و برخی چهارتا چهارتا نیرو هستند و خواست خداوند بر آن قرار دارد که قدرت های دیگری را بدان بیافزاید و خداوند در کل جهان مادی قادر است، دست بر تر دارد. در ابتدای انبساط کیهان ملائکه به عنوان پیک رسان در کیهان قرارمی گیرند که برخی دوتا دوتا نیرو و برخی سه تا سه تا و برخی هم چهارتا چهارتا که اشاره به قرارگرفتن قوانین چهارگانه فیزیک است و کلمه دوتا دوتا و سه تا سه تا ذرات بنیادی و ضد آنها که جفت هستند منظوراست (قوانین چهارگانه هم که به فورس پارتیکل معروفند جزء ذرات بنیادی بشمار می آیند). چه چیزی ابتدای انبساط کیهان در آن قرار داده می شود با علم اختر شناسی مقایسه کنیم. ذرات بنیادی است که در احدیت یا سینگولاریته پلاسمای کوارک گلئون را تشکیل داده بودند و فضا که باز می گردد آزاد می شوند و گرانش، الکترو مغناطیس، هسته ای قوی و هسته ای ضعیف در کیهان جاعل می شوند. دقت فرمایید خداوند نمی فرماید این ها خلق می شوند ،بلکه در کیهان در لحظه انبساط قرار داده می شوند. در زمان پلانک وجود داشته اند و در اول انبساط آزاد و فعال می شوند. بررسی انبساط کیهان از نظر علم و قرآن.اینجا کلیک کنید. ملائکه قبل از انبساط کیهان هم نقش داشته است. ملائکه از نظر قرآن انواع بسیار زیاد با ماموریت های ویژه و از جنس نیرو و انرژی هستند. همه این ها جنود الهی بشمار می آیند.
در آیه 31 سوره مدثر که در بالا اشاره شد خداوند می فرماید. ما جز ملائکه را اصحاب نار قرار ندادیم اشاره به کارگزاران خداوند در انتهای زمان پلانک است و موید این است که عدد 19 همان ماهیت ذرات بنیادی را دارد. ما يعلم جنود ربك الا هو وما هى الا ذكرى للبشر-جنود در این آیه با عدد نوزده ماهیت یکسان دارد و به این مفهوم است که تمامی قوانین طبیعت که ملائکه هستند جنود خداوند هستند. کارگزاران خلقت که ملائکه هستند را تعداد آنها را خداوند می داند. یعنی ممکن است از عدد نوزده هم بالاتر برود. به این آیه هم توجه فرمایید ملائکه چه وظایفی را برعهده دارند.-ماهیت ملائکه و تصورات ذهنی-اینجاکلیک کنید.
اول نوزده از جنس ملائکه است، دوم نیرو هستند و سوم در ابتدای انبساط کیهان در آن جاعل شدند. بنابراین ذرات بنیادی هستند. حال چرا نیرو هستند در زمان پلانک همه انرژی ناب اند که به فرمان خداوند تبدیل به ماده می شوند.
سقر آتش سوزانی است که به دلیل بالا بودن درجه آن پوسته اتمها و نوترون آنها که در سقر حاکم هستند 19 ذره بنیادی است. این نوزده ذرات بنیادی کدامند
ماده از ذرات بنیادی تشکیل شده اند که کوارک ها، فرمیون و گلئون ها درون نوترونها و پروتونها و این دو در درون هسته اتم و همه این ها پوسته دارند و بهم پیوسته و فقط در زمان پلانک آزاد و مستقل و درهم تنیده هستند. اجزای ماده که پوسته آن ها برداشته شده اند عبارتند از فرمیونها و بوزون ها. فرمیون ها خود به دو قسمت لپتون ها و کوارکها تقسیم می شوند. نیروی چهارگاه فیزیک یا قوانین فیزیک که بهForce particle معروفند از بوزون ها تشکیل شده اند شامل الکتر و مغناطیس که فوتون ها هستند. کوارک ها همیشه با گلئون ها تبادل اثر دارند که به هسته ای قوی معروفند و نیروی هسته ای ضعیف که دو نوع بوزن Z وW آنرا به دوش می کشند و بوزون هیگز که جرم دهنده ذرات بنیادی است. نویترنوزها هم ذرات بنیادی هستند که در حرارت بالای سقر که ابتدای انبساط کیهان است پایدار هستند.
بنابراین شش کوارک ، شش لپتون، پنج بوزون می شود 17 ذره بنیادی ، با نوترینوز و گراویتون می شوند 19 ذره بنیادی. تصویر زیر ذرات بنیادی استاندارد را نشان میدهد. بوزون هیگز اخیرا کشف شده است و دانشمندان در آزمایشگاه سرن همچنان در تلاشند ذرات بنیادی جهان مادی را کشف کنند. بفرموده قرآن این عدد می تواند بیشتر باشد و تعداد آن را خداوند می داند.
این ذرات بنیادی استاندارد هستند وقتی در درون اتمها جای می گیرند به انواع متفاوت خود را نمایان میسازند. مثلا کوارک ها با تغییر رنگها تا 24 عدد افزایش می یابند که ایات فوق به آن اشاره کرده است.
جایگاه نویترینو و گراویتون در فورس پارتیکل
نویترینو حالات دیگری دارد که آن ها را در گروه لپتون قرار داده اند.الکترون،تاو،و میون و الکترون نویترینو،تاو نویترینو و میون نویترینو شش لپتون هستند و نویترینو مستقل که مانند فوتون در جهان مادی وجود دارد یک ذره بنیادی لپتون به شمار می آید ولی جزءفوس پاتیکل رده بندی نشده است. گراویتون را بوزون می دانند و برخی دانشمندان آن را دو نوع گراویتون و گراویتینو تقسیم بندی کرده اند و از پیچیدگی های فیزک ذرات بنیادی است که هنوز مشخص نشده کدام و کجا این دو ذره گرانش را مدیدریت میکنند به تصویر زیر نگاهی داشته باشیم. تصویر از سایت فرا درس

ذرات بنیادی استاندارد می توانند افزایش داشته باشند
ما يعلم جنود ربك الا الله درآیه 31 مدثر-تعداد ذرات بنیادی را جز خداوند کسی نمی داند .باید توجه داشت که علم تنها حدود 5 درصد جهان مادی را کشف کرده ما انرژی تاریک و ماده تاریک داریم که علم هنوز دسترسی بدان ندارد. تا آنجائیکه علم بشر توانائی کشف آنها دارد. در آزمایشگاه سرن میتوانند با متلاشی کردن ماده به آن دست پیدا کنند. بنا براین اساس ساختار ماده هم براین نوزده استوار است
یَزِیدُ فِی الخَلقِ مَا یَشاءُ-در آیه 1 سوره فاطر اراده خداوند بر آن است که نیرو های دیگری به آن بیفزاید.
وقتی ما تصورات کهن را کنار بگذاریم و با دید علم کوانتوم به این آیات توجه کنیم عظمت علمی آیات روشن میشود
سَأُصْلِيهِ سَقَرَ وَمَا أَدْرَاكَ مَا سَقَرُ- لَا تُبْقِي وَلَا تَذَرُ-لَوَّاحَةٌ لِلْبَشَرِ-عليها تسعه عشر-
او را به سقر بیاندازید و تو چه دانی سقر چیست- نه چیزی را پس می دهد و نه رها می سازد و پوسته را دگرگون و بر می دارد. در این وضعیت 19 (ذرات بنیادی) حاکم هستند. فرشته ای در کار نیست که نگهبان دوزخ باشند و عدد 19 بر آن یعنی سقر حاکم است .همه نوزده ذرات بنیادی در سقر ادغام شده هستند. پلاسمای گلئون کوارکها .بوزون ها و الکترون و نوترینو هم به حالت درهم تنیده وجود دارند. سوالی که مطرح است چرا در این محاسبه ضد ذرات به حساب نیامده اند.
از نظر قرآن در دوره احدیت ماده کیهان را تشکیل میدهد و ضد ماده جهان موازی با آن را به مقاله جهان موازی و قیامت از دید قرآن مراجعه فرمایید-اینجا کلیک کنید. بعد از جدا شدن ماده از ضد آن و در ابتدای انبساط کیهان 19 ذره بنیادی امکان وجود پیدا می کنند و بوزون ها جرم لازمه را در اختیار آن ها قرار می دهند. در احدیت که ذرات بنیادی درهم تنیده بودند ماده و ضد آنها هم وجود داشتند عرش (مدیریت و طرح وبرنامه خداوند ) خداوند بر هشت بود. –اینجا کلیک کنید. کلمه لا یبقی ولا تذر نه باقی میگذارد و نه رها میسازد. چه مفهوم والای علمی در این جمله نهفته است در سقر که از جمع شدن کیهان به ان نقطه سینگولاریته یا احدیت رسیده دیگر کیهان در انتظار باز شدن نیست انبساطی در کار نیست و ذرات بنیادی به انرژی ناب تبدیل ولا یبقی میشوند و دیگر از باز گشت خبری نیست ولاتذررها نمیشوند. مفسران و نویسندگان محترم از آنجائیکه مفاهیم علمی آیات را نمی دانسته اند لواحه للبشر را پوست انسان معنی کرده اند. پوست انسان نیازی به سقر ندارد آب جوش هم پوست انسان را برمی دارد. سید محمد تقوی اهرمی شهریور 1397. اصلاحیه و ویرایش جدید خرداد 1399اصلاحیه جدید آذر 1401-ویرایش جدید مرداد 1403
{jcomments on}
Write comment (0 Comments)